امام خمینی نصوص مبین احکام را با توجه به مقاصد شریعت تفسیر میکرد
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، آیتالله ابوالقاسم علیدوست در نشست علمی «نسبتسنجی فقه مقاصد با نظام فقهی و اصولی امام خمینی(ره)» با تبیین تفاوت میان فقه، شریعت و مقاصد شریعت، تأکید کرد: مقاصد شریعت نباید به عنوان دلیلی مستقل و حاکم بر نصوص قرار گیرد، بلکه نصوص مبین مقاصد میتوانند در فرایند استنباط، در مواردی قرینهای برای فهم و تفسیر نصوص احکام باشند؛ روشی که در سلوک فقهی امام خمینی(ره) نیز قابل مشاهده است.
آیتالله علیدوست در نشست علمی مؤسسه فقهی امیرالمؤمنین(ع) اظهار داشت: بحث مقاصد در حوزه علمیه باید با رویکردی علمی و به دور از افراط و تفریط دنبال شود و پژوهشگر نباید از ابتدا موضع موافق یا مخالف بگیرد، بلکه باید نسبت مقاصد را با فقه و اصول بر اساس ادله بررسی کند.
وی با تفکیک میان «شریعت» و «فقه» گفت: شریعت، احکام و هنجارهای واقعی الهی است که ممکن است فقیه به آن دست پیدا کند یا نکند، در حالی که فقه، دانش و فرایند استنباط احکام است؛ بنابراین شریعت «مکشوف» و فقه «کاشف ظاهری» است. شریعت معصوم است، اما فقه معصوم نیست و از همین رو اختلاف در فقه امکانپذیر است.
مقاصد شریعت، اهداف کلان شارع در نظام تشریع است
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به تفاوت مقاصد شریعت با علل و حِکَم احکام افزود: مقاصد، اهداف عالی شارع از بعثت پیامبران، نزول کتابهای آسمانی و تشریع مقررات است و نباید صرفاً به هدف یک حکم خاص تقلیل یابد.
وی در توضیح نصوص مبین مقاصد به آیاتی اشاره کرد که هدف بعثت پیامبران را بیان میکنند؛ از جمله آیه شریفه «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا...» که تزکیه و تعلیم را از کارکردهای بعثت میداند و نیز آیه «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ ... لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» که اقامه قسط را از اهداف ارسال رسل معرفی میکند.
آیتالله علیدوست سپس نسبت به تعبیر «فقه مقاصدی» در صورتی که به معنای حاکم کردن مقاصد بر نصوص باشد، هشدار داد و گفت: اگر مقصود این باشد که هرگاه برداشت ما از یک مقصد با ظاهر نص تعارض پیدا کرد، مقصد را مقدم کرده و نص را کنار بگذاریم، چنین رویکردی قابل پذیرش نیست.
سه رویکرد در نسبت نصوص احکام و نصوص مقاصد
وی با تقسیم نصوص دینی به دو دسته «نصوص مبین احکام» و «نصوص مبین مقاصد» اظهار داشت: آیاتی مانند آیات وضو، تیمم، ارث، عده، نکاح و طلاق، نصوص مبین احکام هستند؛ در مقابل، آیاتی که هدف بعثت پیامبران، نزول کتابها و تشریع مقررات را بیان میکنند، نصوص مبین مقاصد به شمار میروند.
این استاد حوزه سه رویکرد اصلی درباره نسبت این دو دسته از نصوص را تشریح کرد و گفت: یک رویکرد «نصبسند» است که در آن فقیه صرفاً به نصوص مبین احکام توجه میکند و از مقاصد در فرایند استنباط بهره نمیگیرد. در نقطه مقابل، رویکرد «مقاصدبسند» قرار دارد که مقاصد را اصل حاکم قرار داده و حتی در صورت تعارض با نص، مقصد را مقدم میکند.
وی افزود: رویکرد سوم، آن است که فقیه باید بر اساس نصوص مبین احکام فتوا دهد، اما نصوص مبین مقاصد در برخی موارد میتوانند نقش قرینه داشته باشند و فهم فقیه از اطلاق یا عموم یک نص را تغییر دهند.
آیتالله علیدوست تصریح کرد: «فقیه باید بر اساس نصوص فتوا بدهد، نصوص مبین احکام؛ ولی توجه فقیه به نصوص مبین مقاصد گاهی قرینه میشود.»
وی تأکید کرد که مقاصد قطعی برخاسته از قرآن، سنت معتبر یا عقل قطعی، «دلیل پنجم» در کنار ادله اربعه نیستند، بلکه میتوانند در چارچوب ادله موجود، به عنوان قرینهای در فهم نص مورد استفاده قرار گیرند.
تفاوت نگاه شیخ انصاری و امام خمینی در فروش سلاح به دشمنان دین
آیتالله علیدوست برای تبیین نحوه حضور مقاصد در اجتهاد امام خمینی(ره)، به بحث فروش سلاح به دشمنان دین اشاره کرد و گفت: شهید اول با توجه به مجموعه روایات این مسئله، میان ادله موجود جمع کرده و در مواردی که فروش سلاح موجب تقویت کفر و دینستیزی شود، حکم به منع میکند؛ در مقابل، برخی فقها مانند شیخ انصاری چنین برداشتهایی را نوعی اجتهاد در برابر نص دانسته و فروش سلاح در حالت صلح را مطلقا جایز دانسته اند.
وی افزود: امام خمینی(ره) در این مسئله مسیر دیگری را دنبال میکند و به جای آنکه صرفاً عنوان جنگ یا صلح را ملاک قرار دهد، مسئله را تابع شرایط و مصالح اسلام و با معیار «حفظ دین» بررسی میکند.
آیتالله علیدوست توضیح داد: بر اساس این نگاه، ممکن است فروش سلاح در شرایطی که موجب تضعیف دین و ضربه به ارکان اسلام شود(چه در حالت صلح چه در حالت جنگ)، ممنوع باشد و در شرایط دیگری، با توجه به مصالح اسلام، حکم متفاوتی پیدا کند. از این رو امام خمینی(ره) برخی اطلاقات روایات را با توجه به قرینه مقاصد محدود میکند.
وی با اشاره به همین تفاوت روششناختی گفت: «اینجا امام خمینی، در قامت عالمی که به مقاصد توجه میکند و نصوص را به قرینه مقاصد معنا میکند.»
توجه به مقاصد به معنای کنار گذاشتن قواعد نیست
این استاد حوزه در ادامه، موضع امام خمینی(ره) نسبت به حیل ربا را نمونه دیگری از توجه ایشان به اهداف شریعت دانست و گفت: امام با وجود توجه به نصوص متعدد و صحیح در این زمینه، با ملاحظه اهداف تشریع حرمت ربا، این شیوهها را مورد نقد قرار میدهد.
وی در عین حال تأکید کرد که نباید از این نمونهها نتیجه گرفت امام خمینی(ره) در همه موارد مقاصد را بر قواعد و نصوص مقدم میکرد. برای نمونه، در بحث خیار غبن، ایشان در چارچوب قواعد فقهی حرکت میکند، هرچند ممکن است نتیجه این قواعد با ملاحظات مربوط به عدالت و حفظ اموال قابل مناقشه باشد.
آیتالله علیدوست گفت: این نمونه نشان میدهد توجه به مقاصد در روش امام خمینی(ره) به معنای تعطیل قواعد فقهی نیست، بلکه جایگاه نص، قاعده، قرینه و مقصد باید در هر مسئله به صورت فنی مشخص شود.
وی در جمعبندی سخنان خود، اجتهاد مطلوب را «اجتهاد منضبط، فنی، منتها بهروز» دانست و اظهار داشت: «پایا یعنی اصولدار، پویا هم یعنی زنده مطابق اقتضائات.»
آیتالله علیدوست تأکید کرد: در مواجهه با مقاصد نیز باید از هر دو افراط پرهیز کرد؛ نه مقاصد را نادیده گرفت و نه آن را به ابزاری برای کنار گذاشتن نصوص تبدیل کرد، بلکه باید جایگاه نصوص مبین مقاصد را به عنوان قرائن مؤثر در فرایند فنی و منضبط اجتهاد شناخت.