جریانشناسی «عینک بیناییبخش» در جنگ شناختی است
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، نخستین نشست تخصصی از سلسله جلسات علمی- تحلیلی «جریانشناسی معاصر» با موضوع «مباحث مقدماتی و مفاهیم پایه»، با حضور اساتید، پژوهشگران، طلاب سطوح عالی حوزه علمیه و جمعی از فعالان فرهنگی- سیاسی انقلاب اسلامی در محل «مدرس قائد شهید» برگزار شد.
حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد مهری، استاد حوزه و دانشگاه و پژوهشگر مسائل فقهی- سیاسی، در این نشست به بررسی همهجانبه بستر تاریخی تکوین انقلاب اسلامی، خاستگاههای فکری دکترین تهاجمی بلوک غرب، مراحل چهارگانه استکبار در مقابله با جمهوری اسلامی، اضلاع سهگانه قدرت درونی نظام، و نیز متدولوژی حرکت کنشگران انقلابی در زنجیره «جریانشناسی، جریانسازی و گفتمانسازی» پرداخت.
مشروح سخنان و تحلیلهای تفصیلی حجتالاسلام والمسلمین مهری در این نشست به شرح ذیل است:
1. بستر تاریخی- جهانی انقلاب اسلامی؛ ترکخوردن هژمونی مادهباوری
حجتالاسلام والمسلمین مهری در طلیعه مباحث خود به توصیف مختصات فکری و حاکمیتی جهان در آستانه پیروزی نهضت اسلامی سال ۱۳۵۷ پرداخت و گفت: «انقلاب اسلامی ایران درست در برههای تاریخی متولد شد که گفتمانهای مسلط گیتی به طور کامل ذیل دو ابرپارادایم مادیگرا مسخ شده بودند؛ نخست، «کمونیسم» با خاستگاه ماتریالیسم دیالکتیک و قرائت یکسره مادی از تاریخ، تولید و جامعه که دین را رسماً "افیون تودهها" معرفی میکرد، و دوم، «لیبرالیسم» غربی مبتنی بر اومانیسم سکولار و عقلانیت ابزاری که دیانت را مقولهای منسوخ، تاریخی و حداکثر پدیدهای حبسشده در اندرونی و حوزه فردی تلقی میکرد.»
وی افزود: «در چنین فضایی که دین و آموزههای وحیانی در معادلات بینالمللی و ساختارهای حکمرانی سهمی نداشتند و تشیع نیز به واسطه مظلومیتهای تاریخی در انزوای سیاسی مضاعف به سر میبرد، حضرت امام خمینی (ره) با تمسک به توحید ناب و ارائه الگوی مدرن و کارآمد "ولایت فقیه"، خط بطلانی بر این دوقطبی کشید و جهانسومی واقعی به نام «جهان اسلام» را با پرچم حاکمیت دین خدا اقامه کرد.»
استاد خارج فقه دكترين امنيت و نظام دفاعي اسلام، با اشاره به منشور بنیادین نهضت اسلامی اظهار داشت: «امام راحل از همان نخستین بیانیه در ۱۶ فروردین ۱۳۴۲ با آیه شریفه «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَی وَفُرَادَی» مسیر را معین ساخت و تا دم واپسین بر عهد «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» پابرجا ماند. این احیای معنویت آنچنان زلزلهای در معادلات بینالملل ایجاد کرد که تئوریسینهای ارشد غرب ناچار به کرنش در برابر آن شدند:
یک - میشل فوکو، فیلسوف نامدار فرانسوی در گزارشهای خود برای روزنامه کوریره دلا سرا، این نهضت را «روحی در جهان بیروح» نامید که میتواند طلیعه حقیقتی نو در شرق و مایه افول نظام مادی غرب باشد.
دو - زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی اسبق کاخ سفید در کتاب «خارج از کنترل» تصریح کرد که امام خمینی در برابر دو قطب شرق و غرب، هویت منسجم "جهان اسلام" را احیا و قدرت بسیجگری اسلام سیاسی را آشکار ساخت.
سه -آلوین تافلر، آیندهپژوه برجسته غربی در کتاب «جابجایی در قدرت» متذکر شد که حتی با ارتحال امام خمینی، منظومه فکری او شالودههای نظام سلطه را در آینده متلاشی خواهد کرد.»
2. ریشهیابی تحرکات تهاجمی واشنگتن؛ ۵ اصل بنیادین در دکترین «بازها»
استاد حوزه و دانشگاه در ادامه، به ریشهشناسی علل عداوت پایدار و حضور نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا پرداخت و حلقه فکری «نئومحافظهکاران (بازها)» را کانون موتور محرک این راهبرد خصمانه دانست و تأکید کرد: «این جریان که ریشه در منظومه فکری افرادی چون لئو اشتراوس و ایروینگ کریستول دارد و در سندی چون "پروژه قرن جدید آمریکایی" (PNAC) تجلی یافت، راهبرد کلان مقابله با جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت را بر ۵ اصل راهبردی استوار ساخته است:
اصل اول؛ الهیات رستگاری و مسیحیت صهیونیستی: باور بنیادین به پیوند میان ظهور دوم حضرت عیسی (ع) و تسلط تمامعیار یهود بر اراضی موعود و قدس شریف. از منظر آنان، تأمین امنیت قطعی رژیم صهیونیستی تکلیفی عقیدتی است و این غایت حاصل نمیشود مگر با مهار حزبالله و قطع پیوند ژئوپلیتیک و معنوی آن با امالقرای جهان اسلام یعنی ایران.
اصل دوم؛ سلطه استراتژیک بر منابع انرژی خاورمیانه: بدهیهای نجومی و کهنگی زیرساختهای اقتصاد روبهافول غرب ایجاب میکند که برای تداوم هژمونی دلار، چنگ بر منابع نفتی منطقه بیندازند؛ منطقهای که ناپلئون آن را قلب جهان نامید و بیش از یکچهارم انرژی جهان را تأمین میکند.
اصل سوم؛ پروژه امنیتیسازی جهان: جعل مداوم بهانههای واهی برای مداخلهگری؛ اشغال افغانستان در ۲۰۰۱ به بهانه طالبان، اشغال عراق در ۲۰۰۳ به بهانه سلاحهای کشتارجمعی، بحرانسازی در لیبی، و گسیل نیرو به سوریه از ۲۰۱۴ به بعد.
اصل چهارم؛ یکجانبهگرایی مطلق و نفی قوانین بینالمللی: باور به سیادت انحصاری آمریکا بر جهان که پیامد آن خروج مکرر از معاهدات الزامآور (برجام، پیمانهای خلع سلاح INF و محیطزیستی)، تحریمهای فرامرزی یکجانبه و ترورهای آشکار بینالمللی- نظیر ترور خائنانه شهید سپهبد قاسم سلیمانی- بوده است.
اصل پنجم؛ دکترین پیشدستی و ضربه در اولین فرصت: عبرتگیری از غفلت تاریخی دولتهای کارتر و ریگان، و اتخاذ دکترین حمله به کانونهای تهدید پیش از تثبیت قدرت آنها که بهویژه پس از واقعه ۱۱ سپتامبر شتاب گرفت.»
3. تبیین مراحل چهارگانه مواجهه استکبار با نظام اسلامی
این پژوهشگر و تحلیلگر مسائل منطقهای با تفکیک دورههای زمانی حیات انقلاب اسلامی، چهار مرحله راهبردی دشمن را چنین صورتبندی کرد:
مرحله اول؛ دکترین ساختارشکنی و سرنگونی فیزیکی (دهه نخست): تحریک غائلههای تجزیهطلبی، ترورهای خونبار تابستان ۶۰ (از فاجعه هفتم تیر و شهادت مظلومانه شهید بهشتی و یارانش تا ترور نافرجام مقام معظم رهبری در ششم تیر) و تحمیل جنگ ۸ ساله با هدایت تسلیحاتی- اطلاعاتی شرق و غرب.
حجتالاسلام والمسلمین مهری در این زمینه یادآور شد: «دفاع مقدس با تقدیم ۲۱۳ هزار شهید گلگونکفن، هزاران شهید ترور، ۳۱۵ هزار جانباز سرافراز و خسارتهای سنگین مادی پایان یافت، اما تهاجم سخت دشمن را به بنبست کشاند؛ تا آنجا که بیش از ۱۶۰ پروژه مطالعاتی رسمی در اندیشکدهها و مراکز آکادمیک آمریکا رسماً اعلام کردند ایران اسلامی از طریق قدرت سخت قابل اسقاط نیست.»
مرحله دوم؛ راهبرد تهاجم فرهنگی و تغییر رفتار (دهه دوم): پس از ناکامی گزینه نظامی، تمرکز دشمن بر «فروپاشی ایدئولوژیک به عنوان پیشزمینه سقوط فیزیکی» معطوف گشت.
وی به پروژههایی نظیر طرح مُسکیتو (پشه) ارائهشده از سوی کنت الکساندر دومارانش اشاره کرد و گفت: «بر اساس این طرح، دو ابزار برای فساد جامعه اسلامی تعبیه شد: یکی بهکارگیری روشنفکران غربزده و مترجمان دگراندیش برای انحراف اعتقادی، و دیگری ترویج سازمانیافته مخدرات و لاابالیگری. در این مقطع، شبیخون فرهنگی از طریق هزاران شبکه ماهوارهای فارسیزبان (از جمله شبکههای ضدخانواده مانند فارسیوان وابسته به کارتلهای صهیونیستی) آغاز شد. همزمان در ساحت سیاسی داخلی نیز با تکیه بر آراء التقاطی و نسبیگرایانه محافلی چون «حلقه کیان» و «مرکز تحقیقات استراتژیک»، جریان موسوم به اصلاحات و دوم خرداد پدیدار شد تا پایههای فکری انقلاب را به چالش بکشد.»
مرحله سوم؛ راهبرد مهار منطقهای و قطع عمق راهبردی (دهه سوم): جیمز وولسی، رئیس وقت سازمان سیا، از جنگ با ۲۲ کشور سخن گفت که ۱۹ کشور آن در جهان اسلام قرار داشت. در این مقطع، طرحهای زنجیرهای شورای امنیت، تحریمهای فزاینده و خلق غدههای سرطانی تکفیری نظیر داعش با هدف نابودی حکومت سوریه، محاصره حزبالله لبنان و مسدودسازی محور مقاومت کلید خورد؛ راهبردی که با مجاهدت جانبرکفان مدافع حرم و فرماندهان مستشاری، اگرچه با هزینهها و شهدای والامقامی همراه بود، اما به شکست قطعی پروژه تجزیه خاورمیانه انجامید.
مرحله چهارم؛ مهار داخلی و جنگ تمامعیار ترکیبی (دهه چهارم و پنجم): در دوره اخیر، استکبار راهبرد جنگ شناختی، عملیات روانی، تحریم اقتصادی فلجکننده و فعالسازی گسلهای امنیتی را در هم آمیخت. طراحی فتنههای پیاپی در کمتر از یک دهه- از آشوبهای بنزینی ۹۸ و اغتشاشات زن، زندگی، آزادی در ۱۴۰۱ تا فتنهها و توطئههای پیچیده بعدی- نمونههایی از جنگ نامتقارن دشمن برای فرسایش تابآوری داخلی و ارزیابی گلوگاههای تصمیمسازی نظام بوده است.
4.آماج سهگانه اتاقهای جنگ شناختی: ضربه به اسلام، رهبری و تودهها
حجتالاسلام والمسلمین مهری ریشه و هدف غایی تمامی توطئهها را تخریب ارکان قوامبخش خیمه انقلاب اسلامی برشمرد و تأکید کرد:
اول، ستیز با «اسلام ناب محمدی (ص)» از طریق ترویج «اسلام رحمانی»: ریچارد هاس در سال ۲۰۰۱ آشکارا بر مخیر کردن مسلمانان میان دو قرائت انحرافی (تحجر خشن القاعدهای یا وادادگی لیبرال) پای فشرد. جریانهای تکنوکرات و غربگرا با محوریت شاگردان حلقه کیان و پشتیبانی برخی چهرههای سیاسی- حقوقی همسو، قرائتی بیخاصیت، فارغ از جهاد، بریده از استکبارستیزی و تسلیم در برابر نظام بینالملل را با پوشش غلطانداز «اسلام رحمانی» تزریق میکنند تا ماهیت ظلمستیز اسلام اصیل را مهار سازند.
دوم، هجمه زنجیرهای به رکن «رهبری و ولایت فقیه»: دشمن دریافته است که قطبنمای بصیرت و مدیریت راهبردی کشور در تمامی گردنهها، نهاد امامت امت و ولایت فقیه بوده است. نقل قول ماندگار دکتر خرازی از آخرین کلام سفیر وقت بریتانیا در سازمان ملل گواهی بر این حقیقت است که غرب تحقق اهداف خود را مشروط به برچیدن پنج رکن هویتی و اقتدارآفرین ایران (حذف ولایت فقیه، انحلال شورای نگهبان، برچیدن سپاه پاسداران، لغو قانون شرعی حجاب و به رسمیت شناختن رژیم جعلی صهیونیستی) میداند.
سوم، بریدن «مردم» از پیکره حاکمیت با مثلث شوم شایعه: اتاقهای عملیات روانی با سهگانه «هراسافکنی»، «اختلافافکنی» و «یأسآفرینی» در صدد تسخیر ادراکات عمومی هستند؛ چرا که با فروپاشی ذهنیت و امید یک ملت، نیازی به شلیک حتی یک گلوله در میدان سخت نخواهد بود.
5.نقشه راه کنشگری نخبگان؛ فرایند سهضلعی جریانشناسی تا گفتمانسازی
استاد حوزه و دانشگاه در پاسخ به وظیفه نخبگان و جوانان انقلابی در این عرصه اظهار داشت: «کنشگر انقلابی در این میدان نیازمند گامنهادن در فرایندی سهمرحلهای و منسجم است:
1. جریانشناسی (مرحله بصیرت و دیدبانی): کسب عینک بیناییبخشی برای شناسایی دقیق آرایش، شگردها، اصطلاحات و کانونهای پشتیبانی جبهه معاند و جریانهای التقاطی درون جامعه.
2. جریانسازی (مرحله حرکت و سازماندهی): تشکلبخشی به عناصر متعهد، مسجدی، حوزوی و دانشگاهی حول پنج شالوده اساسیِ «استقلال و نفی سلطه»، «عدالتخواهی و استکبارستیزی»، «جهش علمی تؤام با تقوا»، «سبک زندگی اسلامی- ایرانی» و «ولایتمداری تشکیلاتی».
3. گفتمانسازی (مرحله حاکمیتبخشی به باورهای عمومی): نشاندن یک آرمان بر مسند خواست و اراده ملی از طریق ۵ گام روشمند: 1- دانش (تولید ادبیات و اندیشه متقن) 2- گویش (بیان رسا، بهروز و جذاب) 3- بینش (اقناع عقلی مخاطب) 4- گرایش (تسخیر قلوب و پیوند عاطفی) 5- منش (تبلور عینی در رفتار فردی، مدیریتی و اجتماعی).
6.حجتهای شرعی و تاریخی بر ضرورت «جریانشناسی»
حجتالاسلام والمسلمین مهری در ادامه، به پایههای معرفتی و روایی لزوم جریانشناسی اشاره و تشریح کرد: 1- توصیه صریح معصوم (ع): حدیث شریف امام جعفر صادق (ع) در کافی شریف که میفرمایند: «اَلعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ»، نص بر آن دارد که جریانشناسی همان شناخت زمانه و مقتضیات آن است که انسان مؤمن را در برابر هجوم امواج شبهات مصون میسازد. 2- ایمان، بدون تحلیل سیاسی مایه شکست است: بنا بر تبیین دقیق قائد شهيد انقلاب اسلامی (قدس الله نفسه الزكيه)، ریشه تنهایی و مظلومیت امیرالمؤمنین (ع)، تسلط خوارج متحجر بر مقدرات صفین و چرایی ماجرای صلح تحمیلی امام حسن مجتبی (ع)، بیایمانی مردم نبود، بلکه «فقدان بصیرت و تحلیل سیاسی» در میان تودههای معتقد بود؛ مردمی که با هر شایعه رسانهای معاویه و عمروعاص متزلزل میشدند. 3-پادزهر قطعی جنگ شناختی: رهبر شهيد انقلاب (قدس الله نفسه الزكيه)، در بیانات ۲۹ بهمن ۱۴۰۳ هدف اولویتدار دشمن را تصرف افکار عمومی و ایجاد تردید در ارادهها دانستند؛ بستن رخنههای تهاجم نرم بیتردید مستلزم شناخت سناریوهای پنهان و جریانشناسی دقیق تفکرات زاویهدار است.
7.هندسه مباحث دوره تخصصی در مدرس قائد شهید
وی در جمعبندی این نشست، سرفصلهای چهارگانه جلسات آتی دوره «جریانشناسی معاصر» در مدرس قائد شهید را به شرح زیر اعلام کرد: 1- جریانشناسی سیاسی: بازخوانی کارنامه و آبشخورهای نظری مارکسیستها، گروههای التقاطی و منافقین، جریانهای اصلاحطلب، اصولگرا، اعتدال، سلطنتطلبان و تشکلهای ملیگرا. 2- جریانشناسی فکری و معرفتی: نقد و بررسی سیر تطور انجمن حجتیه، مسلکهای نوظهور و مدعیان دروغین مهدویت (نظیر جریان احمدالحسن)، مکتب تفکیک، گرایشهای اخباریگری و دیدگاههای فرهنگستان علوم اسلامی. 3-جریانشناسی ادیان، مذاهب و فرق: واکاوی هویت تشیع و اهلسنت، جریانهای گوناگون تصوف و دراویش، اهلحق، بهائیت، شیخیه و آبشخورهای سلفیگری و وهابیت تکفیری. 4- جریانشناسی حوزوی و صنف روحانیت (قم و نجف): بررسی کالبدی مواضع و رویکردهای حوزویان در چهار دسته کلی: «نظامپذیر»، «نظامگریز»، «نظامستیز» و جریان نوپدید «شبههانقلابیها».