۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۵
کد خبر: ۸۳۱۲۶۷
یادداشت؛

از بزرگداشت شهدای جنگ تا تشکیل یک جبهه مدنی برای مطالبه عدالت

گلزاری شهدای دارالسلام کاشان
بزرگداشت شهدای جنگ، تنها به معنای برگزاری مراسم یادبود، زنده نگه داشتن خاطرات و پاسداشت فداکاری‌های آنان نیست.

بزرگداشت شهدای جنگ، تنها به معنای برگزاری مراسم یادبود، زنده نگه داشتن خاطرات و پاسداشت فداکاری‌های آنان نیست. یکی از مهم‌ترین جلوه‌های این بزرگداشت می‌تواند تبدیل یاد و نام شهدا به حرکتی مستمر برای دفاع از حقوق قربانیان جنگ و پیگیری حقوقی جنایاتی باشد که در جریان آن رخ داده است. جنگی که با ترور رهبر کشور و اعضای خانواده ایشان آغاز شد و در ادامه، قربانیان متعددی از میان مردم عادی، خانواده‌ها و گروه‌های مختلف اجتماعی بر جای گذاشت، نباید صرفاً در حافظه تاریخی ملت ایران باقی بماند. سازمان‌دهی خانواده‌های شهدا و دیگر آسیب‌دیدگان برای پیگیری حقوقی و بین‌المللی این حوادث، می‌تواند یکی از راه‌های ماندگار کردن یاد شهدا و جلوگیری از فراموشی ابعاد انسانی جنگ باشد.

مادران سربرنیتسا؛ الگویی از تبدیل رنج به مطالبه حقوقی

در ژوئیه ۱۹۹۵، شهر سربرنیتسا در بوسنی و هرزگوین به یکی از تلخ‌ترین صحنه‌های نسل‌کشی در تاریخ معاصر تبدیل شد. هزاران مرد و پسر مسلمان به دست نیروهای صرب بوسنیایی کشته شدند و خانواده‌های بسیاری برای سال‌ها در انتظار شناسایی مسئولان و احقاق حقوق خود باقی ماندند. در این میان، گروهی از مادران و زنان بازمانده، به جای محدود کردن فعالیت خود به برگزاری مراسم یادبود، تشکلی مدنی با عنوان «مادران سربرنیتسا» تشکیل دادند و پیگیری حقوقی این جنایت را در دستور کار قرار دادند.

این تشکل به همراه تعدادی از بازماندگان، از دولت هلند و سازمان ملل متحد در دادگاه‌های هلند شکایت کرد. اگرچه دادگاه‌ها به دلیل مصونیت قضایی سازمان ملل امکان رسیدگی به شکایت علیه این سازمان را نپذیرفتند، پیگیری پرونده علیه دولت هلند ادامه یافت. سرانجام دیوان عالی هلند در سال ۲۰۱۹ اعلام کرد که دولت این کشور در قبال خسارت وارده به خانواده‌های حدود ۳۵۰ مردی که در جریان تخلیه پایگاه نیروهای هلندی در سربرنیتسا در معرض نیروهای صرب قرار گرفتند، مسئولیت دارد؛ هرچند این مسئولیت به ۱۰ درصد خسارت محدود شد. در ادامه، در نوامبر ۲۰۲۴، بیش از ۲۳۰۰ نفر از بازماندگان ۶۱۲ قربانی، در مجموع ۲۵ میلیون یورو غرامت دریافت کردند.

اهمیت این تجربه صرفاً در میزان غرامت یا نتیجه یک پرونده قضایی نیست؛ بلکه در این واقعیت است که گروهی از زنان و خانواده‌های داغدار توانستند با تشکیل یک نهاد مدنی، مطالبه خود را از سطح سوگواری و اعتراض فراتر ببرند و آن را به موضوعی قابل پیگیری در نظام حقوقی تبدیل کنند. البته رسیدگی به جنایات عاملان اصلی نسل‌کشی نیز در مسیرهای کیفری مستقلی دنبال شد و نباید آن را با دعوای حقوقی مادران سربرنیتسا علیه دولت هلند یکسان دانست.

قربانیان جنگ؛ از افراد پراکنده تا یک مطالبه سازمان‌یافته

در جنگ اخیر نیز طیف گسترده‌ای از افراد و خانواده‌ها با آسیب‌های انسانی و اجتماعی مواجه شده‌اند. شهادت شهروندان، تخریب خانه‌ها، آسیب به مراکز غیرنظامی و حوادث ناشی از حملات، هرکدام پرونده‌ای انسانی و حقوقی هستند که نباید در گذر زمان به فراموشی سپرده شوند. هر شهید، افزون بر جایگاه و منزلت خود در حافظه جمعی جامعه، خانواده‌ای دارد که حق دارد حقیقت درباره چگونگی شهادت او روشن شود و مسئولیت احتمالی عاملان و آمران این حوادث مورد پیگیری قرار گیرد.

در چنین شرایطی، می‌توان پیشنهاد تشکیل سازمان‌های مردم‌نهاد با محوریت خانواده‌های شهدا و دیگر قربانیان جنگ را مطرح کرد. خانواده‌هایی که عزیزی را از دست داده‌اند یا گروه‌هایی از شهروندان که در یک حادثه مشخص آسیب دیده‌اند، می‌توانند در قالب تشکل‌های مدنی، پیگیری حقوق خود را سازمان‌دهی کنند. چنین تشکل‌هایی می‌توانند روایت قربانیان را ثبت کنند، اسناد و مدارک مربوط به حوادث را گردآوری کنند، ارتباط مستمری با نهادهای حقوق بشری برقرار سازند و از ظرفیت وکلای متخصص برای پیگیری پرونده‌ها بهره ببرند.

با این حال، یک پرسش مهم در این میان مطرح است: آیا بهتر است هر گروه از قربانیان تشکل مستقلی داشته باشد یا همه آنها زیر چتر یک سازمان واحد فعالیت کنند؟

تشکیل سازمان‌های متعدد و مستقل این مزیت را دارد که هر تشکل می‌تواند بر یک نوع خاص از آسیب و یک پرونده مشخص تمرکز کند. برای مثال، خانواده‌های شهدای یک حمله، آسیب‌دیدگان یک منطقه یا خانواده‌های افرادی که در یک حادثه مشخص جان باخته‌اند، می‌توانند با تمرکز بر مستندات و ویژگی‌های همان واقعه، پرونده‌ای مستقل و دقیق تشکیل دهند. این استقلال، امکان پیگیری تخصصی‌تر و بازنمایی دقیق‌تر تجربه هر گروه را فراهم می‌کند؛ اما در مقابل، پراکندگی تشکل‌ها ممکن است به موازی‌کاری، ضعف هماهنگی، کاهش قدرت رسانه‌ای و دشواری در ایجاد یک مطالبه ملی منجر شود.

در مقابل، تشکیل یک سازمان فراگیر ملی با عضویت خانواده‌های شهدا و گروه‌های مختلف قربانیان، می‌تواند ظرفیت بیشتری برای پیگیری یکپارچه حقوقی و بین‌المللی ایجاد کند. چنین نهادی قادر است ضمن حفظ پرونده مستقل هر حادثه، یک روایت مستند و جامع از ابعاد انسانی جنگ ارائه دهد. همچنین تمرکز منابع مالی، حقوقی، رسانه‌ای و کارشناسی در یک ساختار مشترک، می‌تواند قدرت چانه‌زنی و استمرار فعالیت را افزایش دهد.

به نظر می‌رسد راهکار مناسب، ترکیبی از این دو الگو باشد؛ یعنی تشکیل یک نهاد فراگیر با عنوانی مانند «مجمع انجمن های خانواده‌های شهدای جنگ و قربانیان حملات تروریستی آمریکا» که در کنار آن، کمیته‌ها و گروه‌های تخصصی برای رسیدگی به پرونده‌های جداگانه فعالیت کنند. در این ساختار، هر پرونده هویت و مستندات مستقل خود را خواهد داشت، اما همه آنها در چارچوب یک مطالبه مشترک برای شناسایی حقیقت، احقاق حقوق قربانیان و پاسخ‌گو کردن عاملان و مسئولان احتمالی پیگیری می‌شوند.

بزرگداشت شهدا؛ فرصتی برای آغاز یک حرکت ماندگار

البته تشکیل سازمان مردم‌نهاد به‌تنهایی به معنای امکان طرح شکایت در هر دادگاه بین‌المللی نیست. هر پرونده باید بر اساس نوع جنایت، هویت عاملان، ادله موجود و صلاحیت قضایی مرجع مورد نظر بررسی شود. تجربه سربرنیتسا نیز نشان می‌دهد که حتی در صورت وجود موانع حقوقی، پیگیری مستمر می‌تواند به نتایج ملموس منجر شود.

در این مسیر، نهادهای حقوقی، دانشگاهی، وکلای متخصص، فعالان حقوق بشر و رسانه‌ها می‌توانند در کنار خانواده‌های شهدا و دیگر قربانیان جنگ قرار گیرند. ثبت شهادت‌ها، تهیه گزارش‌های مستند، ترجمه اسناد، ارتباط با سازمان‌های بین‌المللی و پیگیری پرونده‌ها در مراجع دارای صلاحیت، اقداماتی است که می‌تواند به تدریج یک حرکت مدنی و حقوقی پایدار شکل دهد.

بزرگداشت شهدای جنگ نباید تنها به یادآوری روزهای جنگ و بیان رشادت‌ها و فداکاری‌های آنان محدود بماند. یکی از جلوه‌های ماندگار این بزرگداشت، آن است که خانواده‌های شهدا و دیگر قربانیان احساس کنند در پیگیری حقوق خود تنها نیستند و می‌توانند با تکیه بر ظرفیت‌های مدنی و حقوقی، صدای خود را به گوش جهان برسانند.

مادران سربرنیتسا نشان دادند که گذر زمان لزوماً به معنای پایان مطالبه عدالت نیست. شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که خانواده‌های شهدای جنگ و دیگر آسیب‌دیدگان نیز از جایگاه افراد پراکنده و داغدار خارج شوند و در قالب یک حرکت سازمان‌یافته، پرونده حقوقی و انسانی جنگ را در سطح بین‌المللی زنده نگه دارند. در این صورت، بزرگداشت شهدا از یک مناسبت یادبودمحور فراتر می‌رود و به حرکتی ماندگار برای دفاع از حقوق قربانیان، ثبت حقیقت و مطالبه عدالت تبدیل خواهد شد.

ارسال نظرات
captcha