چادری که بهجای سر عروس، روی پیکر داماد نشست!
سیام فروردین ۱۳۸۹ نقطه پایان زندگی جوانی بود که از همان روزهای نخست خواستگاری، آرزویش را بیپرده با همسر آیندهاش در میان گذاشته بود.
مهدی جودکی، متولد یکم فروردین ۱۳۶۷ در چابهار و پروردهی خانوادهای مذهبی در اراک، در حالی به دیدار حق شتافت که دعوتنامه عروسیاش آماده توزیع بود و قرار بود سیام اردیبهشت همان سال، سفره عقدش پهن شود.
این شهید والامقام که در کسوت تکاور پاسدار در شمالغرب کشور انجام وظیفه میکرد، در درگیری با عناصر گروهک تروریستی پژاک در منطقه موسوم به سنگهای آذرین به فیض شهادت نائل آمد. وی در ۲۲ سالگی، در حالی که همهی مقدمات زندگی مشترکش فراهم شده بود، لباس رزم را بر لباس دامادی ترجیح داد.
همسرش میگوید: مهدی همان جلسه خواستگاری از او خواسته بود برای شهادتش دعا کند، درخواستی که آن روز شاید شوخی به نظر میرسید، اما بعدها حقیقت آن بر همه آشکار شد. او حتی از پوشیدن کتوشلوار سفید دامادی امتناع کرده و گفته بود که قرار است کتوشلوار سفید دیگری بر تن کند.
شهید جودکی در زندگی روزمره نیز چهرهای متفاوت داشت؛ ورزشکاری که در تکواندو دستی بر آتش داشت، جوانی که مسجد و بسیج را خانه دوم خود میدانست و در میان اطرافیانش به پرهیز از غیبت و پایبندی به حلال و حرام شهره بود. خوشاخلاقی و صمیمیتش، او را در دل دوستان و هممحلیها جای داده بود.
اما تأثیرگذارترین لحظه این حکایت، شاید وداع همسرش فاطمه با پیکر او باشد. در مراسم تشییع، عروس جوان که به جای لباس شادی، رخت سیاه بر تن داشت، با اجازه علمای شهر چادر عقد خود را روی پیکر دامادش انداخت و در حالی که اشک میریخت، تنها یک جمله بر زبان آورد: «به آرزویت رسیدی؟» پیکر شهید جودکی در گلزار شهدای اراک آرام گرفته است.
گفتنی است کتاب «تازه داماد»، نوشته فرشته عسگری، زندگینامه این شهید را در قالب داستانی و در ۲۹۲ صفحه توسط انتشارات سفیران طلائیه آفتاب منتشر کرده است.