روایت ۳ یار دبستانی از انقلاب و جنگ
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، اولین نشست از مجموعه جلسات حلقه بازخوانی داستانهای بلند دفاع مقدس دهه 70 با محوریت نقد و بررسی کتاب «چشمانم زنده است» نوشته هادی خرمالی توسط گروه ادبیات اندیشه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی روز یکشنبه 26 مهرماه 1405 برگزار شد؛ در این نشست آقایان محمدرضا سنگری، احمد شاکری، حجت الاسلام مهدی جهان و محمدحسن شاهنگی به ایراد سخن پرداختند.
دکتر سنگری در ابتدای این جلسه گفت: داستان«چشمانم زنده است» از سال 1354 آغاز میشود و ما را به خانههای یک روستا در ترکمن صحرا میبرد.
۳ یار دبستانی به نامهای مراد، یاشا و آنا در این اثر تجارب و دیدههای خودشان را از انقلاب و جنگ بیان میکنند. این اثر فضای زندگی، آداب و رسوم مردم این منطقه را روایت میکند.
مثلاً اشاره به سنت پیمان دوستی میکند؛ یعنی وقتی دو نفر میخواهند با هم ازدواج کنند پیمان میبندند که تا همیشه انس و الفت بین آنها برقرار باشد.
نحوه احترام به کهنسالان در این اثر جزیی از فرهنگ این منطقه است و تجلی زیبایی دارد. اینکه آیا موضوع پیوند چشم که در این اثر و در دهه 70به آن اشاره میشود واقعی و محتمل است، محل تردید وجود دارد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: کسی که میخواهد در مورد جنگ بنویسد باید اطلاعات دقیقی از جبهه داشته باشد و مثلاً توپ 106 را به جای خمپاره مطرح نکند.
مثال دیگر این است که اشکالاتی در خصوص آزادسازی آبادان در این اثر به چشم میخورد. موضوع دیگر اسم آنا است که به معنای مادر است و سؤال بهوجود میآید که چرا برای یک مرد انتخاب شده است. جملات این اثر از لحاظ ساختاری استاندارد نیستند و نیاز به بازنگری دارند.
استاد احمد شاکری نیز در این نشست گفت: اینکه این اثر داستان است یا ذیل ادبیات مستندنگار قرار میگیرد، محل تأمل است.
همچنین اینکه این اثر داستان بلند است یا رمان، جای بحث دارد. «چشمانم زنده است» از زاویه دید دانای کل استفاده کرده است؛ اگر از زاویه اول شخص میبود، به خاطره تنه میزد.
پس از 19 سال نویسنده اقدام به ویرایش دوم از کتاب خود کرده و این موضوع هم جالب است. به نوعی میتوان گفت خاطره و داستان در این اثر در هم آمیخته شدهاند.
این نویسنده پیشکسوت تأکید کرد: در این اثر، مجموع نزدیک به 30 شخصیت اصلی و بیش از 100 شخصیت فرعی و تیپ داریم که تعداد زیادی است. این افراد و نسبت آنها بسیار مهم است.
به نظر میرسد این اثر رمان نشده و اگر امتداد مییافت این قابلیت را داشت. احساس میشود نوعی تعجیل در نوشتن وجود داشته است.
از انقلاب انعکاس خوبی در این اثر مشاهده نمیشود و صرفاً اشاره میشود به شلوغیهایی که در روستا رخ میدهد و نظامیها را بیرون میکنند؛ این ورود و پرداخت کافی نیست.
اینکه این اثر را میتوان جزئی از ادبیات سیاسی قلمداد کرد یا نه، قابل بحث است.
حجت الاسلام مهدی جهان در این نشست ابراز داشت: در مورد این اثر صحبتکردن سخت است. «چشمانم زنده است» اثر شاخصی نیست.
تغییر زمان از دهه 50 به 60 به خوبی در این اثر اتفاق نیفتاده است. «چشمانم زنده است» تحولات اجتماعی در ایران را نشانه میگیرد؛ مشابه این رویکرد در آثار مدرسی و احمد محمود وجود دارد.
پوستانداختن جامعه در این اثر هدف نویسنده است. اثر حاضر ویرایش خوبی ندارد و اشکالات زبانی و ساختاری زیادی در آن به چشم میخورد.
البته باید دید این اثر در چه مقطع زمانی منتشر شده است و آیا حمایت کننده بیرونی داشته و سفارشی بوده است یا خیر.
محمدحسن شاهنگی این نشست گفت: «چشمانم زنده است» ذیل ادبیات اقلیمی قرار میگیرد و از این جهت که سیاست مرکزگریزی و رجوع به مکانی غیر از پایتخت و تهران را در دستور کار خود قرار داده، قابل تقدیر است.
نکته دیگر در مورد اثر، توجه به 3 مقطع زمانی قبل از جنگ، حین جنگ و بعد از جنگ است؛ حوادث در این داستان در این مقاطع زمانی رخ میدهند و شرایط اجتماعی ناظر به این حوادث برای مخاطب، عرضه و تطبیق داده میشود.
سه شخصیت داستان یعنی آنا، مراد و یاشا در این اثر هم به بلوغ جسمی و فیزیکی میرسند و هم به بلوغ فکری؛ سیر تطور سنی، جسمی و اندیشگانی این شخصیتهابه خوبی در این اثر منعکس شده است.
از دیگر ویژگیهای اثر، توجه توأمان به تبعات ناشی از جنگ از منظری رئال و واقعبینانه است؛ وقتی آنا در جبهه مجروح میشود، مراد، دوست او دچار لطمات روحی میگردد؛ این موضوع به صورت نمادین اشاره به عوارض و آثار جنگ دارد. نام اثر وجه تسمیه زیبایی دارد و کلمه زنده اشاره به جریانداشتن فرهنگ دفاع حتی بعد از اتمام جنگ دارد.