۰۷ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۵
کد خبر: ۹۵۹۱

راهبرد اصولگرایانه در برابر خطای خودی

دولت
با توجه به قضایای چند روز اخیر و اقدامات دوستان ارزشی و برخی شخصیتهای سیاسی و حزبی در جریان اصولگرایی و حامی دکتر احمدی نژاد ،در این مقاله نکاتی از موارد مورد تأکید رهبر معظم انقلاب را به نظر دوستان عزیز می رساند .
 
آنچه در زیر ارائه گشته جهت جلوگیری از قضاوت‌های غلط و حرکات شتاب زده برخی دوستان خودی و انقلابی است .امید است دوستان عزیز مطالب زیر را با برخی تحلیل‌های غلط ارائه شده و حکم های صادر شده علیه رئیس جمهور در خصوص ولایت پذیر نبودن او و یا بیگانه خواندن او و یا فاقد تدبیر و دارای ضعف بینش اسلامی دانستن او و ... مقایسه کرده و در عین حال با نگاهی به سکوت جریان مخالف دولت و معاند نظام در این قضایا و خوشحالی آنها از بروز این اختلافات و تعمیم آن به جامعه و مردم ،کسب نمره منفی برای برخی جریانات ارزشی را به ثبت رساند .
 
آنچه در طول این 4 سال دولت نهم بر خانواده انقلاب گذشته و اوج این ضربه زدن ها به انقلاب و رهبری در ایام انتخابات 88 بوده ، نبایستی به راحتی و از در ایجاد تفرقه به باد فنا رود و البته بایستی به این نکته توجه داشت که رهبری در دیدار با کارگزاران حج در سال 87 مورد تأکید قرار دادند که خداوند با هیچ کس قوم و خویشی ندارد !!! و عجیب تأکیدات پیاپی رهبری است و فراموشی ما ! در انتهای این مقدمه از خدای متعال برای همگان و بالاخص برای رئیس جمهور خدوم و پرکار و پرتلاش و شجاع جناب دکتر احمدی نژاد عاقبت بخیری و دوری از هرگونه غرور و زشتی را مسئلت داشته و امید است که مورد تفضلات و توجه امام عصر (عج) در این ایام مبارک قرار گیریم .

تفرقه‏ى بین مؤمنین کارِ خدائى نیست، کار شیطانى است
ما مثل آن دونده‏اى هستیم که به طرف مقصدى دارد حرکت میکند، ولى عده‏اى نمیخواهند او برسد و دائم سر راهش مانع درست میکنند؛ از رو مانع‏ها میپرد، هى سنگ بهش میزنند، هى او را ملامت میکنند؛ از اطراف به او فریاد میزنند: نرو، نمیرسى، فایده‏اى ندارد؛ او هم گوشش بدهکار نیست؛ زخمها را میخورد، دردها را تحمل میکند؛ اما راه خودش را ادامه میدهد و میرسد. ملت ایران مثل یک چنین دونده‏ى قهرمانى تا امروز عمل کرده؛ پیش رفته.

خوب، در یک چنین وضعیتى، دلسوزان این کشور، دلسوزان این ملت، علاقه‏مندان به آرمانهاى اسلامى و انقلابى و مکتب اهل‏بیت (علیهم‏السّلام) وظیفه‏ى‏شان چیست؟ همه وظیفه دارند این راه را براى روندگان، یعنى براى ملت ایران تسهیل کنند. سیاستمدارها یک جور، دولتمردان یک جور، علماى دین یک جور، دانشمندانِ دانشگاه‏ها یک جور، روشنفکران یک جور، قشرهاى مختلف یک جور. یکى از اثرگذارترین‏ها هم این جامعه‏ى گویندگان مذهبى، سرایندگان مذهبى، پرچمداران عشقِ به اهل‏بیت (علیهم‏السّلام) که در شادى و عزاى اهل‏بیت دلها را به آنها نزدیک میکنند، هستند.

آنچه که امروز لازم است، این است که همه این وظیفه را بشناسند، بدانند که ما کجا هستیم. یک عده‏اى غفلت میکنند، نمیفهمند که ما این همه حرکت کرده‏ایم، پیش آمده‏ایم؛ نمیفهمند که ما هنوز راه طولانى‏اى در پیش داریم؛ نمیفهمند که ما دشمن داریم، دشمن از تنبلى ما، از غفلت ما، از اختلاف ما، سوء استفاده میکند.
 
مخاطب بیشتر این حرف شخصیتهاى مطرح جامعه – سیاسى و فرهنگى و غیره – هستند که باید مراقب حرف زدنهاى خودشان، مراقب نوشتنهاى خودشان، مراقب موضع‏گیریهاى خودشان باشند. اتحاد و اتفاقى که رمزِ همه‏ى پیشرفتها و پیروزیهاست، امروز بیشتر از همه براى این کشور لازم است. مسئولین کشور هم واقعاً دارند زحمت میکشند، حقیقتاً دارند زحمت میکشند. دولت، مسئولین، مدیران بخشهاى مختلف، تلاش میکنند. اگر کسى ایراد و انتقادى هم دارد، نباید آن را جورى مطرح کند که این مدیرى که در تلاش هست براى اینکه کار را بهتر انجام دهد، او را تضعیف کند.
 
اختلافات غالباً از هوسهاى نفسانى بر میخیزد. اگر کسى بگوید این عمل من که اختلاف‏انگیز بود، تفرقه‏انگیز بود، براى خداست، این را باور نکنید. تفرقه‏ى بین مؤمنین کارِ خدائى نیست، براى هدفِ خدائى انجام نمیگیرد؛ کار شیطانى است؛ کار شیطانى است. ایجاد بغضاء و کینه بین مؤمنین، فضاى اختلاف را به وجود آوردن، این کار شیطان است، کار خدائى نیست. کار خدائى همدلى است. یک نفر یک کارى دارد، مسئولیتى را بر عهده گرفته، دیگران باید کمک کنند تا کار را خوب انجام دهد. اگر ضعفى داشت، به او تذکر دهند؛ اما نگذارند او تضعیف شود. این کسى که این عَلم را بر دوش کشیده، بلند کرده، همه باید کمکش کنند؛ یکى عرقش را پاک میکند، یکى بادش میزند. اگر دیدند که در نگه داشتن عَلم دارد اشتباه میکند، راهش این نیست که یک مشتى هم به پشتش بزنند، خودِ او و عَلم را سرنگون کنند. راهش این است که کمکش کنند این اشکال برطرف شود؛ این نکته را باید همه توجه کنند، بخصوص کسانى که در عرصه‏ى سیاست و در عرصه‏ى فرهنگ و در عرصه‏ى رسانه و در عرصه‏هاى گوناگون نقش و حضورى دارند. (دیدار جمعى از مداحان و ستایشگران اهل‏بیت (علیهم‏السّلام) 4/4/1387)

گفتمان این دولت، گفتمان انقلاب است و در جهت انقلاب حرکت میکند
دو جریان الان علیه این دولت وجود دارد: یک جریان، جریان داخلى است؛ یک جریان هم جریان خارجى است که او مهمتر است. الان شما اگر رسانه‏هاى دنیا و حرفهاى محافل خبرى دنیا و محافل سیاسى دنیا را نگاه کنید، مى‏بینید همه‏شان – واقعاً مثل جنگ احزاب – دست به دست هم داده‏اند و دارند فشار مى‏آورند که این دولت را بکوبند. هدف واقعیشان هم این دولت – یعنى آقاى احمدى‏نژاد و شماها – نیست؛ البته آماج این دعواها شمائید؛ اما هدف واقعى، انقلاب است؛ هدف واقعى، نظام است. شماها هم چون حرف نظام را میزنید، طبعاً آماج این تهاجمها قرار میگیرید؛ این خطى است که الان در بیرون وجود دارد. همه جورش را هم ما مى‏بینیم. حالا بعضى از انواع این تهاجمات را عامه‏ى مردم مى‏بینند، بعضیها را خیلى از خواص هم نمى‏بینند؛ اما ما مى‏بینیم. ما از خبرهایى که به ما میرسد و از نوع تحرک و تعاملى که وجود دارد و از حرفهایى که زده میشود، میفهمیم که چطور مجموعه‏ى دولت آماج حملات است. علتش هم همین است که گفتمان این دولت، گفتمان انقلاب است و در جهت انقلاب حرکت میکند. این خط خارجى است.

انگیزه‏هاى خط تخریب داخلى هم یک طیف وسیعى است و نمیشود انسان همه را به یک چوب براند: بعضیها واقعاً خبرى ندارند – یعنى مغرض نیستند؛ اطلاعاتشان کم است و بر اثر بى‏اطلاعى چیزى میگویند – بعضیها غرضهاى شخصى و غرضهاى سطحى دارند؛ بعضیها غرضهاشان غرضهاى عمقى است؛ یعنى با نظام مسئله دارند، کینه‏ى امام در دلشان است و حرفهاى امام را یا از اول قبول نداشتند یا حالا قبول ندارند – آنهایى که از آن حرفها رو برگرداندند و پشیمان‏شده‏ها و برگشته‏ها – اینها یک طیف وسیعى از انگیزه‏هاست، لیکن بالاخره محصول و جمع‏بندى‏اش همین تهاجمها و پنجه‏زدنها و لجن پراکنى‏هاست که وجود دارد. (دیدار رئیس‏جمهوری و اعضاى هیئت دولت2/6/1387)

باز بعضى‏ها هى میخواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند
من مى‏بینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضى‏ها هى میخواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همکارى باید بکنند؛ همه باید براى ساختن کشور به یکدیگر کمک بکنند. به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ کسى را نباید به خاطر یک امر، از همه‏ى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بکند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان میگوید: «و لا یجرمنّکم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛اگر با کسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود که نسبت به او بى‏انصافى کنید، بى‏عدالتى کنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن که دشمن هم نیست. بى‏عدالتى‏ها را همه کنار بگذارند؛ بى‏انصافى‏ها را همه کنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بکنند. در کنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد. چه اشکال دارد؟

به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم
همیشه اختلاف سلیقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى که این اختلاف سلیقه‏ها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، کار خراب میشود. هواى نفس را باید خیلى ملاحظه کرد. به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم. نگاه کنیم ببینیم کجا نفس است و هوى‏هاى نفسانى ماست؛ کجا نه، واقعاً احساس تکلیف است؛ و در احساس تکلیف هم دقت بکنیم که قدم از دایره‏ى تکلیف آنطرف‏تر نباید گذاشت؛ زیاده‏روى نباید کرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى که تا امروز به فضل الهى، به حول و قوه‏ى الهى، لطف الهى با ملت ایران بوده است؛ بعد از این هم ان‏شاءاللَّه خواهد بود. (بیانات ‏در دیدار شرکت‌کنندگان مسابقات بین المللى‏ قرآن3/5/1388)

همه‏‌ى ما خیلى باید مراقب باشیم؛ خیلى باید مراقب باشیم: مراقب حرف زدن، مراقب موضع‏گیرى کردن، مراقب گفتن‏ها، مراقب نگفتن‏ها. یک چیزهائى را باید گفت؛ اگر نگفتیم، به آن وظیفه عمل نکرده‏ایم. یک چیزهائى را باید بر زبان نیاورد، باید نگفت؛ اگر گفتیم، برخلاف وظیفه عمل کرده‏ایم. نخبگان سر جلسه‏ى امتحانند؛ امتحان عظیمى است. در این امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط این نیست که ما یک سال عقب بیفتیم؛ سقوط است. اگر بخواهیم به این معنا دچار نشویم، راهش این است که خرد را، که انسان را به عبودیت دعوت میکند، معیار و ملاک قرار بدهیم؛ شاخص قرار بدهیم.

عقل، این سیاسی‏بازى‏ها و سیاسى‏کارى‏هاى متعارف نیست؛ اینها خلاف عقل است. «العقل ما عبد به الرّحمن و اکتسب به الجنان»؛عقل این است که انسان را به راه راست هدایت میکند. اشتباه میکنند آن کسانى که خیال میکنند با سیاسى‏کارى، عقلائى عمل میکنند؛ نه، عقل آن چیزى است که راه عبادت خدا را هموار میکند. شاخصش هم براى ما، بین خودمان و خدا، این است که نگاه کنیم ببینیم در بیان این حرف اخلاص داریم یا نه؟ به فکر خدائیم یا نه؟ من دارم براى خاطر خدا، رضاى خدا حرف میزنم یا براى خاطر جلب توجه شما دارم حرف میزنم؟ براى خاطر خداست یا براى خاطر دل مستمع و غیر مستمع است؟ معیارش این است. به خودمان مراجعه کنیم؛ اقضى القضات نسبت به انسان، خودِ انسان است. خودمان را فریب ندهیم؛ بفهمیم چه کار میکنیم؛ بفهمیم چه میگوئیم؛ چه حرکتى میکنیم. (بیانات در سالروز عید سعید مبعث‏29/4/1388)

مبادا دوست را با دشمن اشتباه کنید؛ مبادا دوست و دشمن را مخلوط کنید
امروز بیشتر از همه چیز براى ما هوشیارى لازم است، شناخت دوست و دشمن لازم است. مبادا دوست را با دشمن اشتباه کنید؛ مبادا دوست و دشمن را مخلوط کنید؛ مبادا رفتارى که با دشمن باید داشت، با دوست انجام بدهید. این، خطاب به همه‏ى جناحهاست.... مبادا دشمن را با دوست اشتباه بکنیم. دوست را به خاطر یک خطا به جاى دشمن بگیریم و از آن طرف یک عده‏اى هم دشمن خونى و معاند را دوست فرض کنند، به حرف او گوش کنند، توجه بدهند. (بیانات در سالروز ولادت حضرت امیرالمومنین (ع) 15/4/1388)

التماس دعا
میثم سالمی6/5/1388

ی/ 703
ارسال نظرات