راهبرد اصولگرایانه در برابر خطای خودی

با توجه به قضایای چند روز اخیر و اقدامات دوستان ارزشی و برخی شخصیتهای سیاسی و حزبی در جریان اصولگرایی و حامی دکتر احمدی نژاد ،در این مقاله نکاتی از موارد مورد تأکید رهبر معظم انقلاب را به نظر دوستان عزیز می رساند .
آنچه در زیر ارائه گشته جهت جلوگیری از قضاوتهای غلط و حرکات شتاب زده برخی دوستان خودی و انقلابی است .امید است دوستان عزیز مطالب زیر را با برخی تحلیلهای غلط ارائه شده و حکم های صادر شده علیه رئیس جمهور در خصوص ولایت پذیر نبودن او و یا بیگانه خواندن او و یا فاقد تدبیر و دارای ضعف بینش اسلامی دانستن او و ... مقایسه کرده و در عین حال با نگاهی به سکوت جریان مخالف دولت و معاند نظام در این قضایا و خوشحالی آنها از بروز این اختلافات و تعمیم آن به جامعه و مردم ،کسب نمره منفی برای برخی جریانات ارزشی را به ثبت رساند .
آنچه در طول این 4 سال دولت نهم بر خانواده انقلاب گذشته و اوج این ضربه زدن ها به انقلاب و رهبری در ایام انتخابات 88 بوده ، نبایستی به راحتی و از در ایجاد تفرقه به باد فنا رود و البته بایستی به این نکته توجه داشت که رهبری در دیدار با کارگزاران حج در سال 87 مورد تأکید قرار دادند که خداوند با هیچ کس قوم و خویشی ندارد !!! و عجیب تأکیدات پیاپی رهبری است و فراموشی ما ! در انتهای این مقدمه از خدای متعال برای همگان و بالاخص برای رئیس جمهور خدوم و پرکار و پرتلاش و شجاع جناب دکتر احمدی نژاد عاقبت بخیری و دوری از هرگونه غرور و زشتی را مسئلت داشته و امید است که مورد تفضلات و توجه امام عصر (عج) در این ایام مبارک قرار گیریم .
تفرقهى بین مؤمنین کارِ خدائى نیست، کار شیطانى است
ما مثل آن دوندهاى هستیم که به طرف مقصدى دارد حرکت میکند، ولى عدهاى نمیخواهند او برسد و دائم سر راهش مانع درست میکنند؛ از رو مانعها میپرد، هى سنگ بهش میزنند، هى او را ملامت میکنند؛ از اطراف به او فریاد میزنند: نرو، نمیرسى، فایدهاى ندارد؛ او هم گوشش بدهکار نیست؛ زخمها را میخورد، دردها را تحمل میکند؛ اما راه خودش را ادامه میدهد و میرسد. ملت ایران مثل یک چنین دوندهى قهرمانى تا امروز عمل کرده؛ پیش رفته.
خوب، در یک چنین وضعیتى، دلسوزان این کشور، دلسوزان این ملت، علاقهمندان به آرمانهاى اسلامى و انقلابى و مکتب اهلبیت (علیهمالسّلام) وظیفهىشان چیست؟ همه وظیفه دارند این راه را براى روندگان، یعنى براى ملت ایران تسهیل کنند. سیاستمدارها یک جور، دولتمردان یک جور، علماى دین یک جور، دانشمندانِ دانشگاهها یک جور، روشنفکران یک جور، قشرهاى مختلف یک جور. یکى از اثرگذارترینها هم این جامعهى گویندگان مذهبى، سرایندگان مذهبى، پرچمداران عشقِ به اهلبیت (علیهمالسّلام) که در شادى و عزاى اهلبیت دلها را به آنها نزدیک میکنند، هستند.
آنچه که امروز لازم است، این است که همه این وظیفه را بشناسند، بدانند که ما کجا هستیم. یک عدهاى غفلت میکنند، نمیفهمند که ما این همه حرکت کردهایم، پیش آمدهایم؛ نمیفهمند که ما هنوز راه طولانىاى در پیش داریم؛ نمیفهمند که ما دشمن داریم، دشمن از تنبلى ما، از غفلت ما، از اختلاف ما، سوء استفاده میکند.
مخاطب بیشتر این حرف شخصیتهاى مطرح جامعه – سیاسى و فرهنگى و غیره – هستند که باید مراقب حرف زدنهاى خودشان، مراقب نوشتنهاى خودشان، مراقب موضعگیریهاى خودشان باشند. اتحاد و اتفاقى که رمزِ همهى پیشرفتها و پیروزیهاست، امروز بیشتر از همه براى این کشور لازم است. مسئولین کشور هم واقعاً دارند زحمت میکشند، حقیقتاً دارند زحمت میکشند. دولت، مسئولین، مدیران بخشهاى مختلف، تلاش میکنند. اگر کسى ایراد و انتقادى هم دارد، نباید آن را جورى مطرح کند که این مدیرى که در تلاش هست براى اینکه کار را بهتر انجام دهد، او را تضعیف کند.
اختلافات غالباً از هوسهاى نفسانى بر میخیزد. اگر کسى بگوید این عمل من که اختلافانگیز بود، تفرقهانگیز بود، براى خداست، این را باور نکنید. تفرقهى بین مؤمنین کارِ خدائى نیست، براى هدفِ خدائى انجام نمیگیرد؛ کار شیطانى است؛ کار شیطانى است. ایجاد بغضاء و کینه بین مؤمنین، فضاى اختلاف را به وجود آوردن، این کار شیطان است، کار خدائى نیست. کار خدائى همدلى است. یک نفر یک کارى دارد، مسئولیتى را بر عهده گرفته، دیگران باید کمک کنند تا کار را خوب انجام دهد. اگر ضعفى داشت، به او تذکر دهند؛ اما نگذارند او تضعیف شود. این کسى که این عَلم را بر دوش کشیده، بلند کرده، همه باید کمکش کنند؛ یکى عرقش را پاک میکند، یکى بادش میزند. اگر دیدند که در نگه داشتن عَلم دارد اشتباه میکند، راهش این نیست که یک مشتى هم به پشتش بزنند، خودِ او و عَلم را سرنگون کنند. راهش این است که کمکش کنند این اشکال برطرف شود؛ این نکته را باید همه توجه کنند، بخصوص کسانى که در عرصهى سیاست و در عرصهى فرهنگ و در عرصهى رسانه و در عرصههاى گوناگون نقش و حضورى دارند. (دیدار جمعى از مداحان و ستایشگران اهلبیت (علیهمالسّلام) 4/4/1387)
گفتمان این دولت، گفتمان انقلاب است و در جهت انقلاب حرکت میکند
دو جریان الان علیه این دولت وجود دارد: یک جریان، جریان داخلى است؛ یک جریان هم جریان خارجى است که او مهمتر است. الان شما اگر رسانههاى دنیا و حرفهاى محافل خبرى دنیا و محافل سیاسى دنیا را نگاه کنید، مىبینید همهشان – واقعاً مثل جنگ احزاب – دست به دست هم دادهاند و دارند فشار مىآورند که این دولت را بکوبند. هدف واقعیشان هم این دولت – یعنى آقاى احمدىنژاد و شماها – نیست؛ البته آماج این دعواها شمائید؛ اما هدف واقعى، انقلاب است؛ هدف واقعى، نظام است. شماها هم چون حرف نظام را میزنید، طبعاً آماج این تهاجمها قرار میگیرید؛ این خطى است که الان در بیرون وجود دارد. همه جورش را هم ما مىبینیم. حالا بعضى از انواع این تهاجمات را عامهى مردم مىبینند، بعضیها را خیلى از خواص هم نمىبینند؛ اما ما مىبینیم. ما از خبرهایى که به ما میرسد و از نوع تحرک و تعاملى که وجود دارد و از حرفهایى که زده میشود، میفهمیم که چطور مجموعهى دولت آماج حملات است. علتش هم همین است که گفتمان این دولت، گفتمان انقلاب است و در جهت انقلاب حرکت میکند. این خط خارجى است.
انگیزههاى خط تخریب داخلى هم یک طیف وسیعى است و نمیشود انسان همه را به یک چوب براند: بعضیها واقعاً خبرى ندارند – یعنى مغرض نیستند؛ اطلاعاتشان کم است و بر اثر بىاطلاعى چیزى میگویند – بعضیها غرضهاى شخصى و غرضهاى سطحى دارند؛ بعضیها غرضهاشان غرضهاى عمقى است؛ یعنى با نظام مسئله دارند، کینهى امام در دلشان است و حرفهاى امام را یا از اول قبول نداشتند یا حالا قبول ندارند – آنهایى که از آن حرفها رو برگرداندند و پشیمانشدهها و برگشتهها – اینها یک طیف وسیعى از انگیزههاست، لیکن بالاخره محصول و جمعبندىاش همین تهاجمها و پنجهزدنها و لجن پراکنىهاست که وجود دارد. (دیدار رئیسجمهوری و اعضاى هیئت دولت2/6/1387)
باز بعضىها هى میخواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند
من مىبینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضىها هى میخواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همکارى باید بکنند؛ همه باید براى ساختن کشور به یکدیگر کمک بکنند. به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ کسى را نباید به خاطر یک امر، از همهى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بکند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان میگوید: «و لا یجرمنّکم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛اگر با کسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود که نسبت به او بىانصافى کنید، بىعدالتى کنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن که دشمن هم نیست. بىعدالتىها را همه کنار بگذارند؛ بىانصافىها را همه کنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بکنند. در کنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد. چه اشکال دارد؟
به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم
همیشه اختلاف سلیقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى که این اختلاف سلیقهها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، کار خراب میشود. هواى نفس را باید خیلى ملاحظه کرد. به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم. نگاه کنیم ببینیم کجا نفس است و هوىهاى نفسانى ماست؛ کجا نه، واقعاً احساس تکلیف است؛ و در احساس تکلیف هم دقت بکنیم که قدم از دایرهى تکلیف آنطرفتر نباید گذاشت؛ زیادهروى نباید کرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى که تا امروز به فضل الهى، به حول و قوهى الهى، لطف الهى با ملت ایران بوده است؛ بعد از این هم انشاءاللَّه خواهد بود. (بیانات در دیدار شرکتکنندگان مسابقات بین المللى قرآن3/5/1388)
همهى ما خیلى باید مراقب باشیم؛ خیلى باید مراقب باشیم: مراقب حرف زدن، مراقب موضعگیرى کردن، مراقب گفتنها، مراقب نگفتنها. یک چیزهائى را باید گفت؛ اگر نگفتیم، به آن وظیفه عمل نکردهایم. یک چیزهائى را باید بر زبان نیاورد، باید نگفت؛ اگر گفتیم، برخلاف وظیفه عمل کردهایم. نخبگان سر جلسهى امتحانند؛ امتحان عظیمى است. در این امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط این نیست که ما یک سال عقب بیفتیم؛ سقوط است. اگر بخواهیم به این معنا دچار نشویم، راهش این است که خرد را، که انسان را به عبودیت دعوت میکند، معیار و ملاک قرار بدهیم؛ شاخص قرار بدهیم.
عقل، این سیاسیبازىها و سیاسىکارىهاى متعارف نیست؛ اینها خلاف عقل است. «العقل ما عبد به الرّحمن و اکتسب به الجنان»؛عقل این است که انسان را به راه راست هدایت میکند. اشتباه میکنند آن کسانى که خیال میکنند با سیاسىکارى، عقلائى عمل میکنند؛ نه، عقل آن چیزى است که راه عبادت خدا را هموار میکند. شاخصش هم براى ما، بین خودمان و خدا، این است که نگاه کنیم ببینیم در بیان این حرف اخلاص داریم یا نه؟ به فکر خدائیم یا نه؟ من دارم براى خاطر خدا، رضاى خدا حرف میزنم یا براى خاطر جلب توجه شما دارم حرف میزنم؟ براى خاطر خداست یا براى خاطر دل مستمع و غیر مستمع است؟ معیارش این است. به خودمان مراجعه کنیم؛ اقضى القضات نسبت به انسان، خودِ انسان است. خودمان را فریب ندهیم؛ بفهمیم چه کار میکنیم؛ بفهمیم چه میگوئیم؛ چه حرکتى میکنیم. (بیانات در سالروز عید سعید مبعث29/4/1388)
مبادا دوست را با دشمن اشتباه کنید؛ مبادا دوست و دشمن را مخلوط کنید
امروز بیشتر از همه چیز براى ما هوشیارى لازم است، شناخت دوست و دشمن لازم است. مبادا دوست را با دشمن اشتباه کنید؛ مبادا دوست و دشمن را مخلوط کنید؛ مبادا رفتارى که با دشمن باید داشت، با دوست انجام بدهید. این، خطاب به همهى جناحهاست.... مبادا دشمن را با دوست اشتباه بکنیم. دوست را به خاطر یک خطا به جاى دشمن بگیریم و از آن طرف یک عدهاى هم دشمن خونى و معاند را دوست فرض کنند، به حرف او گوش کنند، توجه بدهند. (بیانات در سالروز ولادت حضرت امیرالمومنین (ع) 15/4/1388)
التماس دعا
میثم سالمی6/5/1388
ی/ 703
ارسال نظرات