۰۳ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۲
کد خبر: ۹۶۲۹۰
پنجره منتشر کرد؛

بررسی نقش و سهم شیعیان کوفی در فاجعه کربلا

خبرگزاری رسا ـ نشریه پنجره با انتشار مقاله «مساله کوفی ما» به بررسی نقش و سهم شیعیان کوفی در فاجعه کربلا پرداخته است.
كوفيان


به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا، محمدرضا جوادی‎یگانه و محمد آقاسی در مقاله خود با عنوان «مساله کوفی ما» که در نشریه پنجره منتشر شده به بررسی نقش و سهم شیعیان کوفی در فاجعه کربلا پرداخته‌اند.

امام سجاد (علیه‎السلام) در بدو ورود کاروان اسرا به کوفه: «الا ان هولاء یبکون و یتوجعون من اجلنا، فمن ذا الذی قتلنا؟». «این‎ها که برای ما می‎‎گریند و بر ما نوحه می‎‎کنند، پس چه‎کسی ما را کشت؟!» (خوارزمی، ج2، ص 45)

حادثه کربلا ابعاد متعددی دارد و از مناظر متعددی نیز آن را بررسی کرده‎اند، که هر کدام بخشی از واقعیت را بیان می‎‎کند. یکی از وجوه عظمت کربلا این است که در آن روز، بر پهنه زمین بزرگتر و بزرگوارتر از حسین ابن علی (علیه‎السلام) وجود نداشت، و سر سوزن نقصی در رفتار او و همراهانش دیده نشد، هر چه بود، حماسه بود و شجاعت و کرامت و بزرگواری. سوی دیگر آن نیز امویان بودند که از هیچ خباثتی فروگذار نکردند.

اما ماجرا، بعد میانه‎ای هم دارد و آن‎هم «کوفیان» هستند. بخشی از اهمیت حادثه کربلا در این است که کسانی در قتل حسین (علیه‎السلام) دست داشتند که خود، از ایشان با اصرار و با نامه‎‎های فراوان دعوت کرده بودند که به کوفه بیاید و امامت و رهبری‎شان را در کوفه بر عهده بگیرد. و همین کوفیان بودند که امام را تنها گذاشتند. امام در منزل زباله که خبر شهادت مسلم، هانی و عبدالله بن بقطر رسید، فرمودند: «و قد خذلتنا شیعتنا» شیعه ما، ما را تنها گذاشتند. (طبری، ج7، ص 2987) نهایت یاری کوفیان این بود که طبری می‎‎گوید: «تنی چند از پیران کوفه بر تپه ایستاده بودند و می‎‎گریستند و می‎‎گفتند خدایا نصرت خویش را ببار». (طبری، ص 2979)

سپاه شام در کربلا حضور نداشت و دعوت‎کنندگان حسین بودند که در صف مقدم سپاه عمر سعد حضور داشتند و اباعبدالله در خطبه اول روز عاشورا آن‎‎ها را به‎نام مورد خطاب قرار می‎‎دهد که «یا شبث بن ربعی، و یا حجار بن أبجر، و یا قیس بن الأشعث، و یا زید بن الحارث»، مگر شما نبودید که مرا دعوت کردید که بیا (طبری، ص 3024) و کوفیان کسانی بودند که در حال قتل حسین هم گریه می‎‎کردند. اشک‎‎های عمر سعد بر دو گونه و ریشش روان بود، آن‎گاه که شمر در قتلگاه بود و زینب از او تعجب می‎‎کند که تو هستی و می‎‎بینی و حسین را می‎‎کشند! (اَی عمر، ایقتل ابا عبدالله و انت تنظر الیه؟ فصرف بوجهه عن‎ها و دموعه تسیل علی لحیته (طبری، ص 3060)). و این، همان چیزی است که باعث تعجب امام سجاد (علیه‎السلام) می‎‎شود در آستانه ورود به کوفه، وقتی که می‎‎بیند همه در حال گریه در عزای حسین هستند و می‎‎گوید: «این‎ها که همه بر عزای ما گریان هستند، پس چه‎کسی ما را کشت؟»

و این پشیمانی، تأسف دائمی کوفه است و همین تأسف است که قیام توابین را شکل می‎‎دهد. «تلاقت الشیعه بالتلاوم و التندم و رأت أنها قد أخطات خطأ کبیرا». محتوای خطبه‎‎های آنان در آغاز قیام‎شان نیز چیزی جز اعتراف به گناه نیست. مسیب بن نجبه نخستین سخنران جمع گفت: «خدا نیکان ما را امتحان کرد و ما را در مورد پسر دختر پیغبرمان دروغگو یافت، که پیش از آن، نامه‎‎های وی به ما رسیده بود و فرستادگانش آمده بودند و اتمام حجت کرده بود و در آغاز و انجام، آشکار و نهان خواستار یاری ما شده بود، اما جان‎های خویش را از وی دریغ کردیم تا در مجاورت ما کشته شد. نه به دست‎‎های خود یاریش کردیم، نه به زبان‎های‎مان از او دفاع کردیم، نه به مال‎های‎مان تأییدشان کردیم، و نه از عشایرمان برای کمک به وی یاری خواستیم». رفاعه بن شداد و سلیمان بن صرد و خالد بن سعد بن نفیل نیز از گناه خویش سخن گفتند، و راه توبه را کشتن قاتلین وی و کشته شدن خود (فاقتلوا انفسکم) اعلام کردند. (طبری، ج 7، ص 3180)

اما کمتر تحلیلی درباره این‎که چه شد کوفیان از یاری حسین سر باز زدند، و این‎که چگونه با خود کنار آمدند وقتی‎که می‎‎دیدند لشگر‎ها برای جنگ با حسین می‎‎رود، و در روز عاشورا وقتی استغاثه حسین را می‎‎شنیدند، بیان شده است. بیشتر تحلیل‎‎ها درباره فشاری است که امویان و عبیدالله ابن زیاد بر کوفیان وارد آورند و آن‎‎ها تسلیم شدند، و کوفه ضرب‎المثل پیمان‎شکنی شد.

مراثی و عزاداری شیعه، به بیان پل ریکور همواره این بخش از تاریخ را «فراموش» کرده‎اند. با بیان کلیاتی چون «ما اهل کوفه نیستیم»، و لعن دائمی بر کوفیان، شیعه همواره فاصله‎ای از کوفیان گرفته و تنها بر کربلاییان و بر قاتلان آن‎‎ها تأکید می‎‎کند، اما از کوفه و دلایل تغییر آن‎‎ها (و پشیمانی بعد از کربلا) کمتر گفته می‎‎شود. این مقاله قصد دارد تا از نگاهی متفاوت به این مسأله نگاه کند، و بررسی کند که «شیعیان کوفی» چقدر در فاجعه کربلا سهم داشتند، و آیا آن‎‎ها در قتل اباعبدالله سهیم بودند یا خیر.

اما نگاهی به احادیثی که در فضیلت کوفه بیان شده (کوفه یکی از چهار شهری است که حق تعالی آن را اختیار کرده است، و «طور سینین» که خدا به آن قسم یاد کرده، کوفه است؛ و این‎‎ها جدای از کثیری از احادیث در فضیلت مسجد کوفه و مسجد سهله است (سایت آیت‎الله مکارم شیرازی)) و توجه به این‎که محل استقرار و سکونت امام عصر (عجل‎الله تعالی فرجه الشریف) در کوفه است و توجه به آن‎چه در فضایل کوفیان از حضرت علی بیان شده، نشان می‎‎دهد که نمی‎‎توان کوفه را مشمول عذاب و نفرین دائمی دانست.

از طرف دیگر، در قیام اباعبدالله و در دوره چهار ماهه حضور ایشان در مکه و در حرکت یک ماه به کربلا، جز چهار نفر از بصره (یزید بن ثبیط بصری و دو پسرش، سیف بن مالک عبدی) و خاندان پیامبر (صلی‎الله علیه و آله و سلم) که از مدینه همراه امام بودند، هیچ‎کس به امام نپیوست، «جز» کوفیان (البته در بصره یزید بن مسعود با بنی سعد و بنی عامر و بنی حنظله از بصره آماده شدند که به‎سوی حسین (علیه‎السلام) حرکت کنند، که بنی سعد آن‎قدر تعلل کردند که خبر شهادت امام را شنیدند؛ یعنی بعد از شهادت امام رسیدند، و «فقط» کوفیان بودند که یاور امام بودند (دانشنامه امام حسین، ج 4، ص 50)). و کوفه تنها شهری بود که از امام دعوت کرد و به او نامه نوشت، و تنها شهری بود که حضرت دعوت آن‎‎ها را اجابت کرد.

«مسأله کوفی ما» (از منظر جامعه‎شناسی تاریخی) این است که چرا کوفیان از همراهی حسین (علیه‎السلام) سر باز زدند، و شریک در خون او شدند. این مسأله از آن‎رو مهم است، که ما تقریبا آن را فراموش کرده‎ایم و ظاهرا علت آن فراموشی نیز (براساس تحلیل ریکور) آن است که از بخشی از پاسخ می‎‎گریزیم.
برای پاسخ به این مسأله باید بررسی کرد که تا چه اندازه کوفیان در دعوت از حسین پایمردی کردند و تا کجا ایستادند و آیا شیعیانی که حسین را دعوت کردند، همان‎ها بودند که قاتل او بودند؟ و آیا همان‎ها که به حسین نامه نوشتند، همان‎ها بودند که به یزید نامه نوشتند و از او خواستند که نعمان بن بشیر را عوض کند؟ (پس از 50 سال، ص 113) و اگر ما در زمان اباعبدالله بودیم تا کجا می‎‎ایستادیم و شبیه کدام دسته از کوفیان بودیم؟ و دشواری این پرسش آخر است که باعث این «فراموشی» شده است.

در این‎که کوفیان پیمان‎شکنی کردند، تردیدی نیست، اما شناخت وضعیت کوفه و جایگاه شیعیان در آن، می‎‎تواند وضعیت دشوار کوفیان را برای حمایت از اباعبدالله نشان دهد. در یادداشت بعدی این متن تلاش دارد تا بخشی از آن دشواری‎‎ها را بیان کند، تا مشخص شود که اصحاب عاشورایی اباعبدالله تا چه اندازه عظمت دارند./916/د102/ع

ارسال نظرات