روحانیت و تبلیغ(33)؛
جایگاه تبلیغ در متون روائى
حجت الاسلام حسن رحیمی

«الَّذینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَ لا یَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ کَفى بِاللَّهِ حَسیباً»
کسانى که رسالتهاى الهى را تبلیغ مىکنند و (فقط) از او مى ترسند، و از هیچ کس جز خدا بیم ندارند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداشدهنده اعمال آنها) است!.(1)
تبلیغ در لغت: به معناى رساندن پیام است، چنانچه ابن اثیر مىنویسد: بلاغ؛ عبارت است از چیزى که به سبب آن انسان به مقصود و مطلوب دست مىیابد(2)؛ ابن منظور نیز مىنویسد:« ابلاغ و تبلیغ به معناى رساندن است»(3).
در باره تبلیغ و مبلغ و جایگاه آنها، ارزش عالم در اسلام روایت های متعددی موجود است:
پیامبر اکرم(ص) فرمود: اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِی ثَلَاثَ مَرَّاتٍ قِیلَ یَا نَبِیَّ اللَّهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُکَ قَالَ ص الَّذِینَ یَأْتُونَ مِنْ بَعْدِی وَ یَرْوُونَ أَحَادِیثِی وَ سُنَّتِی وَ یُعَلِّمُونَهَا النَّاسَ مِنْ بَعْدِی.
بار الها جانشینان مرا رحمت کن، و سه مرتبه تکرار فرمود؛ عرض شد: اى پیامبر خدا! شما چه کسانى هستند؟ فرمود: آنان که پس از من آمده و احادیث و سنت مرا نقل مىکنند، و به دست مردمان پس از من مىرسانند.(4)
اما رساندن پیام چگونه باید باشد؟ آنچه از معناى تبلیغ به دست مىآید این است که: مبلغ و پیام آورنده؛ باید علوم و معارف را به شکل صحیح و کامل کسب نموده و سپس آن را بدون زیاده و نقصان به مخاطب برساند، چرا که اگر مبلغ به احکام و معارف الهى احاطه کامل نداشته باشد؛ مىتواند به بیراهه و گمراهى بکشاند، که گفتهاند: «خطر کم دانستن بیش از ندانستن است»!.
بنابر این تبلیغ عبارت است از: رساندن پیامهاى الهى؛ در عالیترین مرتبه کمال!.
و پیامهاى الهى؛ شامل تمام دستورات و نواهى، بشارتها و انذارها، حکمتها و موعظهها مىگردد!.
ارزش عالم
پیامبر اکرم(ص) فرمود: الْعَالِمُ بَیْنَ الْجُهَّالِ کَالْحَیِّ بَیْنَ الْأَمْوَاتِ.
عالم در میان نادانان؛ مانند زنده در میان مردگان است!.(5)
و فرمود: فَضْلُ الْعَالِمِ عَلَى الْعَابِدِ کَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلَى سَائِرِ النُّجُومِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ.
برترى عالم بر عابد مانند برترى ماه شب چهارده بر ستارگان است.(6)
امیر مؤمنان(ع) نیز می فرماید: الْمُؤْمِنُ الْعَالِمُ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ الصَّائِمِ الْقَائِمِ الْغَازِی فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ إِذَا مَاتَ ثُلِمَ فِی الْإِسْلَامِ ثُلْمَةٌ لَا یَسُدُّهَا شَیْءٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ
پاداش عالم، از روزهدار شبزندهدارى که در راه خدا جهاد کند بیشتر است، و هر گاه عالمى بمیرد در اسلام رخنهاى پیدا شود؛ که تا قیامت چیزى جاى آن را نمىگیرد.(7)
همچنین امام باقر(ع) فرموده است: عَالِمٌ یُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِینَ أَلْفَ عَابِدٍ.
عالمى که از دانش وى استفاده شود؛ برتر از هفتاد هزار عابد است.(8)
و امام صادق(ع) فرمود: عَالِمٌ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ وَ أَلْفِ زَاهِدٍ وَ الْعَالِمُ یُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ خَیْرٌ وَ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ سَبْعِینَ أَلْفَ عَابِد.
فضیلت یک عالم، بیش از هزار عابد و هزار زاهد است، و دانشمندى که مردم از علمش بهره ببرند پاداش یا ارزشش بیش از عبادت هفتاد هزار عابد است.(9)
میثاق خدا از عالم
امیر مؤمنان(ع) فرمود: مَا أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقاً مِنْ أَهْلِ الْجَهْلِ بِطَلَبِ تِبْیَانِ الْعِلْمِ حَتَّى أَخَذَ مِیثَاقاً مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ بِبَیَانِ الْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ لِأَنَّ الْعِلْمَ کَانَ قَبْلَ الْجَهْل.
خدا از جاهلان، زمانى پیمان دانشطلبى گرفت؛ که از دانایان پیمان گرفته بود دانش و علم را به دیگران بیاموزند، زیرا که دانایى و علم مقدم بر نادانى و جهل است.(10)
برترین هدیه
پیامبر اکرم(ص) فرمود: مَا أَهْدَى الْمُسْلِمُ لِأَخِیهِ هَدِیَّةً أَفْضَلَ مِنْ کَلِمَةِ حِکْمَةٍ تَزِیدُهُ هُدًى أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى.
مسلمان به برادرش هدیهاى برتر از کلامى حکمت آمیز که بر هدایت او بیافزاید یا او را از سقوط باز دارد، اهداء نکرده است.(11)
از جمله صدقات
پیامبر اکرم(ص) فرمود: إِرْشَادُکَ الرَّجُلَ إِلَى الطَّرِیقِ صَدَقَةٌ.
راهنمائى کسى که راه (هدایت) را گم کرده صدقه است.(12)
و فرمود: مَا تَصَدَّقَ النَّاسُ بِصَدَقَةٍ مِثْلَ عِلْمٍ یُنْشَرُ.
مردم صدقهاى مانند نشر علم و دانش ندادهاند.(13)
زکات علم
امام باقر(ع) فرمود: زَکَاةُ الْعِلْمِ أَنْ تُعَلِّمَهُ عِبَادَ اللَّهِ.
زکات علم، آموختن آن به بندگان خداست.(14)
نشر علم از حقائق ایمان است
امام صادق(ع) فرمود: کَانَ فِیمَا أَوْصَى بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِیّاً؛ یا عَلِیُّ ثَلَاثٌ مِنْ حَقَائِقِ الْإِیمَانِ الْإِنْفَاقُ مِنَ الْإِقْتَارِ وَ إِنْصَافُکَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ وَ بَذْلُ الْعِلْمِ لِلْمُتَعَلِّم.
از جمله وصیتهاى پیامبر ص به امام على ع این بود: اى على! سه چیز از حقایق ایمان است: بخشندگى در عین تنگدستى، انصاف در برابر دیگران، و آموختن علم به جوینده علم.(15)
زنده کردن و کشتن حقیقى
سماعه نقل مىکند: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً- المائدة: 32» قَالَ: مَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ ضَلَالٍ إِلَى هُدًى فَکَأَنَّمَا أَحْیَاهَا وَ مَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ هُدًى إِلَى ضَلَالٍ فَقَدْ قَتَلَهَا.
از امام صادق(ع) درباره این آیه سؤال کردم: «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً؛ هر کس، انسانى را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روى زمین بکشد، چنان است که گویى همه انسانها را کشته؛ و هر کس، انسانى را از مرگ رهایى بخشد، چنان است که گویى همه مردم را زنده کرده است»، حضرت فرمود: هر که انسانى را از گمراهى به هدایت درآورد، مانند ان است که آن را زنده کرده است، و هر که انسانى را از هدایت به گمراهى بیرون کند، در حقیقت او را کشته است.(16)
ثواب تعلیم آموزههاى دینى به دیگران
امیر مؤمنان(ع) فرمود: مَنْ کَانَ مِنْ شِیعَتِنَا عَالِماً بِشَرِیعَتِنَا فَأَخْرَجَ ضُعَفَاءَ شِیعَتِنَا مِنْ ظُلْمَةِ جَهْلِهِمْ إِلَى نُورِ الْعِلْمِ الَّذِی حَبَوْنَاهُ بِهِ جَاءَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى رَأْسِهِ تَاجٌ مِنْ نُورٍ یُضِیءُ لِجَمِیعِ أَهْلِ الْعَرَصَاتِ.
هر یک از علماى شیعیان ما که به آئین ما آگاه باشد؛ و شیعیان ناتوان را از تاریکى جهل به نور دانش -که ما به او بخشیدهایم- در آورد، در قیامت با تاجى از نور وارد شود، در حالى که به اهل محشر نور مىبخشد.(17)
و فرمود: فَأَبْشِرُوا مَعَاشِرَ عُلَمَاءِ شِیعَتِنَا بِالثَّوَابِ الْأَعْظَمِ، وَ الْجَزَاءِ الْأَوْفَرِ.
اى عالمان شیعه به شما بشارت باد به عظیمترین ثواب و کاملترین پاداش!.(18)
امام باقر(ع) فرمود: مُعَلِّمُ الْخَیْرِ یَسْتَغْفِرُ لَهُ دَوَابُّ الْأَرْضِ وَ حِیتَانُ الْبُحُورِ وَ کُلُّ صَغِیرَةٍ وَ کَبِیرَةٍ فِی أَرْضِ اللَّهِ وَ سَمَائِه.
همه جنبندگان زمین، و ماهیان دریاها، و هر چیز کوچک و بزرگى که در زمین و آسمان خداست براى کسى که به دیگران راه خیر و خوبى مىآموزد، طلب آمرزش مىکنند.(19)
امام حسن عسکرى(ع) از اجداد خویش نقل مىفرماید؛ که پیامبر اکرم(ص) فرمود: أَشَدُّ مِنْ یُتْمِ الْیَتِیمِ الَّذِی انْقَطَعَ عَنْ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ یُتْمُ یَتِیمٍ انْقَطَعَ عَنْ إِمَامِهِ وَ لَا یَقْدِرُ عَلَى الْوُصُولِ إِلَیْهِ وَ لَا یَدْرِی کَیْفَ حُکْمُهُ فِیمَا یُبْتَلَى بِهِ مِنْ شَرَائِعِ دِینِهِ أَلَا فَمَنْ کَانَ مِنْ شِیعَتِنَا عَالِماً بِعُلُومِنَا وَ هَذَا الْجَاهِلُ بِشَرِیعَتِنَا- الْمُنْقَطِعُ عَنْ مُشَاهَدَتِنَا یَتِیمٌ فِی حَجْرِهِ أَلَا فَمَنْ هَدَاهُ وَ أَرْشَدَهُ وَ عَلَّمَهُ شَرِیعَتَنَا کَانَ مَعَنَا فِی الرَّفِیقِ الْأَعْلَى.
سختتر از یتیمى که مادر و پدر خود را از دست داده؛ یتیمى آن کسى است که از امامش دور افتاده، و توان رسیدن به او را ندارد، و پاسخ مسائل مورد نیازش را نمىداند، پس بدانید آن عالم شیعهاى که چنین یتیمى را هدایت و ارشاد کند و دستورات و شرائع ما را به او تعلیم دهد؛ همراه ما در گروه انبیاء در اعلى علّیین خواهد بود.(20)
از شروط تبلیغ
یکى از شرطهاى تبلیغ این است که مخاطب توان فهم معارف و احکام را داشته و به راستى دنبال حقیقت باشد، که اگر قدرت فهم او پائین بوده و یا راه خصومت و دشمنى را داشته باشد تبلیغ اثرى نخواهد داشت.
امام صادق(ع) فرمود: قَامَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ ع خَطِیباً فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ فَقَالَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ لَا تُحَدِّثُوا الْجُهَّالَ بِالْحِکْمَةِ فَتَظْلِمُوهَا وَ لَا تَمْنَعُوهَا أَهْلَهَا فَتَظْلِمُوهُمْ.
حضرت عیسى(ع) میان بنى اسرائیل ایستاد و فرمود: اى بنى اسرائیل! گفتار حکمت را به نادانان نگوئید که به حکمت ستم کرده باشید، و از اهل حکمت نیز باز ندارید که به آنها ستم کرده باشید!.(21)
حجت بالغه الهى در قیامت
مسعدة بن زیاد نقل مىکند: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ- الانعام: 149» فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یَقُولُ لِلْعَبْدِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَ کُنْتَ عَالِماً فَإِنْ قَالَ نَعَمْ، قَالَ لَهُ: أَ فَلَا عَمِلْتَ بِمَا عَلِمْتَ! وَ إِنْ قَالَ: کُنْتُ جَاهِلًا، قَالَ لَهُ: أَ فَلَا تَعَلَّمْتَ حَتَّى تَعْمَلَ! فَیَخْصِمُهُ وَ ذَلِکَ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ.
از امام صادق(ع) در باره این آیه سؤال شد: «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ؛ دلیل قاطع و رسا براى خداى است» حضرت فرمود: خداى متعال در روز قیامت به بنده مىفرماید: بنده من آیا مىدانستى؟ اگر گوید: آرى، به او مىفرماید: پس چرا به آنچه مىدانستى عمل نکردى؟ و اگر گوید: نمىدانستم و جاهل بودم، به او مىفرماید: چرا نیاموختى تا عمل کنى؟ پس او را محکوم نماید، و این است حجّت رسا.(22)
شاکیان در قیامت
امام صادق(ع) فرمود: ثَلَاثَةٌ یَشْکُونَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: مَسْجِدٌ خَرَابٌ لَا یُصَلِّی فِیهِ أَهْلُهُ، وَ عَالِمٌ بَیْنَ جُهَّالٍ، وَ مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَیْهِ الْغُبَارُ لَا یُقْرَأُ فِیهِ.
سه چیز نزد خدا شکایت مىبرند: مسجد متروکى که مردم در آن نماز نگزارند، و عالمى که در میان مردم نادان قرار دارد، و قرآنى که غبار روى آن نشسته و کسى آن را نمىخواند.(23)
ارزش مرکب عالم بر خون شهید
امام صادق(ع) فرمود: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ جَمَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ النَّاسَ فِی صَعِیدٍ وَاحِدٍ وَ وُضِعَتِ الْمَوَازِینُ فَتُوزَنُ دِمَاءُ الشُّهَدَاءِ مَعَ مِدَادِ الْعُلَمَاءِ فَیَرْجَحُ مِدَادُ الْعُلَمَاءِ عَلَى دِمَاءِ الشُّهَدَاء.
چون روز قیامت شود، خداى متعال مردم را در پهنهاى یکسان گرد آورد، و ترازوها گذارده شود، آنگاه خون شهیدان را با مرکّب عالمان در دو کفّه ترازو نهند، در این حال مرکّب عالمان بر خون شهیدان فزونى یابد.(24)
فرق عالم و عابد در قیامت
امام صادق(ع) فرمود: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْعَالِمَ وَ الْعَابِدَ فَإِذَا وَقَفَا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قِیلَ لِلْعَابِدِ انْطَلِقْ إِلَى الْجَنَّةِ وَ قِیلَ لِلْعَالِمِ قِفْ تَشْفَعْ لِلنَّاسِ بِحُسْنِ تَأْدِیبِکَ لَهُم.
در قیامت؛ خداوند عالم و عابد را بر مىانگیزد، و هنگامى که هر دو در برابر خدا ایستادند به عابد خطاب شود: به سوى بهشت رهسپار شو، أما به عالم ندا آید: بمان و به سبب اینکه مردم را نیکو تربیت کردى از آنان شفاعت کن.(25)
امام کاظم(ع) فرمود: فَقِیهٌ وَاحِدٌ یُنْقِذُ یَتِیماً مِنْ أَیْتَامِنَا الْمُنْقَطِعِینَ عَنَّا وَ عَنْ مُشَاهَدَتِنَا بِتَعْلِیمِ مَا هُوَ مُحْتَاجٌ إِلَیْهِ أَشَدُّ عَلَى إِبْلِیسَ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ لِأَنَّ الْعَابِدَ هَمُّهُ ذَاتُ نَفْسِهِ فَقَطْ وَ هَذَا هَمُّهُ مَعَ ذَاتِ نَفْسِهِ ذَوَاتُ عِبَادِ اللَّهِ وَ إِمَائِهِ لِیُنْقِذَهُمْ مِنْ یَدِ إِبْلِیسَ وَ مَرَدَتِهِ فَلِذَلِکَ هُوَ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ وَ أَلْفِ أَلْفِ عَابِدَة.
یک عالم دینى، که یتیمى از یتیمان ما را- یعنى آنان که ما را ندیدهاند- با آموختن آنچه بدان نیازمند است نجات دهد، براى ابلیس سختتر از هزار عابد است، زیرا که تلاش عابد همه براى خویش است، أما عالم علاوه بر خود، به فکر دیگر بندگان خدا نیز هست تا آنان را از چنگ ابلیس و پیروان سیاهکار او برهاند، از این رو او در نزد خدا بر هزار هزار مرد عابد و هزار هزار زن عابد برترى دارد.(26)
امام رضا(ع) نیز فرمود: یُقَالُ لِلْعَابِدِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ نِعْمَ الرَّجُلُ کُنْتَ هِمَّتُکَ ذَاتُ نَفْسِکَ وَ کَفَیْتَ مَئُونَتَکَ فَادْخُلِ الْجَنَّةَ أَلَا إِنَّ الْفَقِیهَ مَنْ أَفَاضَ عَلَى النَّاسِ خَیْرَهُ وَ أَنْقَذَهُمْ مِنْ أَعْدَائِهِمْ وَ وَفَّرَ عَلَیْهِمْ نِعَمَ جِنَانِ اللَّهِ تَعَالَى وَ حَصَّلَ لَهُمْ رِضْوَانَ اللَّهِ تَعَالَى وَ یُقَالُ لِلْفَقِیهِ یَا أَیُّهَا الْکَافِلُ لِأَیْتَامِ آلِ مُحَمَّدٍ الْهَادِی لِضُعَفَاءِ مُحِبِّیهِمْ وَ مُوَالِیهِمْ قِفْ حَتَّى تَشْفَعَ لِکُلِّ مَنْ أَخَذَ عَنْکَ أَوْ تَعَلَّمَ مِنْکَ فَیَقِفُ فَیُدْخِلُ الْجَنَّةَ مَعَهُ فِئَاماً وَ فِئَاماً وَ فِئَاماً حَتَّى قَالَ عَشْراً وَ هُمُ الَّذِینَ أَخَذُوا عَنْهُ عُلُومَهُ وَ أَخَذُوا عَمَّنْ أَخَذَ عَنْهُ وَ عَمَّنْ أَخَذَ عَمَّنْ أَخَذَ عَنْهُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَانْظُرُوا کَمْ صُرِفَ مَا بَیْنَ الْمَنْزِلَتَیْن.
در قیامت به عابد خطاب شود: بنده خوبى بودى، براى حفظ خود تلاش کردى و خود را نجات دادى و کارى به دیگران نداشتى، پس داخل بهشت شو، آگاه باشید که فقیه کسى است که خیرش را به همه مردم مىرساند، و انها را از دست دشمنان مىرهاند، و براى آنان رضاى الهى را حاصل مىکند، و به فقیه ندا رسد: اى سرپرست یتیمان آل محمّد، و هدایت کننده دوستداران و شیعیان ناتوان، بایست، تا هر که از تو علمى آموخته، شفاعت نمایى، پس مىایستد و گروه گروه؛ تا ده گروه را وارد بهشت مىکند، و ایشان همان علم آموختگان از او، و شاگردان علم آموختگان از او تا روز قیامتند، حال تفاوت میان دو جایگاه [عابد و فقیه] را بنگرید!.(27)
چنانچه سعدى مىگوید:
صاحب دلى به مدرسه آمد ز خانقاه بگسست عهد صحبت اهل طریق را
گفتم میان عابد و عالم چه فرق بود تا اختیار کردى از آن این فریق را
گفت آن گلیم خویش بدر مىبرد ز موج وین سعى مىکند که بگیرد غریق را.
کیفر پنهان کردن علم
پیامبر اکرم(ص) فرمود: مَنْ کَتَمَ عِلْماً نَافِعاً أَلْجَمَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ بِلِجَامٍ مِنْ نَارٍ.
هر کس دانش سودمندى را پنهان دارد، خدا در قیامت لگامى آتشین بر دهان او مىنهد.(28)
و فرمود: إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِی أُمَّتِی فَلْیُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ یَفْعَلْ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ.
هر گاه بدعتها میان أمّت من آشکار گردید، عالم باید دانش خود را آشکار کند، پس هر که چنین نکند لعنت خدا بر او باد!(29)
کلام آخر
تمام مطالبى که بیان شد در صورتى است که عالم و مبلغ خود به گفتههاى خویش عامل باشد؛ که مرتبه کردار از مرحله گفتار مهمتر و بسیار مشکلتر است!.
امام صادق(ع) فرمود: کُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوْا مِنْکُمُ الْوَرَعَ وَ الِاجْتِهَادَ وَ الصَّلَاةَ وَ الْخَیْرَ فَإِنَّ ذَلِکَ دَاعِیَة.
با غیر زبان خویش مردم را (به راه خدا) دعوت کنید، تا مردم ورع و کوشش و نماز و خیر شما را ببینند، اینها خود دعوت کننده است!.(30)
که اگر گفتار با کردار متناقض باشد تأثیر کلام به عکس خواهد شد؛ سعدى گوید: «عالم بى عمل به چه مانَد؟ به زنبور بى عسل»! یعنى جز نیش ثمرى ندارد!
حافظ نیز گوید:
واعظان کین جلوه در محراب و منبر مىکنند چون به خلوت مىروند آن کار دیگر مىکنند
مشکلى دارم ز دانشمند مجلس باز پرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر مىکنند؟.
پیامبر اکرم(ص) در وصیتى به ابو ذر فرمود: یَا أَبَا ذَرٍّ! مَا مِنْ خَطِیبٍ إِلَّا عُرِضَتْ عَلَیْهِ خُطْبَتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ مَا أَرَادَ بِهَا.
اى ابو ذر! در قیامت، خطبه تمام خطیبان و گویندگان، و مقصود آنها از گفتارشان به ایشان عرضه مىشود!.(31)
و فرمود: رَأَیْتُ لَیْلَةَ أُسْرِیَ بِی قَوْماً تُقْرَضُ شِفَاهُهُمْ بِمَقَارِیضَ مِنْ نَارٍ کُلَّمَا قُرِضَتْ رُدَّتْ فَقُلْتُ یَا جَبْرَئِیلُ مَنْ هَؤُلَاءِ فَقَالَ خُطَبَاءُ أُمَّتِکَ کَانُوا یَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ یَنْسَوْنَ أَنْفُسَهُمْ وَ هُمْ یَتْلُونَ الْکِتَابَ أَ فَلَا یَعْقِلُون.
در شب معراج، بر گروهى عبور کردم که لبهایشان را با قیچىهاى آتشین مىبریدند! و هر چه قطع مىکردند جاى آن مىروئید، از جبرئیل پرسیدم: اینها کیانند؟ گفت: اینها گویندگانى از امت شما هستند، که مردم را به کار نیک سفارش کرده؛ اما خود آنها را فراموش مىکردند، در حالى که قرآن را مىخوانند آیا در آن نمىاندیشند.(32)
و فرمود: إِنِّی مَسْئُولٌ عَنْ تَبْلِیغِ الرِّسَالَةِ.
من براى رساندن پیام رسالت مسئولم.(33)
طبق این احادیث شریف؛ مبلغ هر چه مىگوید در قیامت به او نشان داده شده و مورد بازخواست قرار خواهد گرفت.
امید است، طلاب، علما و فضلای گرانقدر حوزه، با الگو پذیری از پیامبر(ص) و ائمه اطهار به تبلیغ دین مبین اسلام پرداخته و با سرلوحه قرار دادن این احادیث گرانقدر، جایگاه تبلیغ را به آنچه که باید و شاید برسانند.
همچنین امید است، تبلیغ عملی و عمل به گفتار به عنوان بهترین شیوه تبلیغ، الگوی تبلیغی ما باشد.
(1) ـ الاحزاب: 39.
(2) ـ «البَلَاغ: ما یَتَبَلَّغُ و یتوصّل به إلى الشىء المطلوب»- النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج1، ص: 152.
(3) - «الإِبلاغُ: الإِیصالُ، و کذلک التبْلِیغُ»- لسان العرب، ج8، ص: 419.
(4) - صحیفة الرضا علیه السلام، ص: 56 رقم 73.
(5) - الأمالیللطوسی ص : 521 رقم 1148.
(6) - الکافی ج : 1 ص : 34 رقم 1.
(7) - بصائرالدرجات ص : 5 رقم 10.
(8) - الکافی ج : 1 ص : 33 رقم 8.
(9) - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص: 131.
(10) - أمالی المفید، ص: 66 رقم 12.
(11) - إرشاد القلوب إلى الصواب، ج1، ص: 13.
(12) - الدعوات ص : 98 رقم 230.
(13) - منیةالمرید ص : 105.
(14) - الکافی ج : 1 ص : 41 رقم 3.
(15) - منلایحضرهالفقیه ج : 4 ص : 360 رقم 5762.
(16) - الکافی ج : 2 ص : 210 رقم 1.
(17) - الإحتجاج على أهل اللجاج، ج1، ص: 16.
(18) - التفسیر المنسوب إلى الإمام العسکری ع، ص: 342.
(19) - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص: 131.
(20) - الإحتجاج على أهل اللجاج، ج1، ص: 16.
(21) - الکافی ج : 1 ص : 42 رقم 4.
(22) - الأمالیللمفید ص : 227 رقم 6.
(23) - الکافی ج : 2 ص : 613 رقم 3.
(24) - أمالی الصدوق، ص: 168 رقم 1.
(25) - علل الشرائع، ج2، ص: 394 رقم 11.
(26) - الإحتجاج على أهل اللجاج، ج1، ص: 17.
(27) - الإحتجاج على أهل اللجاج، ج1، ص: 17.
(28) - عوالیاللآلی ج : 4 ص : 71 رقم 40.
(29) - الکافی ج : 1 ص : 54 رقم 2.
(30) - الکافی، ج2، ص: 78 رقم 14.
(31) - الأمالیللطوسی ص : 530 رقم 1162.
(32) - مجموعة ورام(تنبیه الخواطر)، ج2، ص: 215.
ی/ 701
ارسال نظرات