۱۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۳:۵۸
کد خبر: ۹۸۱۱

امام مهدی در آینه ادعیه و زیارات

مجتبی صداقت
جمكران


در باره امام عصر ـ‌ علیه السلام ـ در منابع تفسیری، روایی، تاریخی، کلامی و... بحث های فراوان شده است. از منابعی که در رابطه با این امام، مطلب دارد ادعیه و زیارات است که باید مورد بازبینی و دقت قرار گیرد. ادعیه و زیارات در زیر مجموعه «نقل» قرار می گیرد که یکی از منابع دین است. این مقاله سعی دارد که به بحث از امام مهدی از منظر ادعیه و زیارات بپردازد.

حجت خدا بر زمین:

از نظر شیعه، زمین نمی تواند لحظه ای از حجت خدا خالی باشد؛ به خاطر همین در ادعیه نسبت به امام مهدی ـ علیه السلام ـ چنین می خوانیم:

« أَیْنَ بَقِیَّةُ اللَّهِ الَّتِی لا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الطَّاهِرَة»[1]( کجاست بقیة الله؟ که عالم خالى از عترتِ پاک و طاهر نخواهد بود.)

«السَّلامُ عَلَى بَقِیَّةِ اللَّهِ فِی بِلادِهِ وَ حُجَّتِهِ عَلَى عِبَادِه»[2] ( سلام بر باقی مانده خدا در بلادش و حجت خدا بر بندگانش)

« سَلامُ اللَّهِ ... عَلَى حُجَّةِ اللَّهِ وَ وَلِیِّهِ فِی أَرْضِهِ وَ بِلادِهِ وَ خَلِیفَتِهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ»[3] (سلام خدا ... بر حجت خدا و ولى او در روى زمین و شهرها و سلام بر خلیفه او بر خلق و بندگانش)

نَسَب نامه حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ :

مهدی، از نسل پیامبر اسلام و حضرت خدیجه ـ علیهما السلام ـ است که از طریق حضرت فاطمه و حضرت امیر ـ علیهما السلام ـ به ایشان متصل می شود:

«أَیْنَ ابْنُ النَّبِیِّ الْمُصْطَفَى وَ ابْنُ عَلِیٍّ الْمُرْتَضَى وَ ابْنُ خَدِیجَةَ الْغَرَّاءِ وَ ابْنُ فَاطِمَةَ الْکُبْرَى»[4]( کجاست فرزند پیغمبر محمد مصطفى و فرزند على مرتضى و فرزند خدیجه بلند مقام و فرزند فاطمه، بزرگترینِ زنان عالم؟)

نام پدر ایشان، حسن، امام یازدهم شیعیان است. در زیارت نامه امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ می خوانیم:

« السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا أَبَا الْإِمَامِ الْمُنْتَظَرِ»[5] ( سلام بر تو ای پدر امامی که انتظارش را می کشند.)

ویژگی و سیرت امام مهدی ـ علیه السلام ـ :

1. پاکی از بدی ها:

درباره بریّ بودن حضرت از گناه، عیب، پلیدی و ناپاکی، چنین می خوانیم:

« فَإِنَّهُ عَبْدُکَ الَّذِی اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِکَ وَ اصْطَفَیْتَهُ عَلَى غَیْبِکَ وَ عَصَمْتَهُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ بَرَّأْتَهُ مِنَ الْعُیُوبِ وَ طَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ وَ سَلَّمْتَهُ مِنَ الدَّنَسِ »[6]

(او [حضرت مهدی]، آن بنده با خلوص تو است که او را کاملا خالص براى خود گردانیده‏اى و براى غیب خویش برگزیده‏اى و به او عصمت از گناه، و مبرا بودن از هر نقص و عیب داده ای و نزاهت از هر رجس و پلیدى، و سلامت از هر ناپاکى به او عطا فرموده اى.)

2. سیره انقلابی و اصلاحی حضرت:

در دعای ندبه به خوبی این سیره حضرت بیان شده است. رفع ظلم، زدودن جور و عداوت، احیاء و اصلاح اسلام، برطرف کردن شرک و نفاق و دروغ و افتراء و اختلاف و هوا پرستی، از وظایف امام، پس از ظهور است. امام با ستم گران، معتدین، اهل فسق و عصیان و طغیان و عناد و ضلالت و الحاد به مبارزه می پردازند :

«أَیْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَةِ أَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَةِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَجِ أَیْنَ الْمُرْتَجَى لِإِزَالَةِ الْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ أَیْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِیدِ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ أَیْنَ الْمُتَخَیَّرُ لِإِعَادَةِ الْمِلَّةِ وَ الشَّرِیعَةِ أَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیَاءِ الْکِتَابِ وَ حُدُودِهِ أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِهِ أَیْنَ قَاصِمُ شَوْکَةِ الْمُعْتَدِینَ أَیْنَ هَادِمُ أَبْنِیَةِ الشِّرْکِ وَ النِّفَاقِ أَیْنَ مُبِیدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَ الْعِصْیَانِ وَ الطُّغْیَانِ أَیْنَ حَاصِدُ فُرُوعِ الْغَیِّ وَ الشِّقَاقِ أَیْنَ طَامِسُ آثَارِ الزَّیْغِ وَ الْأَهْوَاءِ أَیْنَ قَاطِعُ حَبَائِلِ الْکِذْبِ وَ الاِفْتِرَاءِ أَیْنَ مُبِیدُ الْعُتَاةِ وَ الْمَرَدَةِ أَیْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنَادِ وَ التَّضْلِیلِ وَ الْإِلْحَادِ أَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیَاءِ وَ مُذِلُّ الْأَعْدَاء أَیْنَ جَامِعُ الْکَلِمَةِ عَلَى التَّقْوَى ... أَیْنَ صَاحِبُ یَوْمِ الْفَتْحِ وَ نَاشِرُ رَایَةِ الْهُدَى أَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاَحِ وَ الرِّضَا أَیْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِیَاءِ أَیْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاَءَ أَیْنَ الْمَنْصُورُ عَلَى مَنِ اعْتَدَى عَلَیْهِ وَ افْتَرَى.» [7] (کجاست آن که براى برکندن ریشه ظالمان و ستمگران عالم مهیا گردید؟ کجاست آن که منتظریم اختلاف و کج رفتاری ها را به راستى اصلاح کند؟ کجاست آن که امید داریم اساس ظلم و عدوان را از عالم براندازد؟ کجاست آن که براى تجدید فرایض و سنن ذخیره است؟ کجاست آن که براى برگردانیدن ملت و شریعت مقدس اسلام اختیار گردیده؟ کجاست آن که آرزومندیم کتاب آسمانى قرآن و حدود آن را احیا سازد؟ کجاست آن که دین و ایمان و اهل ایمان را زنده گرداند؟ کجاست آن که شوکت ستمکاران را درهم مى‏شکند؟ کجاست‏آن که بناها و سازمان هاى شرک و نفاق را ویران مى‏کند؟ کجاست آن که اهل فسق و عصیان و ظلم و طغیان را نابود مى‏گرداند؟ کجاست آن که نهال گمراهى و دشمنى و عناد را از زمین بر مى‏کند؟ کجاست آن که آثار اندیشه باطل و هواهاى نفسانى را محو و نابود مى‏سازد؟ کجاست آن که حبل و دسیسه‏هاى دروغ و افتراء را از ریشه قطع خواهد کرد؟ کجاست آن که متکبران سرکش عالم را هلاک و نابود مى‏گرداند؟ کجاست آن که مردم ملحد معاندِ با حق و گمراه کننده خلق را ریشه کن خواهد کرد؟ کجاست آن که دوستان خدا را عزیز و دشمنان خدا را ذلیل خواهد کرد ؟ کجاست آن که مردم را بر وحدت کلمه تقوى و دین مجتمع مى‏سازد؟ کجاست باب خدایی که از آن درگاه وارد می شوند؟ ... کجاست صاحب روز فتح و برافرازنده پرچم هدایت در جهانیان؟ کجاست آن که پریشانی هاى خلق را اصلاح و دل ها را خشنود مى‏سازد؟ کجاست آن که از ظلم و ستم امت بر پیغمبران و اولاد پیغمبران دادخواهى مى‏کند؟ کجاست آن که از خون شهید کربلا انتقام خواهد کشید؟ کجاست آن که خدا بر متعدیان و مفتریان و ستمکارانش او را مظفر و منصور مى‏گرداند؟ )

3. اخلاق حضرت:

برخی از صفات اخلاقی امام مهدی، عبارت است از:

نیکوکار و با تقوا:« أَیْنَ صَدْرُ الْخَلاَئِقِ ذُو الْبِرِّ وَ التَّقْوَى»[8]( کجاست گل سر سبد مخلوقات، او که صاحب نیکی و تقوى است؟)

مهذّب:« السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمُهَذَّبُ»[9] (سلام بر تو اى پاکیزه جان و تهذیب شده.)

دارای رحمت واسعه:« السَّلامُ عَلَیْکَ ... الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ»[10](سلام بر تو... ای رحمت واسعه الهى بر تمام عالمیان)

صاحب حلم:« ذُو الْحِلْمِ الَّذِی لا یَصْبُو»[11] (صاحب مقام حلم است که سبک سر نگردد.)

و... .

صفات اخلاقی حضرت، ایشان را «خلیفة الله» به معنای واقعی آن کرده است:« السَّلامُ عَلَیْکَ یَا خَلِیفَةَ اللَّهِ»[12]

4. سیره تربیتی امام:

امام زمان ـ علیه السلام ـ ، هادی و داعیِ جامعه به سوی خداوند و حجت و دلیل او بر روی زمین و مبین قرآن است:

« السَّلامُ عَلَیْکَ یَا دَاعِیَ اللَّهِ وَ رَبَّانِیَّ آیَاتِهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَابَ اللَّهِ وَ دَیَّانَ دِینِهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا خَلِیفَةَ اللَّهِ وَ نَاصِرَ حَقِّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِیلَ إِرَادَتِهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا تَالِیَ کِتَابِ اللَّهِ وَ تَرْجُمَانَهُ»[13]

سلام بر تو اى دعوت کننده خلق به سوى خدا و مظهر آیات الهى و مرآت صفات ربانى. سلام بر تو اى درگاه و باب خدا و حاکم و حافظ دین خدا. سلام بر تو اى خلیفة الله و نصرت بخش دین خدا. سلام بر تو اى حجت خدا و راهنماى بندگان به مقاصد خدا. سلام ما بر تو اى تلاوت کننده کتاب خدا و مفسر آن.)

اسلام و قرآن قبل از ظهور حضرت، مهجور واقع می شود که با ظهور ایشان، اسلام و قرآن و دستورات دین، احیاء می شود:

«الْمُعِیدِ رَبُّنَا بِهِ الْإِسْلاَمَ جَدِیداً بَعْدَ الاِنْطِمَاسِ وَ الْقُرْآنَ غَضّاً بَعْدَ الاِنْدِرَاسِ »[14] (آن امام منتظرى که خدا، دین اسلام را به وجود حضرتش پس از آن که محو و متروک شده از نو برمى‏گرداند و درخت قرآن را بعد از اندراس و پژمردن سبز و خرم مى‏سازد.)

«أَیْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِیدِ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ أَیْنَ الْمُتَخَیَّرُ لِإِعَادَةِ الْمِلَّةِ وَ الشَّرِیعَةِ أَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیَاءِ الْکِتَابِ وَ حُدُودِهِ أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِهِ »[15](کجاست آن که براى تجدید فرایض و سنن ذخیره است؟

کجاست آن که براى برگردانیدن ملت و شریعت مقدس اسلام اختیار گردیده؟ کجاست آن که آرزومندیم کتاب آسمانى قرآن و حدود آن را احیا سازد؟ کجاست آن که دین و ایمان و اهل ایمان را زنده گرداند؟)

مصلح جهانی:

اعتقاد به دوره آخر الزمان و انتظار ظهور منجی غیبی و مصلح جهانی، یک ایده جهان وطنی، (انترناسیونالیسیتی) است و به قوم، جغرافیا، نژاد، دین و یا مذهب خاصی، اختصاص ندارد. [16] در بخشی از زیارت حضرت صاحب الامر می خوانیم:

« السَّلامُ عَلَى الْمَهْدِیِّ الَّذِی وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأُمَمَ أَنْ یَجْمَعَ بِهِ الْکَلِمَ وَ یَلُمَّ بِهِ الشَّعَثَ وَ یَمْلَأَ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلا»[17]( سلام بر امام مهدى آن کسى که خداى عز و جل به امت ها وعده داده که عقاید مختلف مردم را به وجود او، جمع کند و خلق را از تفرقه برهاند و به وجود او خداى متعال زمین را پر از عدل و داد گرداند.)

انتظار:

آن که باور دارد که هیچ تلاشی برای اصلاح امور در غیبت ولیّ خدا ثمر بخش نیست، هرگز برای مبارزه با طاغوتیان و مقاومت در برابر دشواری ها، انگیزه ای نخواهد داشت؛ اما آنان که دل به انتظار راستین، سپرده و قلبی مملو از امید به ظهور امامشان دارند و می دانند که دیر یا زود، صالحان، حاکمان زمین خواهند بود و حق به صاحبانش باز می گردد و با محو ستم و بیداد ، امر جامعه اصلاح و سامان می پذیرد، برای رسیدن به چنین جامعه ای خویشتن را اصلاح خواهند کرد و در اصلاح جامعه خود نیز می کوشند، تا زمینه ایجاد و تشکیل آن دولت کریمه را فراهم آورند. بر همین اساس، آن که منتظر راستین مصلح جهانی است، هم صالح است و هم مصلح. چنین کسی با اقتدا به دعای مولای خویش از خدای سبحان، چنین می خواهد[18]:

« اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِکَ وَ الْقَادَةِ إِلَى سَبِیلِک.» [19] (خدایا ما از تو امید و اشتیاق داریم که دولت با کرامت امام زمان را به ظهور آورى و اسلام و اهلش را به آن عزت بخشى و نفاق و اهل نفاق را ذلیل و خوار گردانى و ما را در آن دولت حقه اهل دعوت به طاعتت و از پیشوایان راه هدایت قرار دهى.)

یاران و منتظرین حضرت:

یاران منتظر حضرت، آرزوی بودن در رکاب ایشان در زمان ظهورشان را دارند؛ به گونه ای که آرزویشان این است که اگر قبل از قیام حضرت از دنیا بروند دوباره زنده شوند و در رکاب ایشان حاضر باشند و به شهادت برسند:

«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُمْتَثِلِینَ لِأَوَامِرِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً کَفَنِی شَاهِراً سَیْفِی مُجَرِّداً قَنَاتِی مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدَّاعِی فِی الْحَاضِرِ وَ الْبَادِی »[20]( پروردگارا مرا از انصار و یاران آن بزرگوار قرار ده و از آنان که از او دفاع مى‏کنند و از پى انجام مقاصدش مى‏شتابند و اوامرش را امتثال می نمایند و از وى حمایت کرده و به جانب اراده‏اش مشتاقانه سبقت می گیرند و در حضور حضرتش به درجه رفیع شهادت می رسند؛ مرا از آنان مقرر فرما. پروردگارا اگر میان من و او مرگ ـ که بر تمام بندگانت قضاى حتمى قرار داده‏اى ـ جدایى افکند پس مرا از قبر برانگیز در حالى که کفنم را ازار خود کرده و شمشیرم را از نیام برکشیده و لبیک گویان دعوتش را که بر تمام مردم شهر و دیار عالم لازم الإجابه است اجابت کنم.)

--------------------------------------------------------------------------------
[1] . سید رضى الدین، على بن موسى بن طاوس حلى؛ الإقبال ‏بالأعمال ‏الحسنة فیما یعمل‏ مرة فی‏ السنة، ج1،ص 508؛ دار الکتب الإسلامیة، دوم، تهران، 1376- 1377ش.
[2] . کفعمى، ابراهیم؛ جنة الأمان ‏الواقیة وجنة الإیمان ‏الباقیة، ص 498؛ انتشارات رضى (زاهدى)، دوم، قم، 1405ق.
[3] . شیخ محمد مشهدی ؛ المزار الکبیر، ص671؛ نشر قیوم ، اول ،1419ق؛ مجلسی، محمد باقر ؛ بحار الانوار، ج99، ص97؛ بیروت ،مؤسسة وفاء ، دوم ، 1403ه.ق .
.[4] الإقبال ‏بالأعمال ‏الحسنة فیما یعمل‏ مرة فی‏ السنة، ج1،ص 509؛ المزار الکبیر ، ص578؛ بحار الانوار ، ج99، ص107.
[5] . بحار الانوار، ج99، ص67.
[6]. ابو جعفر محمد بن حسن بن على بن حسن (شیخ طوسى)؛ مصباح المتهجد؛ ص414؛ مؤسسة فقه الشیعة، اول، بیروت، 1411ق. محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى‏ شیخ صدوق؛ کمال الدین و تمام النعمة، ص514؛ مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجامعة المدرسین ، 1405ق .
[7] . الإقبال ‏بالأعمال ‏الحسنة فیما یعمل‏ مرة فی ‏السنة، ج1، ص509- 508 .
[8] . الإقبال ‏بالأعمال ‏الحسنة فیما یعمل‏ مرة فی ‏السنة، ج1، ص509.
[9] . سید رضى الدین، على بن موسى بن جعفر بن طاوس ، جمال الأسبوع، ص41؛ انتشارات رضى، قم. بحار الانوار ، ج99، ص215.
[10] . بحار الانوار، ج99،ص81 . کورانی، علی؛ معجم احادیث الامام المهدی،ص349؛ مؤسسة المعارف الاسلامیة ، اول ، 1411 ق.
[11] . المزار الکبیر ، ص410؛ الإقبال ‏بالأعمال ‏الحسنة فیما یعمل‏ مرة فی ‏السنة ، ج3، ص330.
[12] . بحار الانوار، ج99، ص81؛ معجم احادیث الامام المهدی،ص349.
[13] . بحار الانوار، ج99، ص81؛ معجم احادیث الامام المهدی،ص349.
[14] . بحار الانوار، ج99،ص67.
[15] . الإقبال ‏بالأعمال ‏الحسنة فیما یعمل‏ مرة فی ‏السنة، ج1، ص508 .
[16] . سید ثامر هاشم العمیدی؛ در انتظار ققنوس، ص52؛ ترجمه و تحقیق: مهدی علیزاده، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، دوم، قم، 1382ش.
[17] . جنة الأمان ‏الواقیة و جنة الإیمان ‏الباقیة ص 497.
[18] . جوادی آملی، عبدالله؛ امام مهدی موجود موعود، ص183-184؛ تحقیق و تنظیم: سید محمد حسن مخبر، نشر اسراء، اول،قم ،1387ش.
[19] . الإقبال ‏بالأعمال ‏الحسنة فیما یعمل ‏مرة فی ‏السنة،ج1، ص 127.
[20] . المزار الکبیر، ص 665؛ بحار الانوار ، ج53، ص 97.
ی/701
ارسال نظرات