۱۷ دی ۱۳۹۰ - ۲۲:۵۳
کد خبر: ۱۲۰۶۵۰
گزارش یک نشست علمی؛

بررسی مسایل شناختی زوجین از نگاه اسلام

خبرگزاری رسا ـ جمعی از پژوهشگران حوزه و دانشگاه در یک نشست علمی به بررسی مسایل شناختی زوجین از نگاه اسلام پرداختند.
مسايل شناختي زوجين از نگاه اسلام


به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، ازدواج نخستین قدم در تکامل انسان است و ضرورت آگاهی زن و مرد از توانمندی‌های یکدیگر به صورت عمیق، همه جانبه و واقع‌بینانه، شناخت آنان از خواسته و نیازهای یکدیگر و آشنایی با حقوق متقابل به ویژه آگاهی از حقوق عاطفی، درک واقعیت‌های زندگی مشترک، آگاهی از زیبایی‌های مادی و معنوی یکدیگر، شناخت فرد نسبت به جایگاه خانواده و شناخت هر یک از زن و شوهر نسبت به عیوب خویشتن در زندگی مشترک بر هیچ‌کس پوشیده نیست؛ شاید بتوان گفت که این ضرورت به اندازه‌ای است که در بیشتر موارد همه شخصیت‌ها و گروه‌های متخصص به خود اجازه می‌دهند تا درباره آن اظهارنظر کنند.

شامگاه شنبه 17 دی‌ماه؛ نشست علمی مسایل شناختی زوجین از نگاه اسلام ویژه مشاوران و علاقه‌مندان به مشاوره از سلسله نشست‌های انجمن تعلیم و تربیت اسلامی حوزه علمیه قم در سالن همایش‌‌های انجمن‌های علمی حوزه برگزار می‌شود و بار دیگر جمعی از پژوهشگران حوزه و دانشگاه به واکاوی و بررسی یکی دیگر از مهم‌ترین مباحث تربیتی جامعه می‌پردازند.

حجت‌الاسلام «علی نقی فقیهی» استادیار رشته علوم تربیتی دانشگاه قم که سابقه تدریس در حوزه را نیز در کارنامه خود دارد، نخستین فردی است که مسایل شناختی زوجین را از دیدگاه اسلام مطرح می‌کند و «مسعود جان بزرگی» استادیار گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه از دیگر سخنران‌های این مراسم است که البته مهر تأییدی بر گفته‌های حجت‌الاسلام فقیهی می‌زند و بحث خود را با عنوان «مسایل شناختی زوجین از نگاه روان‌شناختی» ارائه می‌دهد.
 
مسایل شناختی زوجین از دیدگاه اسلام

حجت‌الاسلام فقیهی در ابتدای سخنان خود به بیان نقش بصیرت و نگرش صحیح در زندگی خانوادگی می‌پردازد و با اشاره به عوامل اختلافات خانوادگی، شش دسته از عواملی که سبب اختلافات خانوادگی می‌شود همچون نگرش‌ها و باورهای غلط نسبت به همسر و زندگی، ضعف مهارت‌های شناختی، ضعف مهارت‌های عاطفی و ارتباطی، مشکل روانی و اخلاقی، کاستی در مسائل جنسی و افراد و عوامل محیطی مشکل‌ساز را براساس برداشتی که از احادیث اهل بیت‌‌(ع) دارد، برمی‌شمارد.
 
وی با اشاره به اهمیت بصیرت در زندگی خانوادگی، بصیرت را به معنای نگرش صحیح که از چشم عقل سرچشمه می‌گیرد، تعریف می‌کند و با بیان این‌که نبود نگرش صحیح برای خانواده بسیار زیانمند است، برای تأیید سخنان پیشین خود به روایتی از امام علی‌(ع) مبنی بر این‌که «همسر نابینا برای همسر، قابل تحمل‌تر و آسان‌تر از همسر بی‌بصیرت و کور عقل است»، اشاره می‌کند.

استادیار رشته علوم تربیتی دانشگاه قم با بیان این‌که با بصیرت و نگرش صحیح است که می‌توان از عوامل اختلاف و اشتداد آنها در زندگی جلوگیری، عواطف و احساسات را به خوبی مدیریت و در برابر فتنه‌ها و انحرافات خانوادگی مقاومت کرد، موفقیت همسران در هدایت زندگی خود و خانواده خویش را مرهون نگرش درست آنان می‌داند.

وی تصریح می‌کند: «بدون بصیرت، بر افراشتن پر چم مدیریت خانواده آرامش و خوشبختی را نتیجه نمی‌دهد و بیشترین اختلافات، تنش‌ها و مشکلات خانوادگی‌، مسأله ابهام‌هایی است که وجود دارد و اگر شیوه تفقه در زندگی خانوادگی حاکم شود، این مشکلات وجود نخواهد داشت».
 
حجت‌الاسلام فقیهی می‌افزاید: «این بدان معنی نیست که عقل را جدای از عاطفه تلقی کنیم، بلکه در برخی روایات برقراری رابطه عاطفی از شئونات عقل دانسته شده است که اگر عقل را یک چیز و عاطفه را چیز دیگری بدانیم و این را در مقابل آن یکی قرار دهیم و یکی را به یک همسر و دیگری را به همسر دیگر نسبت دهیم با منطق روایات سازگاری ندارد».
 
وی با بیان این‌که اگر منشأ احساس عقل نباشد، مفید نیست، اظهار می‌دارد: «زندگی خانوادگی را عاطفه‌ای که منشأ آن عقل است می‌تواند ساماندهی کند و این‌طور نیست که بگوییم مدیریت نیازمند عقل است و عاطفه نیازمند عقل نیست؛‌ بنابراین اگر بحث‌های عقلی را مربوط به مرد و بحث‌های عاطفی را مربوط به زن بدانیم، دچار اشتباه شد‌ه‌ایم».
 
این استاد حوزه و دانشگاه تصریح می‌کند: «عواطفی که مورد قبول دین و منشأ فطرت انسان و سرشت خدادادی آدمی است، از عقل نشأت می‌گیرد و آن عاطفه‌ای که آنچنان رشد کند که عقل را به زمین بزند و هماهنگ با هدایت‌های عقلی به پیش نرود، مورد اثبات یا قبول دین نیست».
 
وی با طرح این سؤال که همسر بصیر کیست، به روایتی از امام علی‌(ع) که می‌فرمایند «انما البصیر من سمع ففکّر و نظر فابصر و انتفع بالعبر» اشاره می‌کند و می‌گوید: «بصیر کسی است که هر چیزی را شنید، درباره‌اش می‌اندیشد و چیزی را دید بررسی مدبرانه می‌کند و از تجربه بهره می‌برد؛ اصولا بصیرت زیرکی و عمل هوشمندانه را به دنبال دارد».
 
حجت‌الاسلام فقیهی با بیان این‌که هیچ‌گاه فکر خشک و بدون عاطفه نمی‌تواند یک زندگی را اداره کند، بر نقش تربیتی همسران تأکید می‌کند و می‌افزاید: «رابطه زن و مرد باید رابطه‌ تربیتی باشد که وقتی این‌گونه رابطه برقرار شد هم تعقل وجود دارد و هم عاطفه؛ مرد بدون عاطفه نمی‌تواند زندگی را اداره کند و زن بدون تعقل نیز نمی‌تواند به زندگی‌اش سامان دهد».

وی بصیر را کسی می‌داند که تفکر می‌کند و با بیان این‌‌که زندگی خانواده می‌بایست مبتنی بر بصیرت باشد و اگر کسی این بصیرت را نداشت، این زندگی مناسب نخواهد بود، نگرش‌هایی که معتقد است زن تنها برای مرد آفریده شده است نه برای یکدیگر، زن موجودی ناقص و مذکر منحرف شده است که از لحاظ جثه و عقل و اراده ضعیف‌تر است، زن در همه چیز به مرد احتیاج دارد، ولی مرد تنها برای تولید مثل نیازمند زن است، زن حیوانی است که نه استحکام دارد و نه استواری، زن از بدی تغذیه می‌کند و سرآغاز همه دعاوی، مخالفت‌ها و راه و طریق هرگونه فساد اخلاق است و زن موجودی شری اما ضروری، مصیبت‌بار اما مطلوب و خطرناک اما جذاب است را نادرست می‌داند.
 
استادیار رشته علوم تربیتی دانشگاه قم با بیان این‌که همه نگرش‌های نادرست درباره زن از کلیساها و زبان علمای تراز اول مسیحیت برمی‌خیزد، تعابیر مرد جلال خداست اما زن جلال مرد است، مرد از زن نیست، اما زن از مرد است، زن با نخستین مقصود طبیعت یعنی کمال جوئی منطبق نیست بلکه با دومین مقصود طبیعت یعنی گندیدگی، بدشکلی و فرتوتی انطباق دارد را نیز نادرست می‌داند و تصریح می‌کند: «هر یک از زن مرد باید نگرش کرامتی و انسانی به یکدیگر داشته باشند، چراکه زن همسان مرد در انسانیت است و برای یکدیگر آفریده شده‌اند».
 
وی ادامه می‌دهد: «اگر کسی این نوع نگرش‌ها را داشته باشد و با این ادبیات در خانواده‌ها با هم سخن بگویند، زن احساس می‌کند آنچه فرهنگ خانواده شده و از ناحیه همسر گفته می‌شود با طبیعت و فطرتش سازگاری ندارد و اینجا تنش به وجود می‌آید؛ بنابراین به جای این‌که در این‌ برخوردها به زن بگوییم که کوتاه بیاید، باید نگرش‌ها را تغییر دهیم».
 
حجت‌الاسلام فقیهی در بخش دیگری از سخنان خود بر نگرش هم‌کفوی به همسر، نگرش عزتی به خویش و همسر داشتن و نگاه مثبت به خود و همسر داشتن تأکید می‌کند و با بیان این‌که تصحیح نگرش‌های منفی نسبت به همسر می‌تواند زندگی را از حالت اختلاف و تنش بیرون آورد، می‌افزاید: «عزت نفس از هرگونه بی‌اعتنایی و یا درست سخن گفتن فرد به همسر جلوگیری می‌کند».

وی یادآور می‌شود: «ریشه همه باورهای نادرست مانند این‌که روابط جنسی زن و مرد، پلید، ضد اخلاقی، سد راه کمال، مخالف با انسانیت و ضد آخرت و جهنمی تلقی می‌شود، افراد متخلق، پاک و مقدس با ارزش و دیندار باید از ارتباط جنسی دوری کنند، ازدواج و آمیزش جنسی تنها در دو مورد مجاز است؛ یکی برای تولید نسل و دیگری برای دفع افسد به فاسد یعنی جلوگیری از زنا و همجنس را در مسیحیت و روان‌شناسی غرب است».

این استاد حوزه و دانشگاه تأکید می‌کند: «علمای مسیحیت که نگرش مثبتی نسبت به مسائل جنسی ندارند معتقدند ازدواج و ارتباط جنسی دنیایی و در تضاد با زندگی اخروی است، ازدواج و آمیزش مانع رسیدن به بهشت جاوید است و باید به رهبانان پیوست و این‌که ارضای جنسی، آدمی را از رسیدن به کمال انسانی باز می‌دارد زیرا ارضای جنسی حتی با همسر شرعی عملی پلید و نامطلوب است که این دیدگاه‌ها مورد پذیرش دین مقدس اسلام نیست».

وی نخستین قدم تکامل انسان را براساس روایات، ازدواج می‌داند و با بیان این‌که تمکین مربوط به یک همسر نیست، بلکه مربوط به هر دو است، آگاهی از توانمندی‌های یکدیگر به صورت عمیق، همه جانبه و واقع‌بینانه، شناخت خواسته و نیازهای یکدیگر، آشنایی با حقوق متقابل به ویژه آگاهی از حقوق عاطفی، شناخت مسؤولیت‌های خود و همسر، درک واقعیت‌های زندگی مشترک، آگاهی از زیبایی‌های مادی و معنوی یکدیگر، شناخت فرد نسبت به جایگاه خانواده، شناخت هر یک از زن و شوهر نسبت به عیوب خویشتن را در زندگی مشترک مهم ارزیابی می‌کند.
 
مسایل شناختی زوجین از نگاه روان‌شناختی
 
بخش دیگری از این مراسم به سخنان «مسعود جان بزرگی» اختصاص دارد که وی با بیان این‌که خانواده را به مثابه یک سیستم باید دید، به بررسی زیر عنوان‌های این سیستم یعنی نظام خانواده را نقش‌ها و تعامل‌ها تشکیل می‌دهند، نقش‌ها ساختار خانواده را می‌سازند، تعامل‌ها فرایند کنش‌وری را مدیریت می‌کنند، شناخت‌ها هر دوی این مؤلفه‌ها را متأثر می‌سازند و نقش‌ها از نیازها ناشی می‌شوند و شناخت‌ها به شکل صحیح و غلط، نحوه پیگیری و ارضای نیاز را مشخص می‌کنند، می‌پردازد.

استادیار گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه می‌افزاید: «در رویکرد سیستمی دو مفهوم نقش و تعامل اهمیت پیدا می‌کند که نقش ساختار خانواده و تعامل کنش‌وری را به وجود می‌آورد؛ نقش و تعامل معطوف به نیاز است و وقتی دو نفر با هم ازدواج می‌کنند برای آن است که تشکیل یک ساختار دهند و در این ساختار نقشی را پیدا کنند که با سیستم تکاملی آنها در ارتباط است».
 
وی با بیان این‌که نقش براساس نیازهای افراد شکل‌دهی می‌شود، تصریح می‌کند: «دو نیاز اساسی در انسان‌ها وجود دارد که در زن و مرد مشترک است، اما با هم تفاوت دارد؛ نیاز به قدرت و نیاز به مهر و عشق در زن و مرد مشترک است، نیاز به قدرت ذهنیت را سازماندهی می‌کند و نیاز به مهر دلبستگی را و تعامل بین دلبستگی و ذهنیت است که شخصیت را می‌سازد و تکامل می‌دهد».
 
جان بزرگی که شناسایی موضوع‌ها را با ذهنیت و برقراری ارتباط آنها را با دلبستگی امکان‌پذیر می‌داند، معتقد است که وقتی ذهنیت موضوع‌های جدید را شناسایی ‌کند، دلبستگی‌ها تغییر می‌کنند و ادامه می‌دهد: «نیاز به قدرت در مردها وسیع‌تر و در زن‌ها محدودتر است و برعکس در زن‌ها نیاز به مهر و عشق گسترده‌تر و وسیع‌تر است و نیاز به قدرت کمتر و کسی می‌تواند به طرف مقابل خود چیزی را بدهد که کمتر نیاز دارد؛‌ زن باید به مرد قدرت دهد و مرد باید به زن مهر که زن‌ها در کنار مردی آرام می‌گیرند که مقتدر و توانمند باشد و از پس مشکلات مختلف برآید».
 
استادیار گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در ادامه سخنان خود فرضیه‌ای را مطرح می‌کند مبنی بر این‌که مردها قدرتشان را از زن دریافت می‌کنند و این سبب می‌شود که به اوج برسند و در راستای این فرضیه نتیجه می‌گیرد که زن باید به مرد قدرت دهد و برای او احترام قائل شود.
 
وی با بیان این‌که شناخت دارای سه لایه اصلی ساختاری، محتوایی و فرایندی است، به مسائل مربوط به نقش‌ها و مسائل مربوط به تعامل‌ها اشاره می‌کند و اظهار می‌دارد: «لایه‌های شناخت می‌توانند با این دو تشکیل دو نوع عمده خطای شناختی مربوط به نقش‌ها و خطای شناختی مربوط به تعامل‌ها را شکل دهند».
 
جان بزرگی اضافه می‌کند: «خطای شناختی مربوط به نقش‌ها تفکراتی است که مانع می‌شوند زن و مرد نقش خود در خانواده به درستی درک و اجرا کنند، بنابراین ساختار خانواده را تخریب می‌کنند و خطاهای شناختی مربوط به تعامل فکرهایی هستند که مانع از تعامل و کنش‌وری صحیح معطوف به ارضای نیاز و اهداف تکاملی می‌شوند و بنابراین روابط را تخریب می‌کنند».
 
وی اظهار می‌دارد: «مسائل مربوط به ساختار شناختی روان‌بنه‌ها به مسائل تربیتی مربوط و قبل از ازدواج با فرد همراه است، دارای مشکلات تعمیم یافته و از موضع‌گیری‌های عاطفی برخوردار است، در مسائل مربوط به محتوای شناختی قواعد و اصول بیشتر در اثر آموزش و فرهنگ ایجاد می‌شود، فرد به آنها آگاه است، مستقیم درباره آنها موضع می‌گیرد و به راحتی قابل تغییر است».
 
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان این‌که خطاهای مربوط به فرایند شناخت مربوط به نحوه استدلال است و خطاهایی که به پردازش اطلاعات برمی‌گردد بیشتر به علت ضعف و فقر استدلال ایجاد می‌شود، خطاهای مربوط به فرهنگ و اجتماع، خطاهای مربوط به سوء تعبیرها و فقر اطلاعات، خطاهای محتوایی مربوط به نیازهای وجودی را از جمله خطاهای شناختی مربوط به نقش‌ها برمی‌شمارد.
 
پایان‌بخش این مراسم نیز که شنبه 17 دی‌ماه از ساعت 18 در سالن همایش‌‌های دبیرخانه انجمن‌های علمی حوزه به نشانی قم ـ بلوار امین ـ ابتدای بلوار جمهوری اسلامی ـ کوچه 2 ـ فرعی اول سمت چپ برگزار ‌شد، چند پرسش و پاسخ کوتاه است که درباره مسایل شناختی زوجین از نگاه اسلام مطرح می‌شود. /920/ز502/ر

برچسب ها: . . .
ارسال نظرات