۰۸ مهر ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۹
کد خبر: ۱۳۹۶۸۸

مدیریت کلان امام خمینی در دفاع مقدس

خبرگزاری رسا ـ مدیریت کلان امام خمینی در دفاع مقدس از لایه­های آشکار و پنهانی برخوردار است که بررسی و تبیین آن نیازمند سالها تحقیق پژوهشگران رشته­های مختلف و تألیف چندین رساله علمی است تا برخی از وجوه آن روشن شود و براساس آن بتوان الگوی عملیاتی برای رهبران و مدیران داخلی و جهان اسلام ارائه کرد.
امام خميني

 

 

هشت سال دفاع مقدس در سالهای 59 تا 67 و نحوه مدیریت و استراتژی دفاعی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در برابر حملات ددمنشانه رژیم تا دندان مسلح صدام و حزب بعث عراق به کمک ابرقدرتهای شرق و غرب، عرصه­های جدیدی را پیش روی محققان و پژوهشگران رشته­های مختلف علوم اجتماعی و نظامی گشوده است. از جمله مهمترین آنها، نحوه مدیریت کلان دفاع مقدس توسط رهبر عظیم الشأن انقلاب، حضرت امام خمینی(ره) است. رهبری که با تضلع تام و تمام در فقه و مدرسه و عروج تا مراتب اعلای معراج عرشی، سرآمد اندیشمندان، حکیمان و عارفان عصر خود شد. شخصیتی نادرالوجود که توانست با حکمت و عزت، انقلابی بزرگ را آغاز و به ثمر برساند که هنوز هم موجب حیرت جهانیان است. و دیری نگذشت که با آغاز درگیری­های محلی و جنگ تحمیلی عراق وارد عرصه جدیدی از مدیریت کلان اجتماعی شد مدیریتی که به اعتراف دوست و دشمن نقطه قوّت رزمندگان جبهه و مرکز ثبات و ثقل در بحرانها و مشکلات نظام بود.

 
مدیریت کلان امام خمینی در دفاع مقدس از لایه­های آشکار و پنهانی برخوردار است که بررسی و تبیین آن نه تنها از توان و مقدور این نوشته خارج است بلکه نیازمند سالها تحقیق پژوهشگران رشته­های مختلف و تألیف چندین رساله علمی است تا برخی از وجوه آن روشن شود و براساس آن بتوان الگوی عملیاتی برای رهبران و مدیران داخلی و جهان اسلام – بخصوص در این زمان که بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی اوج گرفته است - ارائه شود.
اما این قلم با اذعان به بضاعت علمی و عملی خویش نکاتی را هر چند به نحو اجمال سیاهه می کند تا شاید نکاتی را از نسبت میان امام خمینی(ره) و مدیریت دفاع مقدس متذکر شده باشد.
 
1. ابتدا می­بایست مدیریت امام(ره) در دفاع مقدس را در تحت نظریه مترقی «ولایت فقیه» و «حکومت اسلامی» طرح و فهم نمود. تفاوت جوهری نحوه مدیریت امام(ره) با سایر رهبران و مدیران، در جایگاه ولایت فقیه نهفته است. ولایت فقیه به عنوان نظام سیاسی برآمده از مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی، ریشه در عقل دینی و قلب عرشی مردم دارد. به همین جهت تبعیت مردم و مسئولان حکومتی از حضرت امام(ره) نه بر پایه «وکالت» بلکه بر پایه «ولایت الهی» و تکلیف شرعی بود. حضرت امام(ره) با تکیه بر کرسی ولایت منصوب الهی و شریعت مطهره نبوی(ص) حکم به دفاع از دین و کیان اسلامی نمودند و سایرین نیز به قصد حمایت از ولیِ الهی پای در میدان جهاد و مبارزه گذاردند. از این رو مشروعیت جهاد و دفاع نزد مجاهدان، برآمده از اوامر ولی فقیه زمان بود. و الا تشکیک­های مغرضان و جاهلانی همچون «جبهه ملی» و مزدبگیران به اصطلاح روشنفکر خارج نشین و برخی از متحجران داخلی همچون برخی از اعضای انجمن حجتیه کافی بود تا مردم اعم از مؤمن و غیر مؤمن را به بهانه واهی و فریبنده از صحنه به در کنند. اما در مواجهه با آن هجمه سنگین، آنچه توانست قوّت قلب جوانان مؤمن و مردم جهادگر باشد این ولایت و انتصاب الهی بود و بدون شک هیچ امر دیگری نمی­توانست این خلأ را پر کند. از دیگر آثار و برکات مدیریت مبتنی بر ولایت فقیهانه حضرت امام(ره) خنثی نمودن جنگ روانی و تبلیغات و شایعات دشمن بود که هر از چندگاهی ذهن مردم را به خود مشغول می داشت. امام(ره) با آن نَفَس رحمانی و جایگاه حقوقی برآمده از ولایت الهی می توانست با یک سخنرانی ساده همه آن تلاش­ها و نقشه­ها را خنثی و بر ایمان و انگیزه مردم بیافزاید.
 
2. نکته مهم بعدی در مدیریت حضرت امام(ره)، زمینه سازی برای دفاع و جهاد بود. طبق تقویم تاریخ 31 شهریور 1359 آغاز تجاوزات عراق به ایران بود اما با نگاهی به استراتژی رهبری و مدیریت امام با توجه به اقدامات ایشان روشن می شود که ایشان از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا شهریور 59 به جهت تیزبینی و فراستشان زمینه های دفاع و جهاد را آماده ساخته بودند که برخی از این اقدامات عبارت است از:
 
1/2. مواجهه منطقی با ارتش (انذار، جذب و حفظ)  
 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بسیاری از انقلابیون معتقد بودند که ارتش چون برآمده از نظام غیر مشروع پهلوی است باید منحل شود تا به تدریج پس از استقرار کامل انقلاب، یک ارتش برآمده از نیروهای انقلابی شکل بگیرد. اما استراتژی امام(ره) عکس این موضع بود. بلکه ایشان پیش از انقلاب جایگاه ویژه ای برای ارتش و ارتشیان معتقد بود. لذا در طول انقلاب همواره ایشان را انذار می فرمود و حتی به ایشان پیام های پدرانه ارسال می کنند[1][2] و در همان روز در پیامی، ارتش از ملت و ملت را از ارتش می خواند و به آنان اطمینان می دهد که به وظیفه ملی و قانونی خود عمل نمایند.[3] و از آن به بعد آنها را سربازان امام زمان(عج) خطاب قرار میدهد.[4] این استراتژی امام موجب شد که دو سال بعد اتفاق افتاد و پس از حمله عراق، نظام اسلامی بدون ارتش نباشد.
 
2/2. سازماندهی نیروهای انقلاب تحت عنوان سپاه پاسداران
بی شک انقلاب با خطرات بسیاری مواجهه بود و از سویی بسیاری از جوانان انقلابی به جهت غیرت دینی و شور جوانی درصدد حراست از انقلاب بودند به همین جهت امام(ره) با سازماندهی ایشان هم مشکل افراط و تفریط های جوانان انقلابی را حل نمودند و هم از این نیروی متراکمِ معنوی و حماسی در راه پیشبرد اهداف انقلاب کمال بهره را بردند. ایشان در دوم اردیبهشت سال 1358طی فرمانی به شورای انقلاب اسلامی رسماً تأسیس این نهاد را اعلام کرد و شورای انقلاب با تأسیس شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گام اساسی را در جهت سازماندهی این نهاد برداشت. دلاور مردی های سپاه در انقلاب موجب شد که امام راحل (قدس السره) فرمودند :«اگر سپاه نبود، کشور هم نبود.» [5] جمهوری اسلامی ایران است. و بر همگان روشن است که این نهال کاشته شده توسط امام راحل(ره) چگونه در هشت سال دفاع مقدس تحت مدیریت ایشان شکوفا شد و خوش درخشید.
 
3/2. تشکیل بسیج مستضعفین
نقش بسیج مردمی و حضور فعال مسئولانه مردم در صحنه های اجتماعی و سیاسی موجب دوام و پایداری حکومت ها و ایجاد وحدت و همدلی میان ملت و دژ محکمی در برابر تهدیدهاست. حضرت امام(ره) بر اساس مبانی خاص سیاسی و اجتماعیِ برآمده از مکتب اسلام، فرمان تشکیل بسیج مستضعفین را در آذر 1358 صادر نمود و در همان زمان بسیج مستضعفین – ارتش بیست ملیونی - تشکیل شد. حضرت امام خمینی رحمه الله، توجه ویژه ای به تشکیل بسیج و گسترش فرهنگ و تفکر بسیجی در سراسر جهان داشتند. و همیشه بر نقش مردم در تأمین سلامت و موفقیت کشور و نظام تأکید می نمودند. امام خمینی(ره) در پیام عارفانه خود شجره طیبه بسیج را که خود غرس نموده اند این گونه توصیف می­کند و از خدمات آن تجلیل می نمایند:
 
«تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقینا از برکات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد. در حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب خصوصا جنگ، بودند نهادها و گروه­های فراوانی که با ایثار و خلوص و فداکاری و شهادت طلبی، کشور و انقلاب را بیمه کردند. ولی حقیقتا اگر بخواهیم مصداق کاملی از ایثار و خلوص و فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم، چه کسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود! بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده­اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. بسیج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده اند. من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و از خدا می خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی­ام.»[6]
 
4/2. گوشزد خطرات دشمن و تأکید بر آمادگی
بی شک یکی از استراتژی های مهم جنگ، فهم زود هنگام احتمال حمله و آماده سازی نیروهای جهادی برای دفاع و عموم مردم برای خویشتن داری و آماده سازی است. حضرت امام(ره) با فهمی که از عظمت انقلاب اسلامی و زلزله ای که در جهان مدرن ایجاد کرده بود، داشت می دانست که ایادی استکبار و مزدوران منطقه ای و داخلی آنها بیکار نخواهند ماند[7]
 
5/2. دمیدن روحیه جهادگری و شهادت طلبی
از دیگر اقدامات حضرت امام(ره) تربیت جهادی و حماسی جوانان و دمیدن روحیه شهادت طلبی و شجاعت در ایشان به مدت بسیار کم میان سالهای 57 تا 59 بود. به طور مثال امام در 17 فروردین 58 شهادت را رمز پیروزی اسلام و انقلاب می داند.[8]
 
3. شناخت و معرفی دشمن اصلی از دشمن فرعی از همان ابتدای جنگ از دیگر عظمت های امام(ره) در مدیریت و هدایت جنگ بود. امام(ره) از همان ابتدای جنگ، دست های آمریکا را پشت پرده حمله عراق به ایران می دید و صدام را نوکر دشت نشانده استکبار جهانی می دانست. ایشان در اولین موضع گیری خطاب به مردم ایران می فرماید: «ملت ایران. در یک همچو وقتی که ایران در حال جنگ است با امریکا و این آلت دست امریکا تجاوز کرده است به ایران ...»[10]ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‏ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‏ایم، ما در جنگ، پرده از چهره تزویر جهانخواران کنار زدیم، ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناخته‏ایم، ما در جنگ به این نتیجه رسیده‏ایم که باید روى پاى خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. ... جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنى نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد.»[11]
 
4. جلوگیری از افراط و تفریط نسبت به تحولات جنگ و دفاع، از دیگر اقدامات اساسی امام(ره) بود. آنگاه که برخی مسئولان فقط به امور داخلی و جنجالهای سیاسی می اندیشیدند با تذکرات امام مواجه شدند که جنگ را دریابند.[12] در سال 1360 (مصادف با 1982 م) ، دایره جنگ را وسیع نمایند و به لبنان و فلسطین نیرو اعزام کنند امام خمینی (ره) با تبیین استراتژی «راه قدس از کربلا می گذرد» جهت اصلی تحرکات و اقدامات اساسی جمهوری اسلامی و استراتژی دفاع مقدس را ترسیم نمودند.[13]
 
5. حمایت همه جانبه از فرماندهان جنگ و محبت بی دریغ و مخلصانه به بسیجیان سلحشور از دیگر ابعاد مدیریت امام در دفاع مقدس بود. هنوز نیز پس از گذشت چند دهه، با مشاهده سخنان عاطفی مقتدا با بسیجیان و گریه های پر شور آنان زمانی که از سیمای جمهوری پخش می شود می توان این رابطه مراد و مریدی، عاشق و معشوقی را مشاهده کرد.
 
6. دفاع از تمامیت اقدامات دفاعی و بیان دستاوردهای جنگ از دیگر راهبردهای امام در مدیریت کلان دفاع مقدس بود.
مدیریت و رهبری امام نسبت به دفاع مقدس فقط به همان دوران جنگ و دفاع خلاصه نمی شد بلکه پس از آن نیز همواره به مدیریت و رهبری دستاوردهای آن همت گماشتند . به طور نمونه امام (ره) در همه دوران دفاع مقدس جلوی تحلیلهاى غلط ایستادند و پس از آنکه برخی همچون قائم مقام رهبری وقت و دیگران پس از جنگ دست آوردهای دفاع مقدس را زیر سئوال بردند تمام قد به میدان آمدند و چنین فرمودند:
«در یک تحلیل منصفانه از حوادث انقلاب خصوصاً از حوادث ده سال پس از پیروزى باید عرض کنم که انقلاب اسلامى ایران در اکثر اهداف و زمینه‏ها موفق بوده است و به یارى خداوند بزرگ در هیچ زمینه‏اى مغلوب و شکست خورده نیستیم، حتى در جنگ پیروزى از آن ملت ما گردید و دشمنان در تحمیل آن همه خسارات چیزى به دست نیاوردند.
البته اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاترى مى‏نگریستیم و مى‏رسیدیم ولى این بدان معنا نیست که در هدف اساسى خود که همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود مغلوب خصم شده‏ایم.
... من در اینجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیلهاى غلط این روزها رسماً معذرت مى‏خواهم و از خداوند مى‏خواهم مرا در کنار شهداى جنگ تحمیلى بپذیرد. ما در جنگ براى یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستى مگر فراموش کرده‏ایم که ما براى اداى تکلیف جنگیده‏ایم و نتیجه فرع آن بوده است. ... تحلیل این مطلب که جمهورى اسلامى ایران چیزى به دست نیاورده و یا ناموفق بوده است، آیا جز به سستى نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمى‏شود؟! تأخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمى‏شود که ما از اصول خود عدول کنیم. همه ما مأمور به اداى تکلیف و وظیفه‏ایم نه مأمور به نتیجه ... ما همه شعارهایمان را با عمل محک زده‏ایم. البته معترفیم که در مسیر عمل، موانع زیادى به وجود آمده است که مجبور شده‏ایم روشها و تاکتیکها را عوض نماییم.»[14]
 
 
 

 


[1] 23دی 1357، صحیفه امام، ج5، ص434.
[2] صحیفه امام، ج6، ص17.
[3] صحیفه امام، ج6، ص20.
[4] همان، 101 و 108.
[5] ج9، ص314.
[6] پیام امام خمینی 2/9/67، صحیفه امام، ج21، ص194.
[7] برای نمونه در تاریخ 2 فروردین 58، ج6، ص405.
[8] ج6، ص503.
[9] نمونه: 19 خرداد 58 ، ج8، ص73.
[10] ج13، ص221.
[11] ج21، ص283 – 285.
[12] ج15، ص27؛
[13] ج16، 354.
[14] ج21، ص283 – 285.

 

ارسال نظرات