مرسی با وزرای خود هم درگیر بود/ طرح حمله نظامی برای تصاحب آب نیل از سوی مصر

به گزارش خبرگزاری رسا، سیدهادی افقهی کارشناس مسائل منطقه در گفتوگو با «جوان» تحولات روزهای اخیر مصر را مورد بررسی قرار داده و دلایل آن را بیان کرده است. افقهی در این گفتوگو از چگونگی ساختار تصمیمگیری اخوانالمسلمین مصر تا چرایی فاصله گرفتن متحدانش تنها طی یک سال سخن گفته است. وی همچنین نزدیکی بیچون و چرای مرسی و اخوان به امریکا و اسرائیل را از دلایل اصلی این اتفاقات دانسته است.
در ابتدا چه تحلیلی از تحولات اخیر مصر دارید؟
تحولات اخیر مصر عمدتاً برمیگردد به نحوه مدیریت رهبران اخوانی بعد از رسیدن به مسند قدرت و همچنین به نگاهشان به حاکمیت و بافت حاکمیت و تعریفشان از حاکمیت و دکترینی که از دل اندیشه اخوان نسبت به حاکمیت دارند. یکی دیگر از موضوعات هم مربوط میشود به عملکرد اخوان که در رأس آن آقای محمد مرسی به عنوان رییسجمهور منتخب مردم که با یک رأی شکننده پنجاه و یک درصدی در خلال این یک سال در رأس قدرت بود.
نگاه ایدئولوژیک اخوانالمسلمین به حاکمیت یک نگاه نخبه پروری است، آن هم با طرز تفکر خاص اخوان نسبت به حاکمیتی که مدل خلافت اسلامی است با الهام گرفتن از تفکرات و اندیشههای مرحوم شهید حسن البنا که پایهگذار اخوانالمسلمین است. تشکیلات خود اخوان مبتنی بر سمع و طاعت است. یعنی تمام اعضای اخوانالمسلمین باید از مرشد عام که با مکانیسم خاص انتخاب میشود یک حالت تعبدی و اطاعت بیچون و چرا داشته باشند.
بنابراین وقتی اخوان به قدرت رسیدند میخواستند همین مدل را اجرا کنند، در جامعهای با تاریخ کهن قبل از اسلام و بعد از اسلام و همچنین جایگاه احزاب سیاسی و تفکرات ایدئولوژیک که زمینههای غیر اسلامی مانند پان عربیسم و پان ناصریسم و مکاتب غربی و شرقی را در بر میگیرد.
اخوان بدون توجه به کنشگری این جریانها و تأثیر و تأثرات حضور این احزاب و جریانها در عرصه مصر وارد عمل شدند و شروع کردند به پیاده کردن تزو دکترین خودشان. البته برخی از جریانهای اسلامگرا همانند سلفیها و جماعت اسلامی مسلح و بخشی از منتسبین به سازمان جهاد اسلامی در ابتدا با اخوان المسلمین به عنوان تشکیلات مادر و کهن که سابقه 85ساله دارد، همراهی کردند. اما خیلی زود متوجه نگرش خاص درون سازمانی اخوان شدند که در مراکز حساس و مراکز تصمیمگیری سرنوشت مردم مصر را در ابعاد سیاسی، امنیتی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تعیین میکند.
این طیف پس از آنکه فهمیدند راهی در نهادهای تصمیمگیر ندارند، از اخوان فاصله گرفتند و به مرور شروع به موضعگیری و انتقاد کردند چون نگاه اخوان به نگاه حاکمیت یک نگاه نخبه پروری است و خودشان را نخبه جامعه اسلامی میدانند و خودشان را پیشتاز قشر روشنفکر دینی و اسلام سیاسی میدانستند.
لذا بیشتر تصمیمگیریها در مکتب ارشاد اخوان شکل میگرفت و از آنجا دیکته میشد. شواهد و قرائن بسیار فراوانی دال بر این معنا داریم. اگر عملکرد مرسی را در خلال این یک سالی که به عنوان رییسجمهور انتخاب شده بخواهیم ارزیابی کنیم، شاهد هستیم که در اعلام متمم قانون اساسی که تمام ابلاغیهها، دستورالعملها، تصمیمگیری و. . . را در بر میگیرد، مصون از هر گونه حق نقض و حق نقد و حق لغو است. یعنی چیزی شبیه به دستور آسمانی است. حالا چرا اینطور است؟ برای آن نگاه نخبگی و اینکه اخوانیها میگویند در حقیقت اسلام را ما داریم پیاده میکنیم و کسی همانند ما فهم صحیح از اسلام ندارد.
برای همین آمدند و خواستند مصونیت ببخشند به تمام دستورالعملهایی که صادر میکنند. بنابر این میبینیم که نگاه، یکی از همان جرقههای اختلافات و عامل بیثباتی، درگیری و تقابل دیگر گروههای سکولار و غیر سکولار و حتی برخی از گروههای اسلامی بوده است.
مسئله دیگر عزل و نصبهایی بود که بدون مراجعه به مشاوران از سوی آقای مرسی انجام میشد. مرسی در حقیقت 13 مشاور رسمی داشت. برای همین مشاوران دیدند که یک سلسله عزل و نصبها در قوه قضائیه که اساساً رییسجمهور حق ورود به آن را ندارد، انجام شد. مثلاً آقای مرسی به عنوان دخالت در قوه قضائیه بدون رجوع به مشاوران حقوقی خودش مانند آقای احمد مکی این عزل و نصبها را شکل داد. همین مسئله باعث عکسالعمل و واکنشهای تند در مجموعه قوه قضائیه شد و در واقع قوه قضائیه را علیه اخوان المسلمین شورانید و این شبیه را تقویت کرد که آقای مرسی و اخوان میخواهند بر قوه قضائیه هیمنه و سیطره پیدا کنند.
به نظر شما اکنون تفکیک قوا در مصر رعایت میشود؟
اینکه عملاً رعایت میشود یا نمیشود یک بحث است اما در قانون اساسی مصر تفکیک قوا کاملاً تعریف شده است.
یعنی اخوان نتوانست قدرت را در قوه قضائیه به دست بگیرد؟
خیر. برای اینکه در این امر از سوی قوه قضائیه مقاومت صورت گرفت. برای همین زمانی که مرسی آقای عبدالمجید محمود را یک بار عزل کرد، قوه قضائیه به این امر اعتراض کرد و باشگاه قضائیه مصر که بسیار هم قوی است و در واقع بازوی نیرومند قوه قضائیه محسوب میشود، نسبت به این امر موضع گرفت و عبدالمجید محمود را برگرداندند.
اما بار دیگر محمد مرسی او را عزل کرد و به جایش طلعت عبدالله دادستان متمایل به اخوان را تعیین کرد که این بار تنش بین قوه مجریه و قضائیه بالا گرفت. این در حالی است که اخوان نیازی به این تنش نداشت و میتوانست به یک شکل دیگر و به شکل نرم و یک شکل طولانی مدتتر و بعد از اینکه وضعیت خودشان را در ابتدا تثبیت میکردند، میرفتند به سراغ هیمنه و سیطره بر قوای دیگر، اما نه این شکل و مستقیماً.
مسأله دیگر این بود که آقای مرسی با وزرای خودش هم درگیر بود و ما مخصوصاً در این یکی دو هفته اخیر شاهد ریزش حدود 10 وزیر و مشاور بودیم که یک جا استعفا کرده بودند. چون متوجه شدند که آقای مرسی دست به اقدامات خطرناکی که مخل امنیت ملی مصر و منافع اقتصادی به همراه تمامیت ارضی مصر میشود، زده است. برای نمونه مرسی قطع رابطه مصر و سوریه را اعلام کرد. دستور خروج حزبالله را داد و حمله به شیعیان را به نام رافضه که یک واژه تند علیه ما محسوب میشود، اجازه داد.
مرسی در جلسه ای گفت که ملت و نیروهای مسلح مصر آمادگی دارند تا مردم سوریه را برای احقاق حقوقشان و سرنگونی حکومت بشار اسد کمک کنند. تا اینکه عبدالفتاح السیسی وزیر دفاع احساس خطر کرد و بلافاصله در مصاحبه روز بعدش اعلام کرد نیروهای مسلح مصر هرگز با کشورهای دوست و برادر خودشان وارد جنگ نخواهند شد. این مسئله نشان میدهد که آقای مرسی حتی با وزیر دفاع خودش و شورای عالی امنیت کشور مشورت نکرده است.
یعنی به نظر شما مرسی داشت کاملاً فردی عمل میکرد؟
خیر. فردی عمل نمیکرد بلکه همانطور که عرض کردم از نگاه مکتب ارشاد با آن نگاه سازمانی که به حاکمیت دارند و به غیر از خودشان حق ولایت نمیدهند، رفتار میکردند. در حقیقت اخوان تصمیم گیرنده و آقای مرسی، مجری سیاستهای اخوان بود. حتی کار بهجایی رسید که حزب سلفی النور که یکی از بزرگترین متحدان اخوان از بدو انقلاب و تا همین اواخر بود حساب خودشان را از اخوان جدا کرده و از آن فاصله قابل توجهی گرفتند. تا جایی که آقای یونس مخیون، دبیر کل حزب سلفی النور رسماً اعلام کرد حزب النور خواسته مخالفان و معارضان مبنی بر انتخابات زود هنگام یا استعفای آقای مرسی را تأیید میکند.
این درحالی است که حزب النور در انتخابات ریاست جمهوری هم در دوره اول و هم در مرحله دوم به آقای مرسی رأی داده بود. حالا این سؤال مطرح است که چرا النوریها از اخوان جدا شدند؟ النوری که خیلی به اخوان نزدیک، همسو و همگرا بودند؟ برای اینکه متوجه شدند اخوان هیچ کس جز خودشان را به دلیل نگاه جزم اندیشهشان قبول ندارند.در زمینه سیاست خارجی، امنیت ملی و بحث منافع اقتصادی نیز بحث سدالنهضه یکی از نمونههاست که در خاک اتیوپی و روی رود نیل در حال انجام است. در همین باره گفته میشود که حتی بعضی از شرکتهای صهیونیستی و امریکایی در ساخت این سد سهیم هستند.
از آنجایی که مصر با سودان، اتیوپی و چند کشور دیگر بر سر حق آب مصر در آب نیل درگیریهای قدیمی و بگو مگوهای دیرینه داشتهاند اما تا به حال به یک نحوی هم در زمان مبارک و هم در زمان سادات این مسئله مدیریت میشد تا به تنش، خطر جنگ، درگیری و رویارویی مسلحانه منجر نشود اما میبینیم که در برخی از اظهارات آقای مرسی و نخست وزیرش آقای هشام قندیل مواضع تندی علیه اتیوپی اتخاذ میشود تا جایی که حتی برخی مقامات مصری میگفتند ممکن است از گزینه نظامی برای تخریب سد استفاده کنیم.
بنابراین مشاهده میشود که اخوان هیچ تجربه و پختگی در حکومتداری ندارد. این درحالی است که این دولت خودش در امور داخلی مشکل دارد و نتوانسته حتی سادهترین مسائل مانند جمع آوری زباله یا تأمین گاز، نان، امنیت، بهداشت و ترافیک مردم را تأمین کند، چنین چالش بزرگی را با کشور همسایه به راه میاندازد. در مورد درگیری اخوان با امارات متحده عربی که دیگر اظهر من الشمس است و دیگر توضیح نمیخواهد.
دیدیم زمانی که آقای مرسی عزل شد اولین کشورهایی که به آقای عدلی منصور کفیل ریاست جمهوری که رییس دادگاه عالی قانون اساسی است تبریک گفتند امارات، عربستان سعودی و قطر بودند. این در حالی بود که قطریها همپیمان اخوان بودند و مدافع سر سخت اخوان محسوب میشدند اما دیدیم که در یک تغییر موضع 180 درجهای آقای تمیم بن حمد برای سرنگونی آقای مرسی تبریک میفرستد و میگوید ما همچنان از کشور مصر حمایت میکنیم بدون اینکه از اخوان صحبتی به میان بیاورد.
بنابراین اخوانیها با این نگاه ایدئولوژیک و سلوک سیاسی و عملکرد مدیریتی روز به روز از جامعه فاصله گرفتند و به جای اینکه ظرفیت مشارکت سیاسی را بالا ببرند و حداقل احزاب اسلامی را در کنار خودشان داشته باشند، نگاه انحصارطلبانهشان باعث شد تا کشور مصر به یک جامعه دو قطبی بسیار حاد تبدیل شود که ما امروزه شاهد ورود مصر به آستانه جنگ داخلی هستیم.
این در حالی بود که نه به نصایح الازهر و نه به نصایح عقلای قوم مانند محمد حسن الهیکل و حتی آقای تاتوس رهبر قبطیهای مصر توجه کردند تا جایی که آنها هم در کنار ارتش و مردم مصر قرار گرفتند و همه در جلسه خلع آقای مرسی حضور داشتند. بنابراین به نظر من شبهه کودتا و روند غیر دموکراتیک در عزل مرسی قابل دفاع نیست. یکی دیگر از عوامل شکست اخوان مسئله نگاه فرا مصریشان یعنی حق ولایت خودشان بر کشورهایی مانند تونس و جنبش حماس در فلسطین و اخوان سوریه و لیبی و مغرب است. چون اخوان تشکیلات بینالمللی دارند به نام تنظیم الدولی که یک نگاه انکار و غرور و خودشیفتگی است.
پس یک ترس منطقهای هم شکل گرفته است؟
دقیقاً. چون طرحشان منطقهای و بینالمللی است. لذا با این نگاه بسیاری از کشورهای عربی حساسیت نشان دادند. در مورد ایران هم دیدید که خوب برخورد نکردند و اتلاف وقت کردند و به نداها و دست دوستی ایران برای همکاری و اخوت اسلامی و ایجاد پیمان منطقهای در ابعاد سیاسی و امنیتی و حتی نظامی پاسخ مثبت ندادند اما با اسرائیل تبادل سفیر کردند و همزمان با آن معبر بین رفح و غزه را بستند. اما اجازه انتشار و استقرار نیروهای امریکایی را برای نظارت بر فعل و انفعلات صحرای سینا و جلوگیری از هرگونه آسیب امنیتی علیه اسرائیل میدهند.
نگاه امریکا طی این مدت چطور بوده است؟
اقدامات اخیر امریکا در این روزها نشان میدهد که اخوان المسلمین بهترین همپیمان امریکا در مصر بودند. اگر چه امریکا با گروههای دیگر هم ارتباط دارد. اما دفاع بیچون و چرای امریکا از اخوان به جایگاه معنوی، اخلاقی و سیاسی اخوان آسیب زد. سفیر امریکا تظاهرات مردم و عزل مرسی را محکوم کرد. حتی اوباما تهدید کرد کمکهای بلاعوض را که یک و نیم میلیارد دلار است قطع میکند. سازمان دفاع و همکاری کشورهای آفریقایی هم عضویت مصر را به تعلیق در آوردند که کاملاً در اختیار امریکا و صهیونیستها قرار دارند.
امریکا نگران گسترش سیستم اخوانی در منطقه نیست؟
خیر. برای اینکه با اخوانیها مشکلی نداشتند و شما همکاریهای اخوان با امریکا را در سوریه میبینید تا جایی که با اتاق جنگ اسرائیل جلسه مشترک داشتند و زمانی که اسرائیل منطقه قاسیون و جماریا را در حومه دمشق بمباران کرد اخوانیها نیروهای صهیونیستی را تشویق کردند و خواستار تکرار آن شدند. برای همین جای هیچ شک و شبهه نیست که اخوان با امریکا برای انزوای جمهوری اسلامی و مهار خط مقدم به تفاهم کامل رسیدند و خواهان جلوگیری از نفوذ انقلاب اسلامی ایران هستند.
با این وجود آینده اخوان را چگونه ارزیابی میکنید؟
در حال حاضر خطری وجود دارد که کل مصر را تهدید میکند. اکنون اخوان در خیابانها و میادین مصر با ارتش و نیروهای مسلح و مردم درگیر است. برای بازگرداندن محمد مرسی خطابههای آتشین مبنی بر تقدیم یک میلیون شهید را مطرح میکند، اگر بخواهند به این رویه ادامه بدهند اما به آسیب شناسی، رفتار شناسی و عملکرد یکساله خودشان نپردازند و برآورد منطقیتر، دقیقتر، عینیتر و واقع نگرانهتر به تحولات مصر، منطقه و وضعیت کنونی جهانی نداشته باشند، آرام آرام به مقابله قهرآمیز با ملت خودشان خواهند پرداخت و جزو لیستهایی که در جریانهای تروریستی هستند، قرار میگیرند./971/ت302/ک