۲۹ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۷
کد خبر: ۱۸۱۱۲۱
کتاب شناسی؛

رسالة الواجبات، اولین رساله عملیه فارسی

خبرگزاری رسا ـ رسالة الواجبات به عنوان اولین رساله علمیه فارسی مطرح است که علی الظاهر در اولین سال‌های قرن یازدهم هجری توسط ملا عبدالله شوشتری نگارش یافته است. از این رساله فارسی فقط بحث مربوط به نماز جمعه که البته مباحث مربوط به نماز جماعت را نیز در بر دارد، مطرح شده است.
رسالة الواجبات، اولین رساله عملیه فارسی

معرفی اجمالی

"رسالة الواجبات" به عنوان اولین رساله علمیه فارسی مطرح است که علی الظاهر در اولین سال‌های قرن یازدهم هجری توسط ملا عبدالله شوشتری نگارش یافته است. از این رساله فارسی فقط به بحث مربوط به نماز جمعه که البته مباحث مربوط به نماز جماعت را نیز در بر دارد، اکتفا شده است.

 

گزارش محتوا

مؤلف بعد از خطبه‌ای فارسی و اشاره به موضوع رساله خود، از حکم نماز جمعه شروع می‌کند. وی نماز جمعه را در زمان غیبت واجب متعیّن می‌داند و می‌فرماید این مطابق نظر جمعی دیگر از فقهاء نیز می‌باشد. لکن وی واجب مخیّر بودن نماز جمعه را نپذیرفته است.

این رساله با این‌که به عنوان رساله‌ای برای عمل مقلدّین می‌باشد، ولی مانند رساله‌های امروزی فقط به بیان حکم اکتفاء نکرده و دلیل بعضی احکام را نیز مورد اشاره قرار داده است؛ برای مثال در علت حکم مذکور راجع به واجب عینی بودن نماز جمعه، می‌گوید ادعای اجماعی که شده مبنی بر عدم تعیّن(واجب عینی نبودن) پذیرفته نیست؛ زیرا منشاء این ادّعا اشتباهی است که از فهمیدن عبارت خلاف شیخ طوسی و مانند آن واقع شده و کلام شیخ بعد از ملاحظه سابق و لاحقش، به منزله تصریح است به آن‌چه ما ذکر کردیم؛ کما این‌که عده‌ای نیز آن را متوجه شده و اعلام نموده‌اند.

مؤلف در ادامه به نمازی که احتیاطاً بعد از نماز جمعه به عنوان ظهر خوانده می‌شود نیز توصیه کرده و البته نام آن را دو رکعت مردّد می‌گذارد. وی منشاء این حکم را هم منشاء جمعی که میان ظهر و جمعه در صورت مقارنه دو جمع در مادون فرسخ(در فاصله کمتر از یک فرسخی دو نماز جمعه برگزار می‌شود) و جمعی که میان دو تیمّم و وضو به آب مشتبه به گلاب می‌شود، دانسته است. هم‌چنان که در کلام فقهاء به این معنا تصریح شده است.

 

کیفیت نماز جمعه

کیفیت نماز جمعه حکم بعدی رساله است که فرموده دو رکعت و جهراً خوانده می‌شود که باید قبل از آن دو خطبه ایراد شود. در رکعت اول هم بهتر است بعد از حمد سوره جمعه بخوانند و پیش از رکوع، قنوت به جا آورند. در رکعت دوم نیز بعد از حکمد سوره منافقین بخوانند و پس از برخاستن از رکوع، قنوت دیگری به جا آورده شود.

کیفیت خطبه‌ها نیز به همین صورت مورد اشاره واقع شده که چگونه باید باشد و چه محتوایی باید داشته باشد. وحدت امام جمعه و خطیب نماز جمعه هم لازم دانسته شده، مگر این‌که اضطراری در بین باشد.

الفاظ خطبه‌های نماز جمعه به نظر مؤلف باید عربی باشند. مگر آن که مستمعین عربی ندانند که در این صورت اکتفاء به خطبه فارسی جایز خواهد بود. توصیه‌های دیگر که علی‌الظاهر واجب نبوده، لکن عمل بدان‌ها مورد توصیه اکید می‌باشد، نیز در ادامه آمده است. حرف نزدن بین خطبه‌ها اگر چه باعث بطلان نماز نشود، نخواندن نماز دیگر در اثناء خطبه‌ها و خواندن نماز جمعه و عصر با یک اذان و دو اقامه و با طهارت و وضو بودن امام جمعه هنگام ایراد خطبه‌ها، از آن جمله می‌باشند.

مؤلف مانند بسیاری از فقهای معاصر زمان شروع خطبه‌های نماز جمعه را بعد از داخل شدن وقت نماز ظهر می‌داند. لزوم به جماعت بودن نماز جمعه و حضور حداقل پنج نفر در نماز از دیگر شرائط نماز جمعه می‌باشد. اگر کسی را اثناء نماز جمعه برسد نسبت به محلّی که به نماز می‌رسد تکلیف خاص خود را خواهد داشت که مؤلف در ادامه به بیان آن پرداخته است. فاصله‌ای که باعث لزوم حضور در نماز جمعه می‌شود از نکات قابل توجه در این قسمت رساله می‌باشد که گفته است اگر فاصلة منزل شخص تا محل برگزاری نماز جمعه به قدری باشد که اگر بعد از نماز صبح راه بیافتد هنگام نماز جمعه را در محل مخصوصش درک می‌کند و وقتی هم از نماز جمعه برمی‌گردد تا شب به خانه‌اش می‌رسد لازم است که در این نماز شرکت بنماید.

 

استثنائات نماز جمعه

چند طائفه از نماز جمعه استثناء شده‌اند که مریض و پیرمرد و پیرزن و مسافر و اعرج و زن از آن دسته می‌باشند در زمان‌های خاصّی مانند گرما و سرمای غیر قابل تحمل هم همین حکم خواهد بود.

واقع شدن روز عید در روز جمعه حکم خاصی دارد که مؤلف به تفصیل ذکر کرده است. اجتهاد علی الظاهر و در امام جمعه شرط نمی‌باشد که مؤلف از کلام شیخ در خلاف فهم نموده است. عدالت امام جمعه هم بحث دیگری است که برای تشخیص آن و جواز اقامه نماز به امامت وی، مواردی قابل مراعات است. در این قسمت نکته قابل توجه آن است که مؤلف فرموده: از روایت مذکور در ماده عدالتی که موجب قبول شهادت می‌باشد، به دست می‌آید که ترک نماز جمعه بدون عذر از بین برنده عدالت و موجب عدم قبول شهادت است.

مؤلف این گزینه را هم در مورد امام جمعه قابل جریان می‌داند. ایشان از عده‌ای نقل می‌کند که مروّت نیز در عدالت شرط است و انسان بی‌باک و بی‌مبالات که اعمال سخیف انجام می‌دهد، از عدالت نیز ساقط خواهد بود.

 

توصیه‌ای اخلاقی

سخن که به این‌جا رسیده، مؤلف اقدام به توضیح نکته‌ای لازم در مورد عدالت می‌کند که بحثی اخلاقی راجع به حبّ دنیا و جمع کردن مال دنیا می‌باشد. ایشان می‌فرمایند: شیطان یک فکر و کید عظیمه‌ای دارد که متأسفانه دامن‌گیر اهل علم نیز هست و آن این که هم‌واره بر قلب انسان چنین القاء می‌کند که جمع‌آوری مال برای زندگی راحت و توأم با آرامش، امری لازم و ضروری است. مؤلف برطرف کردن این معضل را بدون ریاضت و قناعت ناممکن می‌داند. اگر منشاء آن حبّ دنیا باشد و اگر منشائش جهل به حکم باشد، غیر از عنایت الهی چیز دیگری کارساز نیست. مصاحبت عالم ربانی نیز به عنوان تخفیفی برای معضل خواهد بود.

ایشان در ادامه فردی که امام جمعه است و در عین حال از معضل فوق یعنی حب دنیا نیز رنج می‌برد را مورد بررسی قرار داده و اعتماد به نماز وی را مشکل می‌داند و می‌گوید نمی‌توان وی را عادل دانست و به او اقتدا کرد. مؤلف بعد از این توضیحات، می‌فرماید چون نماز جمعه نمازی است که تنها در حالت جماعت معنا پیدا می‌کند، به همین دلیل قبل از پرداختن به نماز آیات و نماز عیدین و نماز استسقا و نماز میت، پرداختن به احکام جماعت خالی از فائده نخواهد بود.

وی ابتداء به اجر و ثواب زائدالوصف جماعت در نمازهای یومیه اشاره کرده، می‌فرماید از روایات این چنین به دست می‌آید که ترک عمدی جماعت، باعث گرفتار شدن به آتش جهنّم است. عدم قبول نماز و سقوط از عدالت نیز از دیگر آثار سوء ترک نماز جماعت است.

ایشان بعد از این توضیحات، شروع می‌کند به بیان کیفیت نماز جماعت. از آراء قابل توجه ایشان در مورد نماز جماعت، این است که می‌گوید اگر تا رفتن امام جماعت به رکوع، متصل به جماعت نشود، بهتر است در رکوع نیز به امام جماعت نپیوندد؛ بلکه منتظر باشد تا در رکعت بعدی اقتدا بنماید. اقتداء نکردن نمازگزار به نماز ظهر امام جماعت، از دیگر نکات مورد تأکید مؤلف است. نبودن حائل بین امام و مأموم، بالاتر نبودن جایگاه امام نسبت به مأموم، مگر به اندازه مختصر، قرار گرفتن مأموم اگر یک نفر باشد در طرف راست امام، مگر در نماز میّت که باید در پشت سر امام بایستد، از دیگر احکام جاعت می‌باشند.

 

موارد نهی از امامت جماعت

ایشان تأکید می‌کند که بهتر است بلکه موافق احتیاط آن است فرد جزامی، دارای بیماری برص، ولد الزنا و اعرابی امامت جماعت نکنند.

امامت زن بر زنان نیز در نمازهای یومیه صحیح بوده، امّا گفته شده بهتر است در نماز جمعه و نماز عیدین این کار را نکنند. اقتداء مسافر به حاضر و بالعکس، مطلب دیگری است که بدان اشارت رفته است. مؤلف می‌گوید اقتدا حاضر به مسافر در صورت ناچاری بهتر از نماز فرادی است؛ ولی اگر امام حاضر برای حاضران پیدا شود، اولی آن است که او امامت کند، هم‌چنین امامت مسافر برای مسافران.

از دیگر نظرات مؤلف در نماز جماعت، این است که اگر مأمومین امام را نبینند، نمازشان مشکل خواهد داشت و کسانی که امام را می‌بینند، بهتر است اول به جماعت اقتدا بکنند؛ سپس خودشان از باب احتیاط نماز را به فرادی تکرار کنند و این کار بهتر از ترک کلی جماعت است. اولویت امامت، آخرین نکته مورد توجه مؤلف است؛ به این صورت که فرموده اگر به جایی که برای خود، امام جماعت مشخصی دارد، شخصی صالح‌تر وارد شود، بهتر است امامت نکرده و امامت را به امام راتب واگذار نماید؛ اما در مورد هاشمی گفته شده اگر هاشمی به محل دارای امام جماعت ثابت وارد شود، بهتر است او امامت بنماید. نکته آخر آن که اگر مأموم فراموش کند با امام به رکوع برود و امام به سجده برسد، باید خود رکوع را انجام داده، در سجده به امام ملحق گردد.

975/501ب/ر 

ارسال نظرات