۲۲ شهريور ۱۳۹۳ - ۲۲:۲۵
کد خبر: ۲۲۰۷۰۲
نوشتاری از آیت‌الله صافی؛

حج؛ همایش بندگی(4)

خبرگزاری رسا ـ حضرت آیت‌الله صافی تأکید کردند: حج یکی از امور عبادی و ارکان مهمه اسلام و فرایض بزرگ است که در آن فوائد و مصالح و منافع بسیار درج و متضمّن سعادت در این و فوز نشأتین است.
آيت الله لطف الله صافي گلپايگاني

به گزارش خبرگزاری رسا، حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، از مراجع تقلید در نوشتاری به تبیین اهمیت فریضه حج در دین مبین اسلام پرداخت.

 

متن نوشتار به این شرح است:

حجّ یکی از امور عبادی و ارکان مهمّه اسلام و فرایض بزرگ است که در آن فوائد و مصالح و منافع بسیار درج و متضمّن سعادت در این و فوز نشأتین است.

 

از جنبه تقویت و تلقین عقیده به توحید و از جنبه ریاضت و تصفیه باطن، تزکیه نفس و تهذیب اخلاق و از جنبه اجتماعی و توثیق روابط مودّت عمومی و برقراری حسن تفاهم بین اقوام و ملل و عناصر مختلف، و از جنبه ظهور قدرت معنوی دین مبین، و نمایش تسلیم مسلمین در برابر اوامر و احکام الهی و از جنبه حلّ مشکلات بین المللی و از ناحیه مشورت و تبادل نظر و اخذ تصمیمات مقتضی درباره آینده اسلام و تعیین خط مشی‎های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و تربیتی و از ناحیه تعلیم اخوّت اسلامی و مساوات، و الغاء امتیازات طبقاتی و نژادی و عنصری و صنفی و آموزش آزادگی و رشد دادن آزادی و درک کرامت انسانی و احترام به حقوق بشر و جنبه‎های دیگر حجّ یک عمل نمونه و بی‎نظیر و مظهر نظرات اسلام و مقاصد عالی قرآن است.

 

در اینجا فقط به طور فشرده به بعض برنامه‎ها و درس هایی که شاگردان مکتب حج می‎آموزند اشاره می‎نماییم:

 

7. مشعر الحرام

«اِذا اَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفات فَاذْکُرُوا اللهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ»؛ شب عید را به دستوری که در مناسک حج مرقوم است در مشعرالحرام باید گذراند. در اینجا برنامه عوض می‎شود و از چادر و پذیرایی خبری نیست؛ چادرها را که از عرفات جمع آوری می‎کنند یک سر به منا می‎برند.

 

در مشعرالحرام که مزدلفه هم به آن می‎گویند، همه در بیابان می‎مانند و مشغول عبادت و ذکر خدا و دعا می‎شوند. خود این تغییر مکان برای عبادت و پرستش خدا حال تازه و آمادگی نوینی برای حاجیان فراهم می‎نماید، اینجا هم برنامه، برنامه خودسازی و توبه و جبران مافات و تعیین خط مشی آینده و تصمیم بر مراعات آن است مناجات و راز و نیاز با حضرت کریم کار ساز و خواندن دعاهائی که رسیده در دل شب موجب ارتقاء روح و پرواز فکر می‎شود حالی بسیار خوش و روحانیت خاصی دارد. گویی انسان خدا را با خود جلیس و همنشین می‎بیند.

 

آن هوا و آن فضای روح افزا به قدری بهجت انگیز و با صفا و طراوت و ایمان آفرین است که آدمی گمان می‎کند در هوا و فضای بهشت است. صحیح است که در بهشت همه گونه نعمت‌های مادی و جسمانی و روحانی و عقلانی فراهم است، امّا برای واصلان و مقرّبان بهشت حقیقی قرب الهی و عروج به مقامات روحانی است و به مضمون «یا نعیمی و جنّتی و یا دنیای و آخرتی» نعیم و بهشت و دنیا و آخرتشان، همه قرب خدا است.

 

8. رمی جمرات

 رمی جمره یکی از اعمال واجب حج است که اگر چه به ظاهر یک عمل ساده است ولی در باطن یک تعبّد بزرگ و اظهار طرد شیطان و پرهیز از طریقه‎های شیطانی و راه‌های ابلیسی است.

در اینجا با یک حال تصمیم و قاطعیت، حاجیان رمی جمره می‎کنند و به قول خودشان به ابلیس سنگ می‎زنند و او را از خود می‎رانند.

 

این عمل، یک تمرین و تلقین مهمّی است که نفوس را به مخالفت شیطان و افکار شیطانی وادار می‎کند و مثل این است که انسان خود را از اندیشه‎های پلید و اهریمنی پاک سازد و همه نیروهای نفس امّاره را خرد کند خصوصاً که توأم با خواندن دعاهای مخصوصه است و خلاصه انسان را متعهّد می‎نماید که همیشه با این اعلام و شعار قاطع با شیطان در مبارزه باشد و از همه اینها بالاتر، همان روح تعبّد و فرمانبری است که در این موقع به صورت های مختلف ظاهر می‎شود و این مردم در موقع رمی جمرات اطراف آن سنگ‌ها اجتماع می‎نمایند و سنگ هایی را که از مشعر چیده‎اند پیاپی می‎زنند. در این میان، سنگ‌ها به سر و صورت دیگران هم می‎خورد و بعضی مجروح می‎شوند.

 

این عمل را همه به عنوان اطاعت و انجام فرمان خدا انجام می‎دهند و همه با کمال طیب نفس و تسلیم و انقیاد به این برنامه‎ها و بدون اینکه به فلسفه و فایده آنها نظر داشته باشند، صرفاً به عنوان عبادت و فرمانبری و بندگی و انجام تکلیف الهی عمل می‎نمایند و این نهایت درجه خلوص و تسلیم بودن در برابر امر و حکم خدا و حقیقت عبادت و پرستش است.

 

9. قربانی

 سابق بر این، یعنی در گذشته‎های دور و وقتی به تاریخ بشریت بسیار عقب برگردیم راجع به قربانی چیزهایی می‎خوانیم و می‎شنویم که حقیقتاً شرم آور و با کمال و شرف انسانیّت هیچگونه سازشی ندارد.

 

در تاریخ بشری انسان‌هایی را می‎بینیم که برای تعظیم از انسان‌هایی دیگر مثل خود یا بدتر از خودشان، کسان و فرزندان خود را قربانی می‎کردند و نادان‌هایی را می‎بینیم که انسان زنده و با روح و فکر و هوش را در برابر جماد بی‎روح و مرده و بی‎اختیاری که آن را پرستش می‎کردند قربانی می‎نمودند.

 

در اینجا هم رهنمودهای انبیاء و پیغمبران خدا از بشر دستگیری نموده و او را هدایت نموده است. حضرت ابراهیم خلیل پیغمبر خدا که مردم را به توحید خالص دعوت کرد و در مبارزه با بت‎پرستی شاهکارهای او بی‎نظیر و نمونه و مجاهداتش زبانزد خاص و عام گشت، به فرمان خدا این رویه را هم متروک ساخت و ابراهیم‎علیه‎السلام‎ابتداءً از طرف خدا مأمور به ذبح فرزند(اسماعیل) شد. وقتی این فرمان را که در خواب به او اعلام شده بود به فرزندش ابلاغ کرد فرزندش در کمال رضا و تسلیم جواب داد: «یا اَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی اِنْ شاءَ اللهُ مِنَ الصّابِرینَ؛ فرمان خدا را اجرا کن؛ مرا از صابران خواهی یافت».

 

هنگامی این پدر و پسر در صحرای منی آن مظهر خلوص نیّت و رضا و تسلیم آماده انجام فرمان شدند و ابراهیم کارد را بر گردن فرزند زیبای عزیزش می‎کشید تا سرش را از پیکر پاکش جدا نماید کارد نبرید و تلاش ابراهیم بی اثر ماند فرمان خدائی رسید که «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا» و به فدای ذبح فرزند ذبح گوسفندی پذیرفته شد.

 

و ابراهیم اطاعت کرد و سپس این روش از آن حضرت به یادگار ماند و ذبح گوسفند به عنوان قربانی سنّت شد. این سنّت هم ترک یا نسخ قربانی بشری، و هم ترک قربانی برای غیر خدا و هم احسان به فقرا و بینوایان بود و جزء برنامه حج یکی از واجبات حج تمتع و قران مقرر گردید.

 

و باید گفت که سالروز واقعه تاریخی به این اهمیت که در آن تقدیم قربانی‌های انسانی ممنوع شده باشد شایسته است که در ضمن برنامه حج منظور و بشریت همه ساله از آن تقدیر نمایند.

 

و این همان اقدام بزرگی است که «تولستوی»، پیغمبر عظیم‌الشأن اسلام را به آن می‎ستاید و هر چند سابقه منع قربانی بشری به عصر ابراهیم خلیل می‎رسد اما این محمّد رسول خدا بود که در ضمن شریعت کامل و جامعی که از سوی خدا آورد همه سنّت‌های حسنه را احیاء و تجدید کرد و امّت بزرگ اسلام را به تأسّی به ابراهیم خلیل هدایت نمود.

 

آری! «تولستوی» می‎گوید: از چیزهایی که شک در آن نیست این است که محمّد پیغمبر از بزرگترین مردان مصلحی است که به اجتماع خدمت ارزنده نمودند و همین در فخر او بس است که امّتی را به نور حق هدایت کرد و آن را چنان قرار داد که در برابر آرامش و صلح خضوع نماید و زندگی زهد(و ساده و بی‎تجمّل) را برگزیند و آن را از خونریزی و تقدیم قربانی‌های بشری و زنده به گور کردن دختران منع کرد و مردی مثل این مرد سزاوار تجلیل و احترام است./907/د102/ج

ارسال نظرات
captcha