کانت تفسیر نادرستی از تمامیت وجود انسان داشت

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، مهدی معین زاده، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پیش از ظهر امروز در نشست علمی «درآمدی بر بنیان آنتولوژیک علوم انسانی» که در سالن نشستهای علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه برگزار شد اظهار داشت: مراد از علوم انسانی، علوم غیر پوزیتیو و تمام مراحلی است که در مقابل سیطره علوم طبیعی به طور جداگانه مطرح هستند.
وی به روش پدیدار شناسی در علوم انسانی اشاره کرد و گفت: دوره بعد از کانت و نیمه دوم قرن بیستم، نهضتی در مقابل روشنگری و سیطره عقل گرایی به راه افتاد که از آن به نهضت رمانتیک یاد میشود.
معین زاده، هامان را پدر نهضت رمانتیک غرب خواند و یادآور شد: هامان با کانت، هم عصر بود اما نسبت به نظریات کانت با تعبیر بامسمای کاخهای پوشالی انتقاد میکرد زیرا کانت، تفسیر نادرستی از تمامیت وجود انسان داشته است.
وی گفت: هامان تمام عناصری که بعدها علوم انسانی غیرپوزیتیو را شکل داده است را دارد و با اعتقاد به شکاف میان امر ضرور و کلی از یک سو و از طرف دیگر امر ممکن خاص، از آن به ابلیس سببیت یاد میکند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ابراز داشت: هامان معتقد است که در طول تاریخ تفکر و اندیشه، چیزی به نام جوهر تعبیه شده است که خاصیتش مانایی و ماندگاری است و میان این امر ثابت و امری که تغییر و تحول دارد تفاوت قائل میشود.
وی تأکید کرد: هامان، تعبیر خاصی از فهم حقیقت که از سوی کانت ارائه میشود را نمیپذیرد و معتقد است که تفکر کانت، ما را از فهم حقیقت موجودات محروم کرده است.
معین زاده گفت: هامان حقیقت را به مثابه یک رویدادگی تلقی میکند که محل حقیقت را از مقولات ایستا در میآورد و در محل صیرورت قرار میدهد که ما این را علوم غیر پوزیتیو مینامیم.
وی خاطرنشان کرد: ما در اندیشه شیعی نیز مقوله تاریخی بودن حقیقت را بهتر درک میکنیم که در اعتقاد هامان نیز یک ملازمت و تلائمی میان حقیقت و صیرورت دیده میشود.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تصریح کرد: به عقیده هامان، ایده او با رحمانیت خداوند شروع میشود و رحمانیت به معنای نزول خداوند یا روح القدس است که اینگونه از آن تعبیر میآورد « روح القدس نازل میشود و پیام زندگی را در زبان، کتاب و تاریخ انسان ابلاغ میکند».
معین زاده با اشاره به نظریههای هگل و نئوکانتیها یادآور شد: کانت ورود فلسفه به مباحث مابعدالطبیعه را عقلانی نمیدانست اما هگل با شهرت و تبحری که داشت؛ فلسفه را وارد مباحث مابعدالطبیعه کرد یعنی با مرگ هگل، موضوعاتی همچون عرصه حضور فلسفه در مباحث مابعدالطبیعه نیز مطرح شد./908/پ202/ف