از دیو، مهربانی نیاید؛ تفرقهافکنی، راهبرد همیشگی شیطان در جامعه
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، آیۀ ۹۱ سورۀ مائده با صراحت پرده از یکی از کهنترین و خطرناکترین نقشههای شیطان برمیدارد: «إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ»؛ شیطان جز این نمیخواهد که میان شما دشمنی و کینه بیفکند.
گرچه شأن نزول آیه به ماجرای شراب و قمار بازمیگردد، اما پیام آن محدود به همان موضوع نیست. قرآن، یک الگوی دائمی از رفتار شیطان را معرفی میکند: تفرقهسازی. هر جا پیوندی شکل بگیرد، هر جا جمعی حول حقیقتی واحد گرد آیند، همانجا شیطان میکوشد رشتهها را از هم بگسلد و دلها را روبهروی هم قرار دهد.
تفرقه بینداز و حکومت کن
در ادبیات سیاسی، جملهای مشهور وجود دارد: «تفرقه بینداز و حکومت کن.» این همان راهبردی است که آیه به شیطان نسبت میدهد. دشمن برای تسلط، همیشه به جنگ مستقیم نیاز ندارد؛ گاهی کافی است بذر اختلاف را بکارد تا جامعه خود، خود را تضعیف کند.
تاریخ نشان میدهد بسیاری از ملتها نه در اثر حملۀ بیرونی، بلکه بر اثر شکافهای درونی فروپاشیدهاند. اختلافهای مذهبی، قومی، سیاسی یا حتی رقابتهای شخصی، اگر مهار نشوند، به بحرانهای عمیق تبدیل میشوند. در چنین شرایطی، دشمن بیرونی تنها نظارهگر میماند تا میوۀ نزاع داخلی را بچیند.
قرآن هشدار میدهد که این اختلافها تصادفی نیست. پشت بسیاری از آنها وسوسهای نهفته است که دلها را از محبت خالی میکند و جای آن را با بدبینی و نفرت پر میسازد.
آیه از دو واژه استفاده میکند: «بغضاء» و «عداوت». این دو، دو مرحلۀ متفاوت اما پیوستهاند.
«بغضاء» به معنای کینه و نفرت درونی است؛ احساسی پنهان که شاید هنوز به زبان نیامده باشد، اما در دل جا خوش کرده است. این همان مرحلۀ اول نفوذ شیطان است؛ جایی که بدبینی، سوءظن و حسادت در قلب شکل میگیرد.
اما اگر این بغض مهار نشود، به «عداوت» تبدیل میشود؛ دشمنی آشکار، رفتار خصمانه، قطع رابطه و حتی درگیری. بسیاری از نزاعهای بزرگ اجتماعی، از یک سوءتفاهم کوچک آغاز شدهاند که با گفتوگو حل نشده و به کینه تبدیل شده است.
قرآن با آوردن هر دو واژه، به ما میآموزد که باید از همان مرحلۀ نخست، یعنی در دل، مراقب باشیم. جامعهای که کینههای پنهان در آن انباشته شود، دیر یا زود با انفجار دشمنیهای آشکار روبهرو خواهد شد.
وحدت؛ دژ استوار جامعه
در برابر این نقشه، قرآن راهبرد «وحدت» را قرار میدهد. آیۀ «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» مکمل همین هشدار است؛ تمسک همگانی به ریسمان الهی و پرهیز از تفرقه.
وحدت، صرفاً یک شعار سیاسی یا احساسی نیست؛ یک ضرورت حیاتی برای بقای جامعه است. همانگونه که بدن انسان با هماهنگی اعضا زنده میماند، جامعه نیز با همدلی و همافزایی پایدار میشود. اگر هر عضو در جهت مخالف دیگری حرکت کند، پیکر جامعه از درون فرومیپاشد.
وحدت، به معنای حذف تفاوتها نیست. تفاوت سلیقه، دیدگاه و حتی روش، طبیعی و گاه سازنده است. آنچه خطرناک است، تبدیل اختلاف به دشمنی است. میتوان متفاوت اندیشید اما دشمن نبود؛ میتوان نقد کرد اما تخریب نکرد.
در روزگار ما، ابزار تفرقهافکنی پیچیدهتر و گستردهتر شده است. شبکههای اجتماعی، رسانهها و فضای مجازی، فرصت ارتباط را افزایش دادهاند؛ اما در عین حال، امکان نفرتپراکنی و دامنزدن به شکافها را نیز چند برابر کردهاند.
یک پیام تحقیرآمیز، یک شایعه بیاساس یا یک کلیپ تقطیعشده میتواند موجی از خشم و سوءظن ایجاد کند. گاهی افراد ناخواسته، با بازنشر مطالب تفرقهانگیز، در زمین شیطان بازی میکنند. قرآن ما را به هوشیاری فرا میخواند: هر سخنی ارزش انتشار ندارد و هر خبری ارزش باور.
در چنین فضایی، مسئولیت فردی سنگینتر میشود. هر کاربر فضای مجازی میتواند یا پلی برای همدلی باشد، یا جرقهای برای اختلاف.
وحدت چگونه شکل میگیرد؟
وحدت، خودبهخود ایجاد نمیشود؛ نیازمند تلاش آگاهانه است. چند عنصر اساسی در شکلگیری آن نقش دارد: شناخت دشمن مشترک: وقتی جامعه بداند چه خطری اصل و چه اختلافی فرع است، انرژی خود را صرف نزاعهای بیاهمیت نمیکند. پایبندی به اصول مشترک: ایمان، عدالت، استقلال و کرامت انسانی، نقاط اتصال جامعهاند. هرچه این اصول پررنگتر شوند، شکافها کمرنگتر میشوند. گفتوگو و شنیدن: بسیاری از اختلافها از نشنیدن آغاز میشود. گوشدادن فعال و منصفانه، سوءتفاهمها را کاهش میدهد. گذشت و عفو: هیچ رابطهای بدون خطا نیست. جامعهای که فرهنگ عذرخواهی و بخشش در آن زنده باشد، کمتر به عداوت میرسد. کنترل زبان: زبان، سریعترین ابزار انتقال کینه است. زخم زبان، غیبت و تمسخر، آتش اختلاف را شعلهور میکند. مهار زبان، گام نخست در مهار تفرقه است.
آیه تنها ناظر به سطح کلان سیاسی نیست. تفرقه از کوچکترین واحد اجتماعی، یعنی خانواده، آغاز میشود. اگر در خانهای گفتوگو جای خود را به قهر بدهد، اگر سوءظن جای اعتماد را بگیرد، همان چرخه «بغضاء» تا «عداوت» شکل میگیرد.
در محیط کار، مدرسه و جمعهای دوستانه نیز همین قاعده جاری است. فردی که میان دو نفر سخنچینی میکند، بذر کینه میکارد. کسی که اختلاف سلیقه را به دشمنی تعبیر میکند، عملاً به تعمیق شکاف کمک میکند.
در مقابل، فردی که برای آشتیدادن قدم برمیدارد، سوءتفاهمی را روشن میکند یا از بازنشر یک مطلب تفرقهانگیز خودداری میکند، در حال اجرای فرمان الهی است.
جامعه متحد، جامعه مقاوم
جامعهای که حول محبت و هدف مشترک متحد باشد، در برابر فشارهای بیرونی مقاومتر است. حتی اگر با مشکلات اقتصادی یا سیاسی مواجه شود، انسجام درونی اجازه فروپاشی نمیدهد. اما جامعهای که از درون دچار کینه و رقابتهای مخرب باشد، با کوچکترین فشار خارجی متزلزل میشود.
شیطان میخواهد جامعه را از درون تهی کند. او بهدنبال آن است که دلها را از محبت خالی و از نفرت پر کند. اما اگر افراد جامعه آگاه باشند و مراقب دل و زبان خود، این نقشه خنثی میشود.
زیستن با این آیه یعنی هر روز از خود بپرسیم: آیا سخن یا رفتار من، پیوندی را محکمتر کرد یا شکافی را عمیقتر؟ آیا در دل من کینهای هست که باید با گفتوگو یا گذشت درمان شود؟
تمرینهای ساده اما مؤثر میتواند ما را در مسیر وحدت قرار دهد: پیش از خواب، دلخوریهای روز را مرور و برای رفع آن تصمیم بگیریم. از بازنشر مطالب تحقیرکننده یا نفرتپراکن پرهیز کنیم. اگر اختلافی پیش آمد، بهجای قهر، باب گفتوگو را باز نگه داریم. در جمعها، نقش آتشنشان اختلاف را برعهده بگیریم، نه آتشافروز آن. آیۀ «إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ» هشدار میدهد که بزرگترین سلاح شیطان برای نفوذ در جامعه، ایجاد کینه و دشمنی است. این دشمنی از دل آغاز میشود و اگر مهار نشود، به نزاع آشکار میانجامد.
در برابر این نقشه، قرآن ما را به وحدت، گفتوگو، گذشت و پایبندی به اصول مشترک فرا میخواند. جامعهای که مراقب دلها و زبانهای خود باشد، سد محکمی در برابر نفوذ شیطان خواهد ساخت. از دیو، مهربانی نمیتوان انتظار داشت؛ اما از مؤمن، انتظار میرود که پاسدار محبت و همدلی باشد. اگر هر یک از ما سهم خود را در تقویت وحدت ادا کنیم، هیچ تفرقهای توان شکستن این پیوند را نخواهد داشت.