امنیت انرژی اسرائیل در گرو مسیر نفتی آذربایجان و ترانزیت ترکیه
به گزارش گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، با توجه به بیانات حکیمانه رهبر انقلاب اسلامی مبنی بر اینکه باید شریان های حیاتی رژیم کودک کش صهیونیستی قطع شود تا دست از اقدامات خصمانه خود علیه مردم مظلوم فلسطین و منطقه دست بردارد، اما با کمی دقت و بررسی آمار متوجه میشویم که برخی کشورها با وجود اعلام حمایت از مردم مظلوم فلسطین در پشت صحنه از مقاصد و منافع خود دست نکشیده و به دنبال تأمین انرژی سگ هار منطقه هستند و دست در خون مردم مظلوم فلسطین و منطقه دارند.
در سالهای اخیر، آذربایجان به یکی از تأمینکنندگان اصلی نفت خام رژیم اسرائیل تبدیل شده است، به طوری که نزدیک به ۴۶ درصد از کل نفت خام وارداتی این رژیم از میدانهای نفتی این کشور تأمین میشود و ارزش صادرات نفت خام آذربایجان به اسرائیل در سال ۱۴۰۳ حدود ۷۱۳ میلیون دلار برآورد شده است. این واقعیت در تضاد آشکار با گرایشهای عمومی مردم آذربایجان است که اکثراً مسلمان بوده و به طور سنتی با سیاستها و اقدامات اسرائیل در منطقه مخالف هستند، اما دولت باکو بدون توجه به فشار افکار عمومی و ملاحظات مذهبی، همکاری گستردهای در تأمین نفت رژیم اسرائیل دارد، که نشاندهنده اولویت منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک بر ملاحظات مذهبی و سیاسی است.
مسیر انتقال نفت ترکیبی از خط لوله باکو–تفلیس–جیهان و حمل دریایی است. نفت خام ابتدا از میدانهای دریای خزر به بندر جیهان در جنوب ترکیه منتقل میشود و از آنجا با نفتکشهای متوسط و بزرگ از دریای مدیترانه به بنادر آشدود و حیفا در اسرائیل میرسد. مسیر دریایی تقریباً ۲۰۰۰ کیلومتر طول دارد و نیازمند اسکورت نظامی یا بیمههای سنگین برای محافظت از محموله است، زیرا در معرض خطرات طبیعی مانند طوفان و امواج شدید و تهدیدات امنیتی مانند دزدی دریایی یا ناآرامیهای منطقهای قرار دارد. ظرفیت خط لوله باکو–تفلیس–جیهان حدود یک میلیون بشکه در روز است و نقش ترکیه به عنوان مسیر ترانزیتی بسیار حیاتی است، چرا که آذربایجان مستقیماً خط لولهای به اسرائیل ندارد و هر گونه تنش سیاسی یا اختلال در ترکیه میتواند جریان نفت را تهدید کند.
در مواقع بحرانی، جریان نفت میتواند با مخلوط کردن نفت با منابع دیگر مانند نفت قزاقستان در بندر جیهان مدیریت شود و همچنین امکان ذخیرهسازی نفت در مخازن این بندر قبل از حمل دریایی وجود دارد تا اختلالات کوتاهمدت جبران گردد و ثبات تأمین انرژی حفظ شود. این ترکیب مسیر زمینی و دریایی، سهم بالای آذربایجان و نقش حیاتی ترکیه، رژیم اسرائیل را به شدت به ثبات منطقهای و امنیت مسیر باکو–تفلیس–جیهان وابسته کرده است و اهمیت این جریان نفتی فراتر از مباحث اقتصادی، به یک مسئله حساس ژئوپلیتیک تبدیل شده است. در نهایت، این واقعیت نشان میدهد که جریان عملی نفت و تأمین انرژی، حتی در شرایطی که افکار عمومی و مواضع رسمی کشورهای منطقه با آن موافق نیستند، به شکل مستمر و مطمئن ادامه دارد.
سید علیرضا حسینی