شباهت جامعه دینی اهلسنت به حوزه ایران قبل از انقلاب | عملکرد صحیح، جوانان را از داعش به حزبالله هدایت میکند

خبرگزاری رسا ـ گروه بینالملل: بررسی نحوه شکلگیری جریانهای تکفیری و تندرو در جهان اسلام و چگونگی گرایش طیفی از نسل جوان به رادیکالیسم نیازمند گفتوگویی صریح و روشن است. بیشک علاوه بر دستهای بیگانگان که نقش غیرقابل انکاری در این مساله داشتهاند نقصهایی در کشورهایی اسلامی وجود دارد که به این مهم دامن میزند. در گفتوگو با شیخ بلال شعبان، دبیرکل جنبش توحید اسلامی لبنان تلاش شده به واکاوی گرایش جوانان به جریانهای تکفیری و راهکارهای موجود برای مقابله با این مساله به ویژه پس از شکستهای میدانی القاعده و داعش در منطقه بپردازیم. آنچه در ادامه میآید متن این گفتوگو است:
عدالت اجتماعی باطل السحر جریانهای تکفیری است
رسا: گرایش طیفی از جوانان در جامعه اسلامی به جریانهای رادیکال و تکفیری این پرسش را در ذهن متبادر میکند که چه چیزی موجب میشود که یک جوان به این جریانها اقبال پیدا کند؟ آیا این مشکلات جامعه و بحرانهای اجتماعی موجب سوق جوانان به گروههایی مانند داعش و القاعده میشود یا این جریانها توانستهاند جذابیتهای کاذبی را برای آنان ایجاد کنند؟
بلال شعبان: چندین عامل را میتوان برای گرایش جوانان به جریانهای تکفیر و غلو در ساحت جهان اسلام باز شمرد که از مهمترین آنها میتوان به پروژههای نفرت پراکنی موجود در جامعه در کنار محرومیت اجتماعی و عدم وجود آگاهی کافی اشاره کرد. بدون تردید در این میان دستگاههای جاسوسی خارجی نیز در ساماندهی و تقویت این جریانها نقش به سزایی داشتهاند. برای نمونه آمریکا و اسرائیل حساب ویژهای را بر روی جنگهای داخلی بازکرده اند. جنگ داخلی از نگاه آنها آلترناتیو مقاومت در برابر اشغال و استکبار است.
بحرانهای اجتماعی و اقتصادی، تقسیم ناعادلانه حکومت، بی عدالتی و سرکوب، در کنار محرومیتهای فرهنگی و مادی میتواند رفته رفته به چالش و درگیریهایی تبدیل شود که پوشش دینی به خود گرفته است. برخلاف گذشته که شاهد اختلافهای طبقاتی یا نظامهای سیاسی بودیم امروز شاهدیم که شهروند مسلمان صبغهای دینی به اعتراض خود میدهد. مساوات و عدالت اجتماعی باطل السحر جریانهای تفکیری است. این مساوات هم نباید محدود به شیعیان و اهل سنت باشد بلکه باید دایره وسیعتری را مانند مسیحیان و پیروان سایر طوایف در بر گیرد.
رسا ـ از نگاه یک مصلح اجتماعی در وهله اول چه اقداماتی را برای متوقف ساختن این روند باید صورت داد؟
بلال شعبان: خب برای مقابله با این جریانها بهترین و سریعترین راهحل، از میان بردن بهانههایی است که به منادیان تکفیر فرصت سوءاستفاده از نسل جوان را میدهد. برپایی یک جامعه پویا بر مبنای عدالت اجتماعی و مساوات در مدار حقوق شهروندی که ماحصل آن برابری طیفهای مختلف جامعه است نیاز اصلی برای خشکاندن ریشه رادیکالیسم است.
منافع آمریکا در تغذیه رادیکالیسم سنی و شیعی تامین میشود
رسا ـ آنچه از سخنان شما برداشت میکنم نیاز مبرم جامعه ما به برخورد فرهنگی ـ امنیتی با جریانهای رادیکال است. شما اقدامات نظامی را تا چه اندازه مفید فایده میدانید؟
بلال شعبان: پر واضح است که برخورد امنیتی و نظامی با جریانهای تندرو یک ضرورت عقلی و غیرقابل انکار است. ما به هیچ وجه نمیتوانیم نقش آمریکا و اسرائیل را در شکلگیری، سیاستگذاری و سازماندهی این جریانها منکر شویم. منافع آمریکا از خلال تغذیه جریانهای رادیکال شیعه و سنی تامین میشود. این همان مساله مهمی است که حضرت آیت الله خامنه ای از آن به عنوان اسلام آمریکایی و تشیع انگلیسی یاد کرده است. رویکرد رسانهها و شبکههای ماهوارهای مورد حمایت غرب در نفرت پراکنی بین مذاهب اسلامی را در سالهای اخیر به عینه مشاهده کردیم.
ضعف اسلامگرایان معتدل راه را برای تکفیریها هموار میکند
رسا ـ بدنه جهان اسلام جریانهای فکری اسلامی مختلفی را در دل خود جای داده است. به نظر میرسد در میان جریانهای معتدل هم کاستیهایی وجود دارد. کاستیهایی که موجب میشود گاها تکفیریها گوی سبقت را از ما بربایند. اینطور نیست؟
بلال شعبان: دقیقا. ضعف جریانهای اسلامگرای معتدل یکی از دلایل گرایش طیفی از جوانان جهان اسلام به سلفیگری و جریانهای تکفیری است. البته این مساله را هم نباید نایدیده گرفت که اعتدال هیچگاه گفتمان غالب نبوده و از حمایت کافی و لازم از طرفهای مختلف برخوردار نبوده است.
از سوی دیگر باید توجه داشت که تقریب مذاهب صحنه نمایش نیست که در آن بخواهیم بازیگری کنیم. اینگونه که ما در میان خود گفتمانی را ترویج کنیم که مبتنی بر نفی دیگری است اما در مواجهه با دیگری نوعی از گفتمان تقریبی را به ظاهر مطرح کنیم. برای نمونه ما به عنوان شیعه و سنی نباید در حلقههای خودی فقط از حقانیت خود دفاع کنیم اما زمانی که با یکدیگر دیدار میکنیم سخن از وحدت به میان آوریم. باید دوگانگی در گفتمان دینی را از میان برداریم. همانطور که پیش از این هم تاکید شد دشمنان اسلام از اشتباهات ما برای تغذیه گرایشهای رادیکال سوءاستفاده میکنند.
اتحاد حقیقی جهان اسلام کابوس آمریکاییها است
رسا: حوادث سوریه و عراق در سالهای اخیر دقیقا دال بر وجود همین نگاه در اتاقهای فکر غربی است.
بلال شعبان: نباید فراموش کرد که اگر یک اتحاد حقیقی بین جهان اسلام صورت بپذیرد یک جامعه یک میلیارد و ششصد میلیونی شکل میگیرد که ظرفیتها و توانمندیهای خارقالعادهای را برای شکوفایی دارد که این دقیقا همان کابوس آمریکا و سایر دشمنان ما است. اما اگر بخواهیم اهل سنت را در برابر شیعیان و شافعیها را در برابر حنفیها و مالکیها را در برابر زیدیها قرار دهیم آمریکا میتواند به سادگی مشکلات بسیاری را برایمان ایجاد کند که متاسفانه وضعیت جهان اسلام امروز گواه همین واقعیت تلخ هست.
خداوند متعال میفرماید: «وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ريحُكُم» از این رو باید با تمام وجود جریانهای اسلامی معتدل و اصیل محمدی را در سپهر دینی سیاسی اهلسنت و تشیع تقویت کرد. همانگونه که باید با اشکال مختلف غلو و تکفیر در میان شیعیان و اهلسنت مقابله کرد.
مرز حب و بغض را قرآن کریم مشخص کرده است
رسا: نظر شما راجع به قرائت اشتباه و سوءاستفاده تکفیریها از مفاهیمی مانند جهاد و تکفیر چیست؟ آنها چگونه توانستند از این مفاهیم دینی علیه امت اسلامی استفاده کنند؟
بلال شعبان: ببینید صرفا قرآن کریم است که میتواند حب و بغض و دشمنی و دوستی را مرزبندی کند. قرآن کریم میفرماید:« إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» همه مسلمان، سنی و شیعه نماز را برپا میدارند، زکات میدهند و در جمله راکعون هستند. همچنین دشمنی در دایره یهود قرار میگیرد آنجا که خداوند متعال میفرماید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ و الذین اشرکوا» جریانهای تکفیری از این خاستگاه به کشتار دیگران میپردازند که فلان شخص از حیطه دین خارج شد. از این رو او در زمره یهود قرار میگیرد لذا خون او مباح است. حال اینکه هیچ کسی اجازه ندارد با اجتهادهای شخصی و بدون مبنا دیگری را خارج از دین بداند چون خداوند متعال است که از درون انسانها آگاهی دارد.
جالب آنجاست که جریانهای تکفیری از این رویکرد دینی استفاده سیاسی کردند و سردمدار جنگهای سنی ـ شیعی و سنی ـ سنی شدند. مثلا شما در سوریه مشاهده کردید که داعش و القاعده با هم درگیر شدند و هزاران نفر از دو طرف کشته شدند. به نحوی که آنها به واسطه جزییترین اختلاف به خود حق میدهند که دیگری را خارج از امت توصیف کنند و به قتل برسانند. در این فضای غبار آلود ما باید همه تلاشمان را معطوف حرکت در مسیر اعتدال و اسلام ناب کنیم. چرا که در غیر این صورت دین خود را به دست مفتیان گمراهی میدهیم که هر روز ما را به بیراههای میکشانند. تا آنجا که نتانیاهو و ترامپ از اهل کتاب توصیف میشوند و هر روز گروهی از شیعیان و اهل سند مرتدد میگردند!
جوان مسلمان در دو راهی محور مقاومت و جریانهای تکفیری ایستاده است
رسا: تجربه اخیر داعش و القاعده در منطقه نوعی از نفرت را از این جریانها در جهان اسلام ایجاد کرده است. در این شرایط چگونه میتوانیم جوانانی را جذب کنیم که نسبت به ما زاویه پیدا کردهاند؟
بلال شعبان: با تکیه بر الگوهای عینی که دستاوردهای مهی را برای امت اسلامی داشته میتوان این جوانان را جذب کرد. اینکه جوان مسلمان بین محور مقاومت و جریانهای تکفیری کدام را انتخاب میکند به هوشمندی ما بستگی دارد. او در واقع در یک دو راهی قرار دارد که ما باید او را هدایت کنیم که بین داعش و حزبالله کدام را انتخاب کند. ما اگر به خوبی دستاورهای حزب الله لبنان و حماس و جمهوری اسلامی ایران را برای نسل جوان خود تبیین کنیم قادر خواهیم بود که بسیاری از آنها را به سمت خود جذب کنیم. همین که آنها ببینند اسلام سیاسی شیعه و سنی در کنار یکدیگر در حمایت از فلسطین به مقابله با صهیونیستها میپردازد میتواند برایشان دلگرم کننده باشد. در کنار این مساله حمایت از قشرهای محروم جامعه و فعالیت مطلوب رسانهای میتواند ما را در شرایط به مراتب بهتری قرار دهد. اما اگر نخواهیم به صورت عملی و جامع اسلام را پیاده کنیم همچنان مجال بزرگی را برای سوءاستفاده آمریکا و اسرائیل باز خواهیم گذاشت.
جامعه دینی اهلسنت مانند حوزه ایران قبل از انقلاب است
رسا ـ شما به عنوان یکی از علمای اهلسنت لبنان چه انتقادهایی را به عملکرد علما و مفتیهای اهل سنت و جماعت در منطقه وارد میدانید؟
بلال شعبان: قبل از پاسخ به این سوال بگذارید ابتدا مقدمه ای را بگویم،من مرحوم آیت الله محمد حسین فضل الله را الگوی برای وحدت اسلامی میدانم. گاها درباره یک حکم اسلامی سوالی را مطرح میکردیم و این شخصیت بزرگ به جای آنکه فقط فتوای خود و مذهبش را به ما بگوید فتوای همه مذاهب اسلامی در مورد آن مساله معین را ذکر میکرد. ببینید ما نیاز به علمایی داریم که از حیطه مذاهب عبور کرده اند.
متاسفانه جامعه دینی اهل سنت امروز همان مشکلی را دارد که حوزه ایران پیش از انقلاب و در زمان شاه با آن دست و پنجه نرم میکرد. به این ترتیب که تریبون دینی ذیل حاکمیت سیاسی تعریف میشود. برای مثال در زمان ملک عبدالله در عربستان رانندگی زنان حرام بود اما پس از روی کار آمدن ملک سلمان رانندگی زنان به یکباره مباح اعلام شد. چه چیزی این فتوا را تغییر داد؟ آیا یک اجتهاد دینی این نتیجه را به دنبال داشت یا تصمیمی سیاسی موجب آن شد؟ تا زمانی که رجال دین مطیع و فرمانبر سلطان باشند این حاکم است که کیفیت دین را تعیین میکند.
خیلی مهم است که مفتیان و علمای دین در مساله برداشت و قرائت دینی استقلال لازم را داشته باشند و بازیچه پروژه سیاسی نباشند./۹۸۳/ب۹۱۳/ک
حسین سعدی