معاون پژوهش مركز تخصصی حقوق و قضای اسلامی:
قرآن باید از دروس اصلی در حوزههای علمیه باشد
خبرگزاری رسا ـ محقق و پژوهشگر حوزه علمیه قم گفت: امتیاز دهی در جامعه باید براساس فراگیری قرآن پیریزی شود.
حجتالاسلام کریمینیا، معاون پژوهش مركز تخصصی حقوق و قضای اسلامی حوزه علمیه قم در گفتوگویی صمیمی با خبرگزاری رسا به برخی از دلیلهای مهجوریت قرآن در جامعه اشاره کرد و برای از بین بردن این مهجوریت راه حلهایی را هم پیشنهاد نمود. براستی آیا در جامعه ما امتیازهای ارائه شده در سطوح گوناگون میتواند بر اساس میزان اندوختههای هر شخص از کتاب الهی قرآن باشد تا بتوان حوزه، دانشگاه، مدارس و جامعه را از این طریق متحول نمود. اندیشه در این مهم خود مجالی میطلبد تا پژوهشگران ما با کار و تلاش جدی، طرحی را به مجریان امور ارائه نمایند. این گفتوگو را با هم میخوانیم.
رسا ـ اگر بخواهیم وضعیت مهجوریت قرآن در جامعه را بررسی کنیم چه نکات مهمی مطرح خواهد شد؟
هجر در لغت به معنای دور و بیگانه ماندن و از دیدگاه حقوق به معنای ممنوع از تصرف است. به عبارت دیگر از نظر حقوق و فقه سه گروه از تصرف در اموال خویش ممنوع هستند، گروه اول صغار یا کودکان، گروه دوم دیوانگان و گروه سوم سفها. اینها گروههایی هستند که از نظر فقهی مهجور تلقی میشوند، یعنی حق تصرف در اموال خودشان را ندارند، مگر زیر نظر ولی. بنابراین اگر اینها معامله کلانی را انجام دهند از آن جایی که ممنوع از تصرف هستند معامله آنها باطل است. این اصطلاح حقوق و فقهی، اما کلمه مهجور یا هجر یک معنای قرآنی هم دارد که از همان آیه معروف قرآن گرفته شده که پیامبر خدا در آن از بیتفاوتی قومش نسبت به قرآن و اینکه قرآن را مهجور گذاشتهاند، شکایت میکند.
رساـ این شکایت پیامبر(ص) به درگاه الهی چه معنایی میتواند داشته باشد؟
فکر میکنم با توجه به جملهای که پیامبر خدا بهعنوان گلایه و شکایت بیان کردهاند چند نکته را میتوان بیان کرد، نکته اول این است که مهجوریت قرآن کریم یک امر جدید و نو ظهور معنا نمیشود، بلکه از صدر اسلام تاکنون این مسأله وجود داشته، به گونهای که پیامبر خدا در زمان نزول قرآن به درگاه خداوند شکایت میکند و از طرفی این نکته قابل استنباط است که نه تنها غیرمسلمانان از تعالیم آسمانی قرآن دور افتاده بودند و توجهی نمیکردند، بلکه مسلمان هم توجهی به معارف قرآن نداشتند، چون شکایت پیامبر در خصوص مسلمانان است. نکته بعدی این است که مهجوریت قرآن کریم به اندازهای نگران کننده است که به نظر میرسد مسلمانان بهعمد از قرآن کریم دوری گزیدهاند که این معنا را میتوانیم از کلمه«اتخذوا» برداشت کرد که میفرماید اینها قرآن را مهجور قرار دادند یعنی اینکه با عمد و با توجه قرآن را کنار گذاشتند.
رساـ این شکایت پیامبر(ص) به درگاه الهی چه معنایی میتواند داشته باشد؟
فکر میکنم با توجه به جملهای که پیامبر خدا بهعنوان گلایه و شکایت بیان کردهاند چند نکته را میتوان بیان کرد، نکته اول این است که مهجوریت قرآن کریم یک امر جدید و نو ظهور معنا نمیشود، بلکه از صدر اسلام تاکنون این مسأله وجود داشته، به گونهای که پیامبر خدا در زمان نزول قرآن به درگاه خداوند شکایت میکند و از طرفی این نکته قابل استنباط است که نه تنها غیرمسلمانان از تعالیم آسمانی قرآن دور افتاده بودند و توجهی نمیکردند، بلکه مسلمان هم توجهی به معارف قرآن نداشتند، چون شکایت پیامبر در خصوص مسلمانان است. نکته بعدی این است که مهجوریت قرآن کریم به اندازهای نگران کننده است که به نظر میرسد مسلمانان بهعمد از قرآن کریم دوری گزیدهاند که این معنا را میتوانیم از کلمه«اتخذوا» برداشت کرد که میفرماید اینها قرآن را مهجور قرار دادند یعنی اینکه با عمد و با توجه قرآن را کنار گذاشتند.
رسا ـ ظاهراً بحث مهجوریت در رابطه با سایر کتابهای آسمانی هم مطرح است.
درست است. در اینجا ما به یک نکته کلی پی میبریم که اساساً همة کتابهای آسمانی از تورات و انجیل و زبور و صحف ابراهیم گرفته تا قرآن کریم، از صدر تا اکنون مورد بیتوجهی پیروانشان قرار گرفتهاند. در رابطه با قرآن کریم این مهجوریت را به خوبی مشاهده میکنیم که پیامبر اسلام از مهجوریت قرآن در بین مسلمانان گلایه و شکایت میکند. همین نکته را در قرآن میتوانیم نسبت به سایر کتب الهی هم ببینیم که خداوند قوم یهود و بنیاسرائیل را مذمت میکند که نهتنها کتاب آسمانیشان را کنار گذاشتهاند، بلکه آن را تحریف و تغییر هم دادهاند.
رسا ـ عوامل مهجوریت قرآن در جامعه به چه مسائلی بر میگردد؟
به نظر من نکته اول همان دنیا طلبی و مشغول شدن به تجملات دنیا است که عامل مهمی به حساب میآید. کم نیستند انسانهای به ظاهر متدین که در سال یک صفحه از قرآن کریم را تلاوت نمیکنند. فرآوان هستند خانوادههایی که معتقدند فرزندشان باید یک یا دو زبان خارجی را یاد بگیرد، ولی از کتاب آسمانی غفلت دارند و حتی برای آنها مهم نیست که فرزندشان قرآن را درست بخواند یا نخواند. حتی کم نیستند طلبههایی که آیات قرآن را غلط میخوانند و البته عدهای از امامان جماعت هم به این مشکل را دارند، در صورتی که انتظار از امامان جماعت و مبلغان دینی آن است که علاوه بر قرائت صحیح، تجوید قرآن را هم بلد باشند. در مواردی شنیده شده که شیعیان بحرین از پخش نماز جماعت از صداوسیما ما انتقاد کردهاند.
رسا ـ چه انتقاداتی؟
رسا ـ چه انتقاداتی؟
آنها دو نکته را تذکر دادهاند که قابل توجه است. نکته اول اینکه گفتهاند صفوف نماز جماعت نظم و ترتیب خاصی ندارد که بهعنوان نمونه میتوان به نمازی که از حرم حضرت معصومه(س) پخش میشود اشاره کرد که چقدر صفها نامنظم است و چقدر جاهای خالی در صفهای جلو وجود دارد و چقدر افرادی هستند که مشغول خواندن نمازهای مستحبی هستد، در حالی که اگر شما نماز جماعت مکه یا مدینه را نگاه کنید میبیند تا چه اندازه منظم است. اما انتقاد دومی که بعضی از شیعیان بحرین داشتهاند این است که امام جماعت در بعضی اوقات فاقد قرائت صحیح است. در قم شیعیانی که در بعضی از نماز جماعتها شرکت کردهاند به خود ما گفتهاند که امام جماعت نماز را اشتباه خوانده است، در حالیکه آنها انتظار دارند وقتی وارد قم میشوند دیگر چنین مشکلاتی وجود نداشته باشد.
رسا ـ از دلیلهای مهجوریت قرآن میفرمودید؟
نکته بعدی در بحث مهجوریت قرآن این است که امتیازدهی در مسائل مادی، شغلی و اجتماعی بر اساس قرآن کریم قرار داده نشده، در حالی که اساتید بزرگ دهها درس خارج فقه و اصول در حوزه دارند، ولی اکثر مجتهدین بزرگ ما درس تفسیر ندارند. شهریه بر اساس امتحان درس فقه و اصول است، ولی جای امتحان از مباحث قرآنی خالی است. دهها کتاب فقهی اصولی از ابعاد و زوایای مختلف نوشته شده، ولی تحقیقات قرآنی به نسبت کم است. در سؤالهای کنکور ما جای مهمی برای پرسشهای قرآنی و تفسیری وجود ندارد. به دانشجویان براساس معارف قرآنی رتبه داده نمیشود. هر دانشجویی در هر رشتهای از رشته حقوق گرفته تا پزشکی موظف است دو واحد معارف اسلامی و تاریخ اسلام و مانند آن را بگذراند، ولی دریغ از یک واحد درسی قرآنی.
رسا ـ مهجوریت قرآن در ابعاد ظاهری مانند قرائت را چگونه ارزیابی میکنید؟
جلوههای مهجوریت قرآن کریم در جامعه نیز به چند قسمت تقسیم میشود، اول اینکه جمع کثیری از افراد جامعه قرائت صحیح قرآن را نمیدانند که در این جمع، افراد تحصیل کرده و با مدارک بالا فرآوان هستند. عدهای از افراد جامعه که خود را موظف به نماز خواندن میدانند نمازهایشان را اشتباه میخوانند. شاهد این امر شکایت روحانیون حج وعمره است که یکی از وظایف آنها کنترل قرائت نماز زائران است. از دیگر جلوههای مهجوریت این است که هنوز قرائت قرآن بهصورت فراگیر و همه جانبه در نیامده است. در قدیم رسم بود پدر و مادرها صبحها قرائت قرآن کریم داشتند و فرزندان با صدای زیبای پدر و مادر از خواب بر میخواستند. ما این قرائت فراگیر را در مکه و مدینه و شهرهای مذهبی مشاهده میکنیم که تا اندازهای اهل سنّت توجه به قرائت قرآن دارند، هر چند که از معارف قرآن دور افتادهاند، ولی ما حتی این ظواهر را نتوانستهایم فراگیر کنیم.
رسا ـ از دلیلهای مهجوریت قرآن میفرمودید؟
نکته بعدی در بحث مهجوریت قرآن این است که امتیازدهی در مسائل مادی، شغلی و اجتماعی بر اساس قرآن کریم قرار داده نشده، در حالی که اساتید بزرگ دهها درس خارج فقه و اصول در حوزه دارند، ولی اکثر مجتهدین بزرگ ما درس تفسیر ندارند. شهریه بر اساس امتحان درس فقه و اصول است، ولی جای امتحان از مباحث قرآنی خالی است. دهها کتاب فقهی اصولی از ابعاد و زوایای مختلف نوشته شده، ولی تحقیقات قرآنی به نسبت کم است. در سؤالهای کنکور ما جای مهمی برای پرسشهای قرآنی و تفسیری وجود ندارد. به دانشجویان براساس معارف قرآنی رتبه داده نمیشود. هر دانشجویی در هر رشتهای از رشته حقوق گرفته تا پزشکی موظف است دو واحد معارف اسلامی و تاریخ اسلام و مانند آن را بگذراند، ولی دریغ از یک واحد درسی قرآنی.
رسا ـ مهجوریت قرآن در ابعاد ظاهری مانند قرائت را چگونه ارزیابی میکنید؟
جلوههای مهجوریت قرآن کریم در جامعه نیز به چند قسمت تقسیم میشود، اول اینکه جمع کثیری از افراد جامعه قرائت صحیح قرآن را نمیدانند که در این جمع، افراد تحصیل کرده و با مدارک بالا فرآوان هستند. عدهای از افراد جامعه که خود را موظف به نماز خواندن میدانند نمازهایشان را اشتباه میخوانند. شاهد این امر شکایت روحانیون حج وعمره است که یکی از وظایف آنها کنترل قرائت نماز زائران است. از دیگر جلوههای مهجوریت این است که هنوز قرائت قرآن بهصورت فراگیر و همه جانبه در نیامده است. در قدیم رسم بود پدر و مادرها صبحها قرائت قرآن کریم داشتند و فرزندان با صدای زیبای پدر و مادر از خواب بر میخواستند. ما این قرائت فراگیر را در مکه و مدینه و شهرهای مذهبی مشاهده میکنیم که تا اندازهای اهل سنّت توجه به قرائت قرآن دارند، هر چند که از معارف قرآن دور افتادهاند، ولی ما حتی این ظواهر را نتوانستهایم فراگیر کنیم.
رسا ـ چه راه حلی برای زدودن مهجوریت پیشنهاد میکنید؟
راهی که به نظر بنده میتوان برای این مشکل بیان کرد این است که ما باید قرائت قرآن را هر شب در مساجد انجام دهیم که خوشبختانه در برخی از مساجد این برنامه در حال انجام است و نیمی از نمازگزاران هم استفاده میکنند. حالا اگر در کنار این نماز جماعت، امام جماعت به اندازه پنج دقیقه هم که شده این آیات را توضیح بدهد بسیار جذاب و جالب خواهد بود.
پیشنهاد بعدی این است که حداقل دو واحد درسی در دانشگاهها به معارف قرآنی اختصاص داده شود. اگرچه ما رشته علوم قرآن در دانشگاهها داریم، اما همانطور که ما معارف اسلامی را در تمام رشتهها قرار دادهایم مناسب است که درس«معارف قرآن» یا حتی آموزشهای روخوانی را بهصورت اجباری در دروس دانشگاه قرار دهیم یا اینکه در تمام پایههای درسی حوزه و حتی در مصاحبه درس خارج، امتحان قرآن قرار داده شود. البته در بعضی از پایههای درسی حوزه، دروس قرآنی بهصورت مختصر و غیراصلی قرار داده شده، اما هرچه بالاتر میرویم خصوصاً در دروس خارج دیگر جایی برای درس قرآن وجود ندارد. همچنین به نظر میرسد که برخی از امتیازها مانند شهریه باید بر اساس معارف قرآن و درسهای قرآنی داده شود و در مدارس راهنمایی و دبیرستان قرائت در هر هفته برگزار شود، به این شیوه که هر هفته دانشآموان در یکجا جمع شوند و از میان خود دانشآموزان چند نفر بهعنوان قاری انتخاب شوند تا قرآن را تلاوت کنند و مورد تشویق قرا گیرند.
رسا ـ برخی از کارشناسان میگویند چرا اهل سنّت به قرآن اهمیت بیشتری میدهند و ما شیعهها به مستحبات؟
البته یکی از ذخایر شیعه، معارفی است که از طریق اهلبیت به دست ما رسیده که بخشی از آن در قالب همین دعاها و زیارات مطرح است و بخشی هم به شکل روایات، ولی اهل سنت چنین منابع گرانبهایی را ندارند. بنابراین این تفاوت وجود دارد که دست آنها از چنین منابعی کوتاه است. ما به زیارت بقیع که میرویم دهها زیارت وارده داریم، اما آنها فقط میگویند شما بگو”السلام علی اهل قبور“ و برو. البته ما هم از جهت دیگر یعنی نسبت به قرآن کریم کوتاهی کردیم و به این نکته توجه نکردیم که قرآن کریم به موازات اهلبیت است. بنابراین موازنه به این است که ما هر دوی آنها را مورد توجه قرار دهیم. بله، قبول دارم که اهلسنّت به خاطر تبلیغات فرآوانی که در این زمینه دارند در همان ظاهر قرآنی از ما جلوترند، چرا که امام جماعت اهلسنّت کسی است که حافظ قرآن باشد، یعنی بسیاری از امتیازاتی که آنها میدهند بر اساس قرآن است، یعنی کسی که حافظ قرآن باشد ممکن است ماهانه مبلغ بسیار خوبی به او حقوق پرداخت شود یا کسی که حافظ قرآن باشد میتواند امام جمعه شود.
رسا ـ در حوزههای علیمه هم این معضل وجود دارد؟
بله، این مشکل وجود دارد، چرا که به نظر من امتیازدهی بر اساس قرآن نبوده است بلکه براساس فقه و اصول است و کافی است کسی فقه و اصول را بلد باشد تا به درجات عالی حوزه از نظر شأن و مقام برسد. در حالی که ممکن است ترجمه آیات قرآن را بلد نباشد که اگر این امتیازدهی بر اساس قرآن در جامعه شکل بگیرد ما شاهد تحولی شگرف در جامعه خواهیم بود. دریغ از دو واحد، درس اصلی قرآن در حوزههای علمیه.
رسا ـ آیا شما مشکلات تاریخی مانند نداشتن حکومت را در اینکه شیعیان کمتر به واجبات اهمیت میدهند دخیل میدانید؟
البته شیعه در مقاطعی از تاریخ حکومت تشکیل داده است اما باز ما اهمیت به نماز جماعت یا قرآن را نمیبینیم. بنابراین من ربطی در اینکه حکومت وجود داشته یا نه، نمیبینم.
رسا ـ در حوزة فهم قرآن این مسأله مطرح است که آیا مردم میتوانند مستقلاً از قرآن فهم داشته باشند یا حتماً باید با نظارت اهل فن، قرآن را بفهمند؟
ببینید هیچ کس تا به حال این مسأله را نگفته است که برای فهم وتدبر در قرآن حتماً باید از کسی کمک گرفته شود، چون اگر اینگونه بود هیچ وقت قرآن ترجمه نمیشد و اگر اینگونه بود هیچ گاه تفسیر نوشته نمیشد پس به فهم مردم اعتماد شده است. لذا گفتند چون مردم میفهمند پس ما به واسطه تفسیر و ترجمه به آنها کمک کنیم. بنابراین هرکسی میتواند به قرآن مراجعه کند و این مربوط به عالم بودن یا اهل فن بودن نیست. بله، اگر کسی بخواهد قرآن را تفسیر کند باید یک سری از علوم را فرا بگیرد.
رسا ـ زبان قرآن چه زبانی است. آیا زبان علم و فلسفه است؟
خیر، زبان قرآن، زبان علم و فلسفه نیست، اگرچه ممکن است مباحث علمی و فلسفی هم در آن مطرح شده باشد. لذا ما آیاتی در رابطه با کهکشانها و گیاهان و جانوران در قرآن داریم، اما آیات قرآن به گونهای نیست که بخواهد مسائل علمی را مطرح کند. لذا قرآن، کتاب هدایت است.
رسا ـ به نظر شما چرا ما همیشه از این مسأله که سراغ قرآن برویم و آن را بفهمیم ترس داشتهایم؟
البته این ترس مقداری به بحث تفسیر قرآن بر میگرد، اگرچه به نظر من فهم ما معتبر است. شما میبیند آقای قرائتی تا حدودی به این مسأله توجه کرده و در بین آیات نکاتی هم که فهمیده را بیان کرده است. چه اشکالی دارد که هر فردی مانند ایشان به قرآن مراجعه کند و با دلیل پیامها و نکاتی را استفاده کند. خود ایشان میگفت ما تفسیر سوره یوسف(ع) را نوشتیم و نکاتی را بیان کردیم و آن را به مسابقه گذاشتیم و گفتم هرکس بتواند به این نکتهها بیافزاید ما جایزه میدهیم. آقای قرائتی میگفت این نکات به هزاران نکته هم رسید. به قول علامه طباطبایی(ره) هر دو سال یک بار باید بر قرآن تفسیر نوشته شود و به همین خاطر است که قرآن کتاب زندگی است.
رسا ـ قرآن کتاب هدایت است یا کتابی که بتوان از آن علوم گوناگون را استخراج کرد؟
پیشنهاد بعدی این است که حداقل دو واحد درسی در دانشگاهها به معارف قرآنی اختصاص داده شود. اگرچه ما رشته علوم قرآن در دانشگاهها داریم، اما همانطور که ما معارف اسلامی را در تمام رشتهها قرار دادهایم مناسب است که درس«معارف قرآن» یا حتی آموزشهای روخوانی را بهصورت اجباری در دروس دانشگاه قرار دهیم یا اینکه در تمام پایههای درسی حوزه و حتی در مصاحبه درس خارج، امتحان قرآن قرار داده شود. البته در بعضی از پایههای درسی حوزه، دروس قرآنی بهصورت مختصر و غیراصلی قرار داده شده، اما هرچه بالاتر میرویم خصوصاً در دروس خارج دیگر جایی برای درس قرآن وجود ندارد. همچنین به نظر میرسد که برخی از امتیازها مانند شهریه باید بر اساس معارف قرآن و درسهای قرآنی داده شود و در مدارس راهنمایی و دبیرستان قرائت در هر هفته برگزار شود، به این شیوه که هر هفته دانشآموان در یکجا جمع شوند و از میان خود دانشآموزان چند نفر بهعنوان قاری انتخاب شوند تا قرآن را تلاوت کنند و مورد تشویق قرا گیرند.
رسا ـ برخی از کارشناسان میگویند چرا اهل سنّت به قرآن اهمیت بیشتری میدهند و ما شیعهها به مستحبات؟
البته یکی از ذخایر شیعه، معارفی است که از طریق اهلبیت به دست ما رسیده که بخشی از آن در قالب همین دعاها و زیارات مطرح است و بخشی هم به شکل روایات، ولی اهل سنت چنین منابع گرانبهایی را ندارند. بنابراین این تفاوت وجود دارد که دست آنها از چنین منابعی کوتاه است. ما به زیارت بقیع که میرویم دهها زیارت وارده داریم، اما آنها فقط میگویند شما بگو”السلام علی اهل قبور“ و برو. البته ما هم از جهت دیگر یعنی نسبت به قرآن کریم کوتاهی کردیم و به این نکته توجه نکردیم که قرآن کریم به موازات اهلبیت است. بنابراین موازنه به این است که ما هر دوی آنها را مورد توجه قرار دهیم. بله، قبول دارم که اهلسنّت به خاطر تبلیغات فرآوانی که در این زمینه دارند در همان ظاهر قرآنی از ما جلوترند، چرا که امام جماعت اهلسنّت کسی است که حافظ قرآن باشد، یعنی بسیاری از امتیازاتی که آنها میدهند بر اساس قرآن است، یعنی کسی که حافظ قرآن باشد ممکن است ماهانه مبلغ بسیار خوبی به او حقوق پرداخت شود یا کسی که حافظ قرآن باشد میتواند امام جمعه شود.
رسا ـ در حوزههای علیمه هم این معضل وجود دارد؟
بله، این مشکل وجود دارد، چرا که به نظر من امتیازدهی بر اساس قرآن نبوده است بلکه براساس فقه و اصول است و کافی است کسی فقه و اصول را بلد باشد تا به درجات عالی حوزه از نظر شأن و مقام برسد. در حالی که ممکن است ترجمه آیات قرآن را بلد نباشد که اگر این امتیازدهی بر اساس قرآن در جامعه شکل بگیرد ما شاهد تحولی شگرف در جامعه خواهیم بود. دریغ از دو واحد، درس اصلی قرآن در حوزههای علمیه.
رسا ـ آیا شما مشکلات تاریخی مانند نداشتن حکومت را در اینکه شیعیان کمتر به واجبات اهمیت میدهند دخیل میدانید؟
البته شیعه در مقاطعی از تاریخ حکومت تشکیل داده است اما باز ما اهمیت به نماز جماعت یا قرآن را نمیبینیم. بنابراین من ربطی در اینکه حکومت وجود داشته یا نه، نمیبینم.
رسا ـ در حوزة فهم قرآن این مسأله مطرح است که آیا مردم میتوانند مستقلاً از قرآن فهم داشته باشند یا حتماً باید با نظارت اهل فن، قرآن را بفهمند؟
ببینید هیچ کس تا به حال این مسأله را نگفته است که برای فهم وتدبر در قرآن حتماً باید از کسی کمک گرفته شود، چون اگر اینگونه بود هیچ وقت قرآن ترجمه نمیشد و اگر اینگونه بود هیچ گاه تفسیر نوشته نمیشد پس به فهم مردم اعتماد شده است. لذا گفتند چون مردم میفهمند پس ما به واسطه تفسیر و ترجمه به آنها کمک کنیم. بنابراین هرکسی میتواند به قرآن مراجعه کند و این مربوط به عالم بودن یا اهل فن بودن نیست. بله، اگر کسی بخواهد قرآن را تفسیر کند باید یک سری از علوم را فرا بگیرد.
رسا ـ زبان قرآن چه زبانی است. آیا زبان علم و فلسفه است؟
خیر، زبان قرآن، زبان علم و فلسفه نیست، اگرچه ممکن است مباحث علمی و فلسفی هم در آن مطرح شده باشد. لذا ما آیاتی در رابطه با کهکشانها و گیاهان و جانوران در قرآن داریم، اما آیات قرآن به گونهای نیست که بخواهد مسائل علمی را مطرح کند. لذا قرآن، کتاب هدایت است.
رسا ـ به نظر شما چرا ما همیشه از این مسأله که سراغ قرآن برویم و آن را بفهمیم ترس داشتهایم؟
البته این ترس مقداری به بحث تفسیر قرآن بر میگرد، اگرچه به نظر من فهم ما معتبر است. شما میبیند آقای قرائتی تا حدودی به این مسأله توجه کرده و در بین آیات نکاتی هم که فهمیده را بیان کرده است. چه اشکالی دارد که هر فردی مانند ایشان به قرآن مراجعه کند و با دلیل پیامها و نکاتی را استفاده کند. خود ایشان میگفت ما تفسیر سوره یوسف(ع) را نوشتیم و نکاتی را بیان کردیم و آن را به مسابقه گذاشتیم و گفتم هرکس بتواند به این نکتهها بیافزاید ما جایزه میدهیم. آقای قرائتی میگفت این نکات به هزاران نکته هم رسید. به قول علامه طباطبایی(ره) هر دو سال یک بار باید بر قرآن تفسیر نوشته شود و به همین خاطر است که قرآن کتاب زندگی است.
رسا ـ قرآن کتاب هدایت است یا کتابی که بتوان از آن علوم گوناگون را استخراج کرد؟
در این رابطه دو دیدگاه وجود دارد که یک نگاه این است که ما میتوانیم تمامی علوم را از قرآن استخراج کنیم و یک دیدگاه هم این است که قرآن اساساً کتاب علمی نیست و نیامده تا علوم را بیان کند. هرچند ممکن است جسته و گریخته چنین مطالبی را هم بیان کند و این منافات ندارد که انسان با تأمل در قرآن بعضی از علوم را استخراج کند، اما این نظریه که قرآن یک کتاب علمی باشد نمیتواند صحیح باشد.
رسا ـ با تشکر از این که در این گفتوگو شرکت فرمودید.
رسا ـ با تشکر از این که در این گفتوگو شرکت فرمودید.
ارسال نظرات