۰۶ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۶:۵۴
کد خبر: ۵۹۴۸۳۰
پ
بررسی سخنان اخیر رییس جمهور(1)
استفاده ابزاری از واژه «مردم» و «خواست مردم» رفتار غیر اخلاقی است. «خواست مردم» در این یک سال و چند ماه ساماندهی اوضاع اقتصادی و معشیت آنها است.

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، حجت الاسلام والمسلیمن حسین عندلیب، پژوهشگر حوزه علمیه قم و استاد حوزه و دانشگاه در یادداشتی، مواضع اخیر رییس جمهور درباره جایگاه خواست عمومی همچنین فضای مجازی را مورد نقد و بررسی قرار داده است که در زیر تقدیم خوانندگان محترم می شود.

رئیس جمهور محترم در سخنانی در جمع وزیر و مدیران وزارت ارتباطات برای چندمین بار بحث آزادی دینی و عدم الزام حکومت را مطرح کردند. ایشان به آیاتی همچون «لا اکراه فی الدین..»، «و ما انت علیهم بوکیل»،«ما علیک الا البلاغ»[2] و...استناد کردند و گفتند: «این امکان پذیر نیست که حاکمیت بیاید به مردم بگوید آقا من تشخیص دادم که این موبایل چون یک جاییش منفعت داره یک جاییش ضرر داره من نظرم این که شما کلا بگذارید کنار. خب حداکثر این که اگر ما هم عالم را هم بسیج کنیم اینکه این موبایلش رو تو جیب مخفی میکنه بالاتر از این که نیست... ما نمیتونیم با خواست عمومی مردم مبارزه کنیم. نه این درسته نه مشروعه نه قانونی نه شرعیه. هیچکدوم. با خواست مردم که ما نمیتونیم مبارزه کنیم. ما فکر می کنیم که یه اختیاراتی داریم از آسمان که می تونیم بر زمینیان هر فرمانی را صادر کنیم. نه اینجوری نیست. یه همچین چیزی وجود نداره. اینجور نیست که ما اختیار داشته باشیم. خداوند به پیغمبرش می گه«و ما انت علیهم بوکیل» تو وکیل مردم نیستی، تو چیکار به کار مردم داری. «و ما علیک الا البلاغ»[3] تو باید پیام رو برسانی. حالا مردم یا گوش می کنند و هدایت می شوند یا گوش نمی کنند. خب خودشون می دونند مردم باید انتخاب کنند. اگر انتخاب نکنند که دین نمیشه. دین بدون انتخاب امکان پذیر نیست. با تحمیل که دین درست نمیشه. «لا اکراه فی الدین..» اساس دین باید با فهم و درک و پذیرش و قبول. بقیه مسائل هم همینه ...نیاز نیست ما فشار بیاریم به مردم».

در پاسخ به این اظهارات باید گفت:

1. چه کسی یا کسانی در جمهوری اسلامی ایران چنین ادعایی کرده اند که مردم موبایل نداشته باشند و مطلقاً ممنوع بشود؟! همواره اگر عالمان و دلسوزان و کارشناسان سخنی گفته اند مبنی بر جلوگیری از مفاسد فضای مجازی بوده است و هیچ مقام رسمی و غیر رسمی در جمهوری اسلامی ایران چنین بحثی را ارائه نکرده است. بنابراین این انتساب خلاف حقیقت و واقعیت است و به نوعی اتهام زنی است.

2. استفاده ابزاری از واژه «مردم» و «خواست مردم» رفتار غیر اخلاقی است. «خواست مردم» در این یک سال و چند ماه ساماندهی اوضاع اقتصادی و معشیت آنها است که متاسفانه با بی توجهی از سوی جنابعالی و برخی مسئولین مواجه شده است. به نظر می رسد برای به فراموشی سپردن خواسته اصلی مردم که ساماندهی اوضاع اقتصادی و معشیت آنها است. مدام و مکرر خواسته دیگری را از زبان مردم مطرح می کنید. خواست مردم فعلا ساماندهی معیشت و کنترل گرانی های سرسام آور است و اینکه از پیام رسان خارجی استفاده کنند یا پیام رسان داخلی در اولویت های بسیار پایین قراردارد. 

3. این جمله از سخنان رییس جمهور که گفته اند «ما فکر می کنیم که یه اختیاراتی داریم از آسمان که می تونیم بر زمینیان هر فرمانی را صادر کنیم. نه اینجوری نیست. یه همچین چیزی وجود نداره.» و سپس این عدم اختیار را به پیامبر(ص) نسبت می دهند جای بررسی و نقد دارد. اینکه وظیفه پیامبر(ص) را صرفاً بیان معارف و احکام، عقاید و اخلاق معرفی کنیم بدون هیچ ضمانت اجرایی در حقیقت نوسازی همان ایده قدیمی «جدایی دین از سیاست» است. به عبارت دیگر با برداشت رییس جمهور، پیامبر(ص) فقط وظیفه ابلاغ و ارسال دارد و وکیل مردم نیست و هیچ اجباری نباید داشته باشد و چه کار به کار مردم دارد؟. بر این اساس پیامبر(ص) تنها نقش یک نصحیت کننده و موعظه گر را دارد. طبیعتا لزومی ندارد پیامبر(ص) حکومتی تشکیل بدهد و بدنبال اجرای فرامین الهی باشد. سوال اول از حضور جناب آقای روحانی که سوابق مبارزاتی انقلابی دارند این است که جناب آقای روحانی اگر اینگونه هست پس چرا جنابعالی و سایر انقلابیون و در راس همه امام عزیز به نصیحت و موعظه سردمدارن حکومت منحوس پهلوی بسنده نکردید و وارد فاز اجرایی و عملیاتی شده و حکومت او را سرنگون کردید؟ هر عقل سلیمی تصدیق می کند که نمی توان احکام صادره از سوی شارع مقدس را بدون ضمانت اجرا و صرفا برای رساندن به مردم بیان کرد. چه اینکه حکمت تشریع و جعل احکام عمل به آنها است نه اینکه شارع مقدس احکامی بدون هیچ ضمانت اجرایی صادر نماید. نمی توان از سویی معتقد بود شارع مقدس پیروی از دستورات پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) و بالتبع ولی فقیه در دوران غیبت کبری را ضروری شمرده باشد لکن از سوی دیگر مردم هیچ الزامی برای پذیرش نداشته باشند. در اینصورت تناقض بین امر به تبعیت و عدم لزوم تبعیت رخ می دهد که از شارع حکیم بعید و محال است. البته این خصوصیت مخصوص حکومت اسلامی نیست بلکه اگر الزام و التزام مردم را به قانون حذف نماییم هیچ جامعه ای اعم از مسلمان و غیر مسلمان، پایدار نخواهد بود و انواع مفاسد دامن گیر جوامع می شود.

4. براساس نص قرآن کریم، پیامبر اکرم(ص) نسبت به مومنین از خود آنها اولی است. به عبارت دیگر پیامبر(ص) بر مومنین ولایت دارد و بر آنها نسبت به خودشان برتری دارد: «النَّبِيُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِم»(احزاب: 6) یعنی، پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله در مسائل اجتماعی و هم فردی و خصوصی، هم در مسائل مربوط به حکومت، و هم قضاوت و دعوت، از هر انسانی نسبت به خودش سزاوارتر است، و اراده و خواست او، مقدم بر اراده و خواست وی می‌باشد. البته پیامبر صلّی اللّه علیه و آله معصوم است و نماینده خدا جز خیر و صلاح جامعه و فرد را در نظر نمی‌گیرد.(مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج3، ص590) همچنین صاحب تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه شریفه روایتی از امام صادق نقل می کند به این مضمون که عبدالرحمن بن روح القصیر از امام درباره تفسیر این آیه سوال می کند و می گوید: «من گفتم یابن رسول اللّه این آیه درباره فرائض (ارث) نازل شده است. امام فرمود: نه، بلکه درباره امارت و زمامدارى امور دینى نازل شده است».

5. قرآن کریم به صراحت مخالفت با دستور پیامبر(ص)را ممنوع معرفی می نماید و اعلام می دارد هیچ یک از مردم حق ندارند در مقابل دستورات پیامبر(ص) اعلام مخالفت نماید: « وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ۗ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا؛(احزاب:36) و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد هنگامی که خدا و پیامبرش کاری را حکم کنند برای آنان در کار خودشان اختیار باشد؛ و هرکس خدا و پیامبرش را نافرمانی کند یقیناً به صورتی آشکار گمراه شده است.» اکنون سوال از رییس جمهور محترم این است آیا بر اساس این آیه شریفه دستور آسمانی برای تبعیت محض از پیامبر(ص) و عمل به فرامین ایشان صادر نشده است؟ شاید منظور شما این باشد که فقها و علما چنین اختیاری ندارند. در پاسخ به این نظر نیز لازم است یادآوری گردد که فقهای بزرگی همچون صاحب جواهر معتقدند همانطور که اطاعت از پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) واجب و ضروری است، اطاعت از ولی فقیه نیز واجب و ضروری است. صاحب جواهر در این باره می نویسد: «اطلاق ادله حکومت و ولایت فقیه- به ویژه دال بر نصب که از امام عصر روحی له الفداء رسیده است- فقیه را در زمره اولوالامر –که خداوند طاعت ایشان را بر ما واجب کرده است- قرار می دهد؛

کلام سکولاریسم از حنجره ی یک روحانی

البته واضح است که این اطلاق در محدوده ای است که شریعت در آن محدوده دخالت حکمی یا موضوعی دارد»(جواهر الکلام، ج15، ص422). فراز پایانی سخن صاحب جواهر در پاسخ به کسانی است که تصور می کنند اعمال ولایت از سوی ولی فقیه بدون چارچوب و ضوابط است. بلکه ایشان تصریح می کنند ولی فقیه همچون پیامبر و اهل بیت(ع) در چارچوب شریعت اقدام به صدور رای و اداره حکومت می کند.  از دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) نیز همان شئون ولایت رسول الله برای ولی فقیه نیز وجود دارد و همان گونه که تبعیت از سخنان رسول مکرم(ص) واجب است تبعیت از سخنان ولی فقیه نیز ضروری است: «... قضیه ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است. همان ولایت رسول الله هست. و اینها از ولایت رسول الله هم می‌ترسند! شما بدانید که اگر امام زمان - سلام الله علیه - حالا بیاید، باز این قلمها مخالف‌اند با او. و آنها هم بدانند که قلمهای آنها نمی‌تواند مسیر ملت ما را منحرف کند.»(امام خمینی، صحیفه امام خمینی، جلد ۱۰، صفحه ۳۰۸). تذکر این نکته ضروری است که این سخن حضرت امام هرگز به معنای عصمت پنداری فقیه و یا مشابهت فقیه با پیامبر از حیث رتبه و درجه معنوی نیست. بلکه سخن در دایره اختیارات و نفوذ احکام صادره از سوی فقیه است. همچنین حضرت امام خمینی(ره) در سخنی دیگر می فرمایند: «باید عرض کنم حکومت، که شعبه‌ای از ولایت مطلقه رسول الله - صلی الله علیه وآله و سلم - است، یکی از احکام اولیه اسلام است؛ و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نماز و روزه و حج است. حاکم می‌تواند مسجد یا منزلی را که در مسیر خیابان است خراب کند و پول منزل را به صاحبش رد کند. حاکم می‌تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند؛ و مسجدی که ضِرار باشد، در صورتی که رفع بدون تخریب نشود، خراب کند. حکومت می‌تواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است، در موقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، یکجانبه لغو کند. و می‌تواند هر امری را، چه عبادی و یا غیر عبادی است که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادامی که چنین است جلوگیری کند. حکومت می‌تواند از حج، که از فرایض مهم الهی است، در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی دانست موقتاً جلوگیری کند.آنچه گفته شده است تاکنون، و یا گفته می‌شود، ناشی از عدم شناخت ولایت مطلقه الهی است. آنچه گفته شده است که شایع است، مزارعه و مضاربه و امثال آنها را با آن اختیارات از بین خواهد رفت، صریحاً عرض می‌کنم که فرضاً چنین باشد، این از اختیارات حکومت است. و بالاتر از آن هم مسائلی است، که مزاحمت نمی‌کنم.»( امام خمینی، صحیفه امام خمینی، جلد 20، صفحه 452). در سخنان فقهای بزرگ امامیه تعبیر «حکم الحاکم» که اشاره به احکام حکومتی از سوی امام یا فقیه جامع الشرایط دارد نیز موید این دیدگاه است که از سوی شارع مقدس نهاد امامت و ولایت حق صدور حکم برای عموم مردم را دارد. حتی فقیه دیگر نیز نمی تواند حکم حکومتی را نقض نماید و بر او نیز پیروی از حکم حاکم واجب و ضروری است.(ر.ک: علیدوست، فقه و مصلحت، ص661-731)

کلام سکولاریسم از حنجره ی یک روحانی

5. آیاتی دیگر نیز به صراحت از انجام عقوبت و کیفر گناهان و جرائم توسط حاکم اسلامی خبر می دهد: « وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا»(مائده: 38) «الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ..»(نور:2) و سایر آیات قرآن کریم و مجموع روایات اسلامی در کتابهای «قضاء»، «حدود» و «دیات» که تشریفات رسیدگی و اصدار حکم و قضاوت در امور حقوقی و کیفری را به عنوان وظیفه حکومت اسلامی مطرح می کند. در مورد فقیهان نیز بر اساس روایات فراوان ایشان به عنوان «حاکم» در عصر غیبت معرفی شده اند: «... عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ رَجُلَيْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا بَيْنَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِي دَيْنٍ أَوْ مِيرَاثٍ، إِلَى أَنْ قَالَ: فَقَالَ: يَنْظُرَانِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلاَلِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً فَإِذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فَإِنَّمَا اُسْتُخِفَّ بِحُكْمِ اَللَّهِ وَ عَلَيْنَا رُدَّ، وَ اَلرَّادُّ عَلَيْنَا اَلرَّادُّ عَلَى اَللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ اَلشِّرْكِ بِاللَّهِ».(الفصول المهمة فی أصول الأئمة (تکملة الوسائل)، ج 1، ص 538)

اکنون سوال ما از رییس جمهور محترم این است که خطاب این آیات به چه کسی است؟ قطعا و مسلما خطاب آیه در درجه اول به پیامبر اکرم(ص)، امامان معصوم و در دوران غیبت به فقهای جامع الشرایط است. نمی توان این خطاب ها را متوجه شاکیان خصوصی و عمومی دانست چه اینکه نظم اجتماعی به هم می‌خورد؛ بنابراین این وظیفه حکومت ها است که به قضاوت بین مردم بپردازند. عجیب است که جنابعالی به عنوان یک حقوقدان به فلسفه تشکیل قوه قضاییه و ورود حکومت به حوزه های قضایی  عنایت نکرده اید؟!/918/ی701/س

ادامه دارد...

منابع

[1] مدرس حوزه علمیه قم و  استادیار دانشگاه. hoseinandalib@yahoo.com

[2] در سخنان رییس جمهور به اشتباه این گونه تلفظ شده است. صحیح آیه از این قرار است: «إِنْ عَلَيْكَ إِلاَّ الْبَلاغ‏»(شوری: 48)

[3] در سخنان رییس جمهور به اشتباه این گونه تلفظ شده است. صحیح آیه از این قرار است: «إِنْ عَلَيْكَ إِلاَّ الْبَلاغ‏»(شوری: 48)

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص،قومیت‌ها باشد و یا با قوانین کشور و آموزه های دینی مغایرت داشته باشدمنتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار
پربازدید
پربحث
پرطرفدارترین