عقلانيت مهمترين ركن مدرنيته است

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، حجتالاسلام علي مصباح، عضو هيأت علمي مؤسسه امام خميني(ره)، در همايش تشيع و مدرنيته در ايران معاصر گفت: عقلانيت را به عنوان يكي از بارزترين چهرههاي مدرنيته تعريف ميكنند و حتي بعضي مدرنيته را به عنوان عقلانيسازي زندگي معرفي كردهاند.
وي افزود: دو ويژگي مهم در عقلانيت مدرن وجود دارد كه بحث را در همين دو ويژگي منحصر ميكنيم و به جنبههاي ديگر نميپردازيم و در مقابل آنچه كه ما در فرهنگ تشيع به خصوص درباره عقل و رفتار عقلي لازم داريم، در مقابل عقلانيت مدرن و اين دو ويژگي آن مقايسه ميكنيم.
عضو هيأت علمي فلسفه مؤسسه امام خميني(ره) گفت: دو ويژگي كه در عقلانيت مدرن ميشود تشخيص داد شايد برجستهترين و مهمترين آن اين باشد كه عقل در مقابل دين قرار ميگيرد.
وي ادامه داد: واژههاي عقل، عقلانيت، عقلانيسازي و عقلگرايي جزئي از گفتمان مدرنيته را تشكيل ميدهند و عقلانيت مهمترين ركن مدرنيته است.
حجتالاسلام مصباح با بيان اينكه در طول تاريخ فلسفه مدرن و علوم اجتماعي غربي، تئوريپردازيها و مباحثاتي پردامنه درباره ماهيت و كاركردهاي عقلانيت انجام شده است، بيان داشت: از زماني كه هولباخ در قرن هيجدهم، عقل را در برابر دين قرار داد تا امروز كه كساني عقل جمعي را به مدد ميطلبند، عنصر عقلانيت به ترجيعبند نويسندگان، سخنسرايان و نظريهپردازان مدرنيته تبديل شده است.
عضو هيأت علمي فلسفه مؤسسه امام خميني(ره) افزود: آنچه در اين ميان برجسته است، مقابل قرار دادن عقلانيت با دين و شريعت است، و چنين القاء ميكند كه هر آنچه ديني باشد غير عقلاني است و مطالب عقلاني لزوماً غير ديني و احياناً ضد دينياند.
وي جايگاه عقل را در اسلام و به ويژه تفكر شيعي، بس والا و معتبر معرفي كرد و گفت: تا جايي كه پايههاي اوليه دين براساس استدلالهاي عقلاني بنا ميشوند، عدهاي از انديشمندان مسلمان در تبيين ماهيت و جايگاه عقل و خردورزي در نظام انديشه و رفتار اسلامي تلاشهايي در خور ستايش انجام دادهاند. البته جاي اين پرسش همچنان باقي است كه ميان عقل و خردورزي اسلامي با عقلانيت و خردگرايي غربي چه نسبتي وجود دارد؟
حجتالاسلام مصباح با بيان اينكه عقلانيت منحصر ميشود در عقلانيت ابزاري و عقلانيت به عنوان ابزاري براي تحقق ارزشهاي غير عقلاني است، گفت: سيري كه در غرب از زمان رنسانس و عصر روشنگري طي شده و نظرياتي كه فلاسفه و دانشمندان علوم اجتماعي ارائه كردهاند و طي اين دوران، عقل از اريكه قدرت و فهم واقعي به زير كشيده شد و حس و تجربه جاي آن را گرفت. در اين تئوري عقلانيت به عنواني انتزاعي براي نوعي رفتار فرو كاسته شد كه با ويژگيهايي چون كارآمدي و صرفهجويي همراه بود و عقلانيت در رابطه ميان عمل فيزيكي با نتايج مادي آن خلاصه شد.
عضو هيأت علمي فلسفه مؤسسه امام خميني(ره) با توصيف عقلانيت ابزاري، گفت: عقلانيت ابزاري يك ارزش غير عقلاني است. تنها ارزشي كه ارزش آن را دارد كه انسان به آن دلبستگي پيدا كند و آن را راهنماي عمل خود قرار دهد. البته در دنياي غرب، همه با تعريف عقلانيت و ويژگيهاي آن موافق نيستند. در اين كشورها، جريانات ضد عقلاني شكل گرفت كه نتيجه و عكسالعملي بود نسبت به گرايشات تنگنظرانه عقلاني.
وي در پايان با اشاره به اينكه يكي از ويژگيهاي منحصر به فردي كه اسلام در برابر بسياري از اديان و مذاهب ساختگي و تحريفشده در بر دارد، عقلانيتي است كه بايد آن را شناخت و ويژگيهاي آن را مشخص كرد، گفت: بر خلاف عقلانيت مدرن غربي كه در مقابل دين قرار ميگرفت و اعتقاد داشت دين به عنوان يك عامل تأثيرگذار براي شناخت حقايق از يك طرف و براي هدايت زندگي انساني از طرف ديگر كارايي خود را از دست داده است، در اسلام، عقل، عقلانيت و رفتار عقلاني نه تنها منافي با دين تلقي نميشود، بلكه دين بر پايه عقل استوار است و عقل مؤيد دين و پشتيبان دين ميباشد.