پیشکرسی نظریه پردازی چیستی فلسفه دین و مسائل آن در قم برگزار شد
خبرگزاری رسا ـ پیش کرسی نظریه پردازی فلسفه دین و مسائل آن به همت هیأت حمایت از کرسیهای نظریهپردازی، نقد و مناظره در قم برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، پیش کرسی نظریه پردازی فلسفه دین و مسائل آن به همت هیأت حمایت از کرسیهای نظریهپردازی، نقد و مناظره و با ارائه دكتر محمد محمدرضایی، عصر پنجشنبه در تالار معرفت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.
براساس این گزارش در ابتدای این مراسم دکتر محمد محمدرضایی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به عنوان نظریه پرداز با بیان اینکه چند سالی است فلسفه دین در جامعه مطرح شده و در دانشگاهها نیز رشتهای با نام فلسفه دین تأسیس و مجلاتی با این نام منتشر میشود، گفت: هنوز تعریف روشنی از فلسفه دین ارائه نشده است.
وی در ادامه افزود: هیچ قاعده و قانونی برای سرفصلهایی که وزارت علوم تهیه کرده، ذکر نشده است و محققان در این زمینه تحقیق مناسبی انجام ندادهاند.
عضو دپارتمان فلسفه دین دانشگاه تهران با طرح این سؤال که آیا تعریفی که از فلسفه دین ارائه شده در یک بستر تاریخی و بستر خاصی شکل نگرفته و باید به همان معنا در جامعه به کار بریم، اضافه کرد: تعریف فلسفه دین یک معضل و مشکلی است که تا کنون پاسخ روشنی به آن داده نشده است.
دکتر محمد رضایی تصریح کرد: تعریفی که از فلسفه دین در کشورهای غربی مطرح است، در یک بستر خاص شکل گرفته که آن بستر در کشور ما وجود ندارد.
وی سپس با بیان اینکه صحیح نیست علمی که در یک کشور بیگانه شکل گرفته در کشور ایران پیاده شود، گفت: به راحتی نمیتوان فلسفه دین را تعریف کرد و آن را در جامعه به کار برد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: فلسفه دینی که در غرب شکل گرفته مبتنی بر تاریخ و فرهنگی است که در کشورهای دیگر شکل نگرفته و نمیتوان آن را به همان صورت، تعریف کرد.
دکتر محمد رضایی با اشاره به تمایز فلسفه دین در غرب و عدم مطابقت آن با فلسفه دین در شرق، گفت: در یونان باستان وجه قالب در فلسفه بود و متفکران بزرگ فیلسوف بودند نه بنیانگذار دین، اما در شرق اینگونه نیست و دینهای بزرگ همواره وظیفه فلسفه را انجام میدادند.
وی اضافه کرد: فلسفه یونان باستان به سؤالات اساسی انسان پاسخ میداد، اما دین یونانی به درستی به سؤالات پاسخ نمیداد و مسأله دین یونانی متحول کردن شخصیت فرد نبود.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران بیان داشت: فلسفههای یونانی وظیفه دین را به عهده میگرفتند و تلاش میکردند که از طریق ذهن جهان را بفهمند و به سؤالات اساسی پاسخ دهند که این جدایی بین فلسفه و دین در یونان در غرب نیز گسترش یافت.
این نظریه پرداز خاطرنشان کرد: در شرق، دین و فلسفه از هم جدا نبود، فیلسوفان واقعی کسانی بودند که متکلم بوده و از دین نکته میگرفتند.
دکتر محمد رضایی تصریح کرد: روش غرب سبب جدایی فلسفه از دین شد به طوری که اکنون این فلسفه از دین جداست و فیلسوفان بزرگ مغرب زمین یا مخالف دینند و یا معارض دین.
در ادامه این پیش کرسی، حجج اسلام ساجدی، قائمی نیا، کیاشمشکی و خسروپناه به بیان دیدگاههای خود پرداختند و این نظریه را مورد نقد قرار دادند.
حجتالاسلام ابوالفضل ساجدی با بیان اینکه مناسب است تعریف نظریه روشن شود و هدف آن مشخص و روشن شود که این نظریه غایت است یا اثبات، گفت: تعریف فوق تعریفی نوئی نیست و به دفعات زیاد تعریف شده است.
وی در ادامه افزود: اگر تعریف از فلسفه دین براساس تعریف فلسفه و دین باشد، چرا به درستی تعریف نشده است. اشکالاتی که نظریهپرداز از تعریفهای نظریهپردازان دیگر در مورد تعریف فلسفه گرفته است، در تعریف خود نظریهپرداز نیز نافذ است.
همچنین حجتالاسلام علیرضا قائمینیا در ادامه و به عنوان ناقد دوم این جلسه با بیان اینکه ادعای اصلی نظریهپرداز مشخص نیست، گفت: نظریات موقعی مطرح میشود که یک معضلی باشد.
وی اضافه کرد: چنین معضلی اینجا وجود ندارد و نمیتوان تعریف مشخصی ارائه داد با توجه به اینکه تعریف مشخصی نداشتن یک معضل برای علم به حساب نمیآید.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه خاطرنشان کرد: اگر در این قضیه یک مشکلی هم باشد لازم است ویژگیهای یک نظریه را هم داشته باشد، تعریف فلسفه دین تعریف نظری است و فلسفه دین یک حقیقت عینی نیست که بتوان برای آن جنس و فصل در نظر گرفت.
سپس حجتالاسلام ابوالفضل کیاشمشکی به نقد این نظریه پرداخت و گفت: در این مقاله از منابع اسلامی استفاده نشده است. آیا فلسفه دین یک مقوله مختص به تمدن غربی است و لازم است برای شناسایی فلسفه دن به منابع غربی مراجعه شود.
وی افزود: وقتی سراغ تعریف و پاسخ به چیستی میرویم این تعریف در چارچوب خاصی بیان میشود یعنی با تعریف پارادایمها، واژهها معنای قبلی خود را از دست میدهند.
عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خاطرنشان کرد: اینکه فکر کنیم فلسفه دین یک حقیقت تمام شده و مشخص است و دیگران نتوانستهاند به این حقیقت برسند، کاملاً اشتباه است.
حجتالاسلام عبدالحسین خسروپناه نیز این نظریه را مورد نقد قرار داد و گفت: وقتی نظریهپرداز میخواهد به موضوعی اشاره کند، لازم است مستندات آن را هم ذکر کرده و دستهبندی مناسبی در تعریف فلسفه دین به کار ببرد.
وی در ادامه گفت: وقتی تعاریف دین ذکر میشود، انتظار است تا تعریف مدللی از دین ارائه شود و با مشخص شدن پیشفرضهای تحقیق، روشن شود که روششناسی تعریف چیست؟
عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اضافه کرد: در این نظریه روشن نیست روششناسی نظریهپرداز تاریخی است یا منطقی.
گفتنی است، پیشکرسی نظریه پردازی چیستی فلسفه دین و مسائل آن، عصر پنجشنبه، 9 مهرماه از ساعت 15 تا 18 در تالار معرفت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد./پ202
براساس این گزارش در ابتدای این مراسم دکتر محمد محمدرضایی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به عنوان نظریه پرداز با بیان اینکه چند سالی است فلسفه دین در جامعه مطرح شده و در دانشگاهها نیز رشتهای با نام فلسفه دین تأسیس و مجلاتی با این نام منتشر میشود، گفت: هنوز تعریف روشنی از فلسفه دین ارائه نشده است.
وی در ادامه افزود: هیچ قاعده و قانونی برای سرفصلهایی که وزارت علوم تهیه کرده، ذکر نشده است و محققان در این زمینه تحقیق مناسبی انجام ندادهاند.
عضو دپارتمان فلسفه دین دانشگاه تهران با طرح این سؤال که آیا تعریفی که از فلسفه دین ارائه شده در یک بستر تاریخی و بستر خاصی شکل نگرفته و باید به همان معنا در جامعه به کار بریم، اضافه کرد: تعریف فلسفه دین یک معضل و مشکلی است که تا کنون پاسخ روشنی به آن داده نشده است.
دکتر محمد رضایی تصریح کرد: تعریفی که از فلسفه دین در کشورهای غربی مطرح است، در یک بستر خاص شکل گرفته که آن بستر در کشور ما وجود ندارد.
وی سپس با بیان اینکه صحیح نیست علمی که در یک کشور بیگانه شکل گرفته در کشور ایران پیاده شود، گفت: به راحتی نمیتوان فلسفه دین را تعریف کرد و آن را در جامعه به کار برد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: فلسفه دینی که در غرب شکل گرفته مبتنی بر تاریخ و فرهنگی است که در کشورهای دیگر شکل نگرفته و نمیتوان آن را به همان صورت، تعریف کرد.
دکتر محمد رضایی با اشاره به تمایز فلسفه دین در غرب و عدم مطابقت آن با فلسفه دین در شرق، گفت: در یونان باستان وجه قالب در فلسفه بود و متفکران بزرگ فیلسوف بودند نه بنیانگذار دین، اما در شرق اینگونه نیست و دینهای بزرگ همواره وظیفه فلسفه را انجام میدادند.
وی اضافه کرد: فلسفه یونان باستان به سؤالات اساسی انسان پاسخ میداد، اما دین یونانی به درستی به سؤالات پاسخ نمیداد و مسأله دین یونانی متحول کردن شخصیت فرد نبود.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران بیان داشت: فلسفههای یونانی وظیفه دین را به عهده میگرفتند و تلاش میکردند که از طریق ذهن جهان را بفهمند و به سؤالات اساسی پاسخ دهند که این جدایی بین فلسفه و دین در یونان در غرب نیز گسترش یافت.
این نظریه پرداز خاطرنشان کرد: در شرق، دین و فلسفه از هم جدا نبود، فیلسوفان واقعی کسانی بودند که متکلم بوده و از دین نکته میگرفتند.
دکتر محمد رضایی تصریح کرد: روش غرب سبب جدایی فلسفه از دین شد به طوری که اکنون این فلسفه از دین جداست و فیلسوفان بزرگ مغرب زمین یا مخالف دینند و یا معارض دین.
در ادامه این پیش کرسی، حجج اسلام ساجدی، قائمی نیا، کیاشمشکی و خسروپناه به بیان دیدگاههای خود پرداختند و این نظریه را مورد نقد قرار دادند.
حجتالاسلام ابوالفضل ساجدی با بیان اینکه مناسب است تعریف نظریه روشن شود و هدف آن مشخص و روشن شود که این نظریه غایت است یا اثبات، گفت: تعریف فوق تعریفی نوئی نیست و به دفعات زیاد تعریف شده است.
وی در ادامه افزود: اگر تعریف از فلسفه دین براساس تعریف فلسفه و دین باشد، چرا به درستی تعریف نشده است. اشکالاتی که نظریهپرداز از تعریفهای نظریهپردازان دیگر در مورد تعریف فلسفه گرفته است، در تعریف خود نظریهپرداز نیز نافذ است.
همچنین حجتالاسلام علیرضا قائمینیا در ادامه و به عنوان ناقد دوم این جلسه با بیان اینکه ادعای اصلی نظریهپرداز مشخص نیست، گفت: نظریات موقعی مطرح میشود که یک معضلی باشد.
وی اضافه کرد: چنین معضلی اینجا وجود ندارد و نمیتوان تعریف مشخصی ارائه داد با توجه به اینکه تعریف مشخصی نداشتن یک معضل برای علم به حساب نمیآید.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه خاطرنشان کرد: اگر در این قضیه یک مشکلی هم باشد لازم است ویژگیهای یک نظریه را هم داشته باشد، تعریف فلسفه دین تعریف نظری است و فلسفه دین یک حقیقت عینی نیست که بتوان برای آن جنس و فصل در نظر گرفت.
سپس حجتالاسلام ابوالفضل کیاشمشکی به نقد این نظریه پرداخت و گفت: در این مقاله از منابع اسلامی استفاده نشده است. آیا فلسفه دین یک مقوله مختص به تمدن غربی است و لازم است برای شناسایی فلسفه دن به منابع غربی مراجعه شود.
وی افزود: وقتی سراغ تعریف و پاسخ به چیستی میرویم این تعریف در چارچوب خاصی بیان میشود یعنی با تعریف پارادایمها، واژهها معنای قبلی خود را از دست میدهند.
عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خاطرنشان کرد: اینکه فکر کنیم فلسفه دین یک حقیقت تمام شده و مشخص است و دیگران نتوانستهاند به این حقیقت برسند، کاملاً اشتباه است.
حجتالاسلام عبدالحسین خسروپناه نیز این نظریه را مورد نقد قرار داد و گفت: وقتی نظریهپرداز میخواهد به موضوعی اشاره کند، لازم است مستندات آن را هم ذکر کرده و دستهبندی مناسبی در تعریف فلسفه دین به کار ببرد.
وی در ادامه گفت: وقتی تعاریف دین ذکر میشود، انتظار است تا تعریف مدللی از دین ارائه شود و با مشخص شدن پیشفرضهای تحقیق، روشن شود که روششناسی تعریف چیست؟
عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اضافه کرد: در این نظریه روشن نیست روششناسی نظریهپرداز تاریخی است یا منطقی.
گفتنی است، پیشکرسی نظریه پردازی چیستی فلسفه دین و مسائل آن، عصر پنجشنبه، 9 مهرماه از ساعت 15 تا 18 در تالار معرفت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد./پ202
ارسال نظرات