از بعثت فردی تا بعثت اجتماعی؛ امت اسلامی در مسیر یک تحول تمدنی
دکتر نعمتالله کرماللهی، عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام، در گفتوگو با خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، با اشاره به نسبت میان «بعثت مردم ایران» در کلام رهبر شهید انقلاب اسلامی و مفهوم گستردهتر «بعثت امت اسلامی»، به تبیین جایگاه این رخداد در چارچوب سنتهای الهی و نگاه توحیدی به تاریخ و جامعه پرداخت.
وی در ابتدای این گفتوگو با اشاره به مبانی هستیشناختی نگاه دینی و تفاوت آن با رویکردهای سکولار اظهار داشت: در نگاه توحیدی، عالم صرفاً مجموعهای از مناسبات مادی و محاسبات دنیوی نیست، بلکه دارای ساختارهای تکوینی و سنتهای الهی است که بر اساس اراده الهی شکل گرفتهاند. این سنتها، قواعد ثابت و جاری در تاریخ و جامعه انسانیاند که نحوه تعامل انسان با اراده تشریعی خداوند در تحقق آنها نقش تعیینکننده دارد.
عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام افزود: خداوند دارای دو گونه اراده است؛ اراده تکوینی که در قالب سنتهای الهی در عالم جاری است و اراده تشریعی که در قالب شریعت و دستورهای دینی برای هدایت انسانها بیان شده است. انسان به عنوان موجودی مختار، اگر اراده خود را در طول اراده تشریعی الهی قرار دهد، در مسیر سنتهای رحمت، برکت، نصرت و هدایت قرار میگیرد و اگر در تقابل با آن حرکت کند، مشمول سنتهای عقوبت و تنگنا خواهد شد.
بعثت بهمثابه سنت الهی
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه با ورود به بحث «بعثت» تصریح کرد: بعثت نیز در منظومه معرفتی اسلام، یک سنت الهی است؛ سنتی که در آن خداوند مأموریت و رسالتی را در قالب یک فرد یا یک امت به فعلیت میرساند. این امر، امری تصادفی یا مبتنی بر گزینشهای قراردادی نیست، بلکه مبتنی بر حکمت الهی و ظرفیتهای واقعی افراد و جوامع است.
دکتر کرماللهی در توضیح این مسئله گفت: در بعثت فردی، پیامبران الهی بر اساس ویژگیهای خاصی برگزیده میشوند و این انتخاب تصادفی نیست. در متون دینی نیز بر این نکته تأکید شده که خداوند بهتر میداند رسالت خود را در کجا قرار دهد. بنابراین، بعثت همواره بر اساس یک «قابلیت» و «ظرفیت وجودی» تحقق مییابد، هرچند این قابلیت نیز خود در نهایت، افاضه الهی است.
وی افزود: در بعثت اجتماعی نیز همین منطق حاکم است. خداوند هیچگاه یک ملت یا امت را بدون زمینههای تاریخی، فرهنگی و معنوی به جایگاه رسالت اجتماعی نمیرساند. بلکه ابتدا ظرفیتهایی در آن جامعه شکل میگیرد و سپس افاضه الهی در قالب «بعثت اجتماعی» تحقق پیدا میکند. از این منظر، بعثت دارای «علت قابلی» در بستر جامعه است.
سیر تاریخی ملت ایران و شکلگیری ظرفیت بعثت اجتماعی
عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم با اشاره به سیر تاریخی ملت ایران اظهار داشت: ملت ایران دارای یک پیشینه تمدنی طولانی است و در طول قرون مختلف، تحولات فکری و دینی متعددی را تجربه کرده است. این ملت در دورههای مختلف تاریخی، از یک سو با اسلام و سپس با معارف شیعی پیوند خورده و از سوی دیگر، در دهههای اخیر، تجربه انقلاب اسلامی را به عنوان یک تحول بنیادین پشت سر گذاشته است.
وی ادامه داد: در پنج دهه اخیر، ملت ایران در مواجهه با انواع فشارها، تقابلها و چالشها از سوی نظام سلطه، مسیر دشواری را طی کرده و در این فرآیند، نوعی رشد معنوی، اجتماعی و تمدنی در آن شکل گرفته است. این تجربه تاریخی، ظرفیت جدیدی برای دریافت «بعثت اجتماعی» ایجاد کرده است.
دکتر کرماللهی تأکید کرد: بر این اساس، میتوان گفت آنچه امروز در قالب «جریان مقاومت» مشاهده میشود، صرفاً یک پدیده سیاسی یا منطقهای نیست، بلکه در چارچوب یک فرآیند تاریخی و الهی قابل تحلیل است که به تدریج از یک جریان محدود به یک حرکت گستردهتر اجتماعی و حتی جهانی در حال تبدیل شدن است.
گسترش جریان مقاومت و نشانههای یک تحول جهانی
عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به مشاهدات میدانی و گزارشهای حجاج و فعالان فرهنگی در موسم حج گفت: واکنشهای اجتماعی در کشورهای مختلف اسلامی از شرق آسیا تا آفریقا و حتی در برخی کشورهای عربی نشان میدهد که بدنه اجتماعی جهان اسلام نسبت به مسائل مربوط به مقاومت، همدلی و همراهی قابل توجهی پیدا کرده است.
وی افزود: این همراهی اجتماعی بیانگر آن است که یک گفتمان جدید در حال شکلگیری است که از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و در حال تبدیل شدن به یک «ادراک مشترک امت اسلامی» است. این روند را میتوان نشانهای از تعمیق همان بعثت اجتماعی دانست که در بستر ملت ایران آغاز شده و اکنون در حال گسترش است.
دکتر کرماللهی همچنین با اشاره به برخی رویدادهای اجتماعی از جمله تجمعات و مناسبتهای اخیر اظهار داشت: این رخدادها میتوانند به تقویت و تعمیق این جریان کمک کنند، نه اینکه بهتنهایی منشأ آن باشند. به تعبیر دقیقتر، این رویدادها نقش «تشدیدکننده» یک فرآیند در حال وقوع را دارند.
نقش اخلاص و نسبت انسان با افاضه الهی
این استاد حوزه و دانشگاه در بخش پایانی سخنان خود بر ضرورت حفظ نگاه توحیدی و پرهیز از خودبنیادی در تحلیل تحولات اجتماعی تأکید کرد و گفت: یکی از آفات مهم در چنین فرآیندهایی، گرفتار شدن در توهم نقش مستقل انسانها و غفلت از منشأ الهی این حرکتهاست. باید همواره توجه داشت که اصل بعثت و افاضه، از جانب خداوند است.
وی افزود: انسانها هرچند دارای تلاش، مجاهدت و نقشآفرینی هستند، اما این قابلیت نیز خود در سایه عنایت الهی شکل گرفته است. اگر این نگاه توحیدی از بین برود و اخلاص دچار آسیب شود، امکان استمرار افاضه الهی نیز کاهش مییابد.
دکتر کرماللهی در ادامه خاطرنشان کرد: در صورت حفظ این نگاه توحیدی، حرکت اجتماعی میتواند از سطح یک تجربه تاریخی محدود فراتر رفته و به یک جریان پایدار تمدنی تبدیل شود. در غیر این صورت، هر حرکت اجتماعی، حتی اگر در مقطعی اوج بگیرد، ممکن است دچار افول یا توقف شود.
رسالت اجتماعی و نسبت آن با نظام سلطه
وی در تبیین «رسالت» ناشی از بعثت اجتماعی اظهار داشت: در چنین منظومهای، رسالت اصلی امت، مقابله با ساختارهای سلطه و ظلم در جهان معاصر است؛ ساختارهایی که به تعبیر دینی، موجب به حاشیه رفتن فطرت انسانی و تضعیف کرامت انسان شدهاند.
عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام افزود: این رسالت، صرفاً یک کنش سیاسی محدود نیست، بلکه بخشی از یک فرآیند تمدنی است که در نهایت میتواند به شکلگیری تمدن نوین اسلامی منتهی شود. در این مسیر، گفتمانسازی مستمر و تبیین نظری این مفاهیم از اهمیت ویژهای برخوردار است.
دکتر کرماللهی در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: آنچه امروز در سطح منطقه و جهان اسلام در حال وقوع است، را میتوان در چارچوب «بعثت اجتماعی امت» تحلیل کرد؛ بعثتی که مبتنی بر سنتهای الهی، دارای زمینههای تاریخی و متکی بر ظرفیتهای اجتماعی ملتهاست.
وی در پایان خاطرنشان کرد: استمرار این مسیر، نیازمند حفظ اخلاص، پرهیز از خودمحوری و توجه دائمی به نقش اراده الهی در تحولات تاریخی است؛ چرا که در منطق توحیدی، این خداوند است که تعیین میکند کجا و چگونه یک امت را حامل رسالت تاریخی خود قرار دهد.