به بهانه موسم حج؛
زیارت پیامبر از قبور بقیع
مجتبی صداقت

بقیع:
«زمین بقیع» به مکان وسیعی گفته می شود که دارای درخت یا ریشه آن باشد. به قبرستان مسلمانان در مدینه به این جهت «بقیع» گویند که درختان «غرقد» در آن بوده است که مسلمانان، آنها را به جهت دفن اموات، کندند؛ ولی اسم «بقیع غرقد» بر آن ماند.[1] درخت «غرقد» ، همان درخت بیابانى است که در بیابانهاى مدینه دیده مىشوند. [2]
نخستین کسى که در بقیع دفن گردید، عثمان بن مظعون، صحابى پیامبر بود. وقتى ابراهیم فرزند پیامبر درگذشت، به دستور ایشان، در کنار عثمان بن مظعون مدفون گردید. از این زمان، مردم مایل شدند که مُرده هاى خود را در «بقیع» دفن کنند و هر نقطهاى براى قبیلهاى اختصاص یافت.[3]
برخی از شخصیت های مدفون در بقیع عبارتند از:
امام حسن مجتبی و امام سجاد و امام باقر و امام صادق ـ علیهم السلام ـ ؛ ابراهیم پسر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و رقیه، ام کلثوم و زینب دختران ایشان و بیشتر همسران آن حضرت ؛ حلیمه سعدیه مادر رضاعی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ ؛ فاطمه بنت اسد؛ عباس بن عبد المطلب؛ عاتکه و صفیه دختران عبد المطلب؛ عقیل بن ابی طالب؛ عبد الله بن مسعود؛ مالک بن انس؛ مقداد بن اسود؛ ابو سعید خدری؛ سعد بن معاذ؛ عبدالله بن جعفر؛ عثمان بن عفان خلیفه سوم؛ ام البنین مادر قمر بنی هاشم؛ اسماعیل بن جعفر الصادق؛ برخی از شهدای احد؛ شهدای حرّه.[4]
بنا به روایتی مدفن حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ در بقیع واقع شده است.[5]
زیارت قبور بقیع توسط پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ :
می توان از گزارشات تاریخی به دست آورد که سیره حضرت رسول بر این بوده است که به زیارت قبور بقیع می رفتند. برخی از آنها چنین است:
1. از عایشه نقل شده که سیره پیامبر بر این بود که هر شبی که ایشان نزد او بود، در آخر شب به بقیع مىرفت و مىگفت: «السلام علیکم دار قوم مؤمنین وأتاکم ما توعدون غدا مؤجلون وإنا إن شاء الله بکم لاحقون اللهم اغفر لأهل بقیع الغرقد»
« درود بر شما که در خانه مؤمنین آرمیدهاید و به شما آنچه که درباره فردا وعده داده شده بود عنایت گردید و ما نیز به شما إنشاءاللّه ملحق خواهیم شد. خدایا اهل بقیع را بیامرز».[6]
2. روایتی از عایشه به این مضمون نقل شده که گفت: یکی از شبهایی که پیامبر پیش من بود. حالت منقلبی داشت، ردایش را بر زمین قرار داد. نعلین خود را در آورد و آن دو را کنار پاهایش قرار داد و گوشه إزارش را بر بسترش پهن کرد. طولی نکشید تا این که پیامبر گمان کرد که من خوابیدهام. به آرامی ردایش را برداشت و کفشش را به پا کرد. در را باز کرد و خارج شد. من هم از بستر برخواستم. لباسم را پوشیدم و به دنبال پیامبر راه افتادم. تا این که پیامبر به بقیع رسید و در آنجا ایستاد و ایستادنش را طول داد؛ سپس دست خود را سه مرتبه بالا برد و بعد بازگشت و من هم برگشتم... و زودتر از پیامبر وارد شدم. پیامبر متوجه شد و من هم داستان تعقیب ایشان را گفتم. پیامبر علت این رفتن خود به بقیع را چنین بازگو نمود که «جبرئیل پیش من آمد و مرا مورد ندا قرار داد... و به من گفت: پروردگارت، تو را مورد امر قرار داده که به نزد اهل بقیع بروی و برای آنها استغفار کنی». عایشه به پیامبر میگوید: «یا رسولالله! من چگونه برای آنها بگویم؟»
فرمود:« بگو:"السلام على أهل الدیار من المؤمنین والمسلمین یرحم الله المستقدمین منا والمستأخرین وإنا إن شاء الله بکم لاحقون"
سلام بر اهل دیار از مؤمنین و مسلمین و خداوند، گذشتگان از ما و آنان که بعد از ما هستند را رحمت کند و ما نیز اگر خدا بخواهد به شما ملحق میشویم». [7]
3. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: « رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در هر شب جمعه با گروهى از اصحابشان به قبرستان بقیع در مدینه تشریف مىبرد و در آنجا سه مرتبه مىفرمود:
السّلام علیکم یا اهل الدّیار (سلام و درود بر شما اى اهل شهرها)
و سه مرتبه مىفرمود: رحمکم اللَّه (خدا شما را رحمت کند)... .»[8]
4. از ابن عباس نقل شده که: رسول خدا از قبور مدینه مىگذشت. رو به آنها کرد و فرمود: « السلام علیکم یا أهل القبور، یغفر اللَّه لنا و لکم، أنتم سلفنا و نحن بالأثر.
درود بر شما اى اهل قبور، خدا ما و شما را بیامرزد، شما پیشگامان ما هستید و ما به دنبالتان خواهیم آمد.»[9]
5. وقتی پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ مسلمانان را برای همراهى با اسامه و حضور در لشکرش دعوت می کرد بیمارى مرگ بر وجود مبارکش عارض شد. چون از بیمارى خود با خبر گردید و احساس کرد که این مرض وی را از پاى درمىآورد دست على ـ علیه السلام ـ را گرفت و به سوی بقیع حرکت کرد. گروهى از مردم نیز به دنبال آن حضرت رفتند. پیامبر رو به همراهان کرد و فرمود:« من مأمور شدهام که براى آنان که در بقیع مدفونند از خدا آمرزش بخواهم.» پس آن گروه به همراه او به بقیع رفتند. به آنجا که رسیدند حضرت رسول در میان آنان ایستاد و فرمود:
« السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ الْقُبُورِ لِیَهْنِئْکُمْ مَا أَصْبَحْتُمْ فِیهِ مِمَّا فِیهِ النَّاسُ أَقْبَلَتِ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ یَتْبَعُ أَوَّلَهَا آخِرُهَا.
درود بر شما اى اهل قبور، بر شما گوارا باد آنچه اکنون در آن هستید، از آنچه مردم (یعنى زندگان) گرفتار آنند (آسوده خاطر هستید.) فتنهها مانند شب هاى تاریک یکى پس از دیگرى رو آور شده است.»
سپس پیامبر براى آنها استغفارى طولانى نمود... .[10]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . أبو السعادات المبارک بن محمد الجزری؛ النهایة فی غریب الحدیث والأثر،ج1، ص380؛ تحقیق : طاهر أحمد الزاوى - محمود محمد الطناحی؛ المکتبة العلمیة، بیروت ، 1399ق - 1979م.
[2] . سبحانى، جعفر؛ آیین وهابیت، ص87؛ دفتر انتشارات اسلامى، قم، 1364ش.
[3] . آیینوهابیت ص87 .
[4] . ر. ک : جعفریان، رسول؛ آثار اسلامی مکه و مدینه، ص334 به بعد؛ نشر مشعر، ششم، تهران، 1386ش.
[5] . همان، ص339.
[6] . مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری؛ صحیح مسلم، ج2، ص669؛ تحقیق و تعلیق : محمد فؤاد عبد الباقی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، [بی تا] .
[7] . صحیح مسلم،ج2، ص669.
[8] . جعفر بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور بن قولویه قمى؛ کامل الزیارات، ص320؛ مرتضوى ، نجف، اول، 1356ق.
[9] . محمد بن عیسى أبو عیسى الترمذی السلمی؛ الجامع الصحیح سنن الترمذی (سنن ترمذی)، ج3،ص369؛ تحقیق : أحمد محمد شاکر و دیگران، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، [بی تا] .
[10] . شیخ مفید، ابو عبد الله محمد بن محمد بن نعمان عکبرى بغدادى؛ الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج1، ص181؛ کنگره شیخ مفید، قم، اول، 1413ق. به همین مضمون ن.ک: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی ؛ مسند أحمد بن حنبل ج3، ص489؛ مؤسسة قرطبة، القاهرة ، [بی تا] .
ی/ 701
ارسال نظرات