۱۶ آبان ۱۳۸۸ - ۱۳:۳۷
کد خبر: ۶۷۴۷۷

یادداشت حجت الاسلام پارسانیا دریاره چیستی علوم اجتماعی

خبرگزاری رسا ـ هفته نامه پنجره یادداشتی از حجت الاسلام حمید پارسانیا با عنوان چیستی علوم اجتماعی منتشر کرده و در آن به بررسی امتیازات، تعاریف ومبانی این علم پرداخته است.
حجت الاسلام پارسا نيا

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا، علوم گوناگون گرچه در اصل علم با یکدیگر اشتراک دارند، اما از جهات مختلفی امتیاز پیدا می کنند. اگر علوم امتیاز نداشته باشند، به‎صورت رشته های مختلف در نمی آیند. درباره علت و سبب امتیاز علوم، مباحث و نظریات فراوانی بیان شده است، از عوامل مختلفی که سبب امتیاز علوم می‎شوند، یاد کرده‎اند که عبارتند از: موضوع، هدف و روش. مهمترین عاملی که علوم بر اساس آن نسبت به یکدیگر امتیاز پیدا می کنند، موضوع آن‎ها‎ست. علوم اجتماعی را نیز بر اساس موضوعی که دارند از دیگر دانش‎ها و علوم می توان بازشناخت.
- عوامل امتیاز علوم
علوم گوناگون گرچه در اصل علم با یکدیگر اشتراک دارند، اما از جهات مختلفی امتیاز پیدا می کنند. اگر علوم امتیاز نداشته باشند، به‎صورت رشته های مختلف در نمی آیند.
درباره علت و سبب امتیاز علوم، مباحث و نظریات فراوانی بیان شده است، از عوامل مختلفی که سبب امتیاز علوم می‎شوند، یاد کرده‎اند که عبارتند از: موضوع، هدف و روش. مهمترین عاملی که علوم بر اساس آن نسبت به یکدیگر امتیاز پیدا می کنند، موضوع آن‎ها‎ست. علوم اجتماعی را نیز بر اساس موضوعی که دارند از دیگر دانش‎ها و علوم می توان بازشناخت.

- تعریف علوم اجتماعی
علوم اجتماعی را با توجه به موضوع آن‎ها، می توان علم به کنش اجتماعی انسان و پیامدهای آن دانست. کنش اجتماعی خردترین و نخستین پدیده اجتماعی است. پیامدهای اجتماعی پدیده‎های اجتماعی خرد و کلان دیگر را شامل می شود. علوم اجتماعی را می‎توان علم به پدیده ها و واقعیت های اجتماعی نیز توصیف کرد؛ ولی تعریف اول به دلیل این‎که جایگاه کنش اجتماعی و نقش تعیین کننده آن را نشان می دهد، از تفصیل بیشتری برخوردار است.
- علم اجتماعی خرد و کلان
برخی از جامعه شناسان نظیر ماکس وبر علم اجتماعی را علم به کنش اجتماعی انسان و بعضی دیگر نظیر پارستر آن را علم به ساختار و نظام اجتماعی دانسته اند. هر دو گروه به پدیده های اجتماعی نظر دوخته اند، با این تفاوت که گروه نخست پدیده های اجتماعی خرد و گروه دوم پدیده های اجتماعی کلان را در کانون توجه خود قرار داده‎اند. علم اجتماعی کسانی که پدیده های اجتماعی خرد را موضوع علم خود می‎دانند، علم اجتماعی خرد و دانش کسانی که پدیده های اجتماعی کلان را موضوع علم اجتماعی قرار می‎دهند، علم اجتماعی کلان است.جامعه‎شناسانی که مطالعات خود را به پدیده های خرد اجتماعی محدود می کنند، از این نظر به پدیده های کلان و تأثیراتی که این پدیده ها بر کنش‎های اجتماعی افراد و دیگر پدیده های خرد اجتماعی دارند، غافل می مانند. این گروه اغلب نظام اجتماعی و ابعاد کلان فرهنگی و تمدنی آن را نادیده انگاشته یا این‎که آن‎را به فعالیت ها و کنش های اجتماعی افراد تقلیل می دهند. در نزد این گروه، علم اجتماعی به روان‎شناسی اجتماعی افراد نزدیک می شود. جامعه‎شناسی رفتاری و نظریه تبادل نمونه‎ای از جامعه‎شناسی خرد است. در نظریه تبادل جامعه به جمع جبری رفتار و عمل آدمیان تقلیل داده می شود.
جامعه‎شناسانی که حوزه مطالعات علم اجتماعی را به پدیده های اجتماعی کلان محدود می کنند. در طرف مقابل گروه قبل قرار می گیرند این گروه نقش افراد و کنش‎های اجتماعی آنان را ضعیف و کم اهمیت می‎دانند.
از نظر این گروه، فرد و کنش‎های او بیشتر تحت تأثیر پدیده‎های اجتماعی کلان شکل می‎گیرد. آنان آگاهی، اراده و کنش‎های افراد را محصول پدیده‎های کلان اجتماعی دانسته و هویت مستقلی را که فرد می‎تواند داشته باشد و تأثیری را که فرد برای تغییر نظام اجتماعی و مانند آن دارد و مسئولیتی را که متوجه افراد است، نادیده می‎گیرند.
و نظریه کارکرد‎گرایی ساختی نمونه‎ای از علم اجتماعی کلان است. در نظریه کارکرد‎گرایی ساختی، هویت افراد به جایگاه و موقعیت اجتماعی آنان بازمی‎گردد.

- مبانی و پیش‎فرض‎های تعاریف مختلف
تفاوت دیدگاه کسانی که علم اجتماعی را به ابعاد خرد و کلان آن تقلیل می‎دهند، ریشه در دیدگاه‎ها و مبانی انسان‎شناختی و هستی‎شناختی آنان دارد.
کسانی که برای انسان هویتی مستقل قایل هستند، مسایل جامعه‎شناسی خرد را نمی توانند نادیده گرفته و کسانی که برای جامعه و نظام اجتماعی، وجود حقیقی و مستقل قایل می‎شوند، پدیده های کلان اجتماعی و اثری که بر کنش و رفتار افراد دارد را نمی‎توانند نادیده بگیرند.اگر علم اجتماعی علم به پدیده‎های اجتماعی و علم به کنش اجتماعی و پیامدهای خرد و کلان آن تعریف شود، این علم می‎تواند ابعاد خرد و کلان زندگی اجتماعی را مورد بررسی قرار دهد. نظریه‎ها تلفیق نظریاتی هستند که به هر دو بعد علم اجتماعی توجه کرده و می‎کوشند تا تأثیری را که فرد در تکوین نظام اجتماعی دارد و آثاری که نظام اجتماعی به دنبال می‎آورد و اضطرارهایی را که فرد در مقابل نظام اجتماعی پیدا می‎کند، ‎شناسایی کنند.به‎لحاظ منطقی، کسانی می‎توانند به رویکردها و نظریات تلفیقی روی آورند که از بنیان‎های هستی‎شناختی و انسان شناختی مناسب با آن برخوردار باشند، شهید مطهری با طرح مبنای اصالت فرد و جامعه کوشیده است تا مبانی لازم را برای تدوین نظریاتی آماده سازد که پدیده‎های اجتماعی خرد و کلان را مورد مطالعه قرار دهند.

- تعاریف سه‎گانه
از آن‎چه درباره تعریف علم اجتماعی بیان شده، دانسته می‎شود: اولا؛ این علم را بر اساس موضوع آ ن می‎توان تعریف کرد و ثانیا؛ تعاریفی را که بر اساس موضوع این علم ارایه می‎شوند، به سه گونه می‎توان تقسیم کرد:
اول: تعریفی که به پدیده‎های اجتماعی خرد نظر دارد. این تعریف ابعاد کلان اجتماعی را نادیده انگاشته و نظریاتی که با پذیرش این‎گونه تعریف شکل می‎گیرند، بیشتر به مسایل خرد اجتماعی نظر دارند و توان تحلیل موضوعات و مسایل کلان اجتماعی را ندارند و یا آن که این موضوعات را به کنش‎های اجتماعی افراد تقلیل می‎دهند.
دوم: تعریفی که نظر به پدیده‎های اجتماعی کلان دارد. این‎گونه تعریف، تأثیر افراد و کنش‎های آنان را در تکوین تغییرات و تحولات اجتماعی نادیده‎ می‎گیرد.
سوم: تعریفی که کنش اجتماعی و پیامدهای خرد و کلان آن را موردتوجه قرار می‎دهد و به ابعاد مختلف پدیده‎های اجتماعی نظر می‎کند.هرنوع از تعاریف سه گانه فوق با نوعی از انسان‎شناسی و با مبنایی خاص نسبت به هستی و وجود جامعه تلازم دارد. دانشمندان علوم اجتماعی با قبول هر یک از این تعاریف به سوی مبانی مربوط به تعریف گام بر می‎دارند، آنان که نسبت به مبانی تعریف خود صاحب نظر هم نباشند، آن را ناگزیر به‎عنوان اصل موضوعی، الگو، سرمشق و پارادایم حاکم بر تعریف خود می‎پذیرند./د103
ارسال نظرات