۱۶ آبان ۱۳۸۸ - ۱۸:۵۸
کد خبر: ۶۷۵۲۰

حج برنامه گسترده فرازمانی و فرامکانی است

خبرگزاری رسا ـ رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: حج برنامه‌ای فراگیر و متوجه به همه مردم است، در حقیقت حج یک برنامه گسترده فرازمانی و فرامکانی است.
حجت الاسلام احمد مبلغي

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام احمد مبلغی، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و مسؤل مرکز تحقیقات علمی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، درباره مسئله حج، با ایکنا به گفت‌وگو نشسته است که مشروح این گفت‌وگو از نظرتان می‌گذرد.

- لطفا جهان‌شمولی حج از منظر قرآن کریم را بررسی و تبیین کنید؟

حج با کلمه ناس و مردم در قرآن کریم همراه و مقارن شده است و حج اصولا برنامه‌ای برای یک مجموعه و بخشی از مردم نیست، بلکه برنامه‌ای فراگیر و متوجه به همه مردم و برای مردم و هم برخوردار از منافع عظیم و تمام‌نشدنی برای مردم است، در حقیقت اگر بخواهیم توضیح بیشتری بدهیم، حج یک برنامه گسترده فرازمانی و فرامکانی است.
فرازمانی بودن حج به این معناست که مخصوص به یک نسل نیست و هر نسلی از بشر که پا به عرصه وجود گذاشته و یا خواهد گذاشت، با حج و فرصت حج روبروست. برای حل مسائل کلان جامعه ضرورت پیوند این مسائل با معنویت غیرقابل انکار است؛ یعنی مسائل بشر مسائلی است که باید در پیوند با معنویات اتفاق بیافتد و شکل بگیرد و هیچ امری به جز حج و برنامه حج نمی‌تواند این سنخ از مسائل کلانی را که لازم است از خواستگاه‌های دینی و معنوی حل شود و شکل بگیرد، بی‌نیاز باشد.
حج فرازمانی است، یعنی برای همه نسل‌هاست، حتی قبل از حضرت ابراهیم(ع) حج وجود داشته و از ابتدای خلقت که انسان آفریده شده این خانه نیز برای مردم قرار داده شد. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبَارَکًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِینَ: در حقیقت نخستین خانه‏اى که براى [عبادت] مردم نهاده شده همان است که در مکه است و مبارک و براى جهانیان [مایه] هدایت است.» اولین خانه وضع شده برای مردم خانه کعبه است. این خانه خداست که برای مردم وضع شده است، از آغاز خلقت این خانه وضع شده و از آغاز خلقت انسان هم برنامه حج وجود داشته است، منتها با جمعیت‌های کمی که در ابتدا بودند و بعدها گسترش یافت.
حج و خانه کعبه اختصاصی به حضرت ابراهیم(ع) و برنامه شکل گرفته‌ای از زمان حضرت ابراهیم(ع) نیست، از آغاز چنین برنامه‌ای وجود داشته است و فرازمانی و فرانسلی است و اختصاصی به هیچ نسل، پیامبر و امتی ندارد، بلکه همه زمان‌ها را درنوردیده و در خواهد نوردید. تا انسان بر روی زمین هست، این بیت خداوند برای انسان قائم، سرپا و استوار خواهد ماند. بخش‌های اساسی، اصلی و تأثیرگذار رابطه خداوند با انسان در حج و در کنار خانه خداوند و به تعبیر دیگر خانه مردم شکل می‌گیرد.
حج فرامکانی است؛ یعنی اختصاصی به منطقه، مکان و یا جغرافیای خاصی ندارد، همه انسان‌ها در هر کجای این کره خاکی که زندگی می‌کنند، باید ارتباط معنوی خودشان را با حج و خانه خدا تعریف کنند و استحکام ببخشند و از فیوضات و معنویات و حتی برنامه‌ریزی‌ها و منافع اقتصادی، سیاسی وغیره حاصل کنار این خانه خدا و در قالب برنامه حج منتفع شوند، این نشان می‌دهد که فرامکانی است.
جهان‌شمولی حج را باید به این دو معنا یعنی فرازمانی و فرامکانی گرفت، یعنی حج برای تمام جهان انسانیت است. همه انسان‌ها در همه عرصه‌ها و همه انسان‌ها در همه مکان‌ها با فرصت بزرگی به نام حج روبرو هستند و ضرورت دارد که این برنامه را احیا کنند و در قالب آن خویش را حاضر و تعریف کنند و حیات زندگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ... خویش را در قالب این برنامه عظیم بازسازی کنند و یا شکل و جهت و هویت ببخشند.

- پیام‌، سر و ثمرات حج را از منظر قرآن کریم توضیح دهید؟

حج دارای کارکردهای مختلفی است، این کارکردها را می‌شود به صورت ریز برشمرد: اول اینکه اصولا حج در صدر و در رأس شعائر خداوند قرار گرفته است، یعنی یک رنگ خدایی و یک شعار الهی را به صورت بسیار برجسته در پیشانی خودش دارد. شاید هیچ برنامه‌ای به اندازه حج از این جنبه شعار بودن برای خداوند برخوردار نباشد، چون حج مجموعه‌ای از شعائر است،  إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِ أَن یَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَإِنَّ اللّهَ شَاکِرٌ عَلِیم: در حقیقت صفا و مروه از شعایر خداست [که یادآور اوست] پس هر که خانه [خدا] را حج کند یا عمره گزارد بر او گناهى نیست که میان آن دو سعى به جاى آورد و هر که افزون بر فریضه کار نیکى کند خدا حق شناس و داناست.
صفا و مروه که جزو بخشی از برنامه حج هست، جزء شعائر خداست، حج متضمن و حاوی و دربرگیرنده مجموعه‌ای از برنامه‌هایی است که هر کدام به تنهایی یک جنبه شعاری و رنگ خدایی را دارند. همچنین می‌دانیم که نقش شعائر در زندگی مادی یک نقش اساسی و تأثیرگذار است، یعنی اگر زندگی مادی عاری از برنامه‌های معنویت‌بخش باشد و یا واجب برنامه‌های معنوی فاقد شعار معنوی باشد، جامعه قطعا به بیراهه می‌افتد و قطعا در مسیر انسانیت و تکامل و تقرب خداوند قرار نخواهد گرفت و حتما باید برنامه‌های معنوی باشد و حتما باید در ذیل فرصت شعائر و فرصت پررنگ شعائر خداوند این برنامه‌‌ها انسجام و کارکرد پیدا کند، کارکرد معنویت بدون شعائر معنا ندارد، بدون وجود ایام الله، بدون وجود مکان‌های مربوط به خداوند، بدون وجود شعائر اصلا معنا ندارد.
بنابراین اولین کارکرد حج این است که جنبه شعائرالهی دارد و این جنبه دم به دم خداوند، اندیشه خداوند و اندیشه خدایی داشتن را به جامعه تزریق می‌کند. توجه به کرامت‌ها و عنایت‌های خداوند و مغفرت و بخشش خداوند و به تعبیر دیگر لمس کردن خداوند در حج اتفاق می‌افتد، همچنین یک بعد شعائری دارد که این بعد شعار بودن از طرف خداوند بسیار مهم و تأثیرگذار است.
کارکرد دوم حج این است که به صورت نمادین و رمزگونه حیات بشری را در ارتباط با وظایف دینی شکل و شمایل می‌دهد و به صورت عینی و عملی انسان را از دنیای ماده به دنیای معنویت منتقل می‌کند. این غیر از جنبه شعائری است، جنبه شعائری این است که فی نفسه بر انسان تأثیر بگذارد، اما در کارکرد دوم بحث در مورد قرارداد‌های حج و برنامه‌های حج به صورت جزئی‌تر است، هر کدام از برنامه‌های حج به صورت رمزگونه‌ و نمادین شکل گرفته‌‌اند و این نماد و رمز امکان انتقال سریع و پرشتاب انسان را از فضاهای مادی به فضاهای معنوی و گره زدن این فضاها به هم را ایفا می‌کند.
به غیر از حج برنامه‌های عبادی دیگر این‌گونه نیست، اما در نماز قدری حالت‌های نمادین وجود دارد، اما به این پررنگی، گستردگی و فراگیری و پوشش‌دهی که در حج به چشم می‌خورد، اصلا وجود ندارد و بنابراین یکی از فوایدش این است که چنین فرصت انتقال سریع را فراهم می‌کند. این دو کارکرد کارکرد معنوی بوده و البته کارکرد دوم قدری خدمت به مادیت هم بوده، چون مادیت را زیر پوشش معنویت می‌برد و طبعا مادیتی که به معنویت کمک می‌کند بهتر می‌تواند شکل بگیرد.
کارکرد سوم حج این است که در حج یک فرصت‌های ویژه متافیزیکی قرار داشته شده است، متافیزیکی به این معنا که از فرصت‌های عادی و معمولی فراتر می‌رود، نمونه‌ای از مراسم حج، ماه رمضان است. ماه رمضان هم یک فرصت متافیزیکی است، به این معنا که بشر فراتر از یک روند عادی به عبدات می‌پردازد.
عبادت تعریف خاصی دارد، اما در ماه رمضان خواب انسان عبادت است، قاعدتا خواب انسان نباید عبادت باشد، اما چون ماه رمضان یک فرصت متافیزیکی است، خواب عبادت محسوب می‌شود. نفس زدن‌های بی‌اختیار و قهری و جبری انسان در تعریف عبادت غیر متافیزیکی نمی‌گنجد، اما در فرصت متافیزیکی ماه رمضان به یک عبادت تبدیل می‌شود.
حج، رمضان و شب قدر یک فرصت متافیزیکی است، نسیم شب قدر با نسیم‌های معنوی عادی متفاوت است. شب قدر هم دقیقا یک فرصت متافیزیکی است، همین که ما در شب قدر از خداوند می‌خواهیم که به ما توفیق دهد که حج را در آن سال به جا بیاوریم، چون هر دویشان در این جنبه مشترک هستند که دو فرصت متافیزیکی هستند که خداوند به صورت ویژه با رحمتی که داشته است، برای انسان قرار داده است، لذا به خصوص در عرفات، عرفات یک فرصت متافیزیکی فوق برنامه و روال عادی است که برای انسان لحاظ شده تا یک دفعه ارتقا پیدا کند، یعنی عرفات برای یک انقلاب دفعی و متحول‌سازی لحظه‌ای انسان از حالتی به حالت دیگر که همان حالت معنویت و به تعبیر دیگر لمس خداوند است، چیز عجیبی است.
از دیگر کارکردهای حج که جنبه‌های اجتماعی دارد و به اصطلاح بعد تأثیرگذاری حج بر اجتماع است، با همه لایه‌های اجتماعی. لایه سیاست، لایه اقتصاد و ... حج اگر به درستی شناخته شود و به خوبی مورد برنامه‌ریزی و آگاهی و شناخت دقیق اجتماعی قرار بگیرد و در چارچوب یک نگاه هوشمند و پرشعور و آگاهی حج را قرار دهیم، حج دارای یک کارکردهایی در صحنه اجتماع است که ویژه خود حج است و هیچ برنامه دیگری قادر به انجام این نقش‌ها و کارکردهایی که حج است، نیست.
در حوزه سیاست یک تصفیه‌سازی ناب‌ و روند بی‌پیرایه‌سازی و ایجاد صفا و صمیمیت درست سیاسی را ایجاد می‌کند، چون سیاست همیشه در معرض فروغلتیدن به مشکلاتی است، فروغلتیدن در اموری که با فطرت انسانی و صداقت انسانی و بندگی انسان در حضور خداوند بسیار مرتبط است. سیاست به رغم ضرورتش این مشکلات را هم دارد.
حج دارای کارکردی است که فرد سیاسی و غیرسیاسی را در یک جبهه قرار دهد به شرطی که به درستی عمل شود و قدرتمند و حاکم را در کنار مردم عادی و شهروندان دیگر در کنار یکدیگر و در یک صف قرار دهد و این توانایی را دارد که رنگ معنوی را به همه بدهد و این رنگ هم رنگ بندگی باشد و بندگی را خواستگاه تزریق سیاست به جامعه قرار دهد و این در جای دیگر مشاهده نمی‌شود.
چنین فرصتی نیست که همه یک جا در یک سطح با یک شکل، در یک اندازه و بدون مزیت در کنار هم بدون حتی مجادله، نوعا افراد دارای قدرت ممکن است صحبت با غیر نکنند، اگر هم می‌شود در یک فضای پرمجادله صورت می‌گیرد، اما در حج با حذف تمام امتیازها و ایجاد یک فضای صمیمی و همسان و هم‌سطح و ایجاد سیاست و شکل دادن به سیاست از اینهاست، البته این یکی از ابعاد سیاسی حج است که باید توسط جامعه اجرا شود تا از برکاتش استفاده کند.
از جنبه‌های سیاسی دیگر حج این است که در حج ما باید وقتی که بر گرد خانه خدا می‌گردیم و بندگی او را صرفا و به طور انحصاری در حج تمرین و تجربه و تکرار می‌‌کنیم و کلمه وحده و لبیک در آنجا بیشترین و تنهاترین ادبیات را شکل می‌دهد، طبیعی است که باید با دشمنان و کسانی که آن راه را نمی‌پسندند و موانعی بر سر این راه هستند با آنها هم از سر ستیز احیانا و مقاومت در برابرشان برخواست.


- حج به نوعی تجسم اصول عقاید اسلام است، چگونگی نمود این اصول در مناسک حج را توضیح دهید؟

بخش برائت و تبری به معنای دقیق در اینجا شکل می‌گیرد و اتفاق می‌افتد که باید تمرین شود، در آنجا بر گرد خدا شکل می‌گیرد و سیاستی که به دور از خدا و یا حذف خدا انجام می‌گیرد، سیاستی که ارتباطی با یکسانی و همراه بودن با مردم و حذف مزیت‌ها و خدمت به مردم شکل نگرفته حذف می‌شود؛ لذا حج سایه سنگین خود را روی این حوزه به درستی نیانداخته و ما از رفتن در نسیم این تأثیرگذاری اجتناب کردیم.
نسبت به اقتصاد هم همین طور است. حج جایی است که منابع جهان اسلام گره خورده است. همیشه اقتصاد جهانی با حضور نهادها، افراد و یا نمایندگانی از جهان اسلام رقم می‌خورد؛ چون در حج همه شرکت می‌کنند، آنجا محل اتفاق و اجماع و مرور بر اقتصاد جهان اسلام است و بنابراین باید برنامه‌ریزی‌های مناسبی اتخاذ شود و قراردادهایی انجام گیرد و برنامه‌ها و پروژه‌های مختلفی در اینجا طرح شود.
انسان‌های مختلف با موقعیت‌های اجتماعی مختلف و از نقاط مختلف جهان در حج حضور دارند که باید کنار هم بنشینند و این را گره بزنند. از حیث فرهنگی هم به نظر من، اصولا کارکرد حج فرهنگ است، چون انسان مسلمان همه غیر ارزش‌ها را عملا کنار می‌گذارد و یک مجموعه ارزش را تماما با هم در حج مرور می‌کند. فرهنگ به شکل دسته جمعی و با هم شکل می‌گیرد، یعنی تا مادامی که امری به شکل جمعی و اجتماعی نشود، فرهنگ نیست.
در حج تمام ضد ارزش‌ها کنار گذاشته می‌شود و اگر کسی بخواهد به دنبال آن برود زمینه‌ای هم وجود ندارد و همه ارزش‌ها به صورت پررنگی محور قرار می‌گیرند و لذا سایه فرهنگ حج را باید در سر جامعه گستراند و چشمه جوشان فرهنگ را از آنجا باز کرد و مایه حیات فرهنگ را در کل بدنه جامعه سرازیر و جاری کرد.

- هدف حج چیست، با توجه به این‌که عبادات گروهی اهداف خاصی علاوه بر تقرب به خداوند دارند؟

حج بهترین فرصت است برای این‌که بفهمیم فرهنگ یعنی چه، فرهنگ ناب غیرآمیخته یعنی چه و چگونگی ارزش‌گذاری بر فرهنگ به چه معناست. در حج سایه سنگین فرهنگ در جامعه لمس می‌شود و بنابراین یک مدل کاملا آماده تمام عیار با حضور افراد جامعه و از هر سنخ و تیپ با محوریت خداوند شکل می‌گیرد؛ لذا حج یک کارکرد فرهنگی عظیم دارد.
البته ما عادت کردیم که موانعی بر سر راه تسری حج به جامعه فراهم آوریم و یا اقتضائات این تسری را که شرط لازم تسری و سرایت فرهنگ به جامعه است را فراهم نکنیم، این‌ها باید برنامه‌ریزی شود، خود پیامبر اسلام(ص) و اهل بیت(ع) نیز برای حج برنامه‌ریزی داشتند و بدون برنامه هیچ امری را نمی‌توان اجرا کرد. قرآن می‌تواند جامعه را هدایت کند، اما مادامی که برنامه‌ریزی نشود، هدایت اتفاق نمی‌افتد، حج نیز همین طور است، کارکردهای جهانی و عظیم و اساسی و همه جانبه و چندگانه‌اش با ایجاد بسترهای مناسب و برنامه‌ریزی برای اجرای این برنامه‌ها و رفع موانع راه صرفا انجام پذیر است.


- ‌با توجه به این‌که توحید به عنوان کلمه سواء (آیه 64 سوره مبارکه آل‌عمران) و حج نیز نمایش عظیم مسلمانان برای نشان دادن این توحید و یگانی است، چگونه می‌توان با توجه به آیه یادشده آموزه حج را در سیطره یک وحدت جهانی نمایش داد؟

اگر تحولات بزرگ را در زمان پیامبر اسلام(ص) مرور کنید، متوجه می‌شوید که بسیاری از آن‌ها در حج رقم خورده است. به غیر از پیمان عقبه، امامت امام علی(ع) در سایه حج و فرصت‌های شکل گرفته در کنار حج ابلاغ شد.
بحث برائت یک بحث اجتماعی است، برائت یک تحول و رویکرد و یک جهت‌گیری سیاسی است، آن قدر پیوند حج با مسائل کلان جامعه جدی و غیر قابل رد و اغماض بوده که ادبیات دینی بر این اساس شکل گرفته، همچنین در روایات داریم که حتی خبر و صحبت از قیام مصلحی به نام امام مهدی(عج) در زمانی اتفاق خواهد افتاد که آن زمان در دوره‌های تکاملی تاریخ به آخرالزمان تعبیر می‌شود، این مسئله و ندای مصلح، در حج اتفاق می‌افتد. نمی‌‌شود برنامه‌های کلان اجتماعی در دین برای مردم و جامعه و بشریت پیش آید و پای حج و نام حج و پایگاه حج در میان نباشد، این یک امر پذیرفته شده و نهایی شده‌ای است و ادبیات دین بر این اساس شکل گرفته است.
امامان معصوم(ع) هم در زمان حج کارهای بزرگی انجام می‌دادند، حج خواستگاهی بود برای این‌که مسائل علمی به گفت‌وگو گذاشته شود، حج در عین حال که جایگاهی است برای تأمین منافع سیاسی و تأمین منافع اقتصادی و تأمین فرهنگ اجتماعی، جایگاه و پایگاهی هم برای تبادل و حوار علمی و طرح مسائل علمی مورد نیاز برای جامعه است؛ یعنی همه این‌ها در حج‌‌های صدر اسلام وجود داشته است، اما رفته رفته در گذر زمان از این ادبیات فاصله گرفتیم.
اگر به گذشته باز بازگردیم، می‌بینیم که ادبیات حاکم بر حج یک ادبیات اجتماعی و مردمی است، در ادبیات قرآن، حج یک امر فردی نیست، رابطه‌اش رابطه کلانی است که یک طرف آن ناس قرار دارد و طرف دیگرش خدا، و طرف واسطه بین خداوند و ناس همین بیت خداوند است که به یک تعبیر بیت مردم است.
رفته رفته طی سال‌ها اگرچه تسهیلات و جنبه‌هایی از حج را توانستیم بروز دهیم، ولی حجی که در قرآن معرفی می‌شود، حج با کارکرد است، اگر حج در قرآن با داشتن کارکردهایی تعریف شده است، کارکردهای اجتماعی در سطح مردم، ما امروز حج را تبدیل به مناسک کردیم که قواعد شخصی فقط عاید انسان می‌شود، فرد به حج می‌رود و معنویت و فضای معنوی‌ای را تجربه می‌کند، به نظرم کارکردهای اساسی حج امروز نیازمند به برنامه‌ریزی است و برنامه‌ریزی به کمک چند کشور هم امکان‌پذیر نیست، در همه جهان اسلام شورای برنامه‌ریزی حج باید تشکیل شود و همه سران و نمایندگان جهان اسلام حضور داشته باشند، البته اگر قدرت اجرایش دست عربستان است، ولی شورای برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری و نظارت تشکیل شود تا حج در آن بعد جهان‌شمول و فراگیر، تأثیرگذار شود.
یکی از موارد و فرصت‌های حج این است که اختلافات حداقلی بین فرق اسلامی درباره حج وجود دارد، در بسیاری از برنامه‌های دینی حقیقتا مشاهده می‌کنیم که اختلافاتی بین شیعه و سنی وجود دارد که در ارتباط با حج وجوه مشترک خیلی بیشتر از وجوه اختلافی؛ بنابراین این هم نشان می‌دهد که حج ‌حداقل توانسته است در طول تاریخ بحث به اصطلاح مناسک و تعریف خودش را به منصه ظهور برساند و از این جهت اگر ما مروری بر مناسک حج بین شیعه و سنی داشته باشیم، جز در مواردی خاص اختلافاتی نیست.
حج عرصه‌ای است که به اعتقادات اسلامی تبلور می‌بخشد و همچنین عرصه‌ای است که به فروع دین نمود می‌بخشد، یعنی ردپای اصول و فروع دین را می‌توان در حج مشاهده کرد. اصولا روح حج توحید است، توحید را اگر در هیچ جایی نتوان به صورت مجسم دید و مشاهده و ردیابی کرد، در حج نمود دارد، حج عرصه‌ای است که از آغاز با توحید شروع می‌شود و پایان آن را نیز توحید تشکیل می‌دهد و روند آن را نیز توحید و دست‌مایه‌های توحیدی و دوری از شرک و کفر تشکیل می‌دهد و انسان را به ناب‌ترین مراحل توحید می‌رساند.
بحث نبوت هم هست، انسان مسلمان در حج آموزه‌‌هایی را به انجام می‌رساند که پیامبر اسلام(ص) نهایی کرده و در اختیار گذاشته و تکلیف کرده، وانگهی که صحنه حج جلوه‌گاهی است که انسان به یاد نزول وحی بر پیامبر اسلام(ص) می‌افتد و امتی را که پیامبر(ص) بنا کرد و کوشش‌هایی که پیامبر(ص) برای اجرای حج اسلامی کرد، آنجا به وضوح پیامبر(ص) خودنمایی می‌کند. افزون بر این‌ها در کنار حج بنا به دستور خود پیامبر(ص) باید به زیارت قبر پیامبر(ص) رفت و ارتباط وثیق با نبی اکرم(ص) و نوبت را مستحکم کرد. به هر حال حج بیانگر اصل نبوت نیز هست.
نمود بحث معاد هم در حج این است که خداترسی انسان اگر در مکان‌ها و زمان‌های دیگر به صورت احیانی و اتفاقی روی دهد، در آئینه حج و معاد بازگشت به خداوند و مراحل و مراتب روز قیامت در آنجا خودنمایی می‌کند و به شدت معاد در حج وجود دارد، بحث عدل خداوند نیز در حج نمود دارد، در حج انسان به مسئله‌ای فراتر از عدل؛ یعنی رحمت خداوند می‌رسد و خداشناسی انسان که بخشی از عدل است، در هیچ جایی به اندازه حج اتفاق نمی‌افتد؛ یعنی کمترین انسان دارای آگاهی‌های عرفانی وقتی به حج می‌رود، با تجربه عرفانی باز می‌گردد، البته در سطح و حد خودش. بنابراین عدل‌شناسی هم در اینجا معنا پیدا می‌کند.
بحث امامت نیز در حج به عنوان تنها راهی که توحید را می‌شود به صورت دقیق پیگیری کرد، حضور جدی دارد، بحث رهبری سیاسی و امامت اهل بیت(ع) در اینجا به اندازه کافی حضور و ظهور دارد و انسان به هر حال مجموعه اعتقادات را می‌تواند در اینجا تمرین، مرور و تجربه کند.
فروع دین هم به نحوی در حج حضور دارد، حج به نوعی از جنبه‌های نماز تشکیل شده و جنبه‌های مربوط به روزه که تمرین بازداشتن خویش از بعضی از لذایذ، خواسته‌ها و تمایلات فردی وغیره است، در حج فراتر از زمان‌های معمولی پیداست. بحث‌های دیگر؛ مانند زکات، تولی و تبری وغیره در حج به اوج می‌رسد. به هر حال در حج عظمت‌های تاریخی اسلام، و پیوند خوردن با گذشته وغیره را به نحوی می‌توان مشاهده کرد. /د103

ارسال نظرات