۲۸ آبان ۱۳۸۸ - ۰۰:۲۰
کد خبر: ۶۸۵۴۹
لگنهاوزن:

در فلسفه اسلامی باید اجتهاد کرد

خبرگزاری رسا ـ استاد دانشگاه امریکا با تأکید براینکه در فلسفه باید اجتهاد کرد، گفت: نحوه تدریس فلسفه اسلامی باید تغییر کرده و به جای حفظ متون، توسعه فکری، تاریخی در مسائل و کار تطبیقی باشد.
در فلسفه اسلامی باید اجتهاد کرد
 
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، دکتر محمد(گری) لگنهاوزن، استاد فلسفه غرب در دانشگاه امریکا روز گذشته در همایش فلسفه اسلامی در ایران معاصر، به تبیین نحوه تعامل فلسفه اسلامی و فلسفه های غربی پرداخت و گفت: در ابتدا که به ایران آمده و شروع به تدریس فلسفه کردم به این نتیجه رسیدم که دیدگاه کلی اساتید این است که فلسفه غرب همه اش الحادیست، اما امروز بحمدلله تفاوت بسیاری پیدا کرده و می بینیم در حوزه و دانشگاه در مورد فلسفه غرب پایان نامه می نویسند و بحث می کنند.

وی، بحث و بررسی فلسفه غرب را مفید ارزیابی کرد و افزود: بیست سال در اینجا ماندم چون فکر می کردم مفید است، وقتی سیر تاریخ در کشورهای مختلف را نگاه کنیم، می بینیم که فلسفه زمانی که با افکار مختلف درگیر می شود، در تلاش برای نفی یا اثبات این افکار به رشد و اوج می رسد؛ بنابراین پرداختن به فلسفه غرب، موجب تقویت وضعیت فلسفه ایران خواهد شد.

لگنهاوزن، تشخیص نقاط تعارض بین فلسفه غرب و ایران را از دیگر مزایای بررسی فلسفه غرب برشمرد و گفت: وقتی فلسفه غرب بخوانیم یاد می گیریم هر علمی زبان خودش را دارد؛ فلسفه های غرب هم زبان های خودش را دارد وقتی این زبان ها را یاد بگیریم این امکان بیشتر به ما می دهد تا برای طرح نظرات خود از این زبان استفاده کنیم.

این استاد فلسفه غرب ادامه داد: اگر هدف ما از خواندن فلسفه این است که می خواهیم یک فهم عمیق تر از حقیقت داشته باشیم پس نگاه کردن به حقایق از زوایای مختلف این فهم ما را تعمیق می کند؛ وقتی یاد می گیریم که در فلسفه غرب مسائل چگونه طرح شده، یاد می گیریم که چطور حرف خود را در بافت حرف آن ها اضافه کنیم؛ چه می توانیم بدهیم و چه دریافت کنیم.

عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهش امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: البته پرداختن به فسلفه غرب، مشکلاتی نیز دارد از جمله اینکه برخی فکر می کنند نتیجه وقت کذاشتن برای درک فلسفه غرب این می شود که نه تنها فلسفه غرب را خوب نمی فهمیم بلکه فلسفه اسلامی را نیز خوب نفهمیده و نگاهمان سطحی می شود، برخی دیگر نیز معتقدند نتیجه این پرداختن، مونتاژ تفکرات است که به دلیل عدم هماهنگی با هم کارآیی ندارد.

وی، غرب زدگی را از دیگر آسیب های پرداختن به فلسفه غرب ذکر کرد و ابراز داشت: بخش زیادی از فلسفه غرب، الحادی و طبیعت گرایانه است و موجب تضعیف دین داری فرد می شود، وقتی فلسفه غرب را به دانشجو تدریس می کنیم، شیفته آن می شود در حالی که هدف ما این نیست؛ لذا نتیجه خواندن فلسفه غرب در ایران این می شود که دانشجویان ایرانی فلسفه اسلامی را نسبت به غرب ضعیف تر انگاشته و طرفدار آن می شوند.

لگنهاوزن در ادامه به ارائه راه حل این آسیب ها پرداخت و اظهار داشت: در گام نخست باید سعی کنیم مکاتب فلسفی را بهتر از خودشان بشناسیم و بدانیم دقیقا چه می گویند، همچنین صبر و تحمل داشته باشیم؛ این ماشین مونتاژ شده اول کار چندان رضایتبخش نیست اما مدل های بعدیش مطلوب خواهد بود.

وی، تقویت اعتماد به نفس دانشجویان را از راهکارهای جلوگیری از این آسیب ها برشمرد و گفت: اینکه بگوییم فلسفه اسلامی با ورود فلسفه غرب، نابود می شود، بدبینی است، می توان از این خودباختگی جلوگیری کرد.درست است اگر کسی کمی فلسفه بخواند ملحد می شود اما عمیق تر که می شود بر یقین و دین داری اش افزوده می شود.

این استاد دانشگاه های ایران و امریکا تأکید کرد: ما به دنبال حقیقت هستیم و نباید به فلسفه غرب و فلسفه اسلامی همچون دو تیم نگاه کنیم که هریک طرفداران خود را دارد، این بازی نیست بلکه اگر طرف مقابل نقطه خوب و قوی داشته باشد قبول می کنیم زیرا نکته مهم در سیر تاریخ فلسفه، انعطاف پذیری است.

لگنهاوزن با انتقاد از شیوه حفظ معلومات در مدارس و دانشگاه های ایران، یادآور شد: باید قوه فکر دانشجو را تقویت کنیم تا در آنچه استاد می گوید تفکر کند، تحلیل کند، مقاله بنویسد و خلاقیتش شکوفا شود، باید یاد بگیریم که این نظام فکری را برای حل مسائل(کلی) استفاده کنیم نه اینکه آن ها هرچه گفتند تکرار کنیم بلکه بایستی در فلسفه اجتهاد کرد.


وی با اشاره به اینکه برخی احساس می کنند اگر می خواهند فلسفه اسلامی یاد بگیرند باید یک دسته اصول را بیاموزند گفت: دانشجویان در ایران از منطق جدید می ترسند در حالی که منطق ابزار مهمی در فلسفه و یکی از مهمترین بخش های فلسفه غرب است؛ برخی اساتید منطق جدید را مثل یک چوب علیه فلسفه اسلامی استفاده می کنند.

لگنهاوزن با تأکید براینکه نحوه تدریس فلسفه اسلامی باید تغییر کرده و به جای حفظ متون، توسعه فکری، تاریخی در مسائل باشد، بیان داشت: به جای اینکه فقط جلد هشتم اسفار بخوانیم، کار تطبیقی کنیم و تفاوت آراء را بررسی کنیم، این فکر ما را برای تمرکز روی مسائل خاص تعمیق می کند، تمرکز روی مسائل مفید برای گفت و گو با دانشمندان غرب مثل فلسفه دین، متافیزیک و معرفت نفس.
وی گفت: نگوییم که ما متافیزیک می دانیم پس نیاز نیست بدانیم غرب چه می گوید باید نگاه کنیم کجا می توانیم سهمی داشته باشیم و چیزی اضافه کنیم.

این محقق و پژوهشگر، با تأکید بر ضرورت مشخص شدن نقاط ضعف و قوت فلسفه اسلامی و نیز تقویت منطق، اظهار داشت: فلسفه اجتماعی به طور پراکنده در کتب فلسفه اسلامی هست ولی جمع و جور مطرح نشده و مشخص نیست اصولش چیست و به کجا می رسد؟این موضوع خوبی برای کار تطبیقی است./پ202
ارسال نظرات