۰۹ آذر ۱۳۸۸ - ۱۴:۰۰
کد خبر: ۶۹۴۰۷

مدرسه داری و طلبه پروری

خبرگزاری رسا ـ روزنامه جمهوری اسلامی در صفحه حوزه خود یادداشتی با موضوع مدرسه داری و طلبه پروری منتشر کرده است.
مدرسه داری و طلبه پروری

معلم فقه
شیخ مفید (اعلی الله مقامه ) درعالم رویا دید حضرت فاطمه زهرا(س ) حسنین (ع ) را پیش او آورده و می فرماید : « یا شیخ علمهماالفقه » ای شیخ به این دو فقه بیاموز.
شیخ پس از بیداری حیرت زده به فکر فرو رفت که واقعیت رویای او چیست صبح همان شب بانو فاطمه والده سید مرتضی و سید رضی دو پسر خود را که خردسال بودند پیش شیخ آورد و همان مطلبی راکه او در خواب شنیده بود به زبان آورد! « ای شیخ ایندو پسران من می باشند که پیش تو آورده ام تا به آنان فقه تعلیم دهی » 1
شیخ مفید (ره ) که همان محمدبن محمدبن نعمان است به « ابن المعلم » نیز خوانده می شد به حق « مفید » بود چه درعرصه تعلیم و پرورش عالمان بزرگ و خدمتگزار دین و مومنین و چه در وادی تالیف و نگارش کتاب های ارزنده و پرفایده و ماندگار. در عظمت او همین بس که به سید مرتضی (ره ) علم الهدی و سید رضی (ره ) تدوینگر نهج البلاغه درس دین داد و آنها را فقیه در دین نمود و شیخ الطایفه طوسی (ره ) شاگرد مشترک او و شاگردش سیدمرتضی می باشد. او به حق همان فقیهی بود که ائمه معصومین (علیهم السلام ) در عظمت و فضیلت آنها سخنان بلندی فرمودند. دین شناسی که شهامت و اخلاص و فداکاری مثال زدنی علاوه بر پرورش عالمانی بزرگ وتالیف آثاری ارزنده در بحث و مناظره و گفتگو از تعالیم دینی و معارف مکتب اهل بیت (ع ) دفاع کرد و مکتب حق اهل بیت (ع ) و منطق برتر آنان را به همگان نمایاند. تلاش و جهاد علمی و عملی این اسوه های درس آموز استمرار تلاش و جهاد اصحاب و شاگردان ائمه اطهار(ع ) بود که در محضر و مکتب امامان معصوم (ع ) حضور پیدا می کردند تا در قالب « اصول اربعمائه » حامل علوم اهل بیت و راوی آثار رسالت باشند. یعنی مدرسه شیخ مفید(ره ) و شاگردان او دربغداد و ادامه آن در نجف اشرف خود ادامه مدرسه و مکتب مدینه صادقین (ع ) بود که علی رغم فضای نامساعد و جو خفقان حکومت های ستمگر و منحرف سختی ها را به جان خریدند تا چراغ حقیقت روشن بماند . در همین راستا بود که بدنبال فتنه کور مذهبی به سال 449 ف در بغداد وغارت شدن خانه و کتابخانه شیخ طوسی (ره ) او از بغداد به نجف اشرف و جوار قبر شریف امیرالمومنین (ع ) پناه آورد و در پناه امنیت و برکت علوی حوزه علمیه را بنا نهاد که امروزه حوزه هزار ساله خوانده می شود.
« ابن المعلم » « مفید » شد اما با جهادی که در راه مدرسه داری » و « طلبه پروری » انجام داد و هرگونه سختی و ناگواری و زحمت را به جان خرید.
عنصر هویت بخش در رمز حیاتی
تشکیل حوزه های علمیه و اداره مدرسه های دینی و رونق بخشی به محیط تعلیم و تعلم علوم و دانش های اسلامی همان « رمز حیات » شیعه است و زحمات عالمان ربانی و طالبان با اخلاص دانش دین و شیفتگان علوم اهل بیت سازنده و شکل دهنده هویت مذهبی پیروان اهل بیت می باشد.
« اگر فقهای عزیز نبودند معلوم نبود امروز چه علومی به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بیت (علیهم السلام ) به خورد توده ها داده بودند. جمع آوری و نگهداری علوم قرآن وآثار و احادیث پیامبر بزرگوار و سنت و سیره معصومین (علیهم السلام ) و ثبت و تبویب و تنقیح آنان در شرایطی که امکانات بسیار کم بوده است و سلاطین و ستمگران در محو آثار رسالت همه امکانات خود را به کار می گرفتند کار آسانی نبوده است ... اگر ما نام این همه زحمت و مرارت را جهاد فی سبیل الله نگذاریم چه باید بگذاریم » 2
عالمان راستین و فقهای اهل بیت در طول تاریخ طولانی غیب صغری و کبرای صاحب العصر و الزمان مهدی موعود (ارواحنا فداه ) این سنگر کلیدی را با جد و جهد فراوان و وصف ناشدنی حفظ کردند زمانی در بغداد و دگر روز در نجف و برهه ای درحله و یا کربلا و مدتی در جبل عامل لبنان وزمانی در ری و قم و اصفهان و... اما در هر حال شهرها و حتی روستاهای فراوانی پایگاه تعلیم و تعلم علوم اهل بیت بوده است و عنایت الهی ناشی از اخلاص عالمان و متعلمان در این مدارس و مراکز بر تضییقات وسرکوب های امثال رضاخان هم فائق آمد و این پایگاههای اهل بیت را حفظ کرد تا هویت شیعه محفوظ بماند و حیات دینی و حقیقی شیعیان ائمه (ع ) استمرار یابد. سپس « مدرسه داری » و « طلبه پروری » عنصر کلیدی حفظ هویت شیعیان است که لازم است همگان در هر شرایط و موقعیتی متوجه و مراقب اصالت و استمرار آن باشیم .
با پسته های امروز
با تکیه بر مجاهدات علمی و عملی عالمان عامل و روحانیون خدمتگزار و در استمرار مجاهدت های آزادی خواهانه و استقلال طلبانه ملت مسلمان ایران به رهبری روحانیت انقلاب اسلامی ایران با رهبری امام خمینی (ره ) به پیروزی رسید و نظام جمهوری اسلامی بنیانگذاری شد و در پی آن از یک سو فضا برای فعالیت های دینی بسیار مناسب گردید و در واقع فرصتی تاریخی برای بسط و تعمیق تعالیم اسلامی و بالاتر عملی کردن دستورات اسلامی و عینیت بخشیدن به آنها فراهم شد واز سوی دیگر توقعات به حق مردم از دین و متولیان علوم دینی فزونی گرفت . ارزیابی عملکرد حوزه ها و روحانیت در عرصه علم و عمل و فرهنگ و مدیریت خود مجالی واسع می طلبد که در این نوشته مختصر در پی آن نیستیم . بلکه مقصود تذکر و توجهی است به عالمان و معلمان و نیز معلمان و طلاب و همچنین اثرگذاران خارج از حوزه برحوزه !
مشکل شغل دوم !
از گذشته عالمان و مدرسان حوزه ها عمده بلکه هم وقتشان صرف تعلیم وتربیت طلاب می شد و اساتید ممحض در امر اداره طلاب بودند و در کنار آنان طلاب نیز عمده تمام وقت خویش را صرف تعلم و یادگیری درس خود می کردند و در کنار حضور جدی در درس ها مباحثه را کار اصلی خود می دانستند و آنها نیز ممحض در تحصیل بودند و با این روحیه درس می خواندند و البته با تربیت خویش و تهذیب نفس و خودسازی و جدی گرفتن اخلاق آماده می شدند تا امانت تعالیم دین را به اهلش که جان های مشتاق مومنین بود برساند.
اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی و ورود روحانیت در عرصه های خدمتگذاری اجتماعی در مقیاسی وسیع تر تعدادی از مدارس توسط متصدیان و مسئولانی مدیریت شده و می شود که کار حوزه شغل چندم آنان است و نمی توانند و یا نمی خواهند ممحض درکار حوزوی باشند! به همین مقیاس ما طلبه ها نیز آن جدیت سابقین در تحصیل و علم آموزی را از دست داده ایم که این یعنی به تدریج از عمق علوم حوزوی کاسته شدن و به همان سطوح ولایه های ظاهری اکتفا کردن ! آیا حضور طلاب بر سر درس ها به مانند گذشته است ! مشغول شدن به تکنولوژی جدیدی که درخدمت تحصیل و تحقیق هم قرار می گیرند اگر از حد معقول فراتر رود نه تنها مفید نخواهد بود که مضر می باشد. مگر استفاده از نوار درسی جای حضور طلبه در کلاس را پر می کند ! اگر پیشینیان توفیقات بسیار وبزرگ داشتند بدین خاطر بود که کار اصلی و دائمی خود را به علم و شئون مختلف آن اختصاص داده بودند.
علامه حسن زاده آملی در همین رابطه می گوید :
« در مدرسه مروی تهران حجره داشتم و از آنجا به سه راه سیروس که اکنون چهارراه سیروس است برای درس به منزل حضرت استاد شعرائی (رضوان الله تعالی علیه ) که دانشگاه دانش پژوهان بوده تشرف می یافتم . روزی از روزهای زمستان که برف سنگین و سهمگین تماشایی آن کوی و برزن را همواره کرده بود که گویی شاعر در وصف باریدن آن برف گفته :
در لحاف فلک افتاده شکاف
پنبه می بارد از این کهنه لحاف
برای حضور در مجلس درس . دو دل بودم هم به لحاظ حال استاد و منزل آن جناب و هم به لحاظ کسوت و وضع طلبگی خودم که کوس « عاشقان کوی تو الفقر فخری » می زدم بالاخره روی شوق فطری و ذوق جبلی به راه افتادم و برهه ای از زمان بر در سرایش مکث کردم و با انفعال حلقه بر در زدم چون به حضورش مشرف شدم عذرخواهی کردم که در چنین سرمای سوزان مزاحم شدم . فرمودند : از مدرسه تا بدینجا آمده ای آیا گدایان روزهای پیش که در کنار خیابانها و کوچه ها می نشستند و گدایی می کردند امروز را تعطیل کردند عرض کردم : بازار کسب و کار آنان در چنین روزهای سرد گرم است . فرمودند : گداها دست از کارشان نکشیدند ما چرا تعطیل کنیم و گدایی نکنیم ! » (3 )
جدیت اساتید و طلاب و ممحض بودن آنها برای تعلیم و تعلم و شغل اول قرار دادن طلبگی از سوی آنان مداومت بر درس و مباحثه و مطالعه و پیگیری درس ها در کنار اخلاص و اهتمام به اخلاق روحانی متعهد می پروراند. اما اگر مدیر و مسئول حوزه در هفته چند روز در جلسات اداری و غیر اداری باشد و طلبه به درس ها و کارهای دیگر مشغول باشد پیشاپیش نتیجه روشن است . از گذشته سنت و سیره بر این بود که عالمانی دریایه عالی علمی با عشق و علاقه ای که به تربیت طلبه داشتند مدرسه دائر می کردند و یا در مدارس دائر مستقر می شدند و خودشان را وقف این رسالت می کردند و لذا نتیجه می گرفتند. مثلا مرحوم آیت الله کوهستانی (ره ) پس از مراجعت از نجف با آن رتبه علمی و مقام تقوائی در یک روستا حوزه علمیه دائر کرد و خود را وقف کامل حوزه نمود و البته نتیجه گرفت و یا در این اواخر مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره ) در تهران با جدیت و عشق و علاقه به این کار بزرگ قیام کرد و البته موفق بود. تازه در فضای نظام اسلامی توقع و نیاز جامعه و مومنین بیشتر و وسیع تر است که تلاش مضاعفی می طلبد.
در فضای ستم زده رضاخانی مرحوم آیت الله حائری یزدی (قدس سره ) حوزه علمیه قم را در جوار کریمه اهل بیت (ره ) احیا و باز تاسیس کرد و علی رغم جو نامناسب و وجود فشارهای گوناگون از هر طرف هیچ در امر تحصیل طلاب سستی را روا نمی دانست . « روزی برف شدیدی بارید حاج شیخ دیدند که درس خلوت است لذا برای تنبیه و تذکر از طلاب پرسیدند آیا بازار تعطیل است گفتند خیر ایشان فرمودند : چرا بازاری ها سرکار می روند و کسب و کار را تعطیل نکردند ولی طلاب تعطیل می کنند و اینطور نامنظم هستند ! » (4 )
دید منصفانه این است که در کنار دیدن خدمات و برکات حاصله از فضای جدید در جمهوری اسلامی این آفت بزرگ که در دراز مدت اثرات مخربی بر جای خواهد گذاشت را جدی بگیریم تا برای اصلاح آن اقدام عمومی و عاجل صورت گیرد. مدیران مدارس و حوزه های علمیه شهرستان ها و بلاد که در جایگاه عالمان مناطق مربوطه محسوب نمی شوند نمی توانند اثرگذاری عالمان و حوزه های گذشته را داشته باشند. متصدیان چند شغله حوزه ها و مدارس دینی نمی توانند طلابی بپرورانند که جای خالی گذشتگان را پر کنند.
باید متصدیان و مدرسان تمام وقت طلاب را تمام وقت تحت آموزش و تربیت خود قرار دهند تا این شجره طیبه به ثمردهی دائمی خود ادامه دهد.
استقلال حوزه ها
تنها وابستگی حوزه های علمیه شیعه در طول تاریخ وابستگی به قرآن و عترت بوده است واز افتخارات عالمان شیعه و حوزه های پیروان مکتب اهل بیت مستقل بودن و وامدار این و آن نبودن بوده است . استقلال عالمان شیعه و داشتن ارتباط با مردم و وامدار حکومت ها نبودن چنان نیروئی به روحانیت و مرجعیت شیعه بخشید که در دویست سال اخیر پیشتاز هر نهضت آزادیخواهانه و استقلال طلبانه ملی و منطقه ای بوده اند و « در مواقع زیادی با انحراف دولت ها معارضه کردند و آنها را از پای در آوردند . » (5 ) استقلال حوزه های علمیه شیعه ویژگی مثبت و ارزنده ای است که از روز نخست وجود داشت و همین استقلال مسئولانه نه تنها برکات فراوانی داشت که از انحرافات و ضایعات بسیاری جلوگیری کرد. امروزه و در فضای جدید که روحانیت شیعه ـ حداقل در ایران » تجربه جدیدی را شاهد است در کنار تعامل مثبت و هدایتگرانه و سازنده باید بر استقلال ذاتی و تاریخی حوزه ها پافشاری کند تا این امانت را به سلامت به آیندگان تحویل دهد. اگر استقلال حوزه ها خدشه دار شود و مدیریت و تدبیر آن از بیرون انجام گیرد چند صباحی نمی گذرد که روحانیت شیعه به سرنوشت دستگاه روحانی اهل سنت در مثل الازهر دچار شود!
واقعا مدارس طلبگی که جای جوانان و نوجوانان علاقه مند به معارف و احکام الهی است و آنها با صد شوق به امانت به دست اساتید و مسئولان حوزه ها سپرده می شوند باید به همان رویه مرضیه سلف صالح مدیریت شوند و از دخالت سلایق و تکفرات ناصواب بیرون حوزوی با جدیت ممانعت شود. واقعا تاسف بار نیست که فلان مداح از تهران به قم بیاید و در فلان مدرسه جلسه دینی و دعا و زیارت خوانی داشته باشد ! مگر نبایست این نوجوان و جوانان در این مدارس درس دین بیاموزند و بعد از نیل به مقام « تفقه » به انذار مردمان بپردازند
اگر آن رابطه معکوس شود نتیجه این می شود که بعضی از مبلغین جدید به سبک و محتوای مداحان جدید به تبلیغ و نوحه خوانی در میان مردم و مجالس مذهبی مشغول شوند! آیا این علائم زنگ خطر نیست تا بزرگان و مراجع بزرگوار و زعمای حوزه های علمیه در اقدامی امانت دارانه و آینده نگرانه از هرگونه دخالت برون حوزوی در امور حوزه ها و طلاب جلوگیری کنند تا در روندی طبیعی بر علم و تقوی و فهم و درک سیاسی ـ اجتماعی آنها افزوده شود و با فهم محققانه و مستقل به انجام وظیفه بزرگ تبلیغ و ترویج دین بپردازند.
راستی اگر در سالهای اخیر از پراکندن برخی وجوه خرد جلوگیری می شد امروز فلان مقام اجرائی به خود جرئت میداد مطلبی را در قم بر زبان جاری کند که مدیر حوزه و شخصیت محترم روحانی آن جلسه به حوزیت و اتفاق به تکذیب آن بپردازند !
البته روز آمد شدن حوزه ها و پاسخگو بودن عالمان دینی به نیازهای گسترده و جدید مخاطبان خویش امر حقی است که باید مدبرانه و با به خدمت گرفتن امکانات جدید و عصری به آن اقدام کرد ولی نکته ای که نباید با این گونه مسائل خلط شود حفظ استقلال حوزه ها و حوزویان است که آنها می توانند و باید با حفظ هویت مستقل خود از دخالت و دست کاری هر طیف و قدرت و نیروی بیرونی به وظایف خود عمل کنند.
سلاح علم و دانائی و توان فکری مولفه مهم و مهم ترین مولفه اقتدار و عظمت است نباید مراکز علمی و بویژه حوزه های علمیه را از ویژگی ذاتی آن که تلاش در عرصه های فکری و علمی است به وادی های دیگری کشاند که یا علمی نیستند و یا کارهای سطحی نگرانه و مداحی منشانه است که تعالیم دینی را از عمق و اثرگذاری باز می دارد و راه و رسم « مدرسه داری » و « طلبه پروری » ای که از شیخ مفید و سید مرتضی و شیخ طوسی آغاز شد را به فراموشی می سپرد. حوزه های علمیه با رعایت اصل استقلال و نیز تمرکز بر تحصیل ونیز تزکیه و البته توجه به عنصر زمان شناسی و توجه به نیازهای فکری و دینی انسان این عصر و مقتضیات تحولات نو شونده مفیدگونه علم الهدای این زمان را بپرورند و شیخ الطایفه گونه تفسیر و حدیث و فقه و اصول را گامی به جلو ببرد و به مانند مرحوم حاج شیخ و آیت الله بروجردی و امام خمینی مایه عزت و عظمت دین و مومنین باشند.
پاورقی ها :
1 ـ ریحانه الادب ج 4 ص 185
2 ـ صحیفه امام ج 21 ص 5 ـ274
3 ـ در آسمان معرفت ص 425 ـ426
4 ـ آداب الطلاب ج 1 ص 207
5 ـ بحثی درباره مرجعیت و روحانیت ص 182
« ابن المعلم » با جهادی که در راه « مدرسه داری » و « طلبه پروری » انجام داد و هرگونه سختی و ناگواری و زحمت را به جان خرید توانست « شیخ مفید » شود
امام خمینی (س ) : اگر فقهای عزیز نبودند معلوم نبود امروز چه علومی به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بیت (علیهم السلام ) به خورد توده ها داده بودند
« مدرسه داری » و « طلبه پروری » عنصر کلیدی حفظ هویت شیعیان است که لازم است همگان در هر شرایط و موقعیتی متوجه و مراقب اصالت و استمرار آن باشیم
در فضای ستم زده رضاخانی مرحوم آیت الله حائری یزدی (قدس سره ) حوزه علمیه قم را در جوار کریمه اهل بیت (س ) احیا و باز تاسیس کرد و علی رغم جو نامناسب و وجود فشارهای گوناگون از هر طرف هیچ در امر تحصیل طلاب سستی را روا نمی دانست
اگر استقلال حوزه ها خدشه دار شود و مدیریت و تدبیر آن از بیرون انجام گیرد چند صباحی نمی گذرد که روحانیت شیعه به سرنوشت دستگاه روحانی اهل سنت در مثل الازهر دچار شود!


ارسال نظرات