بیتالمال نباید صرف افرادی شود که آگاهانه در برابر ملت خود میایستند
حجت الاسلام محمد ملکزاده عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفتوگو با خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، در خصوص حوادث دی ماه 1404، گفت: حوادث تلخ و ناگوار و پرهزینه ماههای اخیر همچون فتنههای دیگر در عمر 47 ساله جمهوری اسلامی ایران، اگرچه رنجها و آسیبهایی به همراه داشت، اما یک دستاورد مهم نیز رقم زد؛ «شفاف شدن مرزها». مرز میان حق و باطل، دوست و دشمن، دلسوز و خائن، و مهمتر از همه، مرز میان «ایران واقعی» و بدیلهای جعلیای که سالها از سوی دشمنان ملت ایران برای آن سرمایهگذاری رسانهای شده بود.
وی نخستین پیامد این وقایع را رسوایی رسانهای دشمن دانست و افزود: رسانههایی که با تکیه بر دروغ، تحریف، کشتهسازی، نفرتپراکنی و عملیات روانی گسترده تلاش کردند واقعیت ایران را وارونه نشان دهند. آمارهای منتشرشده از دهها هزار خبر جعلی و هزاران اکانت ساختگی، تنها بخشی از این تروریسم رسانهای است. با این حال، افشای تدریجی این دروغها نشان داد که قدرت رسانهایِ بیاخلاق، الزاماً به معنای اقناع افکار عمومی نیست.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی آشکار شدن چهره واقعی برخی سلبریتیها و چهرههای بهظاهر مردمی را دومین پیامد حوادث اخیر دانست و گفت: افرادی که شهرت و اعتبار خود را مدیون مردم ایران بودند، اما در بزنگاه، در کنار دشمنان ملت ایستادند. این حوادث نشان داد که «شهرت رسانهای» نه نشانه تعهد ملی است و نه دلیلی بر صلاحیت اجتماعی. مطالبه افکار عمومی از جمله در رفراندم ملی و عظیم 22 دیماه و بهمنماه سال جاری در این زمینه روشن است: بیتالمال ایران نباید صرف افرادی شود که آگاهانه در برابر ملت خود میایستند.
حجت الاسلام ملک زاده آشکارشدن چهره کریه «داعشیان وطنی» را از دستاوردهای اغتشاشات دانست و بیان داشت: جریانهایی که در پوشش اعتراض، دست به جنایات عریان زدند: از حمله به نیروهای امنیتی و بسیجیان مظلوم گرفته تا آتشزدن مساجد و هتک حرمت مقدسات اسلامی. تجربههای منطقهای بهروشنی نشان میدهد که مدارا با چنین جریانهایی نهتنها بحران را حل نمیکند، بلکه آنان را در مسیر براندازی جسورتر میسازد.
وی ادامه داد: ماهیت واقعی دشمنان ایران بیش از هر زمان دیگری نمایان شد. از آمریکا و رژیم صهیونیستی تا منافقین، داعش، سلطنتطلبان و گروهکهای تجزیهطلب، همگی در یک جبهه واحد قرار گرفتند. اما همین همصفشدن، یک حقیقت انکارناپذیر را عیان کرد: این جریانها نه پایگاه مردمی دارند، نه انسجام و نه توان ارائه بدیلی برای جمهوری اسلامی.
این پژوهشگر در پایان شکست پروژه های براندازی را قطعی دانست و خاطرنشان کرد: با همه نقدها، کاستیها و مشکلاتی که از سوی دشمنان خارجی یا غربگرایان داخلی بر ملت ایران تحمیل شده است، باید اذعان کرد که بهجز نظام «جمهوری اسلامی»، هیچ بدیل واقعی، ملی و مردمی برای ایران عزیزمان وجود ندارد. تمام پروژههای براندازانه، به زودی در برابر این واقعیت فرو خواهد ریخت.