معرفی کتاب؛
«کوروش بزرگ در کتب درسی»؛ نقدی بر باستانگرایی و بازخوانی روایتهای رایج
کتاب «کوروش بزرگ در کتب درسی» اثر غلامرضا نوادری و حامد شادفر به نقد باورهای رایجی میپردازد که نویسندگان آن را دارای ریشه در باستانگرایی و شبههپراکنی علیه اسلام میدانند.
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، کتاب «کوروش بزرگ در کتب درسی» اثر غلامرضا نوادری و حامد شادفر توسط انتشارات عاصم منتشر و روانه بازار نشر شد.
کتاب «کوروش بزرگ در کتب درسی» اثر غلامرضا نوادری و حامد شادفر در ۲۸۹ صفحه چاپ شده و به نقد باورهای رایجی میپردازد که ریشه در باستانگرایی دارد.
کتب درسی بهانه نقد باستانگرایی است
نویسندگان در مقدمه تصریح کردهاند که اگرچه این پژوهش بر کتب درسی متمرکز است، اما در حقیقت «کتب درسی بهانهای است برای نشان دادن این حقیقت که باستانگرایی یا افکاری شبیه به آن تا آموزش و پرورش میتواند نفوذ داشته باشد».
آنها مدعی شدهاند که در بازبینیهای کتب درسی پس از انقلاب اسلامی، بار دیگر همان مباحثی که در دوره پهلوی بر آن تأکید میشد، به کتابها راه یافته است. به ادعای این کتاب، «محصول این دستنوشتهها چیزی جز آموزش و پرورش دانشآموزان باستانگرا نیست».
هشدار درباره «قدیسسازی» از کوروش
یکی از محورهای اصلی کتاب، نقد آن چیزی است که نویسندگان «سوءاستفاده از کوروش» مینامند. آنان فهرستی از طیفهای مختلف سیاسی از «میرآقاخان کرمانی و خاندان پهلوی» تا «محمود احمدینژاد و مشایی»، «مایک پمپئو»، «شیمون پرز و بنیامین نتانیاهو» و «مریم رجوی و فرقه منافقین» را متهم کردهاند که «برای پیشبرد اهداف خود از کوروش تجلیل کردهاند».
چالش با هویت دینی کوروش
بخش قابلتوجهی از کتاب به نقد این دیدگاه اختصاص دارد که کوروش یکتاپرست و پیرو آیین زرتشت بوده است. نویسندگان با استناد به کتیبه کوروش و سایر اسناد بابلی مدعی شدهاند که کوروش نه تنها یکتاپرست نبوده، بلکه به بازسازی معابد بتپرستان پرداخته و برای خدایان پنداری قربانی میکرده است.
در این بخش همچنین این ادعا مطرح شده که «بسیاری از محققان (کریستینسن، هرتسفلد، نیبرگ و جکسن) بر این باورند که کوروش ایرانی پیرو چندخدایی بوده است».
نفی تطبیق کوروش با ذوالقرنین
نویسندگان بهشدت با نظریه ابوالکلام آزاد که کوروش را همان ذوالقرنین قرآن میداند، مخالفت کرده و تأکید دارند که «محققان پس از بررسی آیات و روایات مربوط به ذوالقرنین به این نتیجه رسیدهاند که مشخصاتی که در روایات برای ذوالقرنین ذکر شده است به هیچ عنوان قابلیت انطباق بر کوروش هخامنشی را ندارد».
استوانه کوروش؛ «منشور حقوق بشر» یا «سوءتفاهم»؟
فصل مفصلی از کتاب به نقد تلقی از استوانه کوروش به عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» اختصاص دارد. نویسندگان این عنوان را «ادعایی واهی» خوانده و تأکید کردهاند که «متنی که پس از فتح کشور همسایه نوشته شده است را هر چیزی میتوان نام نهاد جز منشور حقوق بشر».
در این بخش همچنین ادعا شده که «برخی از مورخان بر این باورند که بسیاری از مشکلاتی که بابلیان با آن روبرو بودند در حقیقت کوروش و سیاستهای او بوجود آورده بود».
نفی لغو بردهداری توسط کوروش
نویسندگان با ارائه دهها سند از گلنبشتههای بابلی دوره کوروش مدعی شدهاند که «الغای بردهداری با وجود شهرت فراوان اما واقعیت تاریخی ندارد». در این بخش بیش از ۵۰ ارجاع به اسناد اکدی و بابلی ارائه شده که نشان میدهد خرید و فروش برده در دوران کوروش ادامه داشته است.
جنجال بر سر «روز کوروش»
کتاب مدعی است که ثبت هفتم آبان به عنوان «روز کوروش» فاقد وجاهت علمی است. به ادعای نویسندگان، «هنوز بسیاری از ایرانیان نام این روز به گوششان نخورده و در هیچ جایی چنین نامی ثبت نشده است». آنان این نامگذاری را «طنز روزگار» خوانده و پرسیدهاند: «تصور کنید کشوری میآمد و سالروز فتح ایران را به عنوان روز آن فاتح نامگذاری میکرد، آن وقت ما آسمان و زمین را به هم میدوختیم».
علاقهمندان برای تهیه این کتاب میتوانند کیک کنند.
ارسال نظرات