۱۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۵۰
کد خبر: ۸۰۷۵۹۹
زندگی با آیه‌ها (12) | سلسله گفتار‌های معنوی ویژه ماه مبارک رمضان؛

حسنات، کلید آرامش و سپر خانواده و جامعه

حسنات، کلید آرامش و سپر خانواده و جامعه
در دنیای پرهیاهوی امروز، آیه‌های قرآن نه تنها نصایحی الهی، بلکه راهنمای عملی برای آرامش دل و رشد معنوی‌اند. جزء دوازدهم این سلسله گفتارها به نقش حسنات، صلوات و نماز در زدودن گناهان، تقویت صبر، تربیت خانواده و حفظ استقلال جامعه می‌پردازد و نشان می‌دهد که با کارهای نیک و توکل به خدا، حتی در آشپزخانه و زندگی روزمره، می‌توان به آرامش و قدرت معنوی رسید.

به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، در جهان پرمشغله امروز که هر روز با انبوهی از دغدغه‌ها، مسئولیت‌ها و چالش‌های ریز و درشت روبه‌رو هستیم، گاهی آن‌قدر درگیر روزمرگی می‌شویم که صدای فطرت خویش را گم می‌کنیم. در این هیاهوی زندگی، چه چیزی می‌تواند لنگر آرامش ما باشد؟ چه پناهی امن‌تر از کلام خدا برای تسکین دل‌های پراضطراب؟

زندگی با آیه‌ها، یعنی اجازه دادن به نور وحی برای تابیدن در تاریک‌ترین لحظات؛ یعنی یافتن پاسخی برای پرسش‌های بی‌پاسخ، تسکینی برای زخم‌های ناپیدا و نیرویی برای ایستادن در برابر طوفان‌های سهمگین. آیه‌های قرآن تنها متن‌هایی مقدس بر روی کاغذ نیستند، بلکه نسیم‌هایی هستند که از جانب دوست می‌وزند و روح خسته ما را نوازش می‌دهند.

چه زیباست وقتی در میان شلوغی‌های زندگی، لحظه‌ای می‌ایستیم و با آیه‌ای از کلام خدا همکلام می‌شویم؛ گویی او مستقیماً با ما سخن می‌گوید، از غم‌هایمان آگاه است، از رنج‌هایمان خبر دارد و دقیقاً همان کلماتی را به زبان جاری می‌کند که مرهم دل ماست.

زندگی با آیه‌ها به ما می‌آموزد که صبر، تنها تحمل کردن نیست؛ یک مقاومت آگاهانه و فعال است. نماز، فقط یک عبادت خشک و خالی نیست؛ یک سیستم عامل معنوی است که ما را به منبع لایزال قدرت الهی متصل می‌کند. توکل، به معنای دست کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه به معنای تکیه‌کردن بر قدرتی است که از همه قدرت‌ها برتر است.

در این مجموعه گفتارها، با تأمل در آیه‌های نورانی قرآن، به ویژه آیاتی که درباره صبر، نماز و مسئولیت‌های انسانی سخن می‌گویند، تلاش می‌کنیم تا با نگاهی نو، این گنجینه‌های الهی را در زندگی روزمره خود جاری سازیم. سفری به عمق معانی، با تکیه بر نقش ویژه زنان در هستی و چالش‌های منحصربه‌فردی که با آن روبه‌رو هستند.

با ما همراه شوید تا زندگی با آیه‌ها را تجربه کنیم...

جزء دوازدهم( حسنات، کلید آرامش و استقلال)

﴿إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ

سوره هود، آیه ۱۱۴

به‌یقین کارهای خوب، بدی‌ها را از بین می‌برد.

از همین ابتدا، دل‌هایمان را با نام فاطمه زهرا (س) روشن کنیم. وقتی نام حضرت مادر بر زبان می‌آید، دل هر زنی آرام می‌گیرد و نوری لطیف در جانمان روشن می‌شود. همان بانویی که خدا و پیامبرش با نهایت احترام از او یاد کرده‌اند؛ همان که هر زنی بخواهد در این دنیای غبارآلود راه ایمان و پاکی را بیابد، باید ردّپایش را دنبال کند. پیامبر رحمت (ص) فرمودند: «یا فاطمه! من صلّی علیک غفر الله له و الحقه بی حیث کنت من الجنة؛ ای فاطمه! هرکس بر تو درود فرستد، خداوند او را می‌آمرزد و در هر جای بهشت که باشم وی را به من ملحق می‌کند». چه وعده‌ای زیباتر از این برای زن مؤمن!

خواهر جان! نگاه کن چه راه نزدیک و آسانی در برابرت گذاشته‌اند؛ نه هزینه‌ای دارد و نه وقت چندان می‌گیرد. همان لحظه‌هایی که میان کارهای خانه، بین هم‌زدن خورش یا تاکردن لباس‌ها، زیر لب می‌گویی: «اللهم صلّ علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها و السرّ المستودع فیها بعدد ما أحاط به علمک». همین ذکر ساده، پلی می‌شود از آشپزخانهٔ کوچک تو تا بهشت الهی. صلوات ریشه در قرآن دارد؛ آنجا که خدای تعالی فرمود: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا»؛ همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می‌فرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آنگونه که شایسته است، تسلیم او باشید.

تصور کن وقتی در آشپزخانه‌ات یا میان خستگی روزانه، صلوات می‌گویی، صدایت در جمع فرشتگان می‌پیچد. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «صلوات بر پیامبر (ص)، گناهان را مانند ریختن آب بر آتش از بین می‌برد». این ذکر، شست‌وشوی دل است؛ هر بار که صلوات می‌فرستی، زنگار روز از قلبت پاک می‌شود. در زیارت جامعهٔ کبیره آمده است که صلوات، طهارت جان و زینت کردار است. این ذکر، اگر با معرفت باشد، اخلاق را نرم می‌کند و فضای خانه را سرشار از آرامش می‌سازد.

گاهی نماز می‌خوانیم و دعا می‌کنیم، اما دلمان آرام نمی‌گیرد. همانند استخری که سوراخ دارد و آب در آن جمع نمی‌شود، روح انسان نیز با گناه سوراخ می‌شود و عبادت‌ها اثر نمی‌کند. مولای متقیان (ع) در دعای کمیل می‌فرماید: «اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم...»؛ یعنی خدایا ببخش گناهانی را که نعمت‌ها را تغییر می‌دهند و روزی را تنگ می‌کنند. زن مؤمن باید بداند گناه فقط پروندهٔ آخرتش را سیاه نمی‌کند، بلکه حال امروز خانه‌اش را هم تیره می‌سازد. وقتی دروغ می‌گوید یا دلش لبریز از حسد و کینه می‌شود، نمی‌فهمد چرا دلش بی‌قرار است و چرا مهر و آرامش از خانه رفته است؛ اما فرشتگان می‌دانند، زیرا صداقت رفته و ذکر کم شده است. زن خانه، پناه خانواده است؛ اگر او بی‌قرار شود، همه بی‌قرار می‌شوند.

در روایت داریم: «إِنَّ الرَّجُلَ لَيُذْنِبُ فَيُذْرَأُ عَنْهُ الرِّزْقُ»؛ آنگاه که انسان گناهی را مرتکب می‌شود، روزی از او روی می‌گرداند. زنی را تصور کنید که در اسراف (خریدهای نالازم و ریخت‌وپاش‌های بیهوده) غرق شده است؛ او ناآگاهانه درهای برکت را پشت سر خود می‌بندد. یا زنی را مجسم کنید که در کارهای خانگی‌اش کم‌فروشی می‌کند و رزق پاک از دستانش می‌رود.

پس بیایید دل‌هایمان را با ذکر صلوات آرام کنیم؛ هرگاه خسته‌ای، به‌جای آه، صلوات؛ هرگاه ناامیدی، به‌جای شکایت، صلوات و هرگاه شادی، به شکرانه‌اش، صلوات. این ذکر، کلید گشایش، سرچشمهٔ آرامش و مایهٔ برکت است. خدا به زبان پیامبرش وعده داده است که هرکس بر فاطمه (س) صلوات بفرستد، آمرزیده می‌شود و در بهشت در کنار رسول خدا (ص) جای می‌گیرد. چه پاداشی بالاتر از این، برای زنی که هر روز در میدان جهاد زندگی، از صبر و ذکر یاری می‌گیرد؟ سالم بر بانویی که نامش مایهٔ حیات دل‌هاست؛ فاطمه‌ای که زنان پیرو او با ذکر صلوات، هر روز خانه‌شان را به بهشت تبدیل می‌کنند.

اثر گناه در اجتماع

همان‌گونه که عطر ایمان از دل زن به خانه و از خانه به جامعه می‌رسد، بوی گناه نیز همین مسیر را می‌پیماید. اگر گناه در خانه‌ای ریشه بدواند، دیر یا زود در جامعه تنه می‌زند و آثارش آشکار خواهد شد. زنی که در خانه‌اش نسبت به حجاب و عفت بی‌تفاوت باشد، زمینهٔ لغزش فرزندانش را فراهم می‌کند و این بی‌تفاوتی آرام‌آرام به اجتماع سرایت می‌یابد.

قرآن کریم می‌فرماید: «وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ»؛ و چون کار زشتی مرتکب می‌شوند، می‌گویند: «پدرانمان را بر آن یافتیم و خدا ما را به آن فرمان داده». بگو: «یقیناً خدا به کار زشت فرمان نمی‌دهد، آیا چیزی را که نمی‌دانید به خدا نسبت می‌دهید؟!». هر رفتاری که رنگ گناه و بی‌عفتی بگیرد، از خواست الهی بیرون است. گاهی زنی بی‌آنکه بداند، با کنارگذاشتن حجاب یا انتخاب پوششی که نگاه‌ها را جلب می‌کند، آتش گناه را در دل جامعه می‌افروزد. وقتی حیا از لباس زن جدا شود، از دل فرزندانش نیز فاصله می‌گیرد. خانهٔ امروز ما، فردای جامعه را می‌سازد. مادری که در تربیت دخترش سستی کند یا از بی‌تفاوتی او نسبت به حجاب چشم بپوشد، دختری می‌پرورد که می‌تواند دیگران را به تاریکی بکشاند.

گاه زن، بیرون از خانه، زیبا و آراسته ظاهر می‌شود، اما در خانه با اخم و بی‌توجهی در کنار همسر می‌نشیند. در چنین حالتی، مرزهای محبت جابه‌جا می‌شود؛ شوهر دل‌سرد می‌گردد و فرزند الگوی نادرستی را می‌بیند و آن را می‌آموزد. چنین فضایی، جامعه را به ظاهر بینی و سطحی‌نگری سوق می‌دهد. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «الحیاء من الایمان؛ حیا بخشی از ایمان است».

توبه؛ کلید استقلال و قدرت کشور

اگر بخواهیم استقلال کشور عزیزمان را که به برکت خون شهدا و سال‌ها صبر و مقاومت به دست آمده، حفظ کنیم، باید گناه را از جامعه پاک کنیم. انتشار گناه مانند زنجیری است که مقاومت افراد را سست کرده و آنان را در برابر دشمنان ضعیف می‌کند. این وضعیت می‌تواند به تسلیم کشور در برابر قدرت‌های پوشالی منجر شود. بنابراین، دوری از گناه ضروری است.

برای اینکه آثار گناه از بین برود، باید ریشه‌های آن خشک شود. بیایید امشب دل‌هایمان را با نوری از امید و اشک توبه روشن کنیم؛ چرا که توبه فقط نجات‌دهندهٔ دل یک فرد نیست، بلکه ستون عزت و استقلال یک ملت است. استقلال واقعی از درون خانه‌ها آغاز می‌شود؛ از وضوی زنی که پاکی را به خانه می‌آورد، از لبخند مهربان او که دل‌ها را نرم می‌کند و از تربیت فرزندی که با قرآن بزرگ می‌شود. اگر دل‌ها آلوده باشد، دشمن از درون پیروز می‌شود.

توبه از الطاف الهی است؛ راهی برای بازگشت بندهٔ خطاکار. خدای رحمان می‌فرماید: «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ»؛ بگو: «ای بندگان من که بر خود زیاده‌روی کرده‌اید، از رحمت خدا ناامید نشوید. یقیناً خدا همهٔ گناهان را می‌آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است». حتی گناهکار نیز حق ندارد از رحمت الهی ناامید شود. خدای ما، خدایی است که همیشه می‌گوید: «برگرد! هنوز دیر نشده» و توبه همین بازگشت زیباست.

زنی که مدتی در نماز سستی کرده، دوباره وضو می‌گیرد و قامت می‌بندد؛ یا مادری که از تندی رفتار خود پشیمان شده و اشک می‌ریزد؛ همین لحظهٔ پشیمانی، خودش توبه است. اشک، وضوی دل است. امام باقر (ع) فرمودند: «التائب من الذنب کمن لا ذنب له؛ کسی که از گناه توبه کند، مانند کسی است که گناهی نکرده است». پس اگر از گذشته‌ات خسته و پشیمان شدی و برگشتی، خداوند همان لحظه می‌بخشد.

خوف و رجا؛ راهی برای توبه و بازگشت به سوی خدا

بیایید از یک دوراهی صحبت کنیم که هر زن مؤمنی بارها در زندگی‌اش در آن می‌ایستد؛ همان دوراهی خوف و رجا، ترس و امید؛ ترس از اینکه نکند خدا از ما راضی نباشد و امید به اینکه خدا از همه مهربان‌تر است. این راه خوف و رجا، جادهٔ توبه است. توبه فقط برای آدم‌های خیلی گناهکار نیست؛ برای من و توست که در همین زندگی روزمره، گاهی از کوره درمی‌رویم، زبانمان تیز می‌شود، گاهی نماز را عقب می‌اندازیم، گاهی دلمان از خدا دور می‌شود و.... باز وقتی صدای «الله اکبر» اذان را می‌شنویم، دلمان تنگ می‌شود، اشک می‌ریزیم و از دل می‌گوییم: «خدایا! دوباره قبولم کن».

بزرگان دین می‌گویند مؤمن باید همیشه میان خوف و رجا زندگی کند؛ همان‌طور که از عاقبت گناه می‌ترسد، باید به مهربانی خدا نیز دلگرم باشد؛ نه آنقدر بترسد که ناامید شود و نه آنقدر امیدوار باشد که گناه برایش عادی گردد. گاهی در خانه، وقتی با بچه‌ها تندی می‌کنی، یا از شدت خستگی دل همسرت را می‌رنجانی، شیطان نجوا می‌کند: دیدی باز نتوانستی؟ دیگر فایده‌ای ندارد، بگذار هرچه می‌خواهد بشود! اما صدای خدا پاسخ می‌دهد: نترس! بازگرد! من منتظر همان اشک کوچکی هستم که از دلت می‌چکد.

خواهر جان! همین اشک‌ها را خدا در ترازویش سنگین‌تر از صد سکهٔ طلا می‌گذارد. یادت هست در خانه، هروقت بچه‌ات خطا می‌کند، هرچقدر هم ناراحت باشی، اما وقتی بیاید و بگوید: «مامان ببخش!»)، دلت نرم می‌شود؟ خدا هم همین است، ولی خیلی مهربان‌تر. او هم وقتی بنده‌اش با دلی شکسته بگوید: «خدایا پیشیمانم!»)، جلو می‌آید، در آغوشش می‌گیرد و گذشته‌اش را خط می‌زند.

شَعوانه، زنی زیبا و خوش صدا بود و صدای خنده‌هایش در مجلس گناهش می‌پیچید. اما شبی در همان مجلس، صدای خدا را شنید؛ واعظ آیه‌ای خواند: «إِذَا رَأَتْهُم مِن مَكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا»؛ آنگاه که جهنم کافران را از مکانی دور ببیند، خروش و فریاد جهنم را از دور به گوش خود می‌شنوند. این آیه آتش به جانش زد و گفت: «من هم یکی از همان‌ها هستم؟! آیا راه بازگشت هست؟»؛ واعظ پاسخ داد: «درِ توبه همیشه باز است». همان‌جا، همان زن مجلس‌نشین، شد زنی که کوچه‌های شهرش بوی اشک شب‌های او را می‌داد. شب‌ها دست بر خاک می‌گذاشت و می‌گفت: «خدایا! تو گفتی توبه‌کننده را دوست دارم، من بازگشتم». او شد شَ عوانۀ عابده، زنی که سال‌های آخر عمرش را با سجده و خدمت سپری کرد، تا‌جایی‌که مردم از عبادتش متعجب شدند.

خواهرم! قصۀ شَ عوانه برای من و توست. اگر آن زن از قعر گناه به قلۀ ایمان رسید، چرا ما که در خانه‌ای پر از ذکر و نمازیم، مأیوس باشیم؟! گاهی توبه یعنی در همان آشپزخانه، میان بوی پیازداغ و صدای گریۀ نوزاد، دلت را صاف کنی و بگویی: «خدایا! من برایت کار می‌کنم، برای خودت غذا می‌پزم، برای رضای تو بچه‌داری می‌کنم؛ اگر خطا کردم، ببخش و کمک کن پاک‌تر شوم». همین می‌شود نبض توبه در زندگی زن مسلمان.

توبه یعنی وقتی خسته‌ای، به‌جای غر‌زدن، زیرلب بگویی: «استغفرالله ربی و أتوب إلیه». توبه یعنی در دعواهای زن و شوهری، در آشتی پیش‌قدم شوی؛ چون می‌خواهی شیطان را شکست بدهی، نه همسرت را. توبه یعنی وقتی تربیت فرزند سخت می‌شود، به خدا پناه ببری، نه به عصبانیت.

خوف و رجا، یعنی همین؛ اندکی ترس از اینکه مبادا محبت خدا را از دست بدهی و امید بسیار به اینکه همان خدا، دستت را رها نمی‌کند؛ همان که فرموده: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ».

خواهرم! امشب اگر دل تو هم مثل شَ عوانه گرفته است، اگر سال‌هاست درگیر خستگی، فراموشی یا حتی عادت‌های کوچک و خطایی، بدان هنوز وقت است. در خانه‌ات، در سجادهٔ ساده‌ات، در کنار دیگ جوشان و کودکی که در آغوش می‌گیری، می‌توانی به خدا بازگردی.

راه میان‌بُر برای جبران گناهان

گاهی دل آدمی، علاوه بر توبه، می‌خواهد راهی بیابد تا زودتر دل خدا را به‌دست آورد؛ می‌خواهد فقط نگوید «استغفر الله»، بلکه کاری کند که خدای مهربان واقعاً لبخند بزند. خداوند خودش یک میان‌بُر نشان داده؛ راهی ساده ولی عمیق. در آیه‌ای که پیامبر (ص) آن را امیدبخش‌ترین آیات خوانده است، فرموده: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ»؛ کارهای نیک، گناهان را از بین می‌برد. می‌دانی یعنی چه؟ یعنی لازم نیست دنبال کارهای عجیب و خارق‌العاده بروی. گاهی همان کارهای کوچک روزمره، همان لبخندها و دلسوزی‌ها، همان شستن ظرف‌ها برای رضای خدا، خودش حسنه‌ای است که سیئات را از بین می‌برد. برای نمونه، وقتی از سر کار برمی‌گردی، خسته‌ای؛ ولی پیش از استراحت، غذای خانواده را آماده می‌کنی و می‌گویی: «خدایا! برای تو». همین نیت، خطی از پروندهٔ گناهانت پاک می‌کند. یا آن مادری که نیمه‌شب برای آرام‌کردن نوزادش بیدار می‌شود، بداند خدا می‌بیند، لبخند می‌زند و می‌گوید: بنده‌ام! اشک خستگی‌ات کفارهٔ کوتاهی‌هایت شد.

آیت‌الله بهاءالدینی می‌فرمود: «کار خوب، مثل کلید است؛ درهای بسته را باز می‌کند، چه درِ رزق، چه درِ فهم، چه درِ دل به‌سوی خدا». ایشان داستان مردی را نقل کرده‌اند که در سفر مکه، در گرمای جده، با یک لیوان آب، دلِ سیدی تشنه را شاد کرد و از همان روز حالش دگرگون شد و خدا از کار کوچکش دریایی از نور ساخت.

خواهرم! خوب نگاه کن! خدا می‌گوید میان‌بُر پاکی از گناه، همین است؛ حسنه، حتی اگر کوچک باشد. همان تلفن ساده به مادرت، همان جملهٔ «خسته نباشی» به همسرت، همان بوی غذایی که با عشق برای خانواده‌ات می‌پزی، همه نوری است که تیرگی دل را می‌زداید. گاهی هم خدا خودش شرایط را طوری می‌چیند تا فرصتی برایت بسازد؛ کودکت مریض می‌شود و بیداری‌ات عبادت است، مهمانی ناخوانده می‌آید و لبخندت «قربةً الی الله» می‌شود. یا لحظه‌ای که رنج کسی را می‌بخشی، فرشته‌ای می‌نویسد: حسنه‌ای انجام شد که گناهان را برد.

یادم هست خانمی در منبر می‌گفت: «سال‌ها نماز می‌خواندم اما سبک نمی‌شدم، تا روزی با شاخهٔ گلی به دیدار مادرم رفتم که از من دل‌خور بود. همان دم سبک شدم و همان شب نمازم شیرین شد». ببین چطور یک کار کوچک، کار صد رکعت نماز را کرد! این همان معنی آیه است: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ». راه جبران همیشه باز است!

خواهر عزیزم! اگر در گذشته دلی را آزرده‌ای یا نمازی را سبک گرفته‌ای، بدان میان‌بُر خدا همین است؛ دست محبت را بازکن، دلی را شادکن و بگو «خدایا! این کار برای تو». وقتی به خانه بازمی‌گردی، میان‌کارهایت نگاهی به خودت بینداز؛ آیا می‌خواهی حسنه‌ای انجام دهی که پرونده‌ات را سبک کند؟ شاید فقط یک لبخند کافی باشد یا دستی روی موهای فرزندت. همین‌ها راه بهشت است؛ همان راه زن مؤمنی که در دل کارهای خانه، به خدا رسیده است. خداوند متعال در ادامه آیه می‌فرماید: «ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ»؛ یعنی یاد خدا در دل اهل ذکر زنده می‌ماند.

نماز؛ بالاترین حسنه

دلم می‌خواهد از زیباترین حسنة عالم بگویم؛ نماز. نماز نوری است که اگر در خانه (توسط بانو) روشن شود، همهٔ دیوارهای خانه (دل خودش، همسر و فرزندانش) را روشن می‌کند. خداوند در قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ». دقت کن! این آیه، درست پس از دستور نماز آمده است؛ یعنی اگر بخواهی سیاهی‌های روزت پاک شود، بهترین راهش نماز است.

نماز همان حسنة برتر است؛ همان جوی آبی که اگر روزی پنج‌بار خودت را در آن بشویی، غبار گناه بر دلت نمی‌ماند. نماز وصال است؛ یعنی در میان زندگی پر‌مدعا، چند دقیقه مهمان خدا شدن. همان زن خانه‌دار که از صبح پای اجاق بوده، هنگام نماز می‌گوید: «خدایا! سر قرارمان آمدم». نماز فقط وظیفه نیست، پناه است. زن اهل نماز، خانه‌اش بوی آرامش می‌دهد. او وقتی دل‌تنگ است، به‌جای شکوه می‌گوید: «اللَّهُ أَكْبَرُ!» و وقتی از همسرش رنجیده، وضو می‌گیرد و می‌گوید: «خدایا! آرامم کن».

نماز، نسیمی است که گرد خشم را از دل پاک می‌کند. پیامبر (ص) فرمودند: «أَوَّلُ مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَى أُمَّتِي الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ، وَ أَوَّلُ مَا یُرْفَعُ مِنْ أَعْمَالِهِمُ الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ، وَ أَوَّلُ مَا یُسْأَلُونَ عَنْهُ الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ»؛ اولین چیزی که خدا بر امتم واجب کرد، نماز پنج‌گانه است و نخستین چیزی که از اعمالشان بالا می‌رود، نماز پنج‌گانه است و نخستین چیزی که از او می‌پرسند، همان نماز است. اگر نماز پذیرفته شود، بقیهٔ کارها ارزش می‌یابد. زنی که نماز را سبک بشمارد، دیوار دلش بی‌پناه می‌شود؛ اما زن اهل نماز، دژی از نور دارد.

زنی در زمان پیامبر (ص) مرتکب گناه می‌شد. وقتی پیامبر (ص) حکایتش را شنید، فرمود علت سقوطش این بود که نماز عصر را سبک شمرده بود. خواهرم! ببین چه خطرناک است فاصلهٔ کوتاه با نماز. وقتی زن اهل نماز نباشد، دیوارهای دلش بی‌پناه می‌شود و شیطان در قل‌اش لانه می‌کند. زن اهل نماز، دژی از نور دارد که هیچ سیاهی‌ای نمی‌تواند از آن عبور کند.

مثالی بزنم. بانویی در قم می‌گفت: «روزی از شدت خستگی، با شوهرم قهر کرده بودم. وقت نماز مغرب، با اکراه وضو گرفتم. در نماز، وقتی به آیهٔ «إِنَّا نَعْبُدُ» رسیدم، دلم فرو ریخت. فهمیدم به‌خاطر قهر با شوهرم، از ذکر فاصله گرفته‌ام. بعد از نماز، همان آشپزخانهٔ شلوغ و پر از ظرف، محل آشتی‌مان شد. فهمیدم نماز یعنی نجات از گناه و کینه!»

خواهرم! نمازی که با دل خوانده شود، میان تو و عزیزانت صلح می‌کارد و درونت را لبریز از آرامش می‌کند. حضرت علی (ع) نقل کرده‌اند: «مَثَلُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ كَمَثَلِ نَهْرٍ جَارٍ عَذْبٍ عَلَى بَابِ أَحَدِكُمْ یَغْتَسِلُ فِیهِ كُلَّ یَوْمٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ، فَمَا یُبْقِی ذَلِكَ مِنَ الدَّنَسِ»؛ مثل نمازهای پنج‌گانه، مثل نهر آب شیرینی است که از مقابل خانهٔ هریک از شما بگذرد و او روزی پنج بار خود را در آن شست‌وشو دهد. دیگر چرک و کثافتی در بدن او باقی نمی‌ماند. پس چطور دلمان، که سرشار از غم، خشم، حسد و غفلت است، بدون نماز پاک شود؟! نماز لباس روح است.

گاهی نمازت ساده و بی‌اشک است، اما همان وضو، همان کشیدن چادر در گرمای ظهر، برای فرشته‌ها علامت بندگی است. همان جا پرونده‌ات شسته می‌شود. نماز یعنی دوباره شروع‌کردن. اگر صبح در حق همسرت کوتاهی کردی، ظهر فرصت جبران داری. زن اهل نماز وقتی می‌گوید «اللَّهُ أَكْبَرُ»، خشم‌ها کوچک می‌شوند. پس حتی اگر غذا روی گاز است، سجاده‌ات را پهن کن و بگو: «خدایا! با تو بودن از همه مهم‌تر است». نماز گوهری است که اگر نگهش داری، گناهانت می‌ریزند و زمین زندگی‌ات سبز می‌شود.

نماز؛ سپر خانواده

نماز، ستون دین و عامل نزدیکی به خداوند است. این عمل عبادی، مانند سپری برای خانواده عمل می‌کند و مادر، به‌عنوان نقش‌آفرین اصلی در خانواده، باید توجه خاصی به نماز و معنویات داشته باشد. نماز فقط ستون دین نیست، بلکه سپر امنِ خانواده است.

ببین خواهرم! هر خانه ستونی دارد که اگر نباشد، سقفش فرو می‌ریزد و دیوارش می‌لرزد. مادر جان! تو اولین معلم معنوی خانه‌ای. لازم نیست بچه‌ها حرفت را بشنوند؛ کافی است تو را ببینند که با بلندشدن صدای اذان، قاشق را کنار می‌گذاری، گاز را خاموش می‌کنی، طفل کوچکت را آرام می‌کنی و با نرمی می‌گویی: «می‌آیم مادر! بگذار مامان هم با خدای خودش حرف بزند». دیدن آن صحنه، تا آخر عمر در جان فرزندت می‌ماند.

عزیزان! تصور نکنیم که نماز فقط عبادت است. خیر! نماز اساسِ تربیت و آرام‌کنندهٔ دل‌های خسته است. زن وقتی اهل نماز باشد، لحنش نرم‌تر، صبرش بیشتر و قهرهایش کمتر می‌شود. به همین دلیل، می‌گویند نماز بالاترین حسنه است؛ چون خشم را خاموش و دل را پاک می‌کند. پدر وقتی ببیند مادر با دل‌وجان نماز می‌خواند، خودش هم نرم می‌شود. گاهی مادر بعد از نماز، در سجده، عاشقانه اشک می‌ریزد و نام اهل خانه را می‌برد: «خدایا! به شوهرم روزی حلال عطا فرما، همسر و فرزندانم را حفظ کن».

نکتهٔ ظریف اینجاست که بچه‌ها دین را با محبت می‌آموزند، نه با اجبار. پیامبر (ص) فرموده‌اند: «الْحُبُّ أَسَاسٌ، وَ بِهِ كُلُّ عَیْبٍ یُسْتَرُ، وَ بِهِ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ، وَ تَثْبُتُ الْقَدَمُ فِی الْإِیمَانِ»؛ محبت بنیاد است؛ با آن هر عیبی پوشیده می‌شود، به آن طاعت پذیرفته می‌شود و گام در ایمان استوار می‌گردد. مادر اگر می‌خواهد بچه‌ها نمازخوان شوند، باید با اخلاق خوش و نرم‌زبانی آنان را به نماز جذب کند، نه با تندی و خشونت. نماز باید در خانواده با عشق همراه شود. مثلاً وقتی کودک در حین بازی است و وقت نماز می‌شود، مادر نگوید: «رها کن!»، بلکه بگوید: «بیا با هم به مهمانی خدا برویم، بعد بازی می‌کنی». این گونه است که کودک از کودکی می‌آموزد نماز، تفریح را محدود نمی‌کند، بلکه آن را رنگ خدایی می‌زند.

نماز با خانواده بهتر است. بگذارید بچه‌ها ببینند مادر و پدر، کنار هم نماز می‌خوانند و بعد از نماز برای هم دعا می‌کنند. این صحنه، محبت را در دل آن‌ها زیاد می‌کند و یاد می‌دهند که خانواده یعنی همراهی در مسیر خدا. نماز جماعت حتی در خانه، اگر پدر جلو بایستد و مادر و فرزندان پشت سرش، آن صف کوتاه، اتحاد خانواده را نشان می‌دهد و دل‌ها را به هم نزدیک‌تر می‌کند.

نماز؛ سپر استقلال جامعه

نماز فقط پناه فرد نیست، بلکه سپر جامعه نیز هست. جامعه‌ای که اهل نماز باشد، هویت و عزتش را حفظ می‌کند. در تاریخ انقلاب و دفاع مقدس، نمونه‌های زیادی داریم از رزمندگانی که نماز را در سخت‌ترین شرایط ترک نکردند. آن‌ها با نماز، قدرت می‌گرفتند و استقامت می‌کردند. آن‌ها می‌دانستند که نماز، آن‌ها را در برابر دشمن حفظ می‌کند و رمز پیروزی‌شان است. در سوریه، در میان ویرانه‌های مسجد، در میان دود و خون، صف جماعت می‌بندند؛ بمب می‌بارد، اما صدای «الله اکبر» آن‌ها بلندتر می‌شود. آن‌ها نماز را ترک نمی‌کنند، چون می‌دانند تا سجاده برپاست، هویتشان پابرجاست. نماز یعنی ما هنوز تسلیم نشده‌ایم.

زن ایرانی چه به‌عنوان کدبانو و چه به‌عنوان کارمند، معلم یا پرستار، وقتی در میان گرفتاری‌های روزمره، صدای اذان را می‌شنود و کار را رها کرده و به نماز می‌ایستد، در همان لحظه، در صف همان مقاومت ایستاده است. او در آشپزخانه‌اش، اداره یا کلاس درس، همان کاری را انجام می‌دهد که زن فلسطینی با لباس خاکی‌اش در خرابهٔ مسجد انجام می‌دهد؛ او مقاومت می‌کند. نماز، ریشهٔ اراده را در دل‌ها می‌دواند. اگر زنان اهل نماز باشند، خانواده‌ها مقاوم‌تر، مردان باایمان‌تر و نسل‌ها امیدوارتر خواهند شد.

نماز جماعت هم از نظر ثواب برتر و بهتر است و هم از نظر اثرات ویژه‌ای که در جامعه دارد. نماز جماعت سبب هم‌بستگی و دوستی بیشتر بین مسلمانان می‌شود و به آنان قدرت مضاعف می‌دهد. به تعبیر حضرت آقا (مدظله‌العالی)، «مردم ما، به‌ویژه جوانان که امروز بار امانت سنگینی بر دوش دارند، باید نماز را منبع قدرت بدانند و در برابر جبههٔ فساد، بی‌عدالتی و کج‌روی که بشریت را تهدید می‌کند، از نماز و یاد خدا نیرو بگیرند. میدان مبارزه‌ای که امروز پیش‌روی ماست، ما را بیش از هر زمان دیگری به تکیه‌گاه مستحکم ذکر، امید و اعتماد به خداوند محتاج می‌کند و نماز سرچشمهٔ جوشانی است که این امید، اعتماد و قدرت معنوی را به ما می‌بخشد».

بنابراین، نماز ارادهٔ انسان را به‌سمت خوبی‌ها تقویت می‌کند و در برطرف‌کردن زشتی‌ها مؤثر است. مردمی که به نماز و ارتباط با خدا اهمیت می‌دهند، در نمازهای جماعت و جمعه شرکت می‌کنند و رنگ خدایی به زندگی و کارشان می‌زنند. یعنی در رأس همهٔ امور، دستورات خدا را جلوی چشمانشان دارند و می‌توانند در برابر ظلم بایستند و از استقلال کشورشان دفاع کنند.

در پایان، خواهرانه می‌گویم: نماز را سبک نشماریم، بلکه از آن نیرو بگیریم. هر خانه‌ای که در آن سجاده گسترده است، دشمن را مأیوس می‌کند. از خداوند بخواهیم و با دل‌های خسته و چشم‌های اشک‌بار زمزمه کنیم: «خدایا! ما و نسلمان را از نمازگزاران واقعی قرار بده. خدایا! این نمازهای عاشقانه‌مان را مایهٔ ایستادگی و مقاومتمان قرار بده و در لحظات ترس و خستگی، صدای اذانت را پناه دل‌هایمان کن.»

ارسال نظرات