گفتمان انقلاب اسلامی و تحول جریان تاریخ معاصر
به گزارش گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، برای درک نسبت انقلاب اسلامی و مسئلۀ تحول جریان تاریخ معاصر از منظر فلسفۀ تاریخ لازم است تأمل در اینباره را در چند گام و مرحلهبهمرحله بهپیش ببریم.
نخست، دربارۀ هویت و ماهیت انقلاب اسلامی به تأمل پردازیم.
دوم، ظرفیت گفتمانسازی انقلاب اسلامی را تحلیل و تبیین نمایم.
سوم، گسترۀ امکان و شدت نفوذ گفتمان انقلاب اسلامی را شناسایی نماییم.
چهارم، قدرت تمدنپردازانۀ گفتمان انقلاب اسلامی را ادراک نماییم.
پنجم، میزان امکان گفتوگو و مواجهۀ انتقادی میان گفتمان انقلاب اسلامی با گفتمانهای مدرنیستیِ دارای سیطره بر فکر، فرهنگ و کنش انسان و جوامع معاصر را در گسترۀ جهانی ارزیابی نماییم.
ششم، به تأثیرگذاری عینی و انضمامیِ گفتمان انقلاب اسلامی در حوزۀ جغرافیایی ایران، جهان اسلام و نظام جهانی بپردازیم.
هفتم، چیستی، چرایی و چگونگی اثرگذاری گفتمان انقلاب اسلامی را بر جریان تحولات جاری و آتی تاریخ معاصر شناسایی و روایت نماییم.
با نظر به پاسخ قابل ارائه به این مواقف تأملبراگیز، در جمعبندی میتوان به این پرسش مهم پاسخ داد که جنگ غرب علیه ایران اسلامی از چه روست، چه خاستگاه و عللی دارد؟
پاسخ کامل به این هفت موقف تأملی، مستلزم ساختهوپرداخته کردن پژوهش مفصلی است. در اینجا اشارهوار در نسبت با هر موقف تأملی، دیدگاه خود را طرح میکنم.
در باب هویت و ماهیت انقلاب اسلامی، جای فحص و بحث از منظر تأملات فلسفی و فرانگرانه بسیار فراخ است. نخست، این پرسشها باید مدنظر قرار گیرند که اساساً هویت و ماهیت داشتن یک پدیدۀ تاریخی همچون انقلاب اسلامی به چه معناست؟ تفاوت هویت انقلاب اسلامی با ماهیت آن چیست؟ اساساً آیا هویت با ماهیت متفاوت است؟
بهاختصار و اشارهوار گفته میشود، انقلاب یک پدیدۀ انسانیـاجتماعی است؛ و بسته به اینکه انقلاب اسلامی بر اساس چه دیدگاه هستیشناسانهای توسط عاملان و کنشگران فردی و نهادی پدید آمده و استمرار مییابد، هویت خاص به خود را دارد. بهبیاندیگر، جهان معنایی بینش، منش و کنش عاملان فردی و نهادی انقلاب و غایات مدنظر ایشان، برسازندۀ هویت انقلاب اسلامی ایران است.
از سوی دیگر، ماهیت انقلاب اسلامی، عبارت است از نحوهای خاص از صورتیابی (formation) که در قالب صور متعارف امر فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی ظهور مییابد. بهعنوانمثال، انقلابها میتوانند ماهیت و صورتی مرکب از برخی از ویژگیهای جمعگرایانه، فردگرایانه، نخبهگرایانه، مادیگرایانه، معنویتگرایانه، کاریزماتیک، تودهوار، دینی، غیردینی، ملیگرایانه یا فراملیتگرایانه و… داشته باشند.
انقلاب اسلامی، هویت وجودی خود را از جهان معرفتی و معنایی، و نظام ارزشی، رفتاری و هنجاری اسلام در فهم عمیق مبتنی بر اجتهاد شیعی به دست آورده است. بهلحاظ ارزشی انقلاب اسلامی هویتی خدامحور، معنویتگرا، حقطلب، استکبارستیز، ظلمناپذیر، عدالتطلب و تعالیگرا و… دارد. هویت وجودی و ارزشی انقلاب اسلامی در مقام عمل و عینیت اجتماعی و تاریخی در آگاهی و ارادۀ فردی و جمعی ملت مسلمان ایران تجلیِ معرفتی، ارزشی، رفتاری و هنجاری یافته است.
انقلاب اسلامی، ماهیت یا صورت تکوّن نهادیاش یا آن نحوۀ خاص صورتیابیاش را از قانون و شرع مقدس با قرائت اسلام و فقه شیعۀ اثنیعشری اقتباس نموده است؛ فقهی که تألیفی از دقتهای نظری، معنوی، اخلاقی و رفتاری بوده و براساس آگاهی تاریخی تفکر و هویت شیعی، عمق معنایی یافته و در تناسب با تغییرات زمانی و مکانی، هویت و ماهیتی زنده و پویا دارد.
هویت و ماهیت انقلاب اسلامی در قالب نظام امامت و امت بر اساس آموزۀ شیعیِ امامت و هدایت امت به خیر و صلاح و رشد و فلاح شکل گرفته است.
بُعد تکوینی ولایت مؤمنان با هم و با امام حق و ولیامر، برسازندۀ هویت و جوهرۀ معنایی انقلاب اسلامی است؛ و بُعد تشریعی و فقهیِ ولایت امام حق و ولیامر که همۀ نظام تشریعی فقه اسلامیـشیعی بر مدار آن شکل گرفته است، رابطۀ ولایت میان امام و ولیامر با آحاد مردم و نهادهای اجتماعی مؤمنان و صالحان را دارای انضباط نهادی و قانونی نموده و مبنای شکلگیری ساختارها و فرایندهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی شده است.
هویت و ماهیت ولایی انقلاب اسلامی، میراثی انبیایی و وحیانی است؛ و در تناسب با هویت و سرشت وجودی انسان قرار دارد؛ چه اینکه امام و ولیامر در منطق نظری و عملی این دیدگاه و آموزۀ دینی، آن کسی است که بیشترین و بهترین تناسب وجودی (معرفتی، ارزشی و رفتاری) با ویژگیهای انسان کاملِ دارای ولایت مطلقۀ الهیه دارد.
درحقیقت، امام در این دیدگاه و آموزۀ اجتماعیـسیاسی یا خودِ امام معصوم و انسان کامل دارای ولایت مطلقۀ الهی است و یا نائب عام اوست که دارای شایستگی علمی و عملی لازم جهت پذیرش مسئولیت ولایت امر است. بدینترتیب، تبعیت از ولیامر چه امام معصوم و چه نائب عام او دارای بنیادی علمی است و وجاهت معرفتی پذیرش آن، برخاسته از وجاهت تبعیت از علم و عمل صالح است. چهاینکه امام معصوم مظهر علم تام و عمل صالح است و نائب عام او سایۀ وجودی اوست.
این ارزش معرفتی و مبنای وجیه، باعث شده نظام ولایی انقلاب اسلامی دارای پشتوانۀ معرفتی، ارزشی، رفتاری، هنجاری و حقوقیِ مستحکمی باشد؛ و حداکثر تناسب را با فطرت و سرشت انسان و واقعیت عینی هستی داشته باشد. این معنا باعث ترجیح این نظام تدبیر امر عامه در قیاس با سایر نظامهای معرفتی، ارزشی، رفتاری، هنجاری، حقوقی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی موجود بشری است.
درنتیجه، انقلاب اسلامی با تکیهبر چنین پشتوانۀ مستحکم معرفتی، ارزشی، رفتاری، هنجاری و حقوقیای ظرفیت تبدیل شدن به گفتمان و روایت صحیح از تدبیر امر عمومی را در ابعاد مختلف فکری، معنوی، علمی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی داراست؛ و این گفتمان البته نافذ است؛ چراکه با هویت وجودی انسانیت حداکثر تناسب را داراست و میتواند حداکثر غایات مادی و معنوی را توأمان پیجویی نماید؛ و از سوی دیگر، بهخاطر برخورداری از سازکار اجتهاد دارای حداکثر انعطاف در مواجهه با تغییرات و تحولات معرفتی و غیرمعرفتی زمانی و مکانی است.
ثمرۀ نفوذ گفتمانی انقلاب اسلامی آن است که توانسته خود را به چهارچوب فهم و تفسیر و زبان مشترک ملتی بافرهنگ و دارای سابقۀ تمدنی دیرین نظیر ملت مسلمان ایران تبدیل نماید؛ ملتی که تاریخی پربار و بلندبالا از تفکر، معنویت، علم، اخلاق، ادب و زبان، فرهنگ و سلوک اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارد.
همچنین ثمرۀ نفوذ گفتمانی انقلاب اسلامی آن است که توانسته اتحاد، همدلی و انسجام ملی را پدید آورد؛ و بر مقاومت ملی و دینی در برابر هجمههای دشمنان اسلام و ایران بیفزاید.
ثمرۀ دیگر گفتمان انقلاب اسلامی آن است که توانسته است با بسط ادبیات معرفتی، ارزشی، رفتاری و هنجاریاش در فضای آگاهی و ذهنیت جهانی، مقبولیت فرامرزی در گسترۀ جهان اسلام و بلکه کل جهان یابد. جمهوری اسلامی ایران، امروز نزد نخبگان جهان، یکه هویت مقاوم در برابر تندباد کفر، الحاد و مادیگرایی است که هنوز از پایگاه انسانیت و دین مقاومت میکند.
انقلاب اسلامی از بدو رخداد تاریخیاش در سال ۱۳۵۷ شمسی، با تکیهبر پشتوانۀ عمیق و گستردۀ معرفتی، ارزشی، رفتاری و هنجاریاش توانسته است: اولاً، خود را بهعنوان یک امر نهادی در قالب نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران قوام بخشیده و ساختارمند نماید؛ و ثانیاً، همۀ ابعاد فکری، معنوی، علمی، اخلاقی، رفتاری، هنجاری و حقوقی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی جامعۀ ایران اسلامی را بر اساس نظم نهادی و قانونیِ قابل استنباط از متن کتاب و سنت قولی و فعلی معصومان و نیز دلالتهای صریح عقل نظری و عملی و تجارب پخته و سختۀ بشری اصلاح و بازسازی نماید و در موارد متعددی از نو ساخته و شکل دهد.
نگارنده در یادداشت دیگری تحتعنوان «امام خامنهای شهید؛ معمار پیشرفت ایران اسلامی» جریان پیشرفت در پرتو تجربۀ تاریخی انقلاب اسلامی را در سیمای نظر و عمل امامان انقلاب اسلامی که دارای مراتبی از تدبیر، مدیریت نهادی و تحول است شرح داده است. در آن یادداشت، اشارهای به روند اصلاح و بازسازی نهادی جامعۀ ایران اسلامی در راستای نیل به پیشرفت، تحت رهبری امامان انقلاب اسلامی شده است.
انقلاب اسلامی در پرتو تجربۀ پیشرفتیابندۀ ایران اسلامی، در برابر تمدن دارای سیطرۀ مدرن غربی، به فضل الهی توانسته گشایشهای نورانی و نوینی به دست آورد و نویدبخش امکان احیای تمدن اسلامی در دوران معاصر باشد.
توان ایجاد ساخت نهادی گستردهمقیاس در فضای نظام نیازها و عملکردهای حقوقی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی بر اساس فکر و معنویت و اخلاق و فقه اسلامی، نویدبخش امکان بسط و تعمیق این تجربه در مقیاس معنایی و سرزمینیِ ایران اسلامی، جهان اسلام و نظام جهانی است.
انقلاب اسلامی در فضای استیلای هجومآورندۀ تمدن مدرن غربی بر ابعاد و مظاهر نرم و سخت حیات انسانی، منادی مقاومتی برخاسته آگاهی و ایمان دینی است.
انقلاب اسلامی، در فضای ظلمانیِ تاریخ ناسوتیشدۀ مدرن، از معرفت و عقلانیت قدسی، معنویت آخرتنگر، اخلاق فضیلتگرا و انضباط سلوکی و رفتاریِ شکلگرفته بر اساس شریعتی که مورد عمل انبیای الهی در طول تاریخ بوده است، دفاع کرده و میکند. بهتعبیر، بسیاری از بصیرتمندان در شرق و غرب جهان، انقلاب اسلامی و نظام فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برآمده از آن در ایران اسلامی، آخرین سدّ مستحکم در برابر جریان هجومآورندۀ الحاد، کفر و مادیگرایی مدرن است.
در شرق و غرب جهان معاصر، نظام فرهنگی، اجتماعی و سیاسی استواری که توانسته باشد، در برابر هجوم نرم و سخت تمدن مدرن از هویت فکری، معنوی، اخلاقی، سلوکی و رفتاری خود صیانت نموده باشد و بهلحاظ سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی مستقل باشد و در برابر قطب سیاسی و اجتماعی غرب مدرن به ذلت سازش و تبعیت تندرنداده باشد، به جز ایران اسلامی، نمیتوان سراغ گرفت.
واقعیت آن است که تمدن روسیـاسلاوی و تمدن کنفوسیوسی و مائوئیستی چینی هم اگرچه قطبهای متمایز قدرت سیاسی و اقتصادی جهان معاصرند لکن در هویت نرم فکری، معنوی، اخلاقی، رفتاری، حقوقی و فرهنگی در برابر مدرنیسم نحیفاند و متاعی قابل عرضه ندارند و بهبیانی کانون هویت وجودی آنها هم گرفتار هویت آمیخته با الحاد، کفر و مادیگرایی است.
نویسندۀ این یادداشت در یادداشت دیگری تحت عنوان «انقلاب اسلامی، الگویی تمدنی و تکاپوی بودن» به تحلیل تمدنی این مطلب پرداخته است که چرا قطبهای تمدنی روسیـاسلاوی و کنفوسیوسیـتائوئیستی چینی، معارض اصلی و هویتپایۀ تمدن مدرن غربی نیستند.
واقعیت آن است که این قطبهای تمدنی گرچه رقبای اقتصادی و سیاسی قطب تمدنی مدرن غربی با سرآمدی ایالات متحده محسوب میشوند لکن بهدلیل ضعف و نحیفبودگی در بُعد فکری، معنوی، اخلاقی، رفتاری و سلوکی و فرهنگی نمیتوانند جایگزین تمدن مدرن غربی باشند.
در دوران معاصر تنها قطب تمدنیای که میتواند جایگزین تمدن مدرن غربی باشد، تمدن احیاشدۀ اسلامی است.
ایران اسلامی، در پرتو بیداری و پویایی آگاهی و عزم و ارادۀ ملی ایرانیان و تحت هدایت و رهبری نائب عام انسان کامل و با تبعیت از میراث معرفتی قرآن و سنت اسلامی و شکلدهی به عقلانیت قدسیِ ایمانی و استفادۀ بهینه از تجارب علمی و عملی بشری، توانسته است مراتب و مدارج والایی از پیشرفت را طی نماید تا جاییکه بحول و قوۀ الهی موفق شده است از استقلال و هویت وجودی خود صیانت نماید و به دستاوردهای معرفتی، علمی و فناورانۀ مهمی بر اساس ظرفیتهای خوداتکای درونزا دست یابد. سپس این مستوای معرفتی، علمی و فناورانه را بهسوی برادران ایمانی خود در کشورهای منطقۀ غرب آسیا و جهان اسلامی و بلکه کل جهان گسیل داشته است تا ایشان را نیز به کوثر معرفت و ولایت الهی متصل نماید و انقلاب معرفتی، معنوی، اخلاقی، سلوکی و رفتاری خود را بسط دهد.
انقلاب اسلامی در حال بیدار کردن و برانگیختن انسانهای مؤمن به آسمان معنا است و در حال استحکام بخشیدن به جبهۀ معارضۀ تمدنی خود در برابر تمدن منحط بهاصطلاح مدرن است؛ تمدنی که بر شالودهای زمینی و مادی مستقر است. انقلاب اسلامی در پرتو جانفشانی و ایثار رادمران مقاومی که سر از خاک ایرانزمین برآوردند و به آسمان معنا و ملکوت قدس الهی پَرگشودند، در حال زنده کردن جهانِ مردۀ معاصر است.
درحقیقت، علت اصلی دشمنی تمدن ظلمانی و مادیگرای مدرن غربی با انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و ایران اسلامی در همین واقعۀ در جریان است.
إن شاء الله، ایران اسلامی در این مرحله از تکامل تاریخیِ خود پیروز است و جهانیان خواهند دید چگونه جریان شرقی و اشراقیِ تحول تاریخ بهسوی روشنای معرفت و ایمان قدسی و الهی از دل خودِ غرب طلوع خواهد کرد؛ و روز و روزگار نو خواهد شد که نوروز حقیقی آن گاه است.
با یاد و درود بر روح پُرفتوح امام شهیدمان سیدعلی حسینی خامنهای (رضوان الله تعالی علیه) و شهیدان گلگون کفن ایران اسلامی، این مسیر را تا طلوع خورشید ولایت مطلقۀ الهی استمرار خواهیم بخشید، بمنّه و کرمه تبارک و تعالی.
نوشتاری از حسین رمضانی مدیر گروه مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی