۱۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۸
کد خبر: ۸۱۰۹۰۱
یادداشت اختصاصی؛

 از حقیقت قرآن تا حقایق میدان/ در الأزهر چه می‌گذرد؟

 از حقیقت قرآن تا حقایق میدان/ در الأزهر چه می‌گذرد؟
بیانیه اخیر الازهر شریف در محکومیت جمهوری اسلامی ایران، فاصله گرفتن این نهاد از سیرۀ اجتهادی و میانه‌روی خود را آشکار ساخت؛ موضع‌گیری‌ای که با تقطیع آیات قرآن و نادیده گرفتن اصل دفاع مشروع مظلومان، بیش از آنکه ناشی از واقعیات میدانی باشد، بازتابی از فشارهای سیاسی و هماهنگی‌های منطقه‌ای علیه محور مقاومت به نظر می‌رسد.

به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، در پی اعلام بیانیه جمعی از و انتقاد به پس از حمله محور شرارت جهانی، آمریکا، صهیونیزم و شرکای منطقه‌ای آنها، نیروهای مسلح ایران در پی دفاع از جان و مال مسلمین، به متجاوزین و منشأ تجاوزات پاسخ دادند.

اما متأسفانه شاهد آن بودیم که جمعی از  اساتید دانشگاه الازهر مصر، به جای دفاع از مسلمین، با صدور بیانیه ای، علیه نیروهای مسلح ایران شکوائیه ای سرداده و پاسخ ایران به تجاوزات صورت گرفته از داخل خاک کشورهای حاشیه خلیج را محکوم کردند. 

در پی این اقدام از سوی الازهر، بسیاری از علما و اندیشمندان مسلمان، سعی کردند با زبان علم و دین و منطق و عقل، پاسخ الازهر را داده و آنها را متوجه اشتباه محاسباتی صورت گرفته کنند.

یادداشت زیر نیز از سوی یکی از فضلای اندیشمند تهیه شده و برای خبرگزاری رسا ارسال شده است. این یادداشت تلاش میکند تا با زبان قرآنی، تکلیف مسلمانان را در چنین شرایطی مشخص نموده و قرآن را ملاک تعیین درستی یا نادرستی اقدام نیروهای مسلح ایران بداند.

 

 از حقیقت قرآن تا حقایق میدان؛ در الأزهر چه می‌گذرد؟

نقدی بر بیانیه الازهر: از تقطیع آیات قرآن تا سکوت در برابر جنایات رژیم صهیونیست

 

وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ (مائده، ۶۶)

 آنچه در این روزها از الازهر شریف به عنوان بیانیه منتشر شد، بیش از آنکه بازتابنده سیرۀ اجتهادی این نهاد دیرپای جهان اسلام باشد، با فضایی از فشارهای سیاسی و رویکردی قبیله‌گرایانه همسو گردید. الازهر که همواره خود را در زمرۀ جریان‌های میانه‌رو و معتدل معرفی می‌کند، در این بیانیه از سیرۀ علمی خود فاصله گرفته و نقدی را متوجه کشوری ساخته که در مقام دفاع مشروع برآمده است. این فاصله‌گیری، زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم این نهاد در بیانیه‌های پیشین خود -چونان نهادی آگاه به واقعیات منطقه- دفاع مشروع جمهوری اسلامی ایران در برابر رژیم صهیونیستی را تأیید کرده بود. اما این‌بار گویی اخبار ناقص و تحلیل‌های نادرست، جایگزین اجتهاد جمعی علمای آن گردیده است.

این انحراف روشی، نخست در شیوۀ استناد به نصوص دینی خود را نشان می‌دهد. بیانیه برای تأکید بر حرمت خون، به بخشی از آیه‌ی شریف «وَلا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ» (انعام، ۱۵۱) تمسک می‌جوید، اما از ادامۀ همان منطق قرآنی که در آیات دیگر حق دفاع را برای مظلوم به رسمیت شناخته، غافل می‌ماند. این روش -که در دانش اصول فقه از آن به «تقطیع» تعبیر می‌شود- وقتی رخ می‌نماید که گوینده بخشی از آیه را برای تأیید مدعای خود می‌آورد و بخش دیگر را که حکم را تمام می‌کند، فرو می‌گذارد. در حالی که قرآن کریم در آیۀ ۱۹۴ سورۀ بقره صراحتاً می‌فرماید: «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ»؛ یعنی پاسخی در برابر تجاوز، که این خود عین عدالت است، نه نقض آن.

از میدان نبرد تا میدان انصاف؛ جایی که حق دفاع تحریف می‌شود

این بیانیه در حالی از جمهوری اسلامی ایران می‌خواهد که حملات خود را متوقف کند، که از اصل تجاوزی که ماه‌هاست جان هزاران غیرنظامی بی‌گناه را در غزه و لبنان گرفته است، سخنی به میان نمی‌آورد. خداوند متعال در آیۀ ۷۵ سورۀ نساء می‌فرماید: «وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ». این پرسش قرآنی، امروز بیش از هر زمان دیگر، متوجه نهادهایی است که در برابر کشتار مستضعفان سکوت می‌کنند و تنها در برابر اقدام دفاعی کسانی که به یاری مظلومان برخاسته‌اند، زبان به اعتراض می‌گشایند.

در همین راستا، آیه‌ی شریف «وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا» (انفال، ۶۱) نشان می‌دهد که گرایش به صلح، همواره اصل نخست در سیرۀ جمهوری اسلامی ایران بوده است. اما صلحی که در آن ظالم بر مظلوم مسلط شود و خون بی‌گناهان بر زمین ریخته شود، نه تنها از دیدگاه قرآن پذیرفته نیست، که مصداق «إِثْمٌ وَعُدْوَانٌ» (مائده، ۲) خواهد بود. دهه‌های گذشته گواهی روشن است که ایران اسلامی در سخت‌ترین شرایط، دست خیر و همکاری به سوی همسایگان دراز کرده و در برابر میزبانی برخی کشورها از خطرناک‌ترین پایگاه‌های نظامی آمریکا و اسرائیل، همچنان درهای گفت‌وگو را باز نگاه داشته است.

بیانیه‌ای بدون امضا؛ نشانه‌ای از فشارهای بیرونی

نکته‌ای که در تحلیل این بیانیه نمی‌توان از آن گذشت، فقدان امضای مراجع ارشد الازهر در پای آن است. این غیابِ امضا، شائبۀ قوی را ایجاد می‌کند که نهاد الازهر -که رئیس آن توسط رئیس‌جمهور مصر منصوب می‌شود- تحت فشارهای حکومتی یا نهادهای قدرتمند بیرونی، به صدور این بیانیه مجبور شده است. شاید این بی‌امضایی، به صورت نمادین می‌خواهد نشان دهد که علمای این نهاد خود را با محتوای بیانیه کاملاً همسو نمی‌دانند.

این احتمال، همزمانی صدور بیانیه با اجلاس وزرای خارجه کشورهای جنوب خلیج فارس را نیز معنا می‌بخشد. بیانیه‌ای که پیش از آن اجلاس منتشر شد و در آن اجلاس، دقیقاً همان مضامین علیه ایران تکرار گردید. این هماهنگی زمانی، نشان می‌دهد که بیانیه الازهر نه یک موضع‌گیری علمی مستقل، که بخشی از یک جنگ روانی و سیاسی هماهنگ علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است تا زمینه را برای فشارهای منطقه‌ای فراهم آورد.

میزبانی از پایگاه‌های آمریکایی؛ نقض آشکار حرمت سرزمین‌های اسلامی

از منظر فقهی، آنچه در این بیانیه به کلی نادیده گرفته شده، مسئلۀ میزبانی برخی کشورهای عربی از پایگاه‌های نظامی آمریکاست. قرآن کریم در آیۀ ۱۴۱ سورۀ نساء می‌فرماید: «وَلَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا». این آیه، یکی از مستحکم‌ترین ادلۀ حرمت تسلط غیرمسلمانان بر مسلمانان است. وقتی کشوری اسلامی، خاک خود را در اختیار نیروهای کفر و استکبار قرار می‌دهد تا از آن پایگاه، حملات لجستیکی و اطلاعاتی علیه دیگر کشورهای اسلامی سازماندهی شود، این رفتار نه تنها مصداق همکاری با ظالم، که نقض صریح حرمت سرزمین اسلامی و خیانت به امنیت جمعی جهان اسلام است.

در چنین شرایطی، اگر کشوری دیگر در مقام دفاع از خود و در راستای نابودی همین پایگاه‌های متجاوز برآید، نمی‌توان او را متهم به «تجاوز» کرد. شرع مقدس اسلام، دفاع از کیان مسلمانان را نه یک حق که تکلیفی واجب می‌داند. امام شاطبی در *الموافقات* می‌نویسد: «دفاع عن حوزة الإسلام واجب علی الکفایة» و این وجوب، زمانی به عینیت تبدیل می‌شود که دیگران از انجام آن سرباز زنند.

اخلاق در میدان نبرد؛ روایتی که در بیانیه نادیده گرفته شد

جمهوری اسلامی ایران در تمام نبردهای خود، اخلاق و انسانیت را در رعایت حداکثری اصول بشردوستانه به نمایش گذاشته است. حتی امروز که دشمنان به شهروندان ایرانی رحم نمی‌کنند، نیروهای مسلح ما در حملات به دشمن، با دقتی مثال‌زدنی از جان غیرنظامیان محافظت می‌کنند. اگر هدف ایران کشتار غیرنظامیان بود، تلفات حملات اخیر به ابعاد فاجعه‌باری می‌رسید، در حالی که آمارهای رسمی کشورهای منطقه، شمار محدود تلفات را نشان می‌دهد که عمدتاً در میان نیروهای نظامی متجاوز بوده است.

ادعای بیانیه دربارۀ هدف قرار دادن بیمارستان‌ها و تأسیسات مسکونی، ادعایی است که هیچ سند معتبری آن را تأیید نمی‌کند. در مقابل، اسناد بین‌المللی گواهی می‌دهد که رژیم صهیونیستی با حمایت لجستیکی پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، بیمارستان‌ها، مدارس و منازل مسکونی را در غزه و لبنان هدف قرار داده است. آیا سکوت الازهر در برابر این جنایات، با رسالت تاریخی این نهاد که در برابر استعمار ناپلئون فریاد برآورد، سازگار است؟

همدلی با علمای الازهر؛ امید به بازگشت به انصاف

علمای الازهر را همواره به انصاف و میانه‌روی می‌شناخته‌ایم و بیانیه‌های پیشین این نهاد -که در حمایت از دفاع مشروع ایران در برابر رژیم صهیونیستی صادر شده بود- نشان می‌داد که درک عمیقی از واقعیات منطقه دارند. بر این اساس، محتمل است که اخبار دقیق و واقعی به دست ایشان نرسیده باشد؛ اتفاقی که گاهی برای علمای خود ما نیز رخ می‌دهد و در صورت نبود توضیحات کافی و شفاف، ممکن است منجر به قضاوت‌های اشتباه شود. جنگ رسانه‌ای و اطلاعاتی گسترده‌ای در جریان است که واقعیت‌ها را وارونه جلوه می‌دهد.

انتظار می‌رفت الازهر پیش از هر چیز، رژیم صهیونیستی را به عنوان ریشۀ بحران محکوم کند و از حمایت‌های لجستیکی آمریکا که پایگاه‌های نظامی آن در قلب کشورهای اسلامی مستقر شده، انتقاد کند. سکوت در برابر این واقعیت‌ها و محکوم کردن یک‌طرفه ایران، امری غیرمنصفانه است که به نظر می‌رسد تحت تأثیر فشارهای بیرونی و لابی‌های آمریکا صورت گرفته است. ما باید نگران این انحراف باشیم و با حکمت و منطق، زمینه را برای بازگشت این نهاد به مسیر انصاف  ایجاد کنیم.

نتیجه‌گیری؛ امید به بازگشت به مسیر اجتهاد و انصاف

بیانیه اخیر الازهر، نه انعکاس دهندۀ حقیقت میدانی است و نه بازتابندۀ آرای فقهی مستحکم این نهاد علمی کهن. این بیانیه، با نادیده گرفتن اصل تجاوز و کشتار هزاران غیرنظامی بی‌گناه توسط رژیم صهیونیستی و حمایت لجستیکی پایگاه‌های آمریکا، و با تقطیع آیات قرآن و غفلت از اصول مسلم فقهی دفاع مشروع، محصول فشار سیاسی و اطلاعات ناقص می‌باشد.

الازهر تنها یک دانشگاه یا یک مسجد نیست؛ بلکه «مسجد-مدرسه‌ای» است که ریشه در نیمۀ دوم قرن چهارم هجری دارد و همواره در طول تاریخ، آوای حق و انصاف بوده است. امید که این نهاد دیرینه جهان اسلام با بازگشت به انصاف و میانه‌روی، بار دیگر در کنار مظلومان جهان اسلام بایستد و صدای مظلومیت فلسطین و لبنان را بر فریادهای سیاسی و قبیله‌گرایانه ترجیح دهد. خداوند متعال می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» (نحل، ۹۰) و امید که همگان به این فرمان الهی گردن نهیم.

و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین

ارسال نظرات