کودکانی که مقاومت را به ارث میبرند
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، تاریکی شبهای این روزها، تصویری به یادماندنی از مقاومت و ایستادگی نقش بسته است: کودکانی که هنوز الفبای زندگی را نیاموختهاند، اما با مشتهای گرهکرده فریاد «مرگ بر آمریکا» سر میدهند؛ نونهالانی که سربند پرچم سهرنگ ایران را به سر بستهاند و در کنار پدر و مادرهایشان گام برمیدارند؛ و حتی کودکانی که در کالسکههای خوابیده، همراه با سیل جمعیت راهپیمایان شبانه حرکت میکنند.
این صحنهها دیگر برای هیچکس غریبه نیست. از جنوب شهر تهران گرفته تا خیابانهای، قم و اصفهان و مشهد و تبریز، کودکان ایرانزمین در کنار خانوادههایشان حضور یافتهاند تا پیامی روشن به جهان مخابره کنند: ملتی که کودکانش هم در سنین پایین با مفهوم ظلم و جنایت آشنا هستند، هرگز در برابر زورگویی سر خم نخواهد کرد.
نسلی که زودتر از موعد بزرگ میشود
روانشناسان کودک بر این باورند که کودکان در سالهای اولیه زندگی، بیش از هر چیز تحت تأثیر محیط خانوادگی و اجتماعی قرار میگیرند. آنچه در این راهپیماییها میبینیم، حاصل همان تربیت خانوادگی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. پدران و مادرانی که خود در دوران دفاع مقدس کودک بودند، اکنون فرزندانشان را با خاطرات مقاومت و ایثار آشنا میکنند.

یکی از مادران شرکتکننده در این راهپیماییها در گفتگویی کوتاه اظهار داشت: «نمیخواهم فرزندم در آینده بپرسد که پدر و مادرم کجا بودند وقتی دشمن تهدید میکرد. میخواهم بداند که ما در کنار هم ایستادیم.»
این طرز فکر، ریشه در فرهنگ عمیق ایرانی-اسلامی دارد. در این فرهنگ، مفهوم «مقاومت» تنها یک واژه سیاسی نیست، بلکه بخشی از هویت ملی محسوب میشود که از کودکی به کودک منتقل میگردد.
تربیت سیاسی در سایه عاطفه
حضور کودکان در این اجتماعات، سؤالهایی را نیز مطرح میکند. آیا کودکان در سنین پایین قادر به درک مفاهیم پیچیده سیاسی مانند جنگ، تحریم و تهدید نظامی هستند؟ پاسخ این است که آنها شاید هنوز معنای دقیق «تحریم» یا «جنگ» را نفهمند، اما به خوبی احساس نگرانی و اضطراب والدین خود را درک میکنند.

با این حال، آنچه در اینجا اهمیت دارد، شکلگیری یک حس جمعی و هویت ملی در ذهن کودک است. این کودکان در آینده خواهند دانست که در شبهای سخت، کنار خانوادهشان ایستادند و فریاد زدند. این خاطره، بخشی از هویت آنها خواهد شد.
کارشناسان تعلیم و تربیت معتقدند که تربیت سیاسی کودکان نباید با القای ترس همراه باشد، بلکه باید در قالب امید و اعتماد به نفس صورت گیرد. در این راهپیماییها، کودکان میبینند که پدر و مادرشان نترسیدهاند و در کنار دیگر هموطنان ایستادهاند. این تصویر، الگویی مثبت در ذهن کودک ثبت میکند.
پرچم، نمادی فراتر از یک قطعه پارچه
برای کودکی که سربند پرچم ایران را به سر میبندد، این سربند چه معنایی دارد؟ شاید در لحظه، تنها یک نماد رنگی باشد. اما به مرور زمان و با بالا رفتن سن، این کودک خواهد فهمید که آن سربند سبز، نماد اسلام؛ سفید، نماد دوستی و صلح؛ و قرمز، نماد شهادت و ایثار است.

پرچم، تنها یک قطعه پارچه نیست. پرچم، تاریخ یک ملت است. کودکی که امروز پرچم را به دست میگیرد، فردا مدافع آن خواهد بود. این روندی طبیعی در شکلگیری هویت ملی است که در تمام کشورهای جهان وجود دارد، اما در ایران به دلیل سابقه کهن و فرهنگ غنی، عمق بیشتری دارد.
نقش خانواده در شکلگیری این صحنهها
نمیتوان نقش خانواده را در این میان نادیده گرفت. پدر و مادرهایی که فرزندان خردسال خود را به این راهپیماییها میآورند، تصمیمی آگاهانه گرفتهاند. آنها میخواهند فرزندانشان بدانند که در لحظات سخت، ملت کنار هم میایستد.
یک پدر جوان که دختر پنجسالهاش را در آغوش داشت، گفت: «میخواهم دخترم وقتی بزرگ شد، این شبها را به خاطر داشته باشد. میخواهم بداند که پدرش در لحظات حساس، سکوت نکرد.»

این گونه صحبتها نشان میدهد که والدین، حضور کودکان را نه به عنوان باری اضافی، بلکه به عنوان مشارکتی ارزشمند در تاریخسازی تلقی میکنند. البته نباید فراموش کرد که این حضور باید با رعایت اصول ایمنی و توجه به نیازهای کودک همراه باشد.
واکنشهای جهانی به این صحنهها
رسانههای خارجی که معمولاً نگاهی انتقادی به ایران دارند، در مواجهه با این صحنهها سکوت کردهاند یا سعی کردهاند آن را به شکلی دیگر تفسیر کنند. اما واقعیت این است که هیچ تفسیری نمیتواند از این واقعیت بگریزد: ملتی که کودکانش را با خود به میدان میآورد، نشان داده که چیزی برای پنهان کردن ندارد.

در مقابل، کاربران شبکههای اجتماعی در سراسر جهان با تحسین از این صحنهها سخن گفتهاند. بسیاری از آنها که خود در کشورهایشان تجربه جنگ و تحریم را ندارند، از دیدن این همبستگی شگفتزده شدهاند.
پیامی برای آینده
کودکانی که امشب در این راهپیماییها شرکت میکنند، فردا شهروندان این کشور خواهند بود. آنها تصمیمگیرندگان آینده، پزشکان و مهندسان و معلمان فردا هستند. آنچه امشب در ذهنشان ثبت میشود، بر مسیر زندگیشان تأثیر خواهد گذاشت.
شاید به همین دلیل است که این راهپیماییها بیش از آنکه یک اعتراض سیاسی باشند، یک تربیت ملی هستند. درسی که کودکان از پدر و مادرهایشان میگیرند این است: در برابر ظلم نباید سکوت کرد.

در پایان این یادداشت، باید گفت که حضور کودکان در این راهپیماییها، نه تنها نگرانکننده نیست، بلکه امیدوارکننده است. این کودکان، میثاق فردا با آرمانهای ملی هستند. آنها نشان میدهند که این ملت، ریشههای عمیقی دارد و این ریشهها به خوبی آبیاری میشوند.
به امید روزی که دیگر نیازی به این گونه راهپیماییها نباشد و کودکان ایران در صلح و آرامش بزرگ شوند. اما تا آن روز، این کودکان در کنار خانوادههایشان خواهند ماند و فریاد استقلال و آزادی سر خواهند داد.