۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۴
کد خبر: ۸۲۱۳۲۳
یادداشت؛

لامین یامال و زیبایی امانت پذیری

اسلامی تنها
لامین یامال نصراوی ابانا، با اسپانیا قهرمان جهان شد. با این پیروزی دوباره تصویر ماندگار او در جشن قهرمانی لالیگا، که پرچم فلسطین را در میان انبوهی از هواداران بر فراز اتوبوس روباز تیم به اهتزاز درآورد، دوباره در جهان مقاومت بازنشر شد.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، لامین یامال نصراوی ابانا (Lamine Yamal Nasraoui Ebana) ، ستارهٔ ۱۸سالهٔ بارسلونا، دیشب با اسپانیا قهرمان جهان شد. با این پیروزی دوباره تصویر ماندگار او در ۱۴ مه ۲۰۲۶،  در جشن قهرمانی لالیگا، که پرچم فلسطین را در میان انبوهی از هواداران بر فراز اتوبوس روباز تیم به اهتزاز درآورد، دوباره در جهان مقاومت بازنشر شد. همان زمان این کنش به‌ظاهر ساده، در یک بستر جهانی، به رخدادی میان فرهنگی  با لایه‌های عمیق هویتی، تاریخی، نمادین و سیاسی تبدیل شد اما در فضای محیطی پسا طوفان الاقصی و نسل کشی رژیم صهیونیستی در غزه  و حمله صهیونی-آمریکای به ایران،  قهرمانی اسپانیا در جام 26 با ستاره درخشان فوتبالش «الأمين جمال نصراوي إيبانا» و کنشگری متمایز او و همه تیم اسپانیا در مواجهه با ترامپ درمراسم جشن قهرمانی، موجی از شادی را در جهان مقاومت از فلسطین و لبنان تا ایران به همراه آورد و فرصتی برای بازاندیشی و بازتابش افکار و معانی را فراهم کرد کاربری نوشته بود به نظرم اسپانیا هیچ وقت فکر نمی کرد دعای جبهه مقاومت اینطوری پشت سرش باشه  دیگری نوشت اسپانیای عزیز! صمیمانه‌ترین سپاس‌گذاری ما را بابت ایستادن در کنار ایران و فلسطین، آن‌گاه که بسیاری سکوت کردند، پذیرا باشید. صدای حقیقت‌خواهانه‌تان را هرگز فراموش نمی‌کنیم. جام قهرمانی شایسته‌ی شجاعت و بزرگواری شماست؛ هم به خاطر فوتبال‌تان و هم به خاطر انسانیت‌تان. هزاران تبریک. و هزاران بازتاب  و تبریک دیگربرای پرچمداراسپانیا

امروز ما ایرانی ها بیش از همیشه می دانیم که گاه یک پرچم، بیش از یک پرچم است. در عصر غلبهٔ تصویر، یک حرکت   ساده می‌تواند امواجی معنادار در سطح جهانی ایجاد کند. لامین یامال در حالی پرچم فلسطین را در خیابان‌های بارسلون برافراشت که جامعهٔ بین‌المللی هنوز درگیر   یکی از پیچیده‌ترین و خونین‌ترین مناقشات تاریخ   معاصر است. آنچه این کنش را برجسته می‌کند، نه فقط همبستگی با فلسطین، بلکه عبور یک ورزشکار نوجوان از مرزهای سیاسی روزمره و استفاده از سرمایهٔ نمادین برای شکستن سکوت  گفتمانی  حاکم بر ورزش است.  گاه برای درکِ عمقِ این کنش، ساده‌ترین راه، آغاز از خودِ نام کنشگر باشد. ضرب‌المثلی عربی می‌گوید: «الاسماء تنزل من السماء»؛ نام‌ها از آسمان فرود می‌آیند و هر نامی با صاحب‌اش مناسبت دارد. این باورِ کهن، با نظریه‌ی ساپیر-وورف در زبان‌شناسی نیز می تواند هم‌سو افتد؛ آن‌جا که ساختارِ زبان، ساختارِ ادراک را شکل می‌دهد. اگر این نظریه را در سطحِ نام‌ها تعمیم دهیم، نام، به‌عنوانِ یک «واژه‌ی خاص»، می‌تواند «چهارچوبِ ادراکی» فرد را از خودش محدود یا گسترش دهد؛ کودکی به نامِ «سلطان» ممکن است از کودکی احساسِ قدرت کند و کودکی به نامِ «نادر» احساسِ کمیابی و استثنا. نامِ لامین یامال، خود، نقشه‌ای هویتیِ میان‌فرهنگی با چهار بُعدِ بنیادین است.

لامین: امانت‌داری در وجدان جمعی اسلامی

لامین  از ریشهٔ سامی أ-م-ن  در زبان عربی، به معنای فراامانت‌دار  و مایهٔ آرامش  است. در سنت اسلامی، این صفت، اشارت به نام   پیامبر (محمد   امین) و نیز فرشتهٔ وحی (الروح الأمین) دارد. یک خانوادهٔ مراکشیالاصل که نام فرزند خود را الامین  می‌گذارند، نه فقط به سنت   دینی، بلکه به کارکرد   اجتماعی   این صفت (اعتماد، درستی، پناه‌آوری) وفادار می‌مانند. در بحبوحهٔ جنگ   غزه، این نام، یک تعهد   اخلاقی   پنهان  را عیان می‌کند: کسی که امین است، نمی‌تواند به فریاد   مظلومان بی‌اعتنا بماند.

یامال: زیبایی در گذر از مرزها

یامال  در رایج‌ترین خوانش   ریشه‌شناختی، تصریفی گویشی از جمال  در عربی   مغربی است. اما در زبان   آمازیغی، احتمالاً به راستی  یا سمت   راست  اشاره دارد (هم‌نشینی   جالب با جایگاه   او در سمت   راست   اتوبوس). برخی ریشه‌شناسان نیز آن را به زبان‌های بومی   آفریقای مرکزی (نیجرکنگو) نزدیک می‌دانند که مال  در آنها به معنای برکت  است. بنابراین، یامال  پلی است میان   سه جهان: عربی، مغربی و آفریقایی؛ یک نام   میانی که تنوع قومی و تمدنی  را نه به‌مثابهٔ بحران، بلکه به‌مثابهٔ فرصت رقم می‌زند.

نصراوی: یاری‌رسانی نسبی

نصراوی  در بافت   مراکش، نامی قبیله‌ای با ریشهٔ نصر  (پیروزی و یاری) و پسوند نسبت‌ساز است. خاندان‌های نصراوی در شمال   مراکش، اغلب خود را به قبایل عرب   بنی هلال  یا بنی معقل  نسبت می‌دهند که در سده‌های میانه به مغرب کوچیدند. اما در بافت امروزین انسان فلسطینی غزه، نصراوی  بازتفسیر معنایی می‌شود: منسوب به نصرت ؛ کسی که در قامت   یک ستارهٔ ورزشی، نصرت (یاری) را به مردمی می‌رساند که زیر بمباران، دیده شدن  را آرزو می‌کنند.

ایبانا: ریشه‌های آفریقایی و مقاومت استعماری

ایبانا  نامی از گینهٔ استوایی (تنها کشور اسپانیایی‌زبان در آفریقا) است که در زبان‌های بومی، به معنای ریشه یا درخت تفسیر می‌شود. انتخاب این نام (که در قالب نام خانوادگی مادر حفظ شده) در برابر هنجار نام‌گذاری اسپانیایی، یک بیانیهٔ هویتی است. من آفریقایی‌ام؛ من به ریشه‌های سیاه خود افتخار می‌کنم؛ و این ریشه‌ها، مرا به همبستگی با تمام ستمدیدگان فرا می‌خواند.

آری، گاه میان نام و کنش فرد، هم‌نشینی‌های شگفت‌آوری دیده می‌شود. آنچه یامال انجام داد، هم‌نشینیِ شگفت‌آورِ نام و کنش را به‌روشنی نشان می‌دهد: «لامین» یعنی امانتدار و وفادار به امانتِ انسانیت، نه به مصلحت‌اندیشی؛ «یامال» یعنی  زیبایی/برکت و آفریدنِ زیباییِ همشناسی و همدردی در دلِ جشن؛ «نصراوی» یعنی منسوب به همیاران و به‌یاری ندای فلسطینی‌ها برخاستن؛ و «ایبانا/عبانه» یعنی ایستادن بر ریشه‌هایِ عدالت‌خواهی. این هم‌نشینی، کنش او را از یک حرکت سیاسی صرف به یک «اجرای هویتی» تبدیل می‌کند؛ جایی که نام و عمل، یکدیگر را معنا می‌بخشند. امید که ادامه دار و پایدار باشد.

پرچم فلسطین در دست یامال، در این رویداد، از یک نماد ملی به یک دال میان فرهنگی و مقاومت جهانی  بدل می‌شود که معانی چندگانه‌ای را حمل می‌کند. برای فلسطینی‌ها، نماد زنده بودن و هستی، نه فقط آرمان یعنی جهان ما را دیدند. برای جهان عرب و اسلام، نماد   کرامت و پاره تن غصب شده.  برای چپ و جنوب جهانی، نماد مبارزه با امپریالیسم و برای ورزش‌ کاران و ورزش دوستان، نماد   شکستن تابوی  دروغین ورزش غیرسیاسی. یامال با انتخاب این نماد در یک جشن  (نه در یک تظاهرات)، تنشی گفتمانی آفرید. چگونه می‌توان همزمان جشن قهرمانی  گرفت و سوگ غزه را فریاد نزد؟ این تنش، دقیقاً نقطهٔ قوت کنش اوست؛ او نشان داد که شادی، منافاتی با همدردی ندارد.

واکنش‌ها به کنش یامال، خود یک متن   میان فرهنگی غنی است. هواداران   بارسلونا فریاد زدند او روح کاتالونیا است  که به سنت همبستگی کاتلانها با فلسطین ارجاع دارد. کاتالان‌ها که خود تاریخی از سرکوب هویتی را تجربه کرده‌اند، همواره با جنبش‌های آزادی‌بخش جهان همبستگی نشان داده‌اند. از دههٔ ۱۹۷۰، حمایت از فلسطین در میان روشنفکران و فعالان   کاتالان ریشه‌ای عمیق دارد. فعالان   جهانی به خوبی با التفات به کارکرد فرازبانی کنش، آن را «شکستن سکوت» نامیدند و   فلسطینی‌ها  خطاب به او گفتند از غزه، دوستت داریم. او به صدای فرودستان بدل شده است. یامال، به‌عنوان یک کاتالان   مراکشیآفریقایی‌تبار، این سنت را به‌روز کرده و آن را با هویت اسلامیآفریقایی   خود تلفیق نموده است. او نه فقط یک ورزشکار، که یک پل میان‌فرهنگی است که سه جهان (اسلامی، آفریقایی و اروپایی) را به هم متصل می‌کند.

یامال نگفت که از فلسطین حمایت می‌کند؛ بلکه نشان داد. رتوریک او ارسطویی نیست، رتوریک کنت بورگی است. تفاوت بلاغت اقناعی با رتوریک انگیزه ها، بنیادی است. اگر او بیانیه‌ای صادر می‌کرد، می‌توانستند آن را سیاسی‌کاری بخوانند اما او در قامت  یک قهرمان  ورزشی، در میان هزاران هوادار، در فضایی از شادی، پرچمی برافراشت که سوگ  جمعی را به تصویر کشید این کنش، از نوعی صداقت اجرا  برخوردار بود که با واکنش احساسی گسترده‌ای در غزه روبرو شد. یک دانشجوی فلسطینی در غزه نوشته بود: فقط ۱۴ ثانیه کافی بود تا اشکم را درآورد. این ۱۴ ثانیه، در حقیقت، یک بیانیهٔ وجودی  بود.

مخالفان، این کنش را ورود سیاست به ورزش می‌دانند. اما این نگاه، مبتنی بر یک توهم ایدئولوژیک است که ورزش را فضایی خنثی  و غیرسیاسی  فرض می‌کند. در حالی که ورزش همواره عرصهٔ بازنمایی قدرت‌ها بوده است. سکوت در برابر نسل‌کشی، خود یک کنش سیاسی آشکار است. یامال با این کار، به کارکرد انسانی ورزش بازگشته است. ورزش، نه فقط رقابت، که همبستگی و امیدآفرینی است.

از کنش لامین یامال(امین جمال)، می‌توان چند نکته بنیادین برای ارتباطات میان‌فرهنگی استخراج کرد:

ارتباطات میان فرهنگی در وهله اول یک کنش غیر کلامی  بین افراد است . بازتاب جهانی معنای پرچم به دست گرفتن لامین یامال گواه روشن آن است

هویت   چندلایه، منبع   قدرت است، نه ضعف.  یامال نه یک مهاجر  بی‌هویت ، بلکه یک انسان میان فرهنگی است که از همهٔ لایه‌های  هویتی خود برای همشناسی و همبستگی استفاده می‌کند.

نمادها، جهانی‌اند اما تفسیرشان محلی. پرچم فلسطین در بارسلون گرچه ممکن است معنایی متفاوت از پاریس یا واشنگتن داشته باشد؛ اما در نقطهٔ تلاقی این تفاسیر، گفت‌وگوی   جهانی  امکان شکل گیری دارد.

سکوت در برابر جنایت بشری خیانت است. در فرهنگ‌های جمع‌گرا و دارای حافظهٔ استعماری، سکوت در برابر ظلم، به‌معنای مشارکت در ظلم تلقی می‌شود. یامال نشان داد که صدای   یک نفر می‌تواند امید میلیون‌ها  انسان باشد

نام‌ها، معانی و روایت‌ها را حمل می‌کنند نام یک فرد، پیش‌از آن‌که یک برچسب لفظی باشد، یک روایت تاریخی و فرهنگی فشرده است.  گاه تحلیل نام‌ها، دریچه‌ای است به‌سوی درک   عمیق‌تر از جوامع و فرهنگ ها.

لامین یامال نصراوی عبانه، با یک حرکت چند ثانیه‌ای پرچمداری، بیش از آنچه بسیاری از دیپلمات‌ها در ماه‌ها انجام دادند، به آگاهی‌بخشی جهانی کمک کرد. او همنام خود (امین یاری‌رسان  ریشه‌دار) و با کنش زیبای خود (برافراشتن پرچم  فلسطین)، ثابت کرد که در عصر فریب همگانی روشنگری دیجیتال ،  کنش آنالوگ(پرچم داری) با صداقت نمادین و شجاعت هویتی  می‌توانند از هزاران کنش کلامی و بیانیه رسمی تأثیرگذارتر باشند. کنش او به ما یادآوری می کند که همبستگی، نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه یک کنش امانت پذیرانه و همشناسانه است در برابر  بی‌تفاوتی و ناهمشناسی سازمان‌یافته. زیبایی (جمال) در همین است، در جرئت ایستادن در برابر جریان سلطه ، و در انتخاب  انسانیت، حتی به‌قیمت ازدست‌دادن توپ‌طلا.

آنچه نوشتم  محصول تلاشی اندک است برای خوانش میان فرهنگی یک رویداد ورزشی، فراتر از گزارش خبری. در جهانی که مرزهای سیاسی و هویتی روزبه‌روز سیال‌تر می‌شوند، تحلیل میان‌فرهنگی   کنش‌های  نمادین، به ما کمک می‌کند تا معنا  را در لابه‌لای  تصاویر و نام‌ها بیابیم. لامین یامال، با نام و کنش خود، یک متن زنده است برای مطالعهٔ میان فرهنگی. نام و کنش لامین یامال به نوجوانان ما یادآوری می کند که نام همان نخستین هدیه فرهنگی که مادر و پدر به شما می دهند، یک ظرف معنایی است که از آسمان معنا نازل می‌شود، اما محتوای آن، را می توان در زمین و در جهان اجتماعی با ارادهٔ، انتخاب و کنش فرد، حفظ نمود و پُربارتر نمود و یا جایگزین و تهی کرد. می توان لامین یامال یا الأمين جمال نصراوي إيبانا بود؛ کنشگری امین که زیبایی همیاری و ریشه داری همشناسی و پیروزی همبستگی را به همه جهان نشان و هدیه داد.

حجت الاسلام علی اصغر اسلامی تنها

ارسال نظرات
captcha