سوژۀ مصرفیِ جنگطلب کشورهای حاشیۀ خلیج یا انسان مولِد مقاوم ایرانی
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در خراسان، دکتر محمدرضا قائمی نیک، معاون پژوهش دانشگاه رضوی در یادداشتی با عنوان سوژۀ مصرفیِ جنگطلب کشورهای حاشیۀ خلیج یا انسان مولِد مقاوم ایرانی به درنگی در جنگِ رمضان پرداخت.
متن این یادداشت از قرار زیر است:
1. بیششک یکی از ابعاد جنگ منطقهای رمضان، بُعد اقتصادی آن است، اما در این میان، فراتر از نوسانات قیمت نفت یا دیگر اهرمهای اقتصادی، این جنگ را میتوان از حیث جامعهشناسی اقتصادی نیز تحلیل کرد. همانطور که میدانیم مقولۀ مصرف یکی از ارکان اصلیِ نظام سرمایهداری، مخصوصاً سرمایهداریِ نیمۀ دوم قرن بیستم است.
گرهخوردنِ تبلیغات تجاری و صرفِ هزینۀ هنگفت شرکتهای اقتصادی برای تبلیغات، برخاسته از دقیقهای است که مارکس در توضیح بحران درونیِ نظام سرمایهداری متذکر شده بود. رقابت سرمایهداری و خطر نرخ نزولی سود، باعث شد تا سرمایهدار بخش قابل توجهی از سرمایۀ خود را صرفِ تبلیغات و بالابردنِ مصرف کند تا چرخۀ سرمایهدار دچار خسران و فروپاشی نشود.
2. با اینحال تحقق مقولۀ مصرف و گرهخوردنِ آن با تبلیغات، عملاً سویهای از مدرنیته را برجسته کرد که هرچند ریشتۀ تاریخیِ آنرا شاید بتوان در دورۀ رنسانس و کنارگذاشتنِ سنتهای دینی و مابعدالطبیعی دنبال کرد، اما در دورۀ پستمدرن بهشدت فراگیر شد. ازدیاد مصرف، نیازمند تولد سوژهای مصرفی بود که تحقق آن، بدون از میانبردنِ هرگونه قید و بند به محدودیتهای ایندنیایی یا آندنیایی، اعم از طبیعی و اجتماعی و مابعدالطبیعی، ممکن نمیبود.
تولد سوژۀ مصرفی نیازمند اوج تفرّدِ رنسانسی، منفعتطلبی اخلاقی، لذتجوبی جنسی و جسمی و رهایی از هرگونه تقید به امور طبیعی یا مابعدالطبیعی بود. سوژۀ مصرفی بایستی با رهاسازیِ کامل تخیل خویش، امکانهای بیشماری از مصرف را متحقق میساخت تا با بهحداکثر رساندنِ مصرف، چرخۀ بیپایان سرمایهداری را متوقف نسازد.
این ویژگیِ که ابعاد مختلف آن، در آثار متفکرین دورۀ پستمدرن و حتی در توضیح نظریات جهانیشدنِ سرمایهداری یا مدرنیته توضیح داده شده، به دلیل پیوندی که با قدرت و سلطه برقرار میکند، در برابر هرگونه تقید به هستی و حتی قراردادهای اجتماعی پایدار، ناگزیر به خشونت میگراید.
3. پیشتر اشاره شد که این تحلیل از وضعیتِ سوژۀ مصرفی، یکی از مهمترین دلیل بروز خشونت در حوادث دیماه 1404 در ایران را حضور و فراگیری نسبیِ این سوژه در بخشهایی از جامعۀ ایرانی و تقابل آن با روحیۀ تولیدی بخش دیگری از جامعه میداند. با اینحال این تحلیل اکنون و در شرایط جنگ رمضان، میتواند تقابل دیگری را در میان جامعۀ تولیدی و مقاوم ایران در مقابل جامعۀ مصرفیِ جنگطلبِ کشورهای عربِ منطقه توضیح دهد.
کشورهایی نظیر قطر، کویت، بحرین و امارات، سالها است که با تندادن به چنین نقشی در تعاملات جهانی با غرب، در عینِ پذیرش وابستگی به فرایندهای توسعۀ غربی، با تکیه بر درآمدهای بادآوردۀ نفتی، تبدیل به جامعهای مصرفی شوند. جنگطلبی و خشونتِ زایدالوصفِ آنها در مقابله با ایرانی که بیش از 47 سال تن به مقاومت در برابر چنین فرایندهایی داده و بیش از دهسال است که مطابق رهنمودهای رهبری انقلاب اسلامی، در مسیر «تولید» حرکت میکند، نمودی از قرارگرفتن در وضعیتی است که لیوتار، آنرا با عنوانیِ وضعیت پستمدرن توصیف کرده است. وضعیتِ تولید، وضعیتِ ثبات و امنیت و مقاومت در برابر تجاوز و هویتِ عمیق تاریخی و فرهنگی است که در ایران، بهشکل تاریخی وجود داشته، درحالیکه وضعیت مصرفی، وضعیتِ تلاطم، خشونت، جنگ، بیهویتی و وابستگی است./933/