ایران در آستانه تمدن اسلامی/ قدرت نرم و رسانه، موتور محرکه تحقق آرمانها
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، حجت الاسلام عبدالله رضایی، مدیر موسسه نسل سلمان، درهفتمین نشست از سلسله نشستهای «تبیین شاخصهای قدرت نرم تمدنی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری سوم» با محوریت «نقش رسانه در تولید قدرت نرم «ضمن تأکید بر زمینه سازی گفتمان تمدنی نظام اسلامی در دنیا ابراز داشت: برای اینکه بتوانیم درباره مراحل رسیدن به تمدن اسلامی ــ و اینکه آیا اکنون به وضع مطلوب نزدیک شدهایم یا نه ــ دقیق حرف بزنیم، نخست باید روشن کنیم در کدام «فضای تاریخی» قرار داریم و از چه نقطهای وارد فرایند تحول شدهایم.
وی در ادامه خاطر نشان کرد: بحثی که مطرح میشود این است که انقلاب شکل گرفته، دولت و ساختار سیاسی آن شکل گرفته و در نهایت هم به مرحلهای رسیدهایم که دیگر صرفاً در حال «کاشت» نیستیم؛ یعنی مرحله گذار از شکلگیری به ثمردهی و اثرگذاری آغاز شده است.
حجت الاسلام رضایی با اشاره به دو نگاه در مسیر انقلاب بین صاحب نظران گفت: یکی نگاه حداقلی به مسیر تمدن اسلامی است و میگوید ما اکنون بیشتر در مرحله گفتمانسازی قرار داریم؛ گفتمانسازیای که جنس آن تبلیغی و رسانهای است و یکی از پایههای اصلیاش رسانه است. نگاه دیگر میگوید که بخشی از مراحل اصلی پشت سر گذاشته شده و آنچه در حال وقوع است، تبدیل یک شجره طیبه به شجره بالندهتر است؛ محصولی که ابتدا کاشته شد، اکنون رشد کرده و وارد مراحل حساس و نزدیک به برداشت شده است. در این برداشت، مرحله دومِ که «باید داشته باشد» رو به تکمیل است و برداشت نهایی هم به نوعی به افق ظهور نزدیک میشود.
وی ادامه داد: در این چارچوب، میتوان گفت که اکنون وارد یک «پیچ تاریخی» شدهایم؛ به این معنا که از یک مرحله عبور کردهایم و وارد مرحلهای شدهایم که تکمیل جامعه اسلامی در حال شکل گرفتن است و همزمان باید حاکمیتِ یک الگوی تمدنی برای جهانیان به شکل روشنتری قابل مشاهده شود. البته پیشفرض این گذار آن است که جامعه اسلامی صرفاً در میدان سیاست و اجرا شکل نگرفته باشد، بلکه در عرصه فکر و اندیشه هم تبیین و تثبیت شود. از همین رو، درک اهمیت این پیچ تاریخی ضروری است؛ چون اگر این گذار را درست نخوانیم، یا پیامش را به جهان منتقل نکنیم، یا ظرفیتهای فرهنگی و رسانهای آن را به کار نگیریم، ممکن است فرصتهای اثرگذاری از دست برود.
مدیر موسسه نسل سلمان با توجه به یکی از آیات قرآن اظهار داشت: در رابطه با اقبال عمومی و بلوغ اجتماعی هم نکتهای کلیدی باید مطرح کرد این است که مضمون آیه « یَمْلَأُ اللهُ به الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» درباره قسط و عدل و اینکه یا عدالت و خواست عمومی مسیر را روشن میکند یا ظلم و جور آنقدر بالا میگیرد که مردم به ناچار به بلوغ میرسند، میتواند به عنوان یک منطق توضیحدهنده به کار بیاید.
وی در ادامه خاطر نشان کرد: در این نگاه، این بلوغ اجتماعی همان جایی است که «حجت بالغه» تحقق پیدا میکند؛ یعنی زمینه اجتماعی و فکری برای پذیرش حق و عدالت آماده میشود. بنابراین حرکت به سمت ظهور، تنها یک رویداد دینیِ صرف نیست، بلکه یک فرآیند تاریخی است که با توحید و عدل پیوند دارد. مردم وقتی همزمان با توحید به یک باور مشترک میرسند و عدالت را هم به شکل عملی درک میکنند، اقبال عمومی ایجاد میشود و این اقبال، به نوعی زمینه ظهور را فراهم میکند. یعنی هم ظرفیت ایمانی و هم ظرفیت عدالتخواهانه باید به نقطه همافزا برسد.
مدیر موسسه نسل سلمان افزود: در چنین تصویری، قدرت نرم نقش تعیینکنندهای دارد؛ چون قدرت نرم یعنی اثرگذاریِ پایدار بر ذهنها، احساسات، امیدها و تصمیمها. پیوستگی قدرت نرم با رسانه در همین جا روشن میشود. قدرت نرم فقط تبلیغ مستقیم نیست؛ مجموعهای است از جذابیت، کنش، و اعتبارسازی که میتواند مشروعیت یک الگو را در ذهن مخاطب شکل دهد. به همین دلیل، وقتی از عناصر اصلی قدرت نرم صحبت میشود، معمولاً سه رکن مطرحاند: جذابیت، اقدام، و مشروعیت. جذابیت یعنی اینکه الگو به اندازهای شفاف و دلنشین باشد که مخاطب خودش بخواهد به سمت آن برود. اقدام یعنی صرفاً حرف نباشد؛ حرکت و تولید تجربه واقعی لازم است. مشروعیت هم یعنی مخاطب احساس کند این جریان از نظر اخلاقی، انسانی و عقلانی قابل دفاع است.
حجت الاسلام رضایی با تأکید شاخصه های قدرت نرم جمهوری اسلامی خاطر نشان کرد: اگر بخواهیم شاخصههای قدرت نرم را دقیقتر نام ببریم، تعقل و خردورزی، صبر راهبردی، اثرگذاری فرهنگی، تولید دانش و رویکرد مسئلهمحور نسبت به جهان، و مهمتر از همه اتحاد مردم و یگانگی در برابر ظلم و جور محور میشود.
وی در ادامه گفت: در این روایت، غرب به نوعی پرچمدار ظلم و جور تصویر میشود و مقابله تمدنی با آن فقط نظامی یا سیاسی نیست، بلکه نیازمند شکل دادن به یک تصویر اخلاقی و انسانی از حق است. همینجا یکی از خطوط تلاش دشمن هم قابل فهم میشود: غرب وقتی میخواهد پایههای قدرت نرم جمهوری اسلامی را تضعیف کند، سراغ حوزههایی میرود که جامعه را از درون تغییر میدهد؛ مانند بحث زن و خانواده. اما در عمل، آنچه رخ داده نشان میدهد که تصویر مقتدر و در عین حال مظلومِ نظام، به شکل برجستهای در مقابل تلاش دشمن ناکامکننده بوده است.
مدیر موسسه نسل سلمان ادامه داد: در این زمینه، غزه به عنوان یک نقطه محوری میتواند پایه قدرت نرم باشد؛ چون جنبههای انسانیِ مقاومت و ایستادگی، هم از جنس جذابیت اخلاقی است و هم از جنس اقدام و هم از حیث مشروعیت، قابلیت تبدیل شدن به روایت جهانی را دارد. همچنین برخی رویدادها و شهادتها، به ویژه آنچه به شکل تکاندهندهای درباره قائد شهید امت و کودکان مینابی رقم خورده، میتواند یک «هشدار تمدنی» و «بیداری جهانی» تولید کند. در نگاه دقیق، این وقایع نباید تنها به عنوان یک حادثه دیده شوند؛ بلکه میتوان آنها را زمینهساز گذر از همان پیچ تاریخی تمدنی دانست؛ یعنی بخشی از فرایندی که طی آن وجدان عمومی بیدار میشود و پرسش اخلاقی در جهان فعالتر میگردد.
مدیر موسسه نسل سلمان افزود: وقتی از نمونههای قدرت نرم صحبت میشود، گاهی به الگوهای رسانهای و فرهنگی مثل نمونههایی از حرکتهای نمادین مانند «لگو» اشاره میشود. در این نمونهها، یک نکته مهم مطرح است: ما توانستیم بخشی از این ابزارهای ارتباطی را به کار بگیریم و در ذهن جهانیان دریچه امید باز کنیم. از طرف دیگر، باید بررسی کرد چرا چنین مدلهایی تا این اندازه موفق میشوند. یکی از کلیدها «اعتبار» است؛ یعنی چیزی که در اثرگذاری قدرت نرم تعیینکننده میشود، میزان باورپذیری روایت است.
وی در ادامه گفت: این اعتبار، وقتی توسط رسانه درست ساخته شود و در تعامل با افکار عمومی قرار بگیرد، میتواند ذهنها را از حالت تردید خارج کند. در این تحلیل، رسانههای غربی در ساخت اعتبار سابقه و مهارت دارند؛ اما در یک مقطع، مدلهای نمادین و مردمی مانند همان تجربه لگویی در جنگ اخیر، به شدت اثرگذار شدهاند.
مدیر موسسه نسل سلمان، دلایل موفقیت حرکت رسانه ای در جنگ رمضان را یادآور شد و افزود: یکی از دلایل مهم موفقیت این مدلها این است که فقط از بالا ساخته نشدهاند؛ یعنی از دل خود مردم بیرون آمدهاند. بلکه بخشی از آن توسط بدنه مردم شکل گرفته و با وجود اینکه همه آن افراد الزاماً ارتباط سازمانی با نظام نداشتند، اما در عین اعتقاد به هسته نظام، این روایت را زنده کردهاند. این همان چیزی است که ممکن است ادعای رسانههای غربی درباره دولتی بودن را هم بیاعتبار کند؛ چون وقتی یک حرکت نمادین مردمی میشود، نیروی آن چند برابر میگردد.
حجت الاسلام رضایی ادامه داد: همچنین ترکیب هنری و انتخابهای فرهنگی نقش مهمی دارد. برای مثال تلفیق موسیقی غربی با نواهای ایرانی میتواند یک اثرگذاری خاص تولید کند؛ چون هم برای مخاطب جهانی آشناست و هم حامل هویت ایرانی است. علاوه بر آن، مسأله انطباق و سرعت تولید در آثار لگویی نشان میدهد که پشت آن یک انتخاب استراتژیک وجود داشته: یعنی نه فقط یک واکنش هیجانی، بلکه توانایی برای هماهنگ شدن با زمان و زمینه رخداد. همین سرعت و انطباق باعث میشود روایت، در موج خبری زمان خودش گرفتار نشود و قدرت نفوذ آن حفظ شود و به جای اینکه سریع خاموش شود، به یک الگوی ماندگار تبدیل گردد.
مدیر موسسه نسل سلمان، در پایان ابراز داشت: جمعبندی این تحلیل این است که ما در یک مرحلهای قرار داریم که اگرچه انقلاب سیاسی تثبیت شده، اما تمدن اسلامی در حال تکمیل شدن است و باید در ساحت فکر و اندیشه، و همزمان در عرصه جهانی، به شکل روشن و جذاب نشان داده شود. قدرت نرم، در این میان، موتور پیوستهای است که میتواند اقبال عمومی را فعال کند، اعتبار بسازد، و از طریق جذابیت و اقدام و مشروعیت، زمینه یک گذار بزرگ تاریخی را فراهم کند. رسانه هم ابزار اصلی این پیوند است؛ چون تمدنسازی فقط با اجرا پیش نمیرود، بلکه با تولید روایت درست، ساخت تصویر ذهنی دقیق، و شکلدهی به امید و وجدان عمومی پیش میرود.