۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۲
کد خبر: ۸۱۴۱۱۳
آیت الله علیدوست مطرح کرد؛

تحولات اجتهاد در تاریخ فقه امامیه؛ از معصومان تا دوره معاصر

تحولات اجتهاد در تاریخ فقه امامیه؛ از معصومان تا دوره معاصر
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به دغدغه‌های دیرینه آیت‌الله جناتی در خصوص ضرورت اجتهادی پویا که بتواند پاسخگوی رویدادهای پیچیده معاصر باشد، تاکید کرد که در دوران حاضر نیز گرایش‌های حدیثی افراطی، که در تقابل با عقل و زمان قرار می‌گیرند.

به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، آیت الله ابوالقاسم علیدوست عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در بزرگداشت مقام علمی فقیه نواندیش، آیت‌الله محمد ابراهیم جناتی، درباره سیر تطور اجتهاد در گذر زمان ابراز داشت: آیت‌الله جناتی، دغدغه‌ای چند ده ساله در خصوص تحولات فقه و اجتهاد داشته‌اند. ایشان در آثار خود، از جمله «ادوار اجتهاد»، «فقه و زمان»، و «مصادر اجتهاد از منظر فقیهان»، به این موضوع پرداخته و یکی از معضلات اصلی اجتهاد موجود را «عدم توانایی پاسخگویی به رویدادهای متنوع و پیچیده» دانسته‌اند. راه حل ایشان، اجتهادی پویاست که با تحول زمان، مکان و عرف، بر اساس منابع معتبر شرعی و با تکیه بر تئوری حکومت اسلامی، بتواند خلأهای تئوریک نظام اسلامی را پر کند.

وی ادامه داد: برای بررسی تصورات و تحولات اجتهاد در گذر زمان، می‌توان بر سه عنصر کلیدی تکیه کرد: اخبار: تحولات در گذشته عمدتاً حول محور چگونگی برخورد فقیهان و محدثان با اخبار شکل می‌گرفته است. عقل: در کنار اخبار، رفتار فقیهان در ارتباط با عقل نیز عنصری محوری بوده است. زمان: در دوران معاصر، عنصر «زمان» و اقتضائات آن، به عنوان عاملی سوم، به این دو عنصر اضافه شده است.

دوره اول: دوران معصومین

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم افزود: با این نگاه، می‌توان تحولات اجتهاد را در پنج دوره و پنج تفکر متمایز بررسی کرد: در این دوره، که به گذشته بازمی‌گردد، شاهد شکل‌گیری رویکردهای مختلف در برخورد با اخبار و عقل هستیم. در زمان امام صادق(ع)، این دو گرایش به وضوح دیده می‌شود: گرایش حدیثی و گرایش عقلی.

وی خاطرنشان کرد: بررسی تحولات اجتهاد در گذر زمان، ما را با پنج دوره فکری و رفتاری متمایز روبرو می‌سازد. این تقسیم‌بندی، دیدگاهی فراتر از تصور ساده‌انگارانه‌ای که جریان اخباری‌گری یا اصول‌گرایی را محدود به قرن یازدهم به بعد می‌دانند، ارائه می‌دهد.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم جریانات فقهی در طول تاریخ را به اختضار توضیح داده و اظهار داشت: در این دوره، بزرگان امامیه مانند کلینی، صدوق، ابن قولویه در سمت محدثان و در مقابل، سید مرتضی، شیخ طوسی و شیخ مفید در جایگاه اصولیون قرار می‌گیرند. جالب اینجاست که برخی، مانند شیخ مفید، در میانه این دو جریان قرار گرفته و حتی به استاد خود، شیخ صدوق، به دلیل پذیرش بی‌چون و چرای روایات حمله می‌کنند. با این حال، شیخ مفید همزمان در کتاب «النقض» به دفاع از آرای فقهی ابن جنید، که به قیاس متهم بود، می‌پردازد و بدین ترتیب، میان یک فقیه عقل‌گرا و محدثی چون شیخ صدوق، تعادلی برقرار می‌کند. این جریان حدود صد سال به طول می‌انجامد و سپس از شدت آن کاسته می‌شود.

وی ادامه داد: در دوره بعد، با شخصیت‌هایی چون شهید ثانی، سید محمد عاملی (صاحب مدارک) و محقق اردبیلی روبرو هستیم. این بزرگان، گرچه گرایش حدیثی دارند، اما عمدتاً فقهایی هستند که به عقل نیز بهای لازم را می‌پردازند، به‌ویژه شهید ثانی و محقق اردبیلی. در همین حال، بذر اخباری‌گری غلیظ در حال پاشیده شدن است؛ به‌گونه‌ای که در قرن یازدهم شاهد انفجار این جریان با چهره‌هایی چون ملا خلیل استرآبادی، مجلسی، شیخ حر عاملی، بحرانی، فاضل تونی و سید نعمت‌الله جزایری هستیم.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: دوره چهارم، اوج شکوفایی اخباری‌گری در مقابل اصول‌گرایی است. بسیاری از کتاب‌ها در نقد اخباری‌گری در همین دوره نگاشته شده‌اند. در این دوران، تقابل میان دو جریان اصول‌گرا (به رهبری وحید بهبهانی و دیگران) و اخباری، به شدت ادامه دارد.

وی افزود: دوره پنجم که ما اکنون در آن قرار داریم. در دو قرن اخیر، به‌خصوص دوران معاصر، تصور غالب بر این است که دوران اخباری‌گری پایان یافته و فقیهان اصولی بر قله‌های دانش ایستاده‌اند. اما به عنوان یک طلبه، و نه از روی حدس و گمان، باید عرض کنم که این دو جریان دیرینه (گرایش حدیثی و گرایش عقلی) که از زمان امام صادق(ع)، قرن چهارم، قرن دهم و یازدهم نیز وجود داشت، همچنان در دوران معاصر نیز حضور دارند. امروزه، شاهد گرایش شدید اخباری‌گری هستیم. اگرچه اخباریان گذشته با عقل مخالف بودند، اما شدت این مخالفت امروزه بسیار بیشتر است. برخی رسماً اعلام می‌کنند که تنها دو منبع معرفتی وجود دارد: قرآن و روایات. حتی قرآن نیز گاهی به شوخی گرفته شده و به‌سرعت از کنار آن عبور می‌کنند تا به روایات برسند. روایات نیز بدون هیچ قید و شرطی پذیرفته می‌شوند. در منطق برخی از این دیدگاه‌ها، مقاصد عالی و اهداف بلند در اجتهاد نقشی ندارد؛ ادعایی که با تحقیق و تدبر روشن می‌شود نادرست است.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم  اظهار داشت: در گذشته، فقه با عدالت و اخلاق فاصله چندانی نداشت، اما امروزه شاهدیم که برخی به راحتی این دو را دو دانش، دو علم و دو مسیر مجزا معرفی می‌کنند که باید مسیر خود را طی کنند. در حالی که برخی اصولیون ممکن است در این زمینه بحث کنند، اما اخباریان فتوا می‌دهند. متأسفانه، برخی از بزرگان که امروز در فضای حوزه‌های علمیه نقش بسزایی دارند و درس‌های فقهی عمدتاً با کلام آن‌ها آغاز و پایان می‌یابد، به تدریج به این سمت کشیده شده‌اند. این نگاه عمیق به تحولات تاریخی اجتهاد، ضرورت بازنگری در رویکردهای کنونی و تلاش برای دستیابی به اجتهادی پویا و پاسخگو را بیش از پیش آشکار می‌سازد.

وی ادامه داد: در ادامه بحث پیرامون تحول اجتهاد، وضعیت کنونی که مشاهده می‌کنیم، جای تامل دارد. با وجود اینکه آیت‌الله جناتی را می‌توان از پیشگامان این نگاه پویا دانست، اما نباید فراموش کرد که در حوزه علمیه نجف، در حدود هشتاد تا نود سال اخیر، تفکرات نوآورانه‌ای ظهور کرده است. با نگاهی به فتاوای صاحب عروه، شیخ حسین حلی، و کاشف الغطا، درمی‌یابیم که ایشان نیز به مسائل نوین پرداخته و گاهی رویکردهایی اتخاذ کرده‌اند که حتی در زمان حاضر نیز برای برخی در حوزه علمیه قم، نیازمند بحث و تامل است.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه با بیان نکاتی پیرامون مباحث کاربردی اظهار داشت: چند نکته کلیدی را برای خروج از چارچوب صرفاً تاریخی و ورود به مباحث کاربردی باید بیان که: اولا، اصالت و معاصرت است. همان‌گونه که باید به اقتضائات زمان و مکان و تحولات ناشی از آن توجه کرد، نباید اصالت فقه را نادیده گرفت. فقه جواهر و فقه امامیه، ستون فقرات حوزه علمیه است. آیت‌الله جناتی در رفتارهای علمی خود، این دو اصل را به خوبی در هم آمیخته‌اند. بر این اساس، بحث اصلی، عبور از فقه سنتی نیست؛ بلکه فقه سنتی باید همانند گذشته، سنتی باقی بماند. منظور از فقه سنتی، رویکرد عالمان بزرگی چون شیخ مفید است که از یک سو، استاد خود را به دلیل پذیرش بی‌چون و چرای روایات مورد نقد قرار می‌دهد و از سوی دیگر، در دفاع از آرای فقهی ابن جنید که به قیاس متهم بوده، کتاب می‌نویسد. این همان فقه سنتی است که عقل را در جایگاه خود می‌پذیرد و سخنگویانش ادعا نمی‌کنند که تنها دو منبع، یعنی قرآن و روایات، وجود دارد و دیگران دچار توهم شده‌اند. این همان رویکردی است که در فقه محقق حلی، علامه حلی و صاحب جواهر نیز مشاهده می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: بنابراین، ما فقه سنتی را قبول داریم و بدیلی برای آن نمی‌تراشیم. نوگرایی را نیز به معنای فاصله گرفتن از فقه سنتی نمی‌دانیم، بلکه به معنای حفظ اصالت فقه سنتی با در نظر گرفتن اقتضائات زمان است. منظور، نه فقه سنتی نمایانِ خطرناک است که قاعده ملازمه را صرفاً یک صغری و کبرای منطقی بدون محتوا می‌داند، و نه آن رویکردی که تنها به نصوص اکتفا می‌کند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: در نهایت، به عنصر سومی می‌رسیم که در گذشته کمتر به آن توجه می‌شد، اما امروزه حیاتی است: توجه به حوادث و وقایع(مسائل مستحدثه). گرچه فقهای گذشته نیز به این امر توجه داشته‌اند(چنانچه محقق حلی با افزودن حدود پنجاه هزار فرع فقهی به کتاب خود، این نگاه را نشان می‌دهد)، اما امروزه این توجه باید انضباط فقهی بیشتری داشته باشد. باید میان اصالت فقه و اقتضائات زمان، تعادلی برقرار کرد و با حفظ پایه‌های استوار فقه سنتی، به نیازهای روز پاسخ گفت.

وی افزود: در نهایت، جمله کلیدی که همواره بر آن تاکید دارم این است که فقه معاصر باید با فقاهت معاصر همراه باشد. اگر فقه معاصر ما در چارچوب نگاه‌های سنتیِ صرف باقی بماند، توانایی پاسخگویی به نیازهای روز را نخواهد داشت. فقاهت معاصر، یعنی رویکردی که اصالت فقه را حفظ کرده و در عین حال، اقتضائات زمان و مکان را در نظر می‌گیرد. با این رویکرد، امیدواریم که فقه ما همچنان پویا و مانا باقی بماند. گاهی با تقدیرها و تشکرهایی روبرو می‌شوم که نشان‌دهنده تاثیرگذاری این مباحث است. اما نباید منتظر ماند تا فرصتی چون چهلمین روز درگذشت عالمی چون آیت‌الله جناتی فرا رسد تا درباره این مسائل گفتگو کنیم. آیت‌الله جناتی در زمان حیات خود نیز مورد توجه و تاثیرگذار بودند، هرچند ممکن است گاهی مهجور واقع شوند. اگر همه دست در دست هم دهیم و بدون واهمه از تقیه، این مباحث را مطرح کنیم، بسیاری از کارها بهتر پیش خواهد رفت. وظیفه ماست که در زمان خود، فعالانه در جهت اعتلای فقه و پاسخگویی به نیازهای جامعه تلاش کنیم.

ارسال نظرات