مدیریت نوین تنگه هرمز؛ ضامن امنیت ایران و عامل مهار غرب
حجتالاسلام دکتر محمدحسین هاشمیان، استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در گفتوگو با خبرنگار گروه حقوق خبرگزاری رسا، به تشریح جایگاه ژئوپلیتیک تنگه هرمز و نقش محوری آن در تغییر موازنه قدرت میان جمهوری اسلامی ایران و جبهه استکبار پرداخت.
وی با اشاره به تحولات دو دهه اخیر در عرصه انرژی و سیاست بینالملل، تصریح کرد: تسلط ایران بر این آبراه حیاتی، نه تنها یک ابزار فشار اقتصادی، بلکه ضامنی برای امنیت ملی و تضمینکننده پایبندی طرفهای غربی به هرگونه توافق آینده است.
بازگشت موازنه قدرت؛ از «سوئیچ آف» غرب تا بازگشت وابستگی جهانی
حجت الاسلام دکتر هاشمیان با بازخوانی تاریخچه تحریمهای نفتی علیه ایران بیان داشت: «در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود شمسی، استکبار جهانی با تکیه بر نظریه «وابستگی» در علوم سیاسی، تلاش کرد تا با تغییر الگوی تأمین انرژی، ایران را از چرخه قدرت خارج کند. در آن مقطع، جهان به شدت به نفت ایران وابسته بود و ایران میتوانست با تهدید به کاهش صادرات، شوک قیمتی به بازار انرژی وارد کرده و از این طریق اعمال نفوذ کند. در ادبیات علوم سیاسی، قدرت به معنای امکان اعمال نفوذ و تحمیل منافع به طرف ضعیفتر تعریف میشود که ریشه در همین وابستگیها دارد.»
وی ادامه داد: اما جبهه استکبار با یک برنامهریزی استراتژیک تحت عنوان «سوئیچ آف» (جابجائی تامین کننده از ایران به سایر کشورها) (Switch Off)، وابستگی خود به نفت ایران را کاهش داد. آنها با افزایش تولید نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند عربستان و همزمان با بازطراحی پالایشگاههای جنوب شرق آسیا برای سازگاری با نفت عربستان، موفق شدند بدون ایجاد شوک قیمتی در بازار، نفت ایران را حذف کنند. در نتیجه، برگ برنده ایران به یک ابزار خنثی و حتی علیه خودمان تبدیل شد و درآمد نفتی کشور تحت تأثیر شدید تحریمها قرار گرفت.
تغییر معادلات؛ ایران دوباره در کانون وابستگی جهانی
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با تأکید بر تغییر وضعیت فعلی گفت: امروزه موازنه قدرت کاملاً دگرگون شده است. جهان مجدداً به انرژی وابسته شده و مدیریت این انرژی در اختیار جمهوری اسلامی ایران است. این یک فرصت طلایی و برگ برنده راهبردی است که نباید از دست برود. ما اکنون در موقعیتی قرار داریم که میتوانیم هزینههای دو دهه فشار تحریمهای ظالمانه و رنجهایی را که ملت مظلوم ایران تحمل کرده، جبران کنیم. اگر مقاومت کنیم و مدیریت خود را بر تنگه هرمز حفظ و تثبیت نماییم، این مهم محقق خواهد شد.
تنگه هرمز؛ ضامن امنیت و تضمینکننده تعهدات غرب
حجت الاسلام دکتر هاشمیان در بخش دیگری از سخنان خود، دو کارکرد حیاتی مدیریت ایران بر تنگه هرمز را برشمرد و افزود: مدیریت ما بر این آبراه، دو وجه الضمان مهم دارد. نخست اینکه امنیت ملی ما را تأمین میکند؛ به این معنا که نه تنها از حمله نظامی مستقیم، بلکه از هرگونه تهدید به حمله نیز در امان خواهیم ماند. دوم اینکه در صورت شکلگیری هرگونه توافق با جبهه غرب، تنگه هرمز تنها تضمین عملی برای پایبندی آنها به وعدههایشان است.
وی با اشاره به تجربه تلخ برجام خاطرنشان کرد: تجربه نشان داد که حتی اسناد امضا شده و تصویب شده در شورای امنیت نیز برای آمریکا قابل اتکا نیست و رئیسجمهور این کشور به راحتی از آن خارج میشود. بنابراین، سیطره و مدیریت ایران بر تنگه هرمز تضمین میکند که وعدههای داده شده صرفاً در کاغذ و زبان نباشد، بلکه در عمل محقق شود و هم امنیت ما حفظ گردد و هم تعهدات طرف مقابل اجرا شود.
فراتر از عوارض ریالی؛ بازطراحی مناسبات دیپلماتیک بر اساس منطق قدرت
در پاسخ به سوالی درباره درآمدزایی مستقیم از تنگه هرمز، هاشمیان با اشاره به برآوردهای مختلف (بین ۱۲ تا ۲۰ میلیارد دلار درآمد سالانه از عوارض) تأکید کرد: اما نباید منافع تنگه هرمز را صرفاً به عوارض پولی تقلیل دهیم. تقلیل این بحث به منافع ریالی، یک خطای استراتژیک است. ما میتوانیم با مدیریت این تنگه، مناسبات بینالمللی خود را بر اساس منافع ملی، منافع امت اسلام و جبهه مقاومت بر مبنای نفت کشورهای صادر کننده جدید بازطراحی کنیم.
وی افزود: در دنیای روابط بینالملل که سیاست اعمالی مبتنی بر منطق قدرت است و نه لزوماً حقوق بینالملل، میتوانیم کشورهایی که همراستا و حامی ما هستند را با امنیت و تسهیلات بیشتر از تنگه عبور دهیم و کشورهایی که با ما زاویه میگیرند، بلافاصله پیامد رفتاری خود را در نحوه تعامل، در تنگه ببینند. این رویکرد باعث تجدید نظر در رفتارهای آنها و تثبیت منافع ملی و جبهه مقاومت در سطح دیپلماتیک میشود.
استفاده از تنگه برای انتقال فناوری؛ پاسخی به نقض تعهدات غرب
حجت الاسلام دکتر هاشمیان در پایان بر اهمیت استفاده از ظرفیت تنگه هرمز برای انتقال فناوری تأکید کرد و گفت: یکی از مهمترین مزایای مدیریت تنگه، امکان استفاده از آن به عنوان اهرمی برای انتقال فناوری است. برای مثال، پس از برجام تفاهمات خوبی با کره جنوبی در زمینه انتقال فناوریهای پیشرفته داشتیم، اما به محض خروج آمریکا از برجام، آنها نیز تفاهم را کنار گذاشتند. ما میتوانیم با تضمین امنیت عبور کشتیهای کشورهایی که با ایران تعامل مطلوب دارند، آنها را به انتقال فناوری و خدمات فنی متعهد کنیم. بنابراین، بهرهبرداری هوشمندانه از تنگه هرمز باید فراتر از درآمد مالی، شامل تقویت جایگاه فناوری و دیپلماسی اقتصادی ایران باشد.