بایکوت رسانهای بزرگترین تجمع بشری؛ چرا غرب از روایت اربعین میترسد؟
به گزارش خبرنگار فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، در جهان رسانه، یکی از بدیهیترین اصول حرفهای آن است که هرچه یک رویداد از نظر وسعت، تعداد مخاطبان و تأثیر اجتماعی بزرگتر باشد، سهم بیشتری از پوشش خبری رسانههای بینالمللی را به خود اختصاص میدهد. از همین رو، تجمعهای چندصد هزار نفری، جشنوارههای هنری، مسابقات ورزشی یا آیینهای مذهبی بزرگ، به سرعت به تیتر نخست رسانههای جهان تبدیل میشوند. اما هنگامی که سخن از پیادهروی اربعین، بزرگترین اجتماع سالانه بشری، به میان میآید، این قاعده به شکلی معنادار دگرگون میشود؛ گویی استانداردهای رایج خبررسانی در برابر این پدیده عظیم، جای خود را به سکوت، سانسور و بایکوت دادهاند.
بررسی روند پوشش رسانهای اربعین در دو دهه گذشته، این تناقض را بهخوبی آشکار میکند. در سالهای نخست پس از سقوط رژیم بعث عراق، زمانی که راهپیمایی اربعین هنوز به اجتماع میلیونی امروز تبدیل نشده بود و شمار زائران در مقایسه با امروز بسیار محدودتر بود، برخی رسانههای بینالمللی از جمله شبکه CNN و تعدادی دیگر از رسانههای غربی گزارشهایی از این مراسم منتشر میکردند. در آن مقطع، اربعین برای رسانههای غربی صرفاً یک رویداد مذهبی در عراق تلقی میشد؛ پدیدهای که میتوانست مانند بسیاری از آیینهای دینی دیگر پوشش داده شود.
اما با گسترش شگفتآور این حرکت مردمی و افزایش سالانه شمار زائران، روند پوشش خبری نهتنها افزایش نیافت، بلکه مسیر معکوسی را پیمود. هرچه جمعیت اربعین بزرگتر شد و این اجتماع به بزرگترین گردهمایی سالانه جهان تبدیل گردید، میزان توجه رسانههای جریان اصلی کاهش یافت؛ تا جایی که در سالهای اخیر، بسیاری از شبکههای مطرح بینالمللی حتی اشارهای کوتاه نیز به این رویداد نکردهاند. این در حالی است که حضور دهها میلیون زائر از دهها کشور جهان، در کشوری که سالها با ناامنی و بحران شناخته میشد، بهتنهایی واجد ارزش خبری بسیار بالایی است.

این رفتار زمانی معنادارتر میشود که آن را با نحوه پوشش سایر رویدادهای جهانی مقایسه کنیم. مناسک حج هر سال هفتهها در رسانههای بینالمللی بازتاب مییابد و آیین مذهبی «کومب میلا» در هند نیز به دلیل حضور میلیونها نفر، همواره سوژه گزارشهای متعدد تصویری و تحلیلی است. حتی کنسرتهای موسیقی با حضور چندصد هزار نفر یا جشنوارههای فرهنگی و ورزشی، صرفاً به دلیل حجم بالای شرکتکنندگان، به خبر اول رسانههای جهان تبدیل میشوند. در ادبیات رسانه، «فراگیری» و «تجمع گسترده انسانی» از مهمترین ارزشهای خبری به شمار میروند؛ اما این معیارها در مواجهه با اربعین، ناگهان اعتبار خود را از دست میدهند.
از سوی دیگر، اربعین تنها یک اجتماع پرشمار نیست؛ بلکه مجموعهای از ویژگیهایی را در خود جای داده که هرکدام بهتنهایی میتواند سوژه دهها گزارش خبری باشد. حضور میلیونها انسان از ملیتها، زبانها و مذاهب مختلف، حرکت چندصد کیلومتری در گرمای شدید، امنیت مثالزدنی این مراسم، خدمترسانی کاملاً مردمی و داوطلبانه، اسکان رایگان، پذیرایی گسترده و مشارکت اقشار مختلف مردم عراق در میزبانی از زائران، همگی پدیدههایی هستند که در هر نقطه دیگری از جهان، توجه گسترده رسانهها را برمیانگیزند. با این وجود، این ابعاد انسانی و اجتماعی نیز نتوانستهاند سکوت رسانههای جریان اصلی را بشکنند.
چرایی این سکوت را باید فراتر از ملاحظات خبری جستوجو کرد. آنچه از تحلیل رفتار رسانههای غربی برمیآید، این است که اربعین دیگر صرفاً یک مناسک مذهبی تلقی نمیشود. این اجتماع عظیم، تصویری زنده از همبستگی اجتماعی، ایثار، مسئولیتپذیری، مشارکت مردمی و هویت مشترک جهان اسلام را به نمایش میگذارد. میلیونها انسان با هزینه شخصی، بدون اجبار و بدون سازماندهی دولتی، در کنار یکدیگر قرار میگیرند و شبکهای کمنظیر از همکاری، خدمت و همدلی را شکل میدهند؛ الگویی که با تصویر رایج رسانههای غربی از جوامع اسلامی تفاوتی آشکار دارد.
از همین منظر، برخی تحلیلگران معتقدند که نگرانی اصلی رسانههای سلطه، صرفاً از یک مراسم مذهبی نیست، بلکه از پیام اجتماعی و تمدنی اربعین است. پیامی که نشان میدهد اسلام تنها به عبادت فردی محدود نمیشود، بلکه ظرفیت ایجاد همبستگی، مسئولیت اجتماعی، ایستادگی در برابر ظلم و شکلدهی به یک حرکت فراملی را نیز داراست. چنین تصویری، با روایت غالبی که سالها درباره جهان اسلام در رسانههای بینالمللی ساخته شده، همخوانی ندارد؛ ازاینرو، نادیده گرفتن این رویداد، به یک راهبرد رسانهای تبدیل شده است.

با این همه، تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که سیاست بایکوت رسانهای نتوانسته مانع جهانیشدن اربعین شود. اگرچه رسانههای رسمی غربی از انعکاس این حماسه خودداری کردهاند، اما شبکههای اجتماعی، رسانههای مردمی و روایتهای دستاول زائران، مسیر دیگری برای انتقال پیام اربعین گشودهاند. میلیونها تصویر، فیلم، سفرنامه و روایت شخصی که هر سال در فضای مجازی منتشر میشود، توانسته است مخاطبان فراوانی را در نقاط مختلف جهان با این پدیده آشنا کند و روایت اربعین را از انحصار رسانههای جریان اصلی خارج سازد.
به نظر میرسد در عصر رسانههای نوین، دیگر انحصار روایت در اختیار چند شبکه بزرگ جهانی نیست. هر زائر میتواند یک راوی باشد و هر تلفن همراه، رسانهای برای انتقال حقیقت. شاید همین ویژگی است که موجب شده، علیرغم همه تلاشها برای سانسور و نادیده گرفتن بزرگترین اجتماع سالانه جهان، پیام اربعین هر سال فراتر از گذشته شنیده شود و دامنه تأثیر آن مرزهای جغرافیایی و رسانهای را درنوردد.