۰۲ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۹
کد خبر: ۸۱۸۴۰۶

چرا ساترا مخالفان پرشماری دارد؟

چرا ساترا مخالفان پرشماری دارد؟
هرگاه نهادی در کشور به نقطه اثرگذاری واقعی برسد، به همان میزان نیز منتقد و مخالف پیدا می‌کند. این قاعده تنها مختص ساترا نیست؛ تقریباً همه نهادهای تنظیم‌گر در جهان با فشار ذی‌نفعان، انتقاد رسانه‌ها و اعتراض بخشی از فعالان بازار مواجه‌اند.

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، در روزهای گذشته بخش‌هایی از سریال «بدنام» با عنوان نسخه سانسورشده یک صحنه اروتیک منتشر شد. اما اگر از حواشی مربوط به بن‌مایه داستان آن بگذریم، این تنها نمونه نیست؛ در بسیاری از تولیدات شبکه نمایش خانگی نیز حاشیه‌های متعددی دیده می‌شود. در همین روزهای برگزاری جام جهانی هم در برخی برنامه‌های فیلیمو و فیلم‌نت، مضامینی مانند تمسخر و توهین به چشم می‌خورد و حتی برنامه‌ای تولید شده که فاقد مجوز رسمی است.

این در حالی است که در فضای رسانه‌ای امروز، تنظیم‌گری به معنای تعیین قواعد بازی است. هر جا قاعده وجود داشته باشد، الزام نیز وجود دارد و هر جا الزام وجود داشته باشد، بخشی از بازیگران ترجیح می‌دهند آن الزام را نپذیرند. به همین دلیل، مخالفت با تنظیم‌گری پدیده‌ای عجیب نیست؛ عجیب آن است که تصور شود می‌توان فضای رسانه‌ای چند ده میلیونی را بدون هیچ سازوکار نظارتی اداره کرد.

انتقادی از جنس اقتصاد

بخشی از انتقادها به ساترا از سوی فعالان اقتصادی مطرح می‌شود که طبیعتاً خواهان آزادی عمل بیشتر هستند. از نگاه آنها، هر مقرره جدید می‌تواند هزینه تولید، انتشار یا کسب درآمد را افزایش دهد.

این مطالبه تا حدی قابل درک است؛ اما از سوی دیگر، نمی‌توان فراموش کرد که رسانه صرفاً یک کسب‌وکار نیست. رسانه بر فرهنگ عمومی، خانواده، کودکان، افکار عمومی و حتی امنیت اجتماعی اثر می‌گذارد و به همین دلیل در همه کشورها تابع قواعدی مشخص است.

مخالفان دیگر چه می‌گویند؟

بخش دیگری از مخالفان، اساساً با اصل مداخله حاکمیت در حوزه رسانه مخالف‌اند. این گروه معتقدند سکوها باید خودتنظیم‌گر باشند و دولت یا نهادهای عمومی نباید در این حوزه نقش‌آفرینی کنند.

هرچند این دیدگاه در محافل دانشگاهی طرفدارانی دارد، اما تجربه جهانی نشان داده است که حتی پیشرفته‌ترین کشورهای دنیا نیز از تنظیم‌گری رسانه‌ای صرف‌نظر نکرده‌اند. تفاوت تنها در مدل و شیوه اجراست، نه در اصل وجود نهاد تنظیم‌گر.

نقد گروهی دیگر...

گروه دیگری نیز هستند که انتقادشان بیش از آنکه متوجه عملکرد ساترا باشد، متوجه جایگاه آن در ساختار حکمرانی رسانه‌ای کشور است.

در بسیاری از موارد، مخالفت با ساترا در واقع ادامه همان مخالفتی است که سال‌ها نسبت به رسانه ملی وجود داشته است. در چنین شرایطی، مرز میان نقد کارشناسی و موضع‌گیری سیاسی گاه کمرنگ می‌شود.

تضعیف به نفع مردم است یا ذینفعان؟

اما شاید مهم‌ترین نکته این باشد که تضعیف هر نهاد تنظیم‌گر، پیش از آنکه به نفع مردم باشد، به نفع بازیگرانی است که از نبود قواعد شفاف سود می‌برند. در فضای بدون تنظیم‌گری، حقوق مخاطب، حقوق تولیدکننده محتوا، حقوق کودکان و نوجوانان و حتی حقوق صاحبان آثار رسانه‌ای بیش از همه آسیب می‌بیند. در چنین فضایی، بازیگران بزرگ‌تر و پرقدرت‌تر دست بالا را پیدا می‌کنند و امکان رقابت عادلانه کاهش می‌یابد.

دفاع از اصل دفاع از خطا نیست

البته دفاع از اصل تنظیم‌گری به معنای دفاع از همه تصمیمات تنظیم‌گر نیست. همان‌طور که هیچ رسانه‌ای مصون از خطا نیست، هیچ نهاد تنظیم‌گری نیز بی‌نیاز از اصلاح و بازنگری نیست.

شفافیت بیشتر، پاسخگویی بیشتر و تعامل بیشتر با فعالان صنعت، مطالباتی منطقی و ضروری هستند. اما میان اصلاح یک نهاد و حذف یا تضعیف آن تفاوتی بنیادین وجود دارد.

مسئله امروز کشور نقد ساتراست؟

امروز مسئله اصلی کشور این نیست که آیا ساترا باید نقد شود یا نه؛ بلکه این است که آیا می‌توان در عصر سکوهای عظیم دیجیتال، بدون وجود یک نهاد تنظیم‌گر، از حقوق مخاطبان و منافع عمومی صیانت کرد؟ پاسخ به این پرسش، فارغ از موافقت یا مخالفت با تصمیمات روزمره ساترا، چندان پیچیده نیست.

شاید به همین دلیل باشد که در همه جای دنیا، بحث اصلی بر سر «چگونگی تنظیم‌گری» است، نه «اصل تنظیم‌گری». هرچه نقش یک نهاد در تنظیم قواعد بازی جدی‌تر باشد، مخالفت‌ها با آن نیز بیشتر خواهد شد. این واقعیتی است که ساترا نیز از آن مستثنا نیست.

ارسال نظرات