واکاوی حقوقی توهین و افتراء مقامات آمریکایی به مردم ایران
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، تکرار ادبیات موهن، اتهامزنی کلی و نسبتدادنِ عناوین مجرمانه به یک ملتِ مستقل، صرفاً یک خطای زبانی یا بیانی نیست، بلکه در چارچوب حقوقی و سیاسیِ معاصر، واجدِ دلالتهای روشن بر "تحقیر جمعی، نشر افتراء، تحریک به نفرت، و زمینهسازی برای مشروعنماییِ خصومت و اقدامات متجاوزانه" است.
ادعای جیدی ونس معاون ترامپ درباره «تروریست» خواندن ایرانیان یا استفاده از تعابیر تحقیرآمیز درباره فرهنگ ایرانی[رسانه ها 25/4/1405]، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که چرا هرگاه پروژههای فشار و تحریم علیه ایران با بنبست مواجه میشود، ادبیات واشنگتن نیز از منطق سیاسی فاصله گرفته و به تهمت و افتراء به یک ملت روی میآورد. اظهارات جیدی ونس درباره اینکه در صورت سقوط نظام ایران «۹۴ میلیون تروریست» راهی اروپا و آمریکا خواهند شد، در کنار سخنان دونالد ترامپ که مردم ایران را با عباراتی همچون «شرورترین انسانهای روی زمین» یا دارای «فرهنگ بدوی» توصیف کرده، نمونههایی از همین ادبیات توهین آمیز است؛ ادبیاتی که نه متوجه یک دولت، بلکه متوجه یک ملت ایمانی با پیشینهای تمدنی چند هزار ساله است.
از منظر حقوق بینالملل، هرچند نظام حقوقی موجود برای «اهانت به ملتها» عنوانی مستقل و صریح همانند برخی جرائم پیشبینی نکرده است، اما چنین گفتارهایی در پرتو قواعد ناظر بر «اصل منع تبعیض، احترام به کرامت انسانی، منع تحریک به خشونت، منع نفرتپراکنی، و ممنوعیت تهدید یا زمینهسازی برای توسل به زور» میتواند ارزیابی گردد. بهویژه آنگاه که این اظهارات در کنار سیاستهای تحریمی، تهدیدهای نظامی، عملیات روانی، و حملات مستقیم یا غیرمستقیم علیه زیرساختهای حیاتی قرار می گیرد، از حیث تحلیلی نمیتوان آن را صرفاً یک موضعگیری لفظی دانست؛ بلکه باید آن را جزئی از "الگوی منسجم جنگ ترکیبی" تلقی کرد که هدف آن، تضعیف انسجام اجتماعی، مشروعیتزدایی از ملت ایران، و نوعی "تعمیم جرم، تخریب حیثیت عمومی ملت، و ایجاد بستر روانی برای اقدامات خصمانه" است.
بنابراین، توهین و افترای مقامات آمریکایی علیه مردم ایران، بخشی از سازوکار جنگی گستردهای است که خود را در حمله به زیرساختهای غیرنظامی و هدفگیری مؤلفههای حیات اجتماعی و تمدنی ملت ایران نشان میدهد. اهانت زبانی، افترای رسانهای و تحقیر هویتی، حلقهای از زنجیرهای واحد با هدف "فشار بر ملت ایران" در خدمت «شکستن اراده عمومی و تداوم تجاوز» است.
۱ . تبیین استراتژی «تعمیم جرم»
در حقوق بینالملل و علوم سیاسی، یکی از روشهای تضعیف مشروعیت یک نظام یا یک ملت، «تعمیم جرم» است. وقتی ۹۴ میلیون نفر (که اکثریت آنها غیرنظامی و بر اساس قوانین بینالملل، افراد حفاظتشده هستند) به عنوان «منبع تروریسم» معرفی میشوند، هدف دو چیز است:
رفع مسئولیت اخلاقی: اگر کل ملت را تروریست بدانند، هر اقدام نظامی، تحریمی یا امنیتی علیه این کشور، از دید جهانیان «مبارزه با تروریسم» جلوه میکند، نه تجاوز به حقوق بشر یا نقض حاکمیت ملی.
بیاعتبار کردن مطالبات اجتماعی: با این برچسب، هرگونه حرکت اجتماعی یا مطالبه سیاسی در داخل کشور، به جای اینکه به عنوان خواسته مردم دیده شود، تحت عنوان «تحرکات تروریستی» توصیف خواهد شد.
۲. مدیریت ادراک در جنگ ترکیبی
این رویکرد شامل:
الف- دیوارکشی از ملت نسبت به جهان: ایجاد این تصور که «مردم ایران بخشی از تهدید جهانی هستند»، موجب میشود جامعه جهانی با آنها همدلی نکند و در برابر فشارهای اقتصادی یا نظامی علیه آنها، سکوت کنند یا حتی حمایت کنند.
ب- ترسافکنی در افکار عمومی غرب: استفاده از عبارت «سرازیر شدن ۹۴ میلیون نفر به اروپا» یک تکنیک کلاسیک برای بهرهگیری از«ترس از مهاجرت» و ترغیب غربیان به حمایت از سیاستهای تهاجمی علیه ایران است.
۳ . تحقیر برای سلطه
از منظر تمدنی، تحقیر ملتها توسط مستکبران پیشزمینه استعمار فکری است. تقلیل هویت یک ملت دارای تاریخ، فرهنگ و دین به واژهای چون «تروریسم» تلاشی است تا اعتماد به نفس ملی شکسته شود، انسانیت ملت نفی گردد و او را موجودی «خطرناک و غیرقابل کنترل» معرفی کند. با این کار، زمینهسازی برای پذیرش «سلطه فکری» انجام شود؛ یعنی ملت بپذیرد که تنها از طریق مدلهای غربی و تحت نظارت آنها میتواند رهایی یابد.
راهبرد مقابله و رویکرد مهدوی
در برابر این نوع حملات، پاسخ نباید صرفاً انفعالی باشد. مقابله با این موج از دو طریق صورت میگیرد:
الف- جهاد تبیین: افشای ماهیت این اظهارات برای افکار عمومی جهان و جلوگیری از عادیسازی برچسب تروریسم بر روی مردم صورت پذیرد. بنا به فرمایش امام خامنه ای شهید؛ امام خمینی کبیر رضوان الله علیهما با جهاد تبیین رژیم 2500 ساله را سرنگون کرد.
ب- تقویت هویت ملی-اسلامی: تنها راه مقابله با «تحقیر»، داشتن یک «خودباوری» استوار است. تا زمانی که ملت به ریشههای تمدنی و اصالت خود به عنوان حاملان پیام توحیدی و عدالتخواه ایمان داشته باشد، برچسبهای سیاسی، قدرتِ تغییرِ حقیقتِ وجودی او را نخواهند داشت. امام خامنه ای شهید رضوان الله علیه در این مورد فرمودند: «یکی از وظایف ما این است که متوجّه به «خودی خود»، باشیم. ملّت ایران هویّت خود را بایستی فراموش نکند؛ اگر هویّت خود را فراموش کرد، ضربه خواهد خورد، سیلی خواهد خورد، عقب خواهد ماند 15/9/1402».
نتیجه؛ اظهارات مقامات آمریکایی، بخشی از یک نقشه راه عملیاتی برای فروپاشی ساختاری از طریق ایجاد بحرانهای انسانی (مهاجرت) و بحرانهای هویتی (تروریسم) است. این اقدام، حملهای مستقیم به «شرافت ملی» با هدف تبدیل یک ملت مستقل مهدوی به یک «مسئله امنیتی» برای جهان محسوب میشود.
حجت الاسلام علی اصغر مجتهدزاده مستشار بازنشسته دیوانعالی کشور