از حماسه وداع تا امتداد حضور
پایان مراسم تشییع، به معنای پایان مأموریت اجتماعی آن نیست؛ زیرا تا زمانی که علل شکلگیری این خیزش مردمی، از صیانت از امنیت ملی تا مطالبه خونخواهی و حفظ انسجام اجتماعی، پابرجاست، استمرار این سرمایه اجتماعی نیز ضرورتی راهبردی خواهد بود.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، آیین باشکوه و بینظیر تشییع پیکر مطهر امام شهید، صرفاً یک مراسم وداع یا مناسکی برای ابراز همدردی نبود؛ بلکه این رویداد عظیم به صحنهای کمنظیر از تجدید عهد ملی، همبستگی عمیق اجتماعی و تجلی اراده عمومی ملت تبدیل شد. با این حال، در روزهای اخیر زمزمههایی سطحینگرانه درباره پایان یافتن اجتماعات مردمی و بازگشت به وضعیت پیش از فاجعه مطرح میشود؛ زمزمههایی که با نگاهی ژرف به ریشهها و فلسفه شکلگیری این خیزش اجتماعی، به هیچ عنوان قابل دفاع به نظر نمیرسد.
واقعیت بنیادین آن است که هیچیک از پیشرانها و عواملی که این حضور بیسابقه را رقم زد، با خاکسپاری پیکر مطهر امام شهید از میان نرفته است. بنابراین، استمرار این حرکت خروشان، نه یک واکنش عاطفیِ زودگذر و احساسی، بلکه ضرورتی استراتژیک و متکی بر همان آرمانهایی است که تودههای مردم را به میدان آورد.
۱. استمرار تکلیف تا تحقق کامل مأموریت
نخستین قاعده در تحلیل حرکتهای اجتماعی آن است که اگر حضور و میدانداری مردم بر اساس یک هندسه و راهبرد کلان طراحی شده باشد، پایان یافتن مناسکِ تشییع هرگز به معنای پایان آن مأموریت نیست. آیینها و مناسک ملی، در واقع «شتابدهنده» و آغازگر یک حرکت مستمر اجتماعی هستند، نه نقطه پایانی و اختتامیه آن. از این رو، تا زمانی که اهدافِ کلانِ ترسیمشده محقق نشده باشد، اصل حضور، نظارت و مطالبهگری موضوعیت و اصالت خود را حفظ میکند.
از این رو اجتماعات اخیر ملت، فورانِ شعورِ متکی بر باوری عمیق بود که بر پایه مطالبات و آرمانهایی زنده، پویا و جاری شکل گرفت. این اهداف بلند را میتوان در سه لایه راهبردی بازخوانی کرد:
- صیانت از امنیت و اقتدار ملی: دفاع قاطع از استقلال، امنیت پایدار و تمامیت ارضی کشور در برابر هرگونه ماجراجویی خارجی و اقدامات مخرب عوامل وابسته.
- تداوم مطالبه سرسختانه خونخواهی: پیگیری مستمر، فعال و بدون تنازل برای پاسخگویی حقوقی، سیاسی و میدانی عاملان و آمران این جنایت تروریستی و سد کردن راهِ فراموشی یا عادیسازی آن در افکار عمومی.
- حفظ و تقویت انسجام ملی: استمرار حضور مردم، نمادی عینی از وحدت ملی و سرمایه اجتماعی کشور است که ثابت میکند جامعه همچنان با صلابت بر سر اصول خود ایستاده است.
2. قاعده راهبری در منطق دینی:
پشتوانه تمامی این اهداف، استمرار تکلیفی است که پیشتر نیز از سوی ولیفقیه ترسیم شد. در منطقِ راهبری دینی، یک دستور راهبردی با پایان یافتن مناسک و تشریفاتِ فیزیکی یک رویداد منقضی نمیشود. تا زمانی که این ماموریت فکری و عملی از سوی رهبری جامعه تغییر نیفته یا نسخ نگردد، اصل آن همچنان معتبر، جاری و فریضهای بر ذمه همگان است. نباید اجازه داد پایانِ فیزیکی یک مراسم، به معنای پایانِ روحی و عملی یک مأموریت بزرگ قلمداد شود.
۳. پیام بازدارندگی در اتمسفر بینالمللی
تداوم اجتماعات مردمی، افزون بر برکات و آثار داخلی، حامل یک سیگنال صریح، دقیق و رمزگذاریشده برای ناظران و اتاقهای فکر خارجی است؛ این حضور به دنیا اعلام میکند که این جامعه نسبت به خطوط قرمز و آرمانهای خود به شدت حساس، مطالبهگر و پایدار است.
در نقطه مقابل، فروکش کردن سریع این حضور و تخلیه ناگهانی میدان — در حالی که اهداف و مطالبات همچنان معلق هستند — میتواند از سوی بازیگران بیرونی و جبهه استکبار به عنوان نشانی از «کاهش حساسیت اجتماعی»، «خستگی مفرط افکار عمومی» یا «پایان یافتن اراده عمومی» تفسیر شود؛ تفسیری غلط که چالش های بعدی را به دنبال خواهد داشت.
در نهایت، اگر این اجتماعات را محصولِ ارگانیکِ مجموعهای از اهداف، آرمانها و تکالیف بدانیم، روشن است که با پایان یافتن یک آیین، آن اهداف پایان نمیپذیرند. حفظ بیدارباشِ این سرمایه اجتماعی و تداوم حضور مردم در قالبهای متناسب با مقتضیات روز، تنها ضامنِ قطعی استمرار همان روحیهای است که در روزهای تشییع، تصویری ماندگار، اقتدارآفرین و باشکوه از همبستگی و اراده ملی را به رخ جهانیان کشید.
ارسال نظرات