۰۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۸
کد خبر: ۸۲۰۶۲۵

خامنه‌ای ادامه دارد؛ انقلاب ادامه دارد

خامنه‌ای ادامه دارد؛ انقلاب ادامه دارد
رهبر شهید، انقلاب ایران را در ۳۷ سال گذشته از این لبه باریک عبور داد، آن هم در میانه تندباد حوادث و اجازه نداد این تحولات بر گفتمان انقلاب اسلامی اثر بگذارند، او را از مسیرش خارج کنند

به گزارش گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، عمده انقلاب‌شناسان غربی معتقدند‌ هر انقلابی سرانجام «دوره نقاهت پس از فرونشست تب انقلاب» را تجربه خواهد کرد. «کرین برینتون» از جمله این متفکران است که معتقد است هر انقلابی سه دوره دارد که دوره اول دوره زمامداری میانه‌روهاست و پس از آن به‌اصطلاح تندرو‌های انقلابی قدرت را در دست می‌گیرند و نهایتاً انقلاب وارد دوره ترمیدوری می‌شود که به معنای بازگشت اصول و ارزش‌ها به ‌دوره پیش از وقوع انقلاب است. به این معنی که انقلاب‌ها به‌مرور از آرمان و اهداف اصلی فاصله گرفته و محو می‌شوند. بعد از رحلت امام خمینی(ره)، برخی شبه‌روشنفکران تلاش کردند مشابه این نسخه را برای انقلاب اسلامی ایران نیز بپیچند و این خط را درپیش گرفتند که انقلاب ایران پس از رحلت امام از اصول خود عدول و از مسیر خارج خواهد شد. اما زعامت ایران پس از امام به دست کسی افتاد که در تمام طول حکمرانی‌اش، اصل اساسی را بر حفظ گفتمان انقلاب قرار داد و همه اقدامات حکمرانی را ذیل این خط قرمز تعریف و بر مبنای آن عمل می‌کرد. خامنه‌ای شهید کلیدی‌ترین شخصیتی بود که اجازه نداد جمهوری اسلامی ایران از ماهیت و هویت اصلی خود فاصله بگیرد و به تعبیر متفکران غربی وارد دور ترمیدوری شود. این در حالی بود که تلاش‌های متعددی درون نظام سیاسی برای تغییر این آرمان‌ها و اصول نیز انجام شد. او به‌مثابه سدی محکم مقابل این تلاش‌ها ایستاد و اجازه نداد هیچ‌ایده و نظریه‌ای خارج از چهارچوب اصولی گفتمان انقلاب طرح شود. خامنه‌ای شهید، حتی کلیدی‌ترین و آرمانی‌ترین هدف انقلاب اسلامی را که صدور آن و جهانی کردن این انقلاب بود نیز ر‌ها نکرد، مواجهه او با دشمن ایرانیان و فداکردن جانش در مقابل آرمان اصلی انقلاب که همان مبارزه با استکبار است، موجب شد، پس از بهمن 57 دوباره نگاه‌های جهانی متوجه مسیر، هدف و مشی انقلاب اسلامی شود. 

حافظ حقوق ملت و انقلاب

اردیبهشت‌ماه 69 یک سال پس از درگذشت امام خمینی(ره)، 90 نفر از اعضای نهضت آزادی، در نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور وقت، «کشور را در بن‌بست، بحرانی از سختی و ناخشنودی و نابسامانی» دیدند که در آن «دست و پا می‌زند.» در بخشی از این نامه آمده «علی‌رغم وعده‌ به مستضعفان و شعار‌های پرطنین، طبقات محروم جامعه محروم‌تر و زیادتر شده‌اند... ملک و ملت به لبه پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی رسیده است.» این نامه سرشار از ناامیدی کشور را در انتهای مسیر می‌دید که اجرای اصول موردنظر امام راحل در آن شکست‌خورده است. رهبر معظم انقلاب به‌منظور دفاع از همین اصول پای برجای انقلاب اسلامی و جلوگیری از پمپاژ ناامیدی، رئیس‌جمهور وقت را -که محل انتقاد در این نامه بود- فردی دانستند که از میراث و اصول امام آگاه است، متوجه حقوق مستضعفان است و نویسندگان نامه را افرادی خطاب کردند که نمی‌دانند چه می‌گویند.  در همین چهارچوب رهبر معظم انقلاب در دوران فعالیت دولت سازندگی مکرراً به حفظ حقوق مستضعفان و توجه به نیاز‌های آنان تأکید داشتند و به یک معنا اجازه ندادند دولت به اسم حرکت در مسیر سازندگی از توجه به یکی از اصول اصلی انقلاب یعنی توجه به حقوق مستضعفان غفلت کند و به اسم مانور تجمل و اصطلاحاتی ازاین‌قبیل، قدم در مسیر اقتصاد لیبرالی بگذارد.

اصلاحات درون گفتمان انقلاب اسلامی

حفظ گفتمان انقلاب در دوره‌های بعد به شکلی دیگر اتفاق افتاد. در دوره‌ای که به نام اصلاحات، تلاش‌های زیادی برای دگرگون‌کردن اتمسفر فرهنگی جمهوری اسلامی ایران انجام گرفت. رهبر انقلاب مکرراً بر ایجاد فضای علمی منطبق بر آرمان‌های اسلام، فعالیت‌های فرهنگی منطبق بر اصول اسلامی و اعمال اصلاحات با حفظ چهارچوب اصلی انقلاب، تأکید کردند و اجازه ندادند طیفی فکری به اسم اعمال اصلاحات گذار از گفتمان انقلاب اسلامی ایران را رقم بزنند و آن را وارد دوره ترمیدوری کنند. استفاده از اصل واژه اصلاحات درون یک نظام سیاسی برای آنان که بخواهند نگاهی تک‌بعدی داشته باشند فی‌نفسه احساس خطر ایجاد می‌کند، کمااینکه هم‌زمان با رقم‌خوردن دوم خرداد 76 رسانه‌های غربی تلاش کردند ایران را با شوروی و رئیس‌جمهور وقت را با گورباچف مقایسه کنند؛ اما رهبر معظم انقلاب نه‌تنها اجازه طرح چنین شباهتی را ندادند که اصل طرح موضوع اصلاحات را درون نظام سیاسی و گفتمان انقلاب حل کردند و اجازه ندادند چنین ایده‌ای تبدیل به ضدی علیه ایده انقلاب و گفتمان انقلاب اسلامی ایران شود.

دفاع از اصل دموکراسی

در دوره‌ای از انقلاب اسلامی ایران، هجمه‌ای سنگین علیه نهاد انتخابات وارد می‌شود تا آنجا که رنگ‌وبوی انقلاب‌های رنگی به خود می‌گیرد. این هجمه اساساً به‌منظور آسیب‌زدن به نشان کلیدی دموکراسی در جمهوری اسلامی ایران، شکل گرفته بود. در مشی انقلابی رهبر شهید این گزاره قابل‌رؤیت بود که در دوره‌های مختلف انتخاباتی تنها بر حضور مردم و اصالت دادن به انتخابات تأکید داشتند و رأی‌آوری یک جناح یا حزب سیاسی، از فرعیات کم‌اهمیت موردتوجه ایشان بود. آن‌هم به این منظور که این نهاد کلیدی ارتباط میان مردم و حکمرانی را مؤثر و بالفعل می‌کند و از ایجاد شکاف و خیابانی شدن سیاست جلوگیری می‌کند. در میانه ‌سال 88 اما گروهی به طمع اغراض سیاسی نهاد انتخابات را زیرسؤال بردند، در این مورد نیز مواجهه رهبر انقلاب نه بر مبنای سلایق شخصی که بر مبنای اصول صریح انقلاب اسلامی است. رهبر معظم انقلاب به گواه تاریخ همه تمرکز را بر حفاظت از نهاد انتخابات و رأی مردم می‌گذارند، کمااینکه در دوره‌های گذشته اجازه طرح چیزی تحت‌عنوان تقلب را نداده بودند، در این دوره نیز با مواجهه منطقی و حل شبهات طرح شده مانع آن می‌شوند که انتخابات معنای واقعی خود را از دست بدهد.

دفاع از گفتمان انقلاب در سیاست خارجی

در دهه سوم حیات انقلاب اسلامی ایران، سیاست خارجی در محوریت اقدامات دولت وقت قرار گرفت. اما نکته اساسی این بود که این مهم تنها در برقراری ارتباط با غرب برای آنان معنا پیدا می‌کرد که در واقع امر با اصول انقلاب در تعارض بود، همین امر موجب شد رهبر انقلاب مکرراً نسبت به بدعهدی طرف آمریکایی و اصل دشمنی او با ملت ایران هشدار دهند، در این مسیر مواجهه رهبر انقلاب، عاقلانه و منطقی با حفظ اصول انقلاب بود که مرور زمان هویت و ماهیت عادی‌سازی رابطه با غرب را که عده‌ای به دنبال آن بودند برای مردم و حکمرانان روشن کرد. در این مسیر رهبر انقلاب راه گفت‌وگو و تعامل با غرب را برای معتقدان به این ایده مسدود نکردند؛ اما مکرراً این هشدار را به مسئولان و به مردم می‌دانند که غرب و در رأس آن‌ها ایالات متحده آمریکا، قائل به تعهد نیست و هرکجا که بتواند و بخواهد عهد و پیمان می‌شکند، این هشدار ضمن مدیریت و توجه به خطوط قرمز اتفاق افتاد و نهایتاً زمان روشن کرد جمهوری اسلامی ایران در ترسیم خطوط قرمزش با غرب خطا نکرده و این جدال با صرف حسن‌نیت و برخورد‌های روادارانه با غرب حل نخواهد شد. این تجربه در سیاست خارجی خطوط قرمز انقلاب اسلامی ایران را در این حوزه تثبیت کرد و وجهی عقلانی‌تر به آن داد.

اسلامیزه کردن هر ایده‌ای که به دنبال تقابل با نظام سیاسی ایران بود

در 37 سال گذشته واگرایان داخلی از هر مفهوم و واژه‌سازی برای خارج کردن انقلاب از مسیر اصلی خود استفاده کردند. زمانی با طرح مفهومی تحت‌عنوان آزادی و طرح این سؤال در جامعه، به سمت به چالش کشیدن اصول انقلاب رفتند. در برهه‌ای از مفهوم استقلال سوءاستفاده کردند تا این چهارچوب گفتمانی را ناکارآمد جلوه دهند و در زمانی دیگر عدالت دست‌مایه‌ای برای طرح این مفهوم شد. در تمام شبهه‌افکنی‌ها در ادوار مختلف، رهبر معظم انقلاب نه تنها شبهات را رفع می‌کرد که ارتباط و پیوندی روشن میان گفتمان انقلاب و این مفاهیم پیدا می‌کردند، همین انعطاف موجود در گفتمان انقلاب اسلامی بود که رهبر انقلاب با پاسداشت آن و استفاده هوشمندانه از آن، این فرصت را از آنان سلب می‌کرد و نمی‌گذاشت دشمن بتواند از این مفاهیم برای ساخت ضدی علیه انقلاب اسلامی استفاده کند، بلکه برعکس آن مفهوم را در دل گفتمان انقلاب اسلامی درونی می‌کردند.

قوه عاقله انقلاب اسلامی ایران

حفاظت از گفتمان اصیل انقلاب اسلامی، حرکت بر لبه باریکی بود که اگر بی‌هوا به یک سمت متمایل می‌شد، از یک‌جهت نظام سیاسی ایران در مسیر لیبرال شدن می‌افتاد و شکافی با اصول اولیه‌اش پیدا می‌کرد و اگر به سمت دیگری متمایل می‌شد به سمت رادیکالیسم یا حرکت در مسیر بنیادگرایی افراطی می‌افتاد و از عقلانیت خارج می‌شد. رهبر شهید، انقلاب ایران را در 37 سال گذشته از این لبه باریک عبور داد، آن هم در میانه تندباد حوادث و اجازه نداد این تحولات بر گفتمان انقلاب اسلامی اثر بگذارند، او را از مسیرش خارج کنند و در عین حال اجازه نداد افراد تعابیر مطلوب خود از اصول انقلاب را ارائه دهند و آن را با برداشت‌های خود تحریف کنند.حفظ اصالت گفتمان انقلاب اسلامی ایران، حفظ آن در مسیر عقلانیت و بروزکردن آن با تحولات و اتفاقات روز موجب شد نظام سیاسی ایران و ایده آن هیچ زمان در مسیر بن‌بست نیفتد و برای هر چالشی راه‌حلی پیدا کند. تداوم همین مسیر حتی ایرانیان را در فقدان او هم دچار خلأ نکرد؛ چراکه او راه را ترسیم کرده بود و نظام سیاسی و ملت در همان مسیری حرکت کردند که تعیین کرده بود و تمام آنچه را در 37 سال گذشته از گفتمان انقلاب از او فراگرفته بودند در نبرد با دشمن پیاده کردند.

ارسال نظرات
captcha