شهادت رهبری؛ نقطه عطفی در پایداری سیاسی و مطالعات تمدنی
حجتالاسلام عبدالله نظرزاده هیأت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی در گفتوگو با خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، با تشریح پیامدهای سیاسی و تمدنی شهادت رهبر شهید، اظهار داشت: یکی از مهمترین آثار این رخداد تاریخی، استحکام بیسابقه رابطه عاطفی، اعتقادی و اجتماعی میان مردم و رهبری بود؛ پیوندی که در شرایط عادی ممکن بود دههها برای شکلگیری و تثبیت آن زمان لازم باشد، اما حوادث پس از شهادت رهبر شهید، این فرآیند را در مدت کوتاهی به سرانجام رساند.
وی با اشاره به عملکرد مجلس خبرگان رهبری در انتخاب رهبر جدید افزود: تشکیل سریع جلسه مجلس خبرگان و انتخاب رهبر جدید در اوج جنگ و تنها چند روز پس از شهادت رهبر شهید، اقدامی شجاعانه و تعیینکننده بود که مانع از بروز خلأ در ساختار رهبری نظام شد. اگر این انتقال در شرایط عادی صورت میگرفت، ایجاد رابطه قلبی و عاطفی میان مردم و رهبر جدید شاید به یک ربع قرن یا حتی سه دهه زمان نیاز داشت، اما حوادث پس از شهادت، این مسیر را به شکلی کمنظیر تسریع کرد.
حجتالاسلام نظرزاده ادامه داد: امروز با وجود شرایط جنگی و تهدیدهای گسترده، جامعه نهتنها درباره مشروعیت و جایگاه رهبری دچار تردید نیست، بلکه نوعی پیوند عاطفی و اعتقادی عمیق میان مردم و ولایت شکل گرفته است؛ پیوندی که خود را در اعلام آمادگی برای بیعت، تبعیت و حتی فداکاری در مسیر ولایت نشان میدهد.
وی خاطرنشان کرد: تجربه انتقال رهبری پس از رحلت امام خمینی(ره) نشان میدهد که جامعه برای پذیرش کامل جایگاه رهبر جدید، سالها زمان صرف کرد و حتی برخی جریانها هرگز این جایگاه را بهطور کامل نپذیرفتند؛ اما شرایط امروز کاملاً متفاوت است و فرآیندی که در گذشته دهها سال به طول انجامید، این بار در مدت زمانی بسیار کوتاه تحقق یافت.
هیأت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی با اشاره به بازتاب این تحول در میان جریانهای مختلف سیاسی گفت: حتی افرادی که در گذشته در زمره منتقدان یا چهرههای جریان اصلاحات شناخته میشدند، امروز از جایگاه رهبری جدید بهعنوان شخصیتی تأثیرگذار و دارای سرمایه اجتماعی یاد میکنند و این موضوع نشاندهنده عمق تحول ایجادشده در افکار عمومی است.
وی بخش دیگری از پیامدهای این رخداد را ناظر به حوزه علوم سیاسی دانست و اظهار داشت: شهادت رهبر شهید و نحوه مواجهه جمهوری اسلامی با این بحران، یکی از مهمترین پیامهای خود را به دانش سیاسی جهان مخابره کرد؛ زیرا یکی از آرمانهای علم سیاست، طراحی نظامی است که در برابر بحرانهای بزرگ دچار فروپاشی نشود و بتواند خود را بازسازی کند.
حجتالاسلام نظرزاده افزود: جمهوری اسلامی در این آزمون، الگویی متفاوت از پایداری سیاسی را به نمایش گذاشت. در حالی که دشمنان با هدف ایجاد فروپاشی سیاسی و اجتماعی، رهبر شهید و جمعی از مسئولان عالیرتبه نظام را هدف قرار دادند، ساختار نظام با سرعت، انسجام و هوشمندی توانست خود را بازسازی کند و اجازه ندهد بحران به فروپاشی سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی منجر شود.
وی تصریح کرد: استمرار کارکرد نهادهای حاکمیتی، حفظ انسجام اجتماعی، تداوم فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی و مدیریت انتقال قدرت، همگی نشان داد که ساختار جمهوری اسلامی بر پایههایی مستحکم بنا شده و در برابر شدیدترین تهدیدها نیز از ظرفیت بازتولید و بازسازی برخوردار است.
حجتالاسلام نظرزاده این رخداد را پدیدهای نو در ادبیات علوم سیاسی توصیف کرد و گفت: آنچه پس از شهادت رهبر شهید رخ داد، از منظر نظریههای رایج علوم سیاسی قابل توجه است؛ زیرا بسیاری از نظامهای سیاسی در مواجهه با حذف رهبر یا نخبگان اصلی خود دچار آشفتگی و فروپاشی میشوند، اما جمهوری اسلامی توانست بدون ایجاد خلأ در ساختار حکمرانی، روند اداره کشور را ادامه دهد و همین مسئله میتواند به موضوعی برای مطالعات جدید در حوزه سیاست و حکمرانی تبدیل شود.
وی با اشاره به تغییر نگاه بخشی از افکار عمومی جهان نسبت به جمهوری اسلامی اظهار داشت: سالها تلاش شد تا نظام ولایت فقیه بهعنوان الگویی ناکارآمد یا متعلق به گذشته معرفی شود، اما تحولات اخیر نشان داد که این ساختار از توانایی بالایی در مدیریت بحران و حفظ ثبات برخوردار است؛ موضوعی که موجب شد بسیاری از پژوهشگران، رسانهها و فعالان سیاسی در کشورهای مختلف، با نگاهی تازه به مطالعه این الگوی حکمرانی بپردازند.
هیأت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی در پایان تأکید کرد: شهادت رهبر شهید صرفاً یک حادثه سیاسی نبود، بلکه رخدادی بود که به اعتقاد وی، مرزهای دانش سیاست و مطالعات تمدنی را نیز تحت تأثیر قرار داد. این واقعه، نمادها و مفاهیم جدیدی در عرصه حکمرانی، هویت اجتماعی و تمدن اسلامی پدید آورد و هرچند «حجاب معاصرت» هنوز مانع درک کامل ابعاد آن است، اما با گذشت زمان و انجام پژوهشهای عمیقتر، اهمیت واقعی این تحول تاریخی بیش از پیش آشکار خواهد شد.