شهادت رهبری، سرمایه هویتی و تمدنی یک مکتب است
حجتالاسلام محمدرضا باقرزاده، استادیار حقوق و علوم سیاسی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، در گفتوگو با خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، با تبیین چرایی فراتر رفتن شهادت یک رهبر دینی از سوگ فردی و تبدیل به یک جریان مکتبی و رخداد تمدنی اظهار داشت: شخصیت یک رهبر دینی صرفاً یک فرد نیست، بلکه حامل یک پیام الهی و مکتب فرابشری است. شخصیت او تجسم عینی ارزشها، باورها و ایدئولوژی یک مکتب به شمار میرود؛ از اینرو شهادت او مرگ یک فرد نیست، بلکه اوج تجلی همان ارزشها است که وی را به یک اسطوره، نماد و الگوی ماندگار تبدیل میکند. به همین دلیل، فقدان یک رهبر دینی از دایره سوگ شخصی خارج شده و به یک تراژدی اجتماعی و معنوی برای همه پیروان آن مکتب تبدیل میشود.
وی با اشاره به ابعاد فراملی و فراتاریخی شهادت رهبران دینی افزود: شهادت یک رهبر دینی اغلب بهعنوان امتداد یک مسیر الهی و یک واقعه نمادین و بنیادین در تاریخ دین تلقی میشود. به عبارتی، شهادت چنین رهبری، وقایع اسطورهای همچون شهادت امام حسین(ع) در کربلا را زنده میکند؛ از اینرو شهادت یک مرجع دینی صرفاً یک رویداد سیاسی یا فردی محدود به یک زمان خاص نیست، بلکه تکرار یک الگوی کهن از نبرد حق و باطل است که ابعاد آن از یک مقطع زمانی فراتر میرود.
حجتالاسلام باقرزاده با تأکید بر مفهوم اصیل شهادت در فرهنگ اسلامی و شیعی تصریح کرد: شهادت باطنی دارد که از ظاهر مرگ فراتر رفته است. در فرهنگ اسلامی و بهویژه فرهنگ شیعی، شهادت به معنای حضور فراتاریخی است و شهید در نگاه مکتبی اسلام، «حاضر» و «گواه» است. مرگ شهید پایان نیست، بلکه حیات ابدی، فنای در راه معشوق و فدا شدن برای یک مکتب جاودانی تلقی میشود. همین نگاه سبب میشود سوگ دنیوی، رنگ و بوی انتظار برای قیام و تجلی قدرت معنوی به خود بگیرد و شهادت یک رهبر، او را از یک شخصیت فانی به نمادی جاودانه و مایه اتحاد و انسجام جمعی تبدیل کند.
وی در ادامه درباره چگونگی تبدیل شهادت یک رهبر دینی به یک جریان تمدنی گفت: زمانی که بدن یک شهید به نماد مقاومت تبدیل میشود و مشت گرهکرده او به کلیدواژه حکایتها، اشعار و داستانها بدل میشود، رسانهها، خطبا، شاعران و مورخان، اعم از رسمی و مردمی، شخصیت و نحوه شهادت او را رمزپردازی میکنند. در این فرآیند، جزءبهجزء حرکات و سکنات واپسین لحظات او به نمادهایی از مقاومت، عزت، مظلومیت و حقانیت تبدیل میشود و یک حادثه تاریخی به یک امر مقدس و هویتبخش بدل میشود که نسلهای مختلف آن را بازخوانی و تفسیر میکنند.
عضو هیأت علمی موسسه امام خمینی(ره) در ادامه داد: این سوگ به ظاهر فردی، در فرآیند مراسمهای جمعی روزانه، سالانه و مناسبتی، صرفاً برای یادآوری فقدان نیست، بلکه برای بازتعریف هویت گروهی و بهانهای برای تعهد دوباره و چندباره به آرمانها مورد بهرهبرداری قرار میگیرد و باید چنین باشد تا رسالت تمدنی خود را به انجام برساند. داستان شهادت نیز بهصورت شفاهی و مکتوب بازگو میشود تا از یک رخداد فردی به سرمایه نمادین یک جریان تمدنی و مکتبی تبدیل شود.
وی با بیان اینکه شهادت رهبر، نقطه عطفی در تاریخ یک جریان فکری و سیاسی است، اظهار داشت: همه کسانی که از او پیروی میکردند یا به مکتبش باور داشتند، ناگزیر به بازخوانی مکتب او هستند. واقعه شهادت، یک دوقطبی مثبت و قوی ایجاد میکند که طرفداران و مخالفان خود را دارد و همین دوقطبی، یک گفتمان منسجم را شکل میدهد که همه خصایص یک مکتب را با خود دارد.
حجتالاسلام باقرزاده با اشاره به ظرفیتهای مکتبی این جریان افزود: اگر درباره شهید سلیمانی گفته شد که «یک فرد نبود، بلکه یک مکتب بود»، درباره رهبر شهید نیز میتوان گفت که او یک مکتب است و تکتک اوراق وجودی او باید تدریس، تعلیم و ترویج شود.
وی در پایان تأکید کرد: برای تبدیل شهادت رهبر عزیزمان به یک امر جهانی و تمدنی، باید برای تبدیل آن به یک الگوی هویتی تلاش کنیم. شهادت رهبر، الگوی هویتی مردم ما و امت اسلامی است تا فراتر از شکافهای نسلی، همه نسلهای معاصر و آینده را درنوردد و به یک مسیر روشن برای مبارزه و زیستن بدل شود. در این مسیر، شعر، موسیقی، فیلم، نقاشی و معماری باید برای بازتولید و تثبیت این رویداد به کار گرفته شوند تا این مکتب، از یک مکتب به ظاهر ملی، به فرهنگی مادی و معنوی و تمدنساز تبدیل شود.