۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۹
کد خبر: ۸۲۲۳۴۵
آیت الله اعرافی:

جهاد و مقاومت دارای مبنای عقلانی و فطری است

صض
آیت‌الله اعرافی راه نجات فلسطین و امت اسلامی را در پیمودن راه جهاد و مقاومت خواند و گفت: جهاد و مقاومت بر عقل، فطرت و حق مشروع دفاع استوار است؛ حقی که قوانین بین‌المللی آن را برای همه ملت‌های فلسطین، سوریه و لبنان در برابر اشغالگری به رسمیت می‌شناسد.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، آیت‌الله علیرضا اعرافی در همایش نداءالقدس در عراق با اشاره به شرایط جهان اسلام، اظهار کرد: امروز جهان اسلام در یکی از پیچیده‌ترین و پرتلاطم‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد. از یک‌سو، فرصت‌هایی کم‌نظیر برای بازگشت امت اسلامی به عزت، استقلال و شکوفایی تمدنی فراهم آمده است و از سوی دیگر، تهدیدها و بحران‌های عمیقی این پیکر واحد را در محاصره خود گرفته است. در چنین شرایط حساس و سرنوشت‌سازی، هیچ عاملی به اندازه بیداری، بصیرت و شجاعت عالمان اسلام، توان روشن ساختن افق آینده و هدایت امت برای عبور از فراز و فرودهای این مرحله دشوار را ندارد.

مدیر حوزه‌های علمیه با تأکید بر این‌که امروز، پیش روی ما نمونه‌های درخشانی از عالمان و اندیشمندانی قرار دارند که بار این رسالت و نقش پیشگامانه را در سراسر جهان اسلام و کشورهای اسلامی بر دوش کشیده‌اند؛ به‌ویژه در عراق و ایران، تصریح کرد: تجربه امام خمینی، امام شهید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر، آیت‌الله العظمی سیستانی، شهید سید حسن نصرالله و دیگر رهبران بزرگ، درس‌های ارزشمندی را پیش روی ما نهاده است.

عضو فقهای شورای نگهبان بر این نکته هم تأکید کرد که هرگاه عالمان دین و نخبگان فکری و فرهنگی از همبستگی و تعاملی سازنده برخوردار بوده‌اند، زمینه‌های رشد و پیشرفت جهان اسلام بیش از پیش فراهم شده و روابط میان ملت‌ها نیز سالم‌تر و استوارتر شکل گرفته است.

به گفته آیت الله اعرافی، آنچه امروز در منطقه رخ می‌دهد، حلقه‌ای از یک رویارویی تمدنیِ دیرپا میان امت و ملت‌های منطقه از یک سو، و پروژه‌ای استعماریِ غربی ـ آمریکایی از سوی دیگر است؛ پروژه‌ای که سال‌هاست در پی آن است تا نقشه منطقه را بر اساس منافع خود بازطراحی کند، توانمندی‌ها و مقدرات امت را تجزیه و تضعیف سازد، و با دامن زدن به درگیری‌های خرد و منازعات فرعی، ما را از کانون واقعی رویارویی و نبردهای سرنوشت‌ساز غافل و سرگرم سازد. پروژه و راهبرد ما، پروژه همگرایی و هم‌افزایی است، نه پروژه کشمکش و تفرقه؛ و گفتمان ما، گفتمان مقاومت و پیروزی است، نه تسلیم و شکست نکته مهم دیگری بود که مدیر حوزه‌های علمیه با تصریح بر آن، تاکید کرد که این مواضع، تنها ادعاهایی نظری نیست، بلکه واقعیت‌هایی عینی است که رهبران ما در میدان‌های گوناگون، و نیز عالمان و مراجع بزرگ حوزه‌های علمیه نجف اشرف، شهر مقدس قم و دیگر کانون‌های فکری و اعتقادی جهان اسلام، آن را تجسم بخشیده و تبیین کرده‌اند.

آیت الله اعرافی با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه آغازگر جنگ یا درگیری میان مسلمانان نبوده و همواره به اصل حسن همجواری و پرهیز از تجاوز پایبند بوده‌ و پیوسته با جدیت برای خاموش کردن آتش بحران‌ها و در پیش گرفتن سیاست آرام‌سازی، مدارا و تعامل با کشورهای عربی و اسلامی کوشیده‌ است، یادآور شد: جمهوری اسلامی در طول این سال‌ها، آماج بزرگ‌ترین جنایت‌های بشری، جنگ‌ها، فتنه‌ها، عملیات‌های تروریستی و ویرانی‌های گسترده‌ای قرار گرفته که برخی از دولت‌های منطقه و دیگر بازیگران به‌طور مستقیم در پدید آمدن آنها نقش داشته‌اند.

عضو فقهای شورای نگهبان ادامه داد: در تجاوز اخیر، ما هدف تجاوزی آشکار و ستمی بی‌پرده قرار گرفتیم که از پایگاه‌ها و مراکز آشکار و پنهان آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه صورت گرفت؛ واقعیتی که هیچ انسان خردمند و آگاه به معادلات راهبردی منطقه، توان انکار آن را ندارد.

آیت الله اعرافی با اشاره به مشارکت برخی سران اسلامی در جنایات آمریکا و رژیم صهیونی، اظهار کرد: ما به‌خوبی می‌دانیم که برخی دولت‌های منطقه در گسترش سلطه صهیونیسم بر مقدرات منطقه عمیقا درگیرند و در کشتارهای بنیامین نتانیاهو، این جلاد جنایت‌پیشه، علیه فلسطین، غزه، فرزندان امت اسلامی و نیز علیه ایران -که کانون حمایت از مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی و آخرین سنگر دفاع از آرمان فلسطین به شمار می‌رود- در کنار او ایستاده‌اند.

به گفته مدیر حوزه‌های علمیه ریشه جنایات رژیم صهیونی در مداخله‌جویی و سرکشی ایالات متحده آمریکا نهفته است. آمریکا با نادیده گرفتن همه معاهدات بین‌المللی و قطعنامه‌های سازمان ملل متحد و شورای امنیت، کوشید به سلطه صهیونیست‌ها بر کرانه باختری مشروعیت ببخشد و بخش‌هایی از آن، و نیز بلندی‌های جولان سوریه را، به رژیم اشغالگر ملحق سازد. افزون بر این، آمریکا در پسِ همه جنگ‌ها و توطئه‌ها قرار داشته و هدایت و مدیریت آنها را بر عهده داشته است.

عضو فقهای شورای نگهبان یادآور شد که از همان نخستین روزهای اشغال فلسطین، حرکت‌های جهان اسلام برای مقابله با این اشغالگری آغاز شد و فتاوای جهاد برای بازپس‌گیری سرزمین اشغال‌شده و آزادسازی مقدسات اسلامی در فلسطین صادر گردید و عالمان مسلمان در صف مقدم این رویارویی قرار گرفتند. در رأس آنان، مراجع بزرگ شیعه از جمله آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی و آیت‌الله سید محسن حکیم-رحمة‌الله‌علیهم- با اتخاذ مواضعی قاطع، نقش‌آفرین این عرصه بودند.

آیت الله اعرافی افزود: همچنین نباید فتاوای ده‌ها تن از عالمان اهل سنت، همچون شیخ محمود شناوی، شیخ حسن مأمون و دیگران را از یاد ببریم، بنابراین امروز برای همگان آشکار شده که رژیم صهیونی دچار یأس و سرخوردگی شده و از رؤیای سلطه بر سرزمین‌های گسترده میان رود نیل و فرات ناامید شده است و اکنون با توسل به هر وسیله‌ای می‌کوشد موجودیت خود را حفظ کند؛ از همین رو، هولناک‌ترین کشتارها را در غزه، لبنان عزیز، ایران اسلامی، عراق سرافراز، یمن مقاوم و دیگر سرزمین‌ها رقم زده است.

آیت‌الله اعرافی راه حل نجات فلسطین و امت اسلامی را در پیمودن راه جهاد و مقاومت دانست و تصریح کرد: جهاد و مقاومت بر عقل، فطرت و حق مشروع دفاع استوار است؛ حقی که قوانین بین‌المللی آن را برای همه ملت‌های فلسطین، سوریه و لبنان در برابر اشغالگری به رسمیت شناخته است.

مدیر حوزه‌های علمیه به راهپیمایی عظیم اربعین هم اشاره و تأکید کرد: راهپیمایی اربعین ظرفیت ساختن یک امت را در خود نهفته دارد و به ما می‌آموزد که اتحاد، همبستگی و هم‌افزایی زیر پرچم پیامبر اعظم(ص) و اهل‌بیت علیهم‌السلام مهم‌ترین عامل عزت، اقتدار و پیروزی بر دشمنان است و به برکت آن، گره‌ها و مشکلات گشوده می‌شود.

به گفته آیت الله اعرافی، اربعینِ تمدن‌ساز، مدرسه‌ای برای ایثار، محبت، معنویت و انسانیت است و می‌تواند در بازسازی هویت و حیات دینی امت نقشی اساسی ایفا کند و زمینه را برای طلوع خورشید ولایت عظمی و امامت کبری و نورافشانی جهان به نور موعود همه امت‌ها، حضرت بقیةالله الأعظم(ارواحنا فداه)، فراهم سازد.

مشروح سخنرانی مدیر حوزه‌های علمیه را در ادامه بخوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم

(إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ) [سوره فصلت، آیه ۳۰)

در آغاز سخن، سلام و درود خویش را به سالار آزادگان، حضرت امام حسین(ع)، و یاران باوفایش تقدیم می‌کنیم و با درود و رحمت، یاد همه شهدای اسلام و مقاومت در عراق، ایران و محور مقاومت، به‌ویژه امام شهید، آیت‌الله خامنه‌ای، را گرامی می‌داریم. همچنین مراتب سپاس و قدردانی صمیمانه خود را از برگزارکنندگان این همایش ارزشمند، همه دست‌اندرکاران و شرکت‌کنندگان گرامی، به‌ویژه آستان مقدس حسینی و جناب علامه شیخ عبدالمهدی کربلایی -دامت برکاته-ابراز می‌کنم.

تاریخ اسلام گواه آن است که در سخت‌ترین، تاریک‌ترین و بحرانی‌ترین مقاطع حیات امت اسلامی، هیچ نیرویی نتوانسته است جامعه اسلامی را از سرگردانی و آشفتگی به سوی تحول، رشد و شکوفایی رهنمون شود، آن‌گونه که عالمان راستین و صادق در دین چنین کرده‌اند. عالمانی که با برخورداری از شجاعت، ژرف‌اندیشی در فهم قرآن، شناخت انسان و مقتضیات روزگار خویش، و روحیه‌ای سرشار از احساس مسئولیت در پیشگاه خداوند و در برابر بندگان او، هرجا که حضور یافته‌اند و در هر جایگاهی که قرار گرفته‌اند، همچون پرچمی برافراشته، راه را نشان داده‌اند؛ همچون چراغی فروزان، مسیر را روشن ساخته‌اند؛ و چه‌بسا در بسیاری از مقاطع، همانند کشتی نجاتی بوده‌اند که سرگشتگان را در میان امواج خروشان جامعه، به ساحل امن و آرامش رهنمون شده‌اند.

امروز نیز جهان اسلام در یکی از پیچیده‌ترین و پرتلاطم‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد. از یک‌سو، فرصت‌هایی کم‌نظیر برای بازگشت امت اسلامی به عزت، استقلال و شکوفایی تمدنی فراهم آمده است و از سوی دیگر، تهدیدها و بحران‌های عمیقی این پیکر واحد را در محاصره خود گرفته است. در چنین شرایط حساس و سرنوشت‌سازی، هیچ عاملی به اندازه بیداری، بصیرت و شجاعت عالمان امت اسلامی، توان روشن ساختن افق آینده و هدایت امت برای عبور از فراز و فرودهای این مرحله دشوار را ندارد. این نخبگان، عالمان و اندیشمندان می‌توانند ظرفیت‌های نهفته ملت‌ها و امت اسلامی را به نیرویی عظیم تبدیل کنند که مسیر حرکت امت را دگرگون سازد و آینده آن را به سوی سعادت، پیشرفت و سربلندی هدایت کند.

امروز، پیش روی ما نمونه‌های درخشانی از عالمان و اندیشمندانی قرار دارند که بار این رسالت و نقش پیشگامانه را در سراسر جهان اسلام و کشورهای اسلامی بر دوش کشیده‌اند؛ به‌ویژه در عراق و ایران. تجربه امام خمینی، امام شهید آیت‌الله خامنه‌ای، شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر، آیت‌الله سید علی سیستانی، و شهید سید حسن نصرالله و دیگر رهبران بزرگ، درس‌های ارزشمندی را پیش روی ما نهاده است.

ما امروز در این همایش مبارک، در جوار سالار آزادگان و قهرمان همه دوران‌ها، حضرت امام حسین(ع)، گرد آمده‌ایم تا از اسلام و رهبران خود الهام بگیریم، درباره چالش‌هایی که امت اسلامی با آنها روبه‌روست و نیز مسئله فلسطین و غزه، به‌عنوان مهم‌ترین و محوری‌ترین مسئله جهان اسلام، به گفت‌وگو بنشینیم، راه‌های برون‌رفت از این فاجعه بزرگ را بررسی کنیم، از نهضت حسینی برای رویارویی شجاعانه با مسائل امت الهام بگیریم و روایتی درست و استوار از مقاومت در فلسطین، لبنان، عراق، ایران، یمن و دیگر سرزمین‌های اسلامی ارائه کنیم.

تجربه تاریخ اسلام نشان می‌دهد که هرگاه عالمان دین و نخبگان فکری و فرهنگی از همبستگی و تعاملی سازنده برخوردار بوده‌اند، زمینه‌های رشد و پیشرفت جهان اسلام بیش از پیش فراهم شده و روابط میان ملت‌ها نیز سالم‌تر و استوارتر شکل گرفته است. در مقابل، هر زمان که صفوف عالمان و ملت‌های مسلمان دچار تفرقه شده و گرایش‌های تنگ‌نظرانه مذهبی و فرقه‌ای، نگاه فراگیر به امت اسلامی را تحت‌الشعاع قرار داده است، بستر پیدایش فتنه‌ها و منازعات گسترده فراهم آمده است؛ تا آنجا که گاه علما، به جای آنکه از افق امت واحده به یکدیگر بنگرند، یکدیگر را از دریچه دسته‌بندی‌ها و تقسیم‌بندی‌های فرعی ارزیابی می‌کنند و اوضاع و دیدگاه‌های یکدیگر را با همان عینک‌های تنگ و محدود تحلیل می‌نمایند؛ و بدین‌سان، بی‌آنکه خود آگاه باشند، در تعمیق شکاف‌ها و دامن‌زدن به اختلافات سهیم می‌شوند.

برای ورود به اصل موضوع این همایش، آن هم در شرایطی که منطقه و جهان اسلام در میانه نبردهایی بزرگ و با چالش‌هایی عظیم قرار دارند، توجه بزرگواران را به نکات و ملاحظات زیر جلب می‌کنیم:

نخست: درک درست نبردی که امروز در فلسطین و نیز درباره سایر مسائل امت اسلامی جریان دارد، بدون توجه به بستر تاریخی و تمدنی آن و بدون ارزیابی و تحلیل آن در چارچوب نقشه‌ها و معادلات کلان، امکان‌پذیر نیست. آنچه امروز در منطقه رخ می‌دهد، حلقه‌ای از یک رویارویی تمدنیِ دیرپا میان امت و ملت‌های منطقه از یک سو، و پروژه‌ای استعماریِ غربی ـ آمریکایی از سوی دیگر است؛ پروژه‌ای که سال‌هاست در پی آن است تا نقشه منطقه را بر اساس منافع خود بازطراحی کند، توانمندی‌ها و مقدرات امت را تجزیه و تضعیف سازد، و با دامن زدن به درگیری‌های خرد و منازعات فرعی، ما را از کانون واقعی رویارویی و نبردهای سرنوشت‌ساز غافل و سرگرم سازد.

این جریان، هم‌زمان، پروژه سلطه بر ثروت‌ها و مقدسات امت را دنبال می‌کند و حفاظت از رژیم صهیونیستی را -به‌عنوان نوک پیکان این پروژه در قلب جهان اسلام- در دستور کار خود قرار داده است. همچنین، عزت و کرامت امت اسلامی را هدف گرفته، در پی فرسایش و پراکنده‌سازی ظرفیت‌های آن، غارت منابع و ثروت‌هایش، و خنثی کردن توان دفاعی آن است. و این، همان فاجعه بزرگ و مصیبت عظیمی است که امت اسلامی با آن روبه‌روست.

دوم: بار دیگر بر این باور راسخ انقلاب اسلامی و محور مقاومت تأکید می‌کنیم که امت اسلامی، امتی واحد و برخوردار از پیوند برادری و همبستگی عمیق میان همه اجزای خویش است و در برابر قدرت‌های استکباری و رژیم اشغالگر صهیونیستی، مقاومتی قاطع و سرنوشت‌ساز ضرورتی انکارناپذیر دارد. این نگرش، صرفاً یک شعار نیست، بلکه مبنای سیاست‌ها و برنامه‌های عملی ما در طول دهه‌های گذشته بوده و همچنان با وفاداری به آن پایبند هستیم.

پروژه و راهبرد ما، پروژه همگرایی و هم‌افزایی است، نه پروژه کشمکش و تفرقه؛ و گفتمان ما، گفتمان مقاومت و پیروزی است، نه تسلیم و شکست. این مواضع، تنها ادعاهایی نظری نیست، بلکه واقعیت‌هایی عینی است که رهبران ما در میدان‌های گوناگون، و نیز عالمان و مراجع بزرگ حوزه‌های علمیه نجف اشرف، شهر مقدس قم و دیگر کانون‌های فکری و اعتقادی جهان اسلام، آن را تجسم بخشیده و تبیین کرده‌اند. همین مبانی، شالوده خیزش اسلامی معاصر را در اندیشه و نهضت امام خمینی(ره) تشکیل داده و امروز نیز محور مقاومت بر همان مسیر گام برمی‌دارد.

از خداوند متعال مسئلت داریم که همه امت اسلامی، با همه گرایش‌ها، جریان‌ها، دولت‌ها و ملت‌های خود، برای پیمودن این مسیر مبارک به پا خیزند و با وحدت در گفتار و عمل، در جهت اعتلای کلمه حق، بازگشت به وحدت و عزت، و بازسازی قدرت منسجم و تمدن نوین اسلامی، همدل و هم‌گام شوند.

تاریخ، چه در گذشته نزدیک و چه در گذشته دور، هیچ‌گاه در کارنامه جمهوری اسلامی ایران شاهد آن نبوده است که این نظام، آغازگر جنگ یا درگیری میان مسلمانان باشد. ما همواره به اصل حسن همجواری و پرهیز از تجاوز پایبند بوده‌ایم؛ بلکه پیوسته با جدیت و پشتکار، برای خاموش کردن آتش بحران‌ها و در پیش گرفتن سیاست آرام‌سازی، مدارا و تعامل با کشورهای عربی و اسلامی کوشیده‌ایم. این در حالی است که جمهوری اسلامی خود در طول این سال‌ها، آماج بزرگ‌ترین جنایت‌های بشری، جنگ‌ها، فتنه‌ها، عملیات‌های تروریستی و ویرانی‌های گسترده‌ای قرار گرفته که برخی از دولت‌های منطقه و دیگر بازیگران، به‌طور مستقیم در پدید آمدن آنها نقش داشته‌اند.

در تجاوز اخیر نیز، ما هدف تجاوزی آشکار و ستمی بی‌پرده قرار گرفتیم که از پایگاه‌ها و مراکز آشکار و پنهان آمریکا و رژیم صهیونیستی در سرزمین‌های آنان صورت گرفت؛ واقعیتی که هیچ انسان خردمند و آگاه به معادلات راهبردی منطقه، توان انکار آن را ندارد.

در این جنگ، ملت قهرمان ایران، نیروهای مسلح آن و رهبری فرزانه کشور، مقاومتی قهرمانانه و کم‌نظیر در برابر بزرگ‌ترین قدرت نظامی و استکباری جهان از خود نشان دادند، پیروزی‌های بزرگی رقم زدند و معادلات راهبردی را دگرگون ساختند. ما نیز، به خواست خداوند، این مسیر را تا تحقق پیروزی ادامه خواهیم داد؛ (ألا إن نصر الله قریب).

سوم: بر این باوریم که مسئله فلسطین، همواره و همچنان، مسئله محوری این امت بوده و خواهد بود. رنج و محنت ملت فلسطین در طول هشت دهه اشغال، سرکوب، آوارگی، شهرک‌سازی و یهودی‌سازی مقدسات، زخمی همواره خون‌چکان بر پیکر وجدان امت اسلامی است. ازاین‌رو، هر قرائتی از تحولات منطقه که این حقیقت را به حاشیه براند، از علتِ اصلی غفلت کرده و خود را به معلول‌ها سرگرم ساخته است.

ما به‌خوبی می‌دانیم که برخی از دولت‌های منطقه، که امروز برخی بیانیه‌ها با شور و حرارت از آنان دفاع می‌کنند، خود در گسترش سلطه صهیونیسم بر مقدرات منطقه عمیقا درگیرند و در کشتارهای بنیامین نتانیاهو، این جلاد جنایت‌پیشه، علیه فلسطین، غزه، فرزندان امت اسلامی و نیز علیه ایران -که کانون حمایت از مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی و آخرین سنگر دفاع از آرمان فلسطین به شمار می‌رود- در کنار او ایستاده‌اند.

از این‌رو، به نظر می‌رسد اتخاذ چنین مواضعی از سوی صاحبان آنها، خواسته یا ناخواسته، در نهایت به سود دشمنان امت اسلامی تمام می‌شود و به زیان کسانی است که در کنار فلسطین و قدس شریف ایستاده‌اند.

چهارم: برادران و خواهران گرامی، جوانان وفادار؛

حدود هفت دهه پیش، هنگامی که رژیم اشغالگر صهیونیستی تأسیس شد، تلاش‌های گسترده‌ای برای تحقق اهداف آن صورت گرفت؛ اهدافی که چیزی جز مجموعه‌ای از توهمات، شعارها و رؤیای سلطه‌ای فراگیر، از رود نیل تا رود فرات، نبود. مقصود آنان، سیطره بر سراسر منطقه هلال حاصل‌خیز[هلالی که از لبنان کنونی آغاز و به جنوب عراق ختم می‌شود]، مراکز تمدنی منطقه ما، و گستره‌ای از سواحل دریای مدیترانه تا اقیانوس هند بود، تا بتوانند سرنوشت سرزمین‌ها و ملت‌های ما را رقم بزنند و به قدرت برتر در اداره قلب جهان تمدنی، اسلامی و عربی تبدیل شوند.

برای تحقق این رؤیاها، این رژیم، افزون بر تلاش برای گسترش قلمرو جغرافیایی خود، در پی ایجاد ارتشی صهیونیستی برآمد تا -به گمان خود- آن را به نیرومندترین ارتش منطقه تبدیل کند و بدین‌وسیله، جنایتکاران صهیونیست را در گسترش فساد و ویرانی و تقویت روحیه استکباری‌شان توانمند سازد، اما به فضل الهی، از همان نخستین روزهای اشغال فلسطین، حرکت‌های جهان اسلام برای مقابله با این اشغالگری آغاز شد. در همان آغاز، فتاوای جهاد برای بازپس‌گیری سرزمین اشغال‌شده و آزادسازی مقدسات اسلامی در فلسطین صادر گردید و عالمان مسلمان در صف مقدم این رویارویی قرار گرفتند. در رأس آنان، مراجع بزرگ شیعه، از جمله آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی و آیت‌الله سید محسن حکیم-رحمة‌الله‌علیهم- با اتخاذ مواضعی قاطع، نقش‌آفرین این عرصه بودند.

همچنین، سخنرانی تاریخی امام خمینی(قدس‌سره) را در مدرسه فیضیه قم، حدود شصت سال پیش و پانزده سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به یاد داریم؛ مواضعی که پس از پیروزی انقلاب نیز با همان استواری ادامه یافت و پس از ایشان، رهبر شهید، امام خامنه‌ای-قدس الله نفسه- همین مسیر را استمرار بخشید و از برجسته‌ترین حامیان آرمان فلسطین بود.

در کنار این رهبران، ده‌ها تن از عالمان، استادان و دانشجویان در ایران و دیگر کشورها با صدور بیانیه‌های حمایتی و نگارش پژوهش‌های علمی، از این آرمان پشتیبانی کردند. تاکنون نیز بیش از دو هزار پایان‌نامه کارشناسی ارشد و دکتری، و صدها کتاب و مقاله در حوزه‌های دینی، سیاسی، فرهنگی و روابط بین‌الملل، درباره دفاع از حقوق ملت فلسطین به رشته تحریر درآمده است.

همچنین، نباید فتاوای ده‌ها تن از عالمان اهل سنت، همچون شیخ محمود شناوی، شیخ حسن مأمون و دیگران را از یاد ببریم؛ فتاوایی که هزاران تن از نیروهای مقاومت به آن لبیک گفتند و برای مقابله با این رژیم اشغالگر سلاح به دست گرفتند.

امروز، پس از دهه‌ها فداکاری و ایستادگی، رژیم اشغالگر صهیونیستی نتوانسته است هیچ‌یک از اهداف تمدنی خود را محقق سازد و از خود جز کارنامه‌ای آکنده از جنایت، که از بسیاری جهات از جنایت‌های هیتلر، نرون و دیگر طاغیان تاریخ نیز فراتر رفته است، بر جای نگذاشته است.

امروز برای همگان آشکار شده است که این رژیم، دچار یأس و سرخوردگی شده و از رؤیای سلطه بر سرزمین‌های گسترده میان رود نیل و فرات دست کشیده است. اکنون نیز با توسل به هر وسیله‌ای می‌کوشد موجودیت خود را حفظ کند؛ از همین رو، هولناک‌ترین کشتارها را در غزه، لبنان عزیز، ایران اسلامی، عراق سرافراز، یمن مقاوم و دیگر سرزمین‌ها رقم زده است.

اما ما، به فضل الهی، یقین داریم که این رؤیاها هرگز تحقق نخواهد یافت، فلسطین از بند صهیونیست‌ها آزاد خواهد شد، به صاحبان حقیقی خود و آغوش امت اسلامی بازخواهد گشت، و امت اسلامی نیز -به خواست خداوند- کرامت خویش را بازخواهد یافت، بر دشمنان خود پیروز خواهد شد، صفوف خود را یکپارچه خواهد ساخت و به ندای خداوند متعال گوش فرا خواهد داد که فرمود: (و لا تهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین).

پنجم: همه ما دیده‌ایم یا خوانده‌ایم که چگونه رژیم اشغالگر صهیونیستی، که از آغاز بر سیاست «زمین سوخته» تکیه داشت، از همان نخستین روزهای تأسیس نامشروع خود، ارتکاب جنایت علیه ملت مظلوم فلسطین را آغاز کرد؛ سرزمین آنان را به اشغال درآورد، خانه‌هایشان را ویران ساخت، صدها هزار خانواده فلسطینی را آواره کرد و میلیون‌ها فلسطینی را از میهن خود به تبعید و آوارگی کشاند. همچنین، حملات ویرانگری علیه کشورهای منطقه و ملت‌های مسلمان انجام داد و آشکارا همه قوانین، معاهدات و اسناد بین‌المللی را نقض کرد. اما نکته اساسی که باید همواره مورد توجه قرار گیرد، آن است که این توطئه، هرگز بدون پشتوانه و زمینه نبوده است؛ بلکه ریشه آن در مداخله‌جویی و سرکشی ایالات متحده آمریکا نهفته است. آمریکا با نادیده گرفتن همه معاهدات بین‌المللی و قطعنامه‌های سازمان ملل متحد و شورای امنیت، کوشید به سلطه صهیونیست‌ها بر کرانه باختری مشروعیت ببخشد و بخش‌هایی از آن، و نیز بلندی‌های جولان سوریه را، به رژیم اشغالگر ملحق سازد. افزون بر این، آمریکا در پسِ همه جنگ‌ها و توطئه‌ها قرار داشته و هدایت و مدیریت آنها را بر عهده داشته است.

همچنین، در این زمینه شاهد واکنش‌های بی‌رمق و شرم‌آور شماری از دولت‌های عربی و اسلامی، برخی نهادهای بین‌المللی، و حتی خود سازمان ملل متحد بوده‌ایم؛ سازمانی که با وجود آنکه این اقدامات آشکارا با قوانین و مقرراتی که خود به تصویب رسانده بود، در تعارض قرار داشت، هیچ اقدام مؤثری انجام نداد و تنها به صدور بیانیه‌ها و اظهار نظرهای شفاهیِ بی‌اثر بسنده کرد. این سکوت، رژیم اشغالگر صهیونیستی را در ادامه سیاست‌های توسعه‌طلبانه خود در مناطق پیرامونی جسورتر ساخت، تا آنجا که دامنه تجاوزاتش به هدف قرار دادن مواضعی در داخل خاک سوریه و دیگر کشورها نیز کشیده شد.

ششم: دکترین و برنامه راهبردی جمهوری اسلامی ایران

از زمان پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی ایران، ما -در سطح رهبری، دولت و ملت- همواره از مدافعان و حامیان حقوق ملت فلسطین بوده‌ایم. این موضع، برخاسته از اصول، مبانی اعتقادی و فقه اسلامی ماست؛ فقهی که به‌روشنی بر ضرورت یاری رساندن به ستمدیدگان و ایستادگی در برابر ستمگران تأکید دارد. این اصل، در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مورد تصریح قرار گرفته است.

ما بار دیگر تأکید می‌کنیم که مسئله فلسطین، تنها دو راه‌حل پیشِ رو دارد؛ دو راه‌حلی که هر دو بر واقعیت، عقل، منطق، آموزه‌های دینی، اصول حقوق بین‌الملل و کرامت ملت‌های آزاده استوارند.

راه‌حل نخست:

این همان راه‌حلی است که جمهوری اسلامی ایران، به‌عنوان ابتکاری تمدنی، از زبان رهبر انقلاب اسلامی، امام سید علی خامنه‌ای (أعلی‌الله‌مقامه)، مطرح کرده و آن را به مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارائه داده است. این طرح، بر حفظ حقوق همه فرزندان ملت فلسطین، از همه ادیان و مذاهب، استوار است و برگزاری همه‌پرسی‌ای آزاد، فراگیر و سراسری را پیشنهاد می‌کند که در آن، همه فلسطینیان اصیل و بومی مشارکت داشته باشند تا بر پایه منشورها و مقررات سازمان ملل متحد، درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند.

ما بر این باوریم که اجرای این راه‌حل، به تشکیل دولت فلسطین در سراسر سرزمین فلسطین خواهد انجامید و زمینه محاکمه همه جنایتکاران صهیونیست را به خاطر جنایت‌هایی که در طول دهه‌های گذشته مرتکب شده‌اند، فراهم خواهد ساخت.

راه‌حل دوم:

پیمودن راه جهاد و مقاومت است؛ راهی که بر عقل، فطرت و حق مشروع دفاع استوار است؛ حقی که قوانین بین‌المللی آن را برای همه ملت‌های فلسطین، سوریه و لبنان در برابر اشغالگری به رسمیت شناخته است و باید با حمایت همه دولت‌های اسلامی و امت اسلامی همراه باشد. این راه‌حل نیز بر اساس همه اسناد و میثاق‌های بین‌المللی و مقررات سازمان ملل متحد، مشروع و قانونی است؛ بلکه مقاومت، حق طبیعی هر ملتی است که سرزمینش تحت اشغال قرار گرفته و برای دفاع از سرزمین و مقدسات خود به پا می‌خیزد.

بر این اساس، همه دولت‌های اسلامی وظیفه دارند مسئولیت خود را در حمایت از ملت فلسطین در مسیر مقاومتشان در برابر دشمن صهیونیستی، با همه شیوه‌ها و ظرفیت‌های ممکن، به‌درستی ایفا کنند.

هفتم: خطوط کلی رویارویی و مطالبات امت اسلامی از دولت‌ها، نهادها و سازمان‌ها

ما بر این باوریم که ملت‌های مسلمان باید از دولت‌ها و نظام‌های حاکم خود مطالبات زیر را با جدیت پیگیری کنند:

۱. مسئله فلسطین و مقاومت را یک مسئله عربی، اسلامی و انسانی بدانند و آن را در کانون برنامه‌ریزی‌ها، سیاست‌گذاری‌ها و روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود قرار دهند.

۲. با هدف رویارویی با رژیم صهیونیستی، صفوف خود را متحد سازند و بر همه اختلافات طایفه‌ای، مذهبی و قومی فائق آیند.

۳. درباره مسئله فلسطین، بر سر یک سند مشترک، مشتمل بر برنامه‌ای عملی و روشن، به توافق برسند.

۴. از سازمان ملل متحد بخواهند حق مقاومت و محور مقاومت را به رسمیت بشناسد، حق ملت فلسطین را برای برگزاری همه‌پرسی عمومی به‌منظور تعیین سرنوشت خود به رسمیت بشناسد و برای تحقق این حق، اقدامات جدی انجام دهد.

۵. آنچه را «معامله قرن» نامیده می‌شود، به‌طور کامل رد کنند و با همه ابزارهای ممکن، برای ناکام ساختن آن بکوشند.

۶. همه اشکال روابط اقتصادی، تجاری و فرهنگی با رژیم صهیونیستی را قطع کنند و تحریمی همه‌جانبه علیه کالاها و محصولات آن اعمال نمایند.

۷. روابط سیاسی خود را با رژیم صهیونیستی قطع کنند، سفارتخانه‌های آن را در همه کشورها تعطیل سازند و در سیاست خارجی خود، مقابله با این رژیم را در اولویت قرار دهند.

۸. حمایت‌های مالی و اقتصادی لازم را از مقاومت در فلسطین و لبنان، در رویارویی با اشغالگری صهیونیستی، به عمل آورند.

۹. از آرمان فلسطین در عرصه سیاسی حمایت کنند، از طریق نهادهای بین‌المللی با رژیم صهیونیستی مقابله نمایند و ابتکارهای لازم را در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و شورای امنیت ارائه کنند.

۱۰. همه اشکال مذاکره، اعم از آشکار و پنهان، با رژیم صهیونیستی را متوقف سازند و هرگونه عادی‌سازی روابط با آن را مردود بشمارند.

۱۱. بر همه دولت‌ها فشار آورند تا روابط خود را با رژیم صهیونیستی قطع کنند و هرگونه حمایت از آن را متوقف سازند.

۱۲. در نبرد بزرگ و سرنوشت‌سازی که امروز میان اسلام و کفر، حق و باطل، و نیز میان انقلاب اسلامی و قدرت‌های استکباری و صهیونیسم در جریان است، در کنار امت مقاومت و ایران اسلامی بایستند؛ ایران که آخرین سنگر استوار و تمدنی در برابر دشمنان امت اسلامی به شمار می‌رود.

و در پایان، عرض می‌کنم:

آنچه عراق به‌ویژه در شهرهای مقدس نجف اشرف و کربلای معلی و نیز ایران، به‌ویژه در شهر مقدس قم و آستان قدس رضوی(ع)، در آیین تشییع پیکر مطهر فرمانده شهید و رهبر امت امام خامنه‌ای (رضوان‌الله‌علیه)، آفرید، جلوه‌ای روشن از عمق ایمان، اخلاص، فداکاری و ایثار ملت سرافراز عراق و دیگر ملت‌های مسلمان بود.

حضور باشکوه توده‌های مردم عراق، عشایر اصیل، اقشار گوناگون جامعه از زنان، مردان و جوانان مجاهد، عالمان، دانشگاهیان، گروه‌های محور مقاومت عراق، دیگر جریان‌های اجتماعی و سیاسی، و نیز حمایت‌ها، پشتیبانی‌ها و تسهیلاتی که از سوی عتبات مقدس نجف و کربلا، ملت عراق، دولت عراق و به‌ویژه سازمان حشدالشعبی، با هدایت و حمایت مرجعیت عالی دینی و حوزه علمیه نجف اشرف فراهم شد، بازتاب‌دهنده عمق پیوندهای تاریخی و استوار میان دو ملت و دو کشور برادر، ایران و عراق، بود.

این تشییع، رویدادی بود که بسیاری از محاسبات دشمنان امت اسلامی، دو ملت ایران و عراق و محور مقاومت را بر هم زد و معادلات تازه‌ای را در مسیر بیداری اسلامی، نهضت جهانی امت اسلامی، تقویت همبستگی ملت‌ها برای برپایی نظامی اسلامی و مستقل در منطقه، و رهایی از استعمار و استکبار رقم زد.

از خداوند متعال مسئلت داریم که رهنمودهای مرجعیت عالی دینی در نجف اشرف و شهر مقدس قم، به تحکیم پیوند میان دو حوزه تاریخی که پیشگام هدایت امت اسلامی هستند، و نیز به تقویت برادری میان ملت‌های مسلمان، محور مقاومت و دو ملت ایران و عراق بینجامد؛ پیوندی که در خدمت آرمان‌های بلند اسلامی باشد، مسیر شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی را شتاب بخشد و زمینه‌ساز طلوع خورشید ولایت حضرت امام حجت بن الحسن(ارواحنا فداه) گردد. همچنین امیدواریم استمرار محبت، همبستگی و همدلی میان دو ملت، به‌ویژه در راهپیمایی عظیم اربعین حسینی و در رویارویی با توطئه‌های دشمنان، سرآغاز مرحله‌ای تاریخی و سرنوشت‌ساز باشد.

راهپیمایی اربعین، که ظرفیت ساختن یک امت را در خود نهفته دارد، به ما می‌آموزد که اتحاد، همبستگی و هم‌افزایی زیر پرچم پیامبر اعظم(ص) و اهل‌بیت علیهم‌السلام، مهم‌ترین عامل عزت، اقتدار و پیروزی ما بر دشمنان است و به برکت آن، گره‌ها و مشکلات گشوده می‌شود. این اربعینِ تمدن‌ساز، مدرسه‌ای برای ایثار، محبت، معنویت و انسانیت است و می‌تواند در بازسازی هویت و حیات دینی امت نقشی اساسی ایفا کند و زمینه را برای طلوع خورشید ولایت عظمی و امامت کبری، و نورافشانی جهان به نور موعود همه امت‌ها، حضرت بقیةالله الأعظم(ارواحنا فداه)، فراهم سازد.

در پایان، با این امید که ندای مسئولیت‌پذیریِ عالمان اسلام، افقی تازه فراروی امت اسلامی بگشاید، دست برادری و گفت‌وگو را به سوی همه شما دراز می‌کنیم و امیدواریم در پرتو هم‌اندیشی، همدلی و همکاری، گامی در جهت کاهش آلام بشریت، پاسداری از امنیت ملت‌ها و اعتلای عزت جهان اسلام برداریم.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

ارسال نظرات
captcha