معمای امنیتی؛ آمریکا چگونه ایران را قویتر کرد
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، «رزماری کلانیچ» ستوننویس تحلیلگر رسانه Defense Priorities در گزارشی مفصل به «معمای امنیتی» بین آمریکا و ایران پرداخته و نوشته است: «حضور دائمی نظامی آمریکا در منطقه، معمای امنیتی بین آمریکا و ایران ایجاد کرده است؛ به این معنا که گامهایی که هر طرف برای افزایش توان نظامی خود برمیدارد، طرف دیگر را تهدید میکند و در نتیجه مارپیچهایی از تنش و بیاعتمادی شکل میگیرد.»
مقاومت ایران، پاسخ به اقدامات آمریکا
وی در ابتدا این مطلب با انتقاد ازسیاست کلان آمریکا در قبال ایران نوشته است: «سیاستگذاران آمریکایی دهههاست ایران را اشتباه خواندهاند و آن را بهعنوان متجاوزی بیامان و خطرناک به تصویر کشیدهاند. این برداشتهای نادرست زمینهساز آن شد که رئیسجمهور ترامپ جنگی فاجعهبار را آغاز کند که دست ایران را قویتر و آمریکا را درگیر یک درگیری بیهدف دیگر در خاورمیانه کرد.»
وی با بیان اینکه «مشکل اصلی استراتژی دولت ترامپ در قبال ایران این است که تلاش کرده علائم خصومت آمریکا-ایران را درمان کند»، نوشته است: «این در حالی است که واشنگتن علل رفتار ایران را اشتباه تشخیص داده است؛ عللی که از ناامنی عمیق این کشور در سایه برتری نظامی آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه نشأت میگیرد».
کلانیچ در ادامه نوشته که «استراتژی بزرگ مقاومتی ایران عمدتاً واکنشی است در برابر قدرت آمریکا و با هدف بیرون راندن نیروهای آمریکایی از منطقه بهعنوان اقدامی دفاعی طراحی شده و تا زمانی که آمریکا حضور نظامی گسترده در خلیج فارس را حفظ کند، ایران به موازنهسازی و مقاومت در برابر آن ادامه خواهد داد.»
آمریکا از غرب آسیا برود
این تحلیلگر آمریکایی با اشاره به اینکه ترامپ توجیهاتی مانند برنامه هستهای، روابط با گروههای مقاومت و برنامه موشکی را برا حمله نظامی به ایران مطرح کرده است، نوشت: «متأسفانه جنگ ترامپ تهدیدات ناشی از ایران را تشدید کرده، نه کاهش. ایران این سیاستها را دفاعی و ابزارهای اصلی بازدارندگی و حفظ خود در برابر تهدیدات خارجی میداند. با این حمله، ترامپ احتمالاً ایران را به دوچندان کردن این استراتژیها وادار خواهد کرد.»
وی با اشاره به کنترل ایران بر تنگه هرمز تصریح کرد: «نحوه پیشبرد جنگ همچنین باعث شد ایران منبع جدید و دائمی اهرم فشار را کشف کند یعنی توانایی سرکوب تجارت از طریق تنگه هرمز با تهدید نیروی نظامی، که احتمالاً مدتها پس از پایان درگیری نیز باقی خواهد ماند.
کلانیچ با اعتراف به این انگاره که «جنگ، موقعیت ایران را تقویت کرده است»، نوشت: «تهدید کلی ایران برای آمریکا همچنان محدود است. مشکل ایران را نمیتوان با جنگ بیشتر حل کرد، اما میتوان آن را با رویکردی عملگرایانه، بهطور مؤثر مدیریت کرد.»
وی در ادامه این یادداشت به آمریکا این توصیهها را مطرح میکند: «استقرار مجدد نیروهای آمریکایی دور از خاورمیانه، پایگاههای آسیبپذیر آمریکا را از برد موشکها و پهپادهای ایرانی خارج میکند و معمای امنیتی آمریکا-ایران را که در وهله اول مقاومت ایرانی را برانگیخته، کاهش میدهد. چرخش به دور از خاورمیانه بهخودیخود ضروری است و اهداف استراتژیک آمریکا را بهتر محقق میکند.»
توانایی هستهای، اهرم بازدارندگی
این تحلیلگر آمریکایی با بیان اینکه «بسیاری در واشنگتن به اشتباه برنامه هستهای ایران و بهویژه اصرار آن بر حق غنیسازی اورانیوم را اثبات نیت ساخت بمب دانستهاند»، تصریح کرد: «ترامپ خود ادعا کرده که ایران در جستجوی بیامان برای سلاحهای هستهای بوده، در استفاده از آنها تردید نخواهد کرد و با سپر هستهای جسورتر خواهد شد تا جهان را بترساند و باج بگیرد، اما شواهد با این ادعاها همگام نیست. برنامه هستهای ایران برای فراهم کردن بازدارندگی است و تهران پیشرفت هستهای خود را طی سالها آهسته پیش برده تا سیگنال نیت تهاجمی ندهد.»
وی همچنین با اشاره به اینکه برنامه هستهای، دلیل اصلی ترامپ برای حمله به ایران بوده، نوشته که اقدامات ایران در دهه گذشته نشان میدهد که برنامه هستهای، عمدتاً بهعنوان «ابزار مذاکره عمل کرده» و «اهرمی است برای مبادله با رفع تحریمها».
کلانیچ معترف است که انگیزه صریح افزایش سرعت فعالیتهای هستهای ایران تحت کارزار «فشار حداکثری» ترامپ و ادامه آن توسط دولت «جو بایدن» ساکن پیشین کاخ سفید بوده است.
وی تاکید کرده که پیش از حمله ترامپ به ایران، تهران در آستانه ساخت سلاح هستهای نبود و جامعه اطلاعاتی آمریکا در مارس ۲۰۲۵ نتیجه گرفت که ایران تصمیمی برای تسلیحاتی کردن نگرفته و بهطور معناداری به بمب نزدیکتر نشده اما جنگ، زمزمههایی را در این کشور ایجاد کرده که ممکن است به هدف تسلیحاتی کردن برنامه هستهای، نزدیکتر باشد.
کارت جدیدی که رو شد...
تحلیلگر آمریکایی در ادامه یادداشت خود به موضوع تنگه هرمز اشاره کرد و نوشت: «جنگ نه تنها قابلیتهای مرتبط با تهدیدات ایران را حذف نکرد، بلکه مشکل جدیدی ایجاد کرد. اهرم ایران بر تنگه هرمز، که پیشتر نهفته بود، اکنون بهطور زنده نشان داده شده و هیچ راهحل نظامی عملی برای معکوس کردن آن وجود ندارد.»
کلانیج، این اهرم را محصول «جغرافیا، تاکتیکهای چریکی، خودداری کشتیداران از خطرپذیری و فناوری نظامی غالب» میداند و معتقد است که «اشاعه موشکها و پهپادهای ارزان و دقیق هدایتشونده که ایران میتواند بهطور داخلی در مقادیر زیاد تولید کند یا از کشورهای ثالث مانند روسیه و چین تهیه کند»، بر این امر تاثیرگذار بوده است.
وی تصریح کرد: «نحوه پیشبرد جنگ تاکنون نشان داده که ایران میتواند بهطور مؤثر گذرگاههای تنگه هرمز را ببندد. اصابت به چند کشتی و نه غرق آنها توسط پهپادهای نه چندان پیچیده، تهدید نظامیِ به اندازه کافی معتبری منتقل میکند که کشتیداران خصوصی از عبور از آبراه خودداری کردهاند و تردد را متوقف کردهاند.»
کلانیچ در ادامه نوشته که «جنگ ایران بخش عمدهای از کشتیرانی در تنگه هرمز را سرکوب، محمولههای نفت و گاز طبیعی را خفه و بزرگترین شوک نفتی تاریخ را ایجاد کرده است.»
اشتباهی قابل مدیریت
این تحلیلگر آمریکایی در بخش پایانی یادداشت خود نوشته که «توجیهاتی که ترامپ برای جنگ پیش کشید علل عمیق درگیری آمریکا-ایران نبودند بلکه صرفاً علائم آن بودند. علت واقعی خوانش نادرست وضعیت استراتژیک بود، خوانشی که درباره تهدید ایران اغراق کرد و استراتژی بازدارندگی نامتقارن را با وضعیت تهاجمی اشتباه گرفت».
کلانیچ با بیان اینکه «جنگ بیشتر، این اشتباه را اصلاح نخواهد کرد»، نوشت: «در عوض، آمریکا نیاز دارد از درگیری فاصله بگیرد، حتی اگر به معنای تحمیل عوارض عبور توسط ایران از تنگه هرمز باشد. این هزینه جنگ احمقانه و شکستخورده است، اما هزینهای که آمریکا میتواند با آن زندگی کند.»