کسب اجازه آیتالله سید مجتبی خامنهای در ورود به سیاست از آیت الله بهجت
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، نشریه «خط» که نشریه علمی فرهنگی خانه طلاب جوان است در شماره ۲۷ بهار ۱۴۰۵ در صفحه ۴۴ مصاحبه ای با حجت الاسلام علی بهجت فرزند مرجع تقلید فقید انجام داده و از ایشان سوال کرده؛ «راجع به ارتباط و جلساتی که رهبری عزیز آقا سید مجتبی با مرحوم حضرت آیت الله بهجت رضوان الله علیه داشتند اگر مواردی در ذهن دارید بفرمایید؟
پاسخ: جلسات ثابت و متعددی بود مثلاً در دیداری که با مرحوم آیت الله بهجت داشتند از پدر برای ورود، تامل و مطالعه در مسائل سیاسی کسب اجازه کردند و پدر هم با اینکه بنای بر اجازه در این مسئله را به کسی نداشتند اینجا به سرعت و با قاطعیت موافقت کردند. سابق بر این مثلاً بنده خدایی برای ریاست قوه قضاییه آمده بود که حاج آقا اجازه نداده بودند و موارد متعددی از این دست! برای من سوال شد و از ایشان دلیل این جواب مثبت، قطعی و فوری را پرسیدم. ایشان در جواب گفتند: برای ایشان (سید مجتبی) ورود در این مسائل ضروری است. باید در شناخت افراد در کنار پدر جلوی نفوذ و رشوه را بگیرد. برای ایشان (آیت الله بهجت ره) مسئله نفوذ و رشوه خیلی مهم بود و جهت حساسیت به افراد هم از این دو جهت بود. بارها پیام میدادند که جلوی نفوذ، جلوی رشوه و موارد مشابه را بگیرید؛ اگر نگیرید آسیب وارد میشود! بارها تاکید میکردند که خدا میداند رشوه چه میکند. حجت الاسلام علی بهجت در ادامه می گوید: از این جهت عرض می کنم که از ایشان بصیرتر و آگاه تر سراغ ندارم چون شناخت افراد و موضوعات سیاسی- اجتماعی در رهبری از هر ویژگی ای مهم تر است...»
شرح موضوع
این متن به موضوعی مربوط به مشروعیتبخشی مذهبی به فعالیت سیاسی اشاره دارد و میگوید: حصرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای رهبر عزیز انقلاب اسلامی سال ها پیش برای دریافت اجازه ورود به عرصه سیاست به محضر مرحوم حضرت آیتالله بهجت (از عرفای برجسته و مراجع تقلید شیعه) رفته است.
در این روایت، بر دو نکته کلیدی تأکید شده است:
۱.صلاحیت اخلاقی و عرفانی: مرحوم حضرت آیتالله بهجت رضوان الله علیه به طور معمول به هر کسی چنین اجازهای نمیداده است و این امر نشاندهندهی جایگاه والای علمی و معنوی فرد درخواستکننده است.
۲. تأییدیهای برای مشروعیت: این اجازه، به عنوان یک تأییدیهی مهم تلقی میشود که نشان میدهد ورود ایشان به سیاست نه تنها با اصول شرعی و اخلاقی منافات ندارد، بلکه مورد تأیید یک شخصیت عرفانی آینده نگر نیز بوده است.
در یک کلام، این روایت تلاش دارد با استناد به تأیید یک مرجع بزرگوار و عارف نامدار، مشروعیت دینی و اخلاقی جایگاه سیاسی حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای را به تصویر بکشد.
ورود به سیاست مگر اجازه می خواهد؟ رمز آن چیست؟
اجازهی مورد اشاره در این روایت، یک مجوز اداری یا قانونی (مثل پروانهی کسب) نیست؛ بلکه یک شهادت معنوی و اخلاقی است.
برای درک رمز آن، باید به سه لایهی بنیادین در اندیشهی سیاسی شیعه توجه کنیم:
۱. سیاست در این نگاه، «امانت» است نه «مقام»
در نگاه عرفانی و فقهیِ مورد اشاره، حکومت و سیاست یک «امانت الهی» بر دوش انسان است، نه یک شأن و قدرت مادی. حضرت آیتالله بهجت رضوان الله علیه به عنوان یک عارف حقیقت بین، کسی را به این عرصه راه میداد که از «هوای نفس» پاک شده باشد؛ زیرا اگر کسی به دنبال قدرت باشد، این امانت به مهلکهای برای خودش و جامعه تبدیل میشود. رمز اول: این اجازه، تأیید «تزکیهی نفس» است.
۲. حلقهی گمشدهی عرفان و سیاست
در سنت عرفانی، معمولاً عرفا از سیاست کناره میگیرند و آن را آلوده میدانند. اما در نظریهی «ولایت فقیه»، سیاست عین دیانت و جهاد اکبر در دل اجتماع است. وقتی عارف بزرگی مثل حضرت آیتالله بهجت این اجازه را میدهد، رمز دوم این است که میان «عرفان گوشهنشینی» و «سیاست اجتماعی» آشتی برقرار میکند؛ یعنی میگوید بالاترین مراحل قرب الهی را میتوان در میدان مدیریت جامعه نیز طی کرد، به شرط آنکه سالک، خود ساخته و با ظرفیت باشد.
۳. مشروعیتبخشی به «عدالت» (نه به «قدرت»)
در فقه شیعه، شرط اصلی حاکم، «عدالت» است که امری باطنی و پنهان است و تشخیص آن برای عموم مردم دشوار است. رمز سوم این است که مرجع تقلید و عارف، نقش «کارشناس اخلاق» را ایفا میکند. او با شناخت باطنی و آگاهی از رهبری آینده سید مجتبی حسینی خامنه ای، گواهی میدهد که این شخص، قدرت را وسیلهی رسیدن به خدا میداند، نه وسیلهی رسیدن به ریاست. به همین دلیل است که میگویند به هر کسی چنین اجازهای نمیدادند؛ چون این یک «گواهینامهی باطنی» است، نه یک حکم شرعیِ عادی.
این اجازه یعنی؛ «سیاست برای تو، عبادت و خدمت است». رفتن نزد عارفی مثل حضرت آیت الله بهجت برای گرفتن این اجازه، در واقع نوعی «استخارهی وجودی» و محک زدن نیّت است؛ که آیا انگیزهی او برای ورود به این میدانِ پرآشوب، خدمت به خلق است یا خیر؟ تأیید ایشان، این پیام را به جامعه میدهد که این فرد، از آفت ریا و خودخواهی در امان است و شناخت افراد و موضوعات سیاسی- اجتماعی آینده درخشانی برای ایرانیان و امت اسلامی فراهم خواهد کرد.
حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای با بیش از سه دهه حضور مستمر در لایههای تصمیمساز و مشورتی کنار رهبر شهید انقلاب، نقشی راهبردی در روند تداوم و استمرار خطمشی انقلاب اسلامی ایفا کردهاند. ایشان به عنوان مشاوری امین و دستیاری مورد اعتماد، در تمامی عرصههای حساسِ داخلی، خارجی و بینالمللی، بهویژه در حوزه «محور مقاومت» و تعاملات ساختاری با نیروهای مسلح (نظیر نیروی قدس سپاه و بسیج)، حضوری فعال و مؤثر داشتهاند.
تجارب ارزشمند ایشان در حوزههای کلان اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، منجر به ایجاد اشرافی دقیق و جامع بر ظرفیتها، ساختارها و چالشهای فراروی کشور شده است. این پختگی مدیریتی، در کنار ویژگیهایی چون درایت، شجاعت، روحیه جهادی و عدالتمحوری، ایشان را به عنصری کلیدی در فرآیندهای تصمیمسازیِ نظام تبدیل کرده است. اتخاذ تصمیمات سنجیده و استراتژیک در مقاطع بحرانی، نشاندهنده توانمندی ایشان در مدیریت پیچیدگیهای سیاسی و حفظ مسیر تعالی انقلاب است.
پایبندی به سادهزیستی، پاکدستی و دوری از تعلقات دنیوی، از برجستهترین ویژگیهای شخصیتی ایشان است و این منش، بازتابی از سیره اخلاقی و مردمیِ رهبر شهید به شمار میآید. این رویکرد، بستر مناسبی را برای «حقیقتگویی» در ساختار تصمیمگیری فراهم آورده است؛ به گونهای که ایشان با دقت در کشف واقعیتها و انتقال بدون پیرایه گزارشهای مستند به رهبر شهید انقلاب، نقش مهمی در شفافسازی فضای تصمیمگیری ایفا کردهاند. این ویژگیِ حقیقتمحوری، گاه منجر به مواجهههای اصلاحگرایانه با برخی مسئولان اجرایی شده است که نشاندهنده اولویت «منافع نظام و مردم» بر مصلحتهای سیاسی است.
در نهایت، تجمیعِ سوابق مدیریتی، شناخت دقیق از ساختارهای کلان کشور و التزام به اصول اخلاقی، از حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر عزیزمان چهرهای متمایز ساخته است. این پشتوانه تجربی و شخصیتی، نویدبخشِ امکانِ تداومِ مسیر پیشرفت کشور با تکیه بر انسجامِ فکری و امید به آیندهای روشنتر برای ملت ایران است.
حجت الاسلام علی اصغر مجتهدزاده مستشار بازنشسته دیوانعالی کشور